یکی از نشانههای عینی این شکاف، سهم اندک استان خراسان رضوی از منابع، حمایتها و پروژههای ملی تعریفشده در حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال است. در حالی که استان از نظر تعداد دانشگاهها، نیروی انسانی متخصص، شرکتهای فناور و ظرفیتهای دادهای بالقوه در ردیف استانهای برخوردار کشور قرار دارد، خروجی آن در جذب پروژههای ملی، سرمایهگذاری هدفمند و پایلوتهای اجرایی متناسب با این ظرفیتها نیست. این نابرابری میان ظرفیت و بهرهمندی، بهتدریج به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر «نبود بازیگر» نیست، بلکه «نبود بستر پایدار فعالیت» است. فعالان بخش خصوصی و شرکتهای هایتک استان، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، با مجموعهای از موانع همزمان مواجهاند: دسترسی محدود و غیرشفاف به داده، فقدان زیرساخت پردازشی و ابری قابل اتکا و نظام تامین مالیای که هنوز داراییهای نامشهود مانند الگوریتم، داده و نرمافزار را به رسمیت نمیشناسد. نتیجه طبیعی این وضعیت، کاهش انگیزه برای توسعه محصول در داخل استان و تمایل به استقرار در زیستبومهای دیگر است.
نگاه غالب مدیریتی نیز در بسیاری موارد با ماهیت این فناوری همخوانی ندارد. هوش مصنوعی با منطق پروژههای سنتی و ساختارهای سلسلهمراتبی رشد نمیکند. این حوزه نیازمند سرعت تصمیمگیری، آزمون و خطا، و تعامل مداوم میان دولت، بخش خصوصی و دانشگاه است. اما غلبه رویکردهای احتیاطی، امنیتمحور و بعضاً سلبی نسبت به داده و فناوری، عملاً فضا را برای نوآوری محدود کرده است.
مسئله داده در این میان کلیدی است. بدون دسترسی کنترلشده اما واقعی به دادههای شهری، صنعتی و اقتصادی، توسعه هوش مصنوعی ممکن نیست. حکمرانی داده بهمعنای انسداد داده نیست؛ بلکه بهمعنای تعریف قواعد شفاف برای استفاده مسئولانه از آن است. تا زمانی که این تمایز در سطح سیاستگذاری و اجرا پذیرفته نشود، بخش خصوصی نمیتواند نقش مؤثر خود را ایفا کند.
از سوی دیگر، نااطمینانی نهادی نیز به چالشها دامن زده است. هنگامی که شفافیت، استفاده از ابزارهای هوشمند و دیجیتالیشدن فرآیندها بهجای مزیت رقابتی، به عامل افزایش ریسک تبدیل میشود، طبیعی است که بنگاهها مسیر محافظهکارانهتری انتخاب کنند. در چنین فضایی، ماندن در مسیر تحول دیجیتال برای بسیاری از شرکتها توجیه اقتصادی و مدیریتی خود را از دست میدهد.
راهحلها اما پیچیده یا دستنیافتنی نیستند. ایجاد سندباکسهای واقعی برای هوش مصنوعی، بازتعریف نقش دولت از مجری به تنظیمگر، به رسمیت شناختن داراییهای نامشهود در نظام مالی، و سرمایهگذاری هدفمند بر زیرساختهای داده و پردازش، میتواند این مسیر را اصلاح کند. مهمتر از همه، باید بپذیریم که توسعه هوش مصنوعی بدون اعتماد به بخش خصوصی و بدون واگذاری میدان اجرا به آن، ممکن نخواهد بود.
اگر خراسان رضوی قرار است از استانهای پیشران اقتصاد دیجیتال کشور باشد، باید این شکاف میان ظرفیت، سیاست و اجرا را جدی بگیرد. آینده هوش مصنوعی در استان نه با صدور بخشنامه، بلکه با اصلاح نگاه، سازوکار و اولویتها ساخته میشود.












ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰