سقف محدودیت کارت بازرگانی در واردات از محل ارز اشخاص برداشته شد
مطالبه بخش خصوصی برای راهاندازی شعب تخصصی قضایی در حوزه اقتصاد
چگونه از دادههای خود درآمدزایی کنید
تقویت بخش خصوصی، کلید عبور از شرایط سخت اقتصادی
درسهای ۲۰۲۵ برای رهبران سازمانها
سفر بازاریابی از کالا به تجربه
نیمی از معادن راکد خراسان رضوی در حوزه مصالح ساختمانی است
ضرورت اصلاح قوانین گردشگری ترکیبی و تسهیل صدور مجوزها
وقتی دختر بزرگم ۷ سال داشت، به یک بیماری نادر خودایمنی مبتلا شد که پزشکان گفتند شانس زیادی برای زنده ماندن ندارد. این بیماری درمان قطعی و شناختهشدهای نداشت و بنابراین تجویز مجموعه داروهایی برای او شروع شد تا شاید روشی برای زنده نگه داشتنش پیدا کنند. این یعنی به طور مکرر باید از او خون میگرفتند؛ آن هم از کودکی که از سوزن وحشت داشت. زمان و تلاش زیادی را صرف کردیم تا وضعیت او را ثابت نگه داریم و این فرآیند را تکمیل کنیم. در طول روند درمان، یک بار یکی از مسوولان خونگیری گفت: «من همیشه در حال انجام این کار هستم. واقعا اتفاق مهمی نیست.» دخترم، با یک بلوغ فکری که در آن سن من را شگفتزده کرد، گفت: «برای من مهم است. مهم است، چون چیزی را میگیری که درون بدن من است. ممکن است برای تو مهم نباشد، چون برای تو اتفاقی نمیافتد.»