از گردشگری سنتی تا سفر هوشمند با استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی
گزارش مدیریت اقتصاد جنگی؛ تجربه روسیه و اوکراین و دلالتهای سیاستی برای ایران منتشر شد
تأمین مالی مهمترین مانع اجرای طرح ملی بهینهسازی مصرف انرژی است
گردشگری ایران و ضرورت یک بازطراحی تازه
نااطمینانی زیر پوست معدن
رفتارهای آسیبزننده به همکاریهای سازمانی
پروفایل عملکردی کارکنان در ماتریس مهارت ـ اراده
عبور تورم از دالان التهاب؟
وقتی دختر بزرگم ۷ سال داشت، به یک بیماری نادر خودایمنی مبتلا شد که پزشکان گفتند شانس زیادی برای زنده ماندن ندارد. این بیماری درمان قطعی و شناختهشدهای نداشت و بنابراین تجویز مجموعه داروهایی برای او شروع شد تا شاید روشی برای زنده نگه داشتنش پیدا کنند. این یعنی به طور مکرر باید از او خون میگرفتند؛ آن هم از کودکی که از سوزن وحشت داشت. زمان و تلاش زیادی را صرف کردیم تا وضعیت او را ثابت نگه داریم و این فرآیند را تکمیل کنیم. در طول روند درمان، یک بار یکی از مسوولان خونگیری گفت: «من همیشه در حال انجام این کار هستم. واقعا اتفاق مهمی نیست.» دخترم، با یک بلوغ فکری که در آن سن من را شگفتزده کرد، گفت: «برای من مهم است. مهم است، چون چیزی را میگیری که درون بدن من است. ممکن است برای تو مهم نباشد، چون برای تو اتفاقی نمیافتد.»