تبعات بحرانهای پیدرپی بر پیکره اقتصاد دیجیتال؛ از فرسایش تا مهاجرت نخبگان
انسجام در مطالبهگری برای حل معضلات حوزه تولید بدون کارخانه با ایجاد انجمن تخصصی
تصمیمهای ناگهانی، تهدیدی جدی برای بقای کسبوکارهای دانشبنیان
ناهماهنگی دستگاهها و کاستی زیرساختها، مانع تحقق اهداف سامانه ملی مجوزها
قطعی اینترنت، حملونقل بینالمللی خراسان رضوی را فلج کرد
عملکرد موفق تربتجام و تایباد در اجرای سند سازگاری با کم آبی استان
نمایشگاه کشاورزی دوحه، فرصتی برای توسعه تعاملات تجاری
واکاوی راههای برون رفت از بحرانهای تکراری و ضعف ساختاری حوزه گردشگری
غولهای صنعتی مثل کوکاکولا با اینکه نیازی به تبلیغ و معرفی ندارند اما هنوز هم بخش بزرگی از سرمایه خود را خرج هویت برند میکنند. کسبوکارهای کوچک هم میتوانند با بهکارگیری استراتژیهای مشابه اما کمهزینهتر، رشد خود را تضمین کنند. برندسازی از این نظر مهم است که ۸۲ درصد سرمایهگذارها برای سرمایهگذاری در یک برند، بیش از هر چیزی به قدرت آن برند توجه میکنند. خبر خوب این است که برای ساختن یک برند قوی، لازم نیست یک شرکت بزرگ مثل کوکاکولا باشید.
جنگ تجاری ترامپ، تولید را با اختلال مواجه کرده است. تغییرات مکرر نرخ تعرفه باعث افزایش ریسک فعالیتهای اقتصادی شده است. با این حال، به نظر میرسد ترامپ به اهداف خود نرسیده است و صاحبان بنگاهها همچنان ترجیح میدهند کالاهای خود را در چین تولید کنند.
بررسیهای یک پژوهش نشان میدهد که وقوع بحرانهای ژئوپلیتیک و اعمال تحریمهای گسترده نشاندهنده آسیبپذیری حکمرانی اقتصادی بر مبنای «مزیت نسبی» و یکپارچگی جهانی است. با شیوع ویروس کرونا در جهان و همچنین تشدید جنگهای فناوری، بسیاری از کشورها در سیاستگذاریهای اقتصادی خود، «تاب آوری» و «مهار ریسک» را جایگزین «رقابت صرف» کردند. در نتیجه در حال حاضر بسیاری از دولتها با ابزارهایی مانند تعرفههای هدفمند، کنترل سرمایهگذاری خارجی و حمایتگرایی هوشمند، به دنبال تامین امنیت زنجیره ارزش خود هستند.
یکی از مهمترین این مفاهیم، تابآوری سازمانی است؛ مفهومی که تا زمانی که اوضاع به ظاهر عادی است، نادیده گرفته میشود و زمانی مورد توجه قرار میگیرد که برای بهرهبرداری موثر از آن، بسیار دیر شده است. سازمانها در ایران - از نهادهای دولتی گرفته تا بنگاههای اقتصادی - معمولا آمادگی لازم برای مواجهه با بحرانهای گسترده و چندبعدی را ندارند.
برنامه «ساخت چین ۲۰۲۵» که حدود یک دهه پیش معرفی شد، برای بسیاری نماد جاهطلبی صنعتی چین به شمار میرفت؛ نقشه راهی دولتی برای ارتقای موقعیت این کشور از «کارخانه جهان» به یکی از پیشتازان فناوری و تولیدات پیشرفته. با اینکه این عنوان در سالهای بعد، تحت فشارهای بینالمللی، کمکم از گفتمان رسمی دولت چین کنار گذاشته شد، اما اهداف اصلی آن همچنان پابرجا ماند. در واقع، این اهداف در قالب مفاهیم جدیدی مثل «گردش دوگانه» و «توسعه با کیفیت بالا» ادامه پیدا کردند و به تدریج در عمق استراتژی صنعتی چین جای گرفتند.