تدوین نقشه راه بلندمدت برای اقتصاد کشور؛ پیشنیاز سرمایهگذاری در تولید
احوال صنعت در 1403 به روایت آمار رسمی
مشکلات کشاورزی و صادرات تاجیکستان
مازاد تجارت کالای اتحادیه اروپا افزایش یافت
رونق سرمایهگذاری در تولید در گرو اصلاح سیاستهای ارزی و پولی است
فلرینگ، ثروتی که میسوزد
ظرفیتهای مغفولمانده گوهرسنگ ایران
هر ایرانی خارج کشور می تواند یک خودرو وارد کند
عملکرد بالا به عوامل بسیاری بستگی دارد و ساخت تیمی که بهرهوری بالایی داشته باشد، به مراتب فاکتورهای بیشتری دارد و حتی از آن هم پیچیدهتر است. استخدام نیروهای بااستعدادی که اهل کار تیمی هستند و همکاری را خوب بلدند کافی نیست. شما در قالب یک سازمان، باید محیطی را پرورش دهید که در آن افراد بتوانند بهترین خود باشند و در آن واحد برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم کار کنند.
درباره سبکهای رایج رهبری سازمانی و اینکه چگونه سبک مناسب خود را پیدا کنیم، مطالب بسیاری نوشته شده است. مثلا سبک تحولآفرین یا تعاملی یا بوروکراتیک. اما دنیل گلمن، روانشناسی که به تحقیقات در حوزه هوش هیجانی معروف است میگوید: «لازمه یک رهبر سازمانی فوقالعاده بودن این است که بدانیم موقعیتهای مختلف، ممکن است رویکردهای متفاوتی را طلب کنند.» گلمن با تکیه بر تحقیقات و تجربیاتش، شش سبک رهبری سازمانی را شناسایی کرده که مدیران میتوانند با توجه به شرایط و نیازهای اعضای تیم، آنها را اتخاذ کنند. او نخستین بار در سال ۲۰۰۰ این سبکها را در مقالهاش به نام «رهبری سازمانی ثمربخش» در مجله کسبوکار هاروارد معرفی کرد. از آن زمان به بعد، سبکهای او به طرز گستردهای به عنوان یک چارچوب اساسی برای رهبری سازمانی موثر شناخته شده و استفاده میشوند.
در چند سال اخیر، دنیا با بحرانهای همزمان و متعددی همراه بوده است: از درگیریهای ژئوپلیتیک گرفته تا بلایای زیست محیطی، عمیقتر شدن شکافهای سیاسی و اجتماعی، اختلالات در زنجیرههای ارزش و تحولات بر هم زننده تکنولوژی. بسیاری معتقدند این بحرانها واقعیت جدید دنیا هستند و به نظر نمیرسد پیچیدگیها به این زودیها رفع شوند. کارشناسان نشریه هاروارد اخیرا با گروهی از مدیران ارشد شرکتهای بزرگ آمریکایی و اروپایی ملاقات کردهاند تا درباره چگونگی رهبری سازمان در گیرودار بحرانهای فعلی جهان صحبت کنند. این شرایط چالش برانگیز، استرس قابلتوجهی به این رهبران و کارکنانشان وارد کرده است.
تا چند سال پیش وقتی از کارکنان شرکتها و اعضای تیمهای کاری میپرسیدید که آیا حاضرند ارتقای مقام پیدا کنند و بهعنوان مدیر بخش یا شرکتی که در آنجا مشغول به کارند معرفی شوند، پاسخ اغلب آنها مثبت بود و بسیاری از آنها مشتاق مدیر شدن و ورود به دنیای مدیریت و رهبری سازمان بودند. در واقع مدیر شدن یکی از اهداف و انگیزههای اصلی بسیاری از کسانی بود که وارد یک شرکت یا سازمان میشدند و حاضر بودند در ابتدا در پستهای سطح پایین مشغول به کار شوند و سختیهای ماهها و سالهای اول کار در یک شرکت را به جان بخرند. امید بسیاری از کارکنان و اعضای تیمهای کاری این بود که با نشان دادن قابلیتهای خود و بهتر کار کردن، خود را بهعنوان کاندیداهای اصلی تصدی پستهای مدیریتی معرفی کنند و از طریق مدیر شدن از نردبان ترقی بالا بروند.
در کار، مواقعی وجود دارد که رهبری میکنیم و مواقعی که باید پیروی کنیم. ممکن است همیشه موافق مسیری نباشیم که برایمان مشخص کردهاند. ممکن است اسیر دست خشم و اضطراب و سردرگمی شویم، اما در عین حال بخواهیم انعطافپذیری خود را به تیممان نشان دهیم و روابط خوبمان با واحد مدیریت را حفظ کنیم. پس چگونه با تمام توان پیش برویم و موقرانه پیروی کنیم؟ این نوشتار ابزاری را توصیف میکند که به شما کمک میکند تصمیمی را که با آن موافق نیستید، با وقار و آگاهی اجرا کنید.