بهعنوان یک مربی هوش هیجانی این سوال بسیار از من پرسیده میشود که: «چطور احساساتم را کنترل میکنم؟» طی سالها، هزاران ایمیل از خوانندگانی دریافت کردهام که گرفتار چرخه تفکر احساسی شدهاند؛ وضعیتی که باعث میشود حرفهایی بزنند یا کارهایی انجام دهند که بعدا از آن پشیمان میشوند و این موضوع در اغلب اوقات، به آسیب دیدن نزدیکترین روابط آنها، اعم از شغلی و شخصی منجر میشود. نکته اینجاست که احساسات بد نیستند. در واقع احساس همان چیزی است که ما را انسان میسازد که اتفاقا چیز خوبی است.
بسیاری از به اصطلاح رهبران سازمانی علاقه بیمارگونهای به بزک کردن ظاهر بیرونی مقام خود دارند. این نوع رهبری سازمانی که میتوان آن را «رهبری سازمانی محسوس» نامید، سبکی بسیار سطحی و صرفا یک تلاش دستساز انسانی برای ایجاد نظم در سازمان است و شامل موقعیتهایی با اختیارات بالا میشود که با عناوین سازمانی، همرده بودن با روسای بالادست، اندازه و مکان دفتر کار، قلمرو قدرت و مانند آن شناخته میشود.