لزوم بازنگری در سیاستهای مزدی و اصلاح ساختار تصمیمگیری در تامین اجتماعی
منطقه آزاد دوغارون و ظرفیتهای منحصر به فرد سرمایهگذاری خراسان رضوی
شامخ کل اقتصاد در دیماه به 43.4 رسید | تداوم رکود در کسبوکارهای کشور
شتابگیری قیمتها در دیماه و فشار تورمی بر سفره خانوارهای خراسان رضوی
صادرات فلهای غذا به همسایهها
پیام «شامخ» از رکود صنعت
اولویتبندی فرصتهای سرمایهگذاری حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات استان با محوریت کلانپروژهها
تقویم نمایشگاهی سال 2026 پاکستان
شروع یک کسبوکار دشوار است. جواب منفی شنیدن سخت است و احساس سرگردانی و خطر ورشکستگی بدترین حس ممکن است. زمانی که مسوول کار خود هستید، کسبوکارتان را توسعه میدهید، بر افزایش درآمد از مشتریان کنونی متمرکز هستید و همزمان به دنبال فرصتهای بالقوه جدید میگردید، به سادگی ممکن است یک روز حس قدرت و توانمندی کنید و روز دیگر حس کنید که تمام درها به رویتان بسته است؛ بستگی دارد که تلاشهایتان چه نتیجهای داده باشد.
نسبت نرخ آزاد دلار به نرخ ترجیحی اکنون به ۴.۲۸ رسیده که بالاترین میزان طی سهسال و نیم اخیر است. بررسیها نشان میدهد شکاف بین نرخ دلار مرکز مبادله و بازار آزاد نیز به ۶۷درصد افزایش یافته است که این هم بیسابقه محسوب میشود. پس از حذف ارز ۴۲۰۰تومانی در سال۱۴۰۱، سیاستگذاران اقتصادی با ایجاد نرخهای جدید ترجیحی و سپس راهاندازی ارز مبادلهای، عملا نظام چندنرخی را بازتولید کردند و پیامدهای مخرب این رویکرد، اکنون دوباره آشکار شده است. به باور کارشناسان، سیاست ارز ترجیحی در مهار تورم کالاهای اساسی ناکام مانده و بخش عمده یارانه در زنجیره توزیع جذب شده است. نظام چندنرخی همچنین مانع سرمایهگذاری، مشوق فعالیتهای غیرمولد و تشدیدکننده نابرابری است؛ زیرا دهکهای پردرآمد بهره بیشتری از آن میبرند. این وضعیت علاوه بر عطش تقاضا برای نرخهای ارزان، باعث شکلگیری انگیزه برای بهتعویقانداختن عرضه ارز از سوی صادرکنندگان شده و خود بهعنوان موتور پنهان افزایش نرخ ارز عمل میکند.
ممکن است در حال حاضر شما خودتان را فردی خلاق ندانید، اما به احتمال زیاد در دورهای از زندگیتان چنین بودهاید. یکی از موهبتهای دوران کودکی، آزادی در بازی کردن و خلق کردن است؛ کلاسهای هنر، زنگ تفریح و درسهای موسیقی فرصتهایی برای بروز تخیل و احساسات بیحد و مرز فراهم میکنند.
محمدمهدی بهکیش ـ اقتصاددان //سوال مهمی در کشور مطرح است مبنی بر اینکه اگر قرار شود قیمت انرژی اصلاح شود، هزینههای آن را چه گروههایی باید پرداخت کنند؛ دولت، بنگاههای منتفع از ناترازی انرژی یا مردم عادی؟ بهعنوان مثال، اگر دولت بخواهد قیمت بنزین را به طرف واقعی شدن هدایت کند، آیا مردم باید تمام هزینه آن را بدهند و به جای بنزین ۱۵۰۰تومانی، بنزین ۶۰هزار تومانی یا ۸۰هزار تومانی مصرف کنند یا اینکه دولت یا ذینفعان بنگاهدار هم باید بخشی از هزینه را با تغییر رفتار خود تقبل کنند؟