فرصتهای طلایی بازار عراق و قطر برای تجار خراسانی
فرصتهای 5 گانه صادراتی ایران به تانزانیا | پیشنهاد تشکیل کارگروه ویژه ایران – تانزانیا در اتاق ایران
حجم 48 میلیون دلاری صادرات ایران به لهستان در 2024 تثبیت شد | افت 20 درصدی تجارت دو کشور طی سه سال
سرمایهگذاریهای بافت پیرامون حرم رضوی؛ در برزخ بلاتکلیفی
در حال رسیدن به مراحل پایانی برای اجرای برقی کردن قطار مشهد ـ تهران هستیم
هوش مصنوعی؛ جانشین کارکنان منابع انسانی
هدفگذاری برای صادرات ۴.۵میلیارد دلاری خدمات فنی مهندسی
اعمال قدرت «با دیگران» نه «بر دیگران»
چه بخواهیم و چه نخواهیم در هر سازمانی یکسری کلیشهها و تفکرات قالبی وجود دارد که در برخی موارد بسیار آزاردهنده و منفی هستند. نمونههای شناختهشده کلیشهها و تفکرات قالبی رایج در سازمانها عبارتند از: نژادپرستی، نگاههای جنسیتی، تفکرات مبتنی بر قومیتگرایی و مذهب و شکاف بین نسلها. در واقع بخش عمده کلیشهها و تفکرات قالبی، ریشه در پیشقضاوتها و تبعیضهایی دارند که خواسته یا ناخواسته در میان برخی مدیران و کارکنان رواج دارند و باعث میشوند آنها در برخورد با دیگران دچار سوگیری و رفتارهای تبعیضآمیز شوند. متاسفانه، این کلیشهها و تفکرات قالبی منفی که ریشه در سوءبرداشتها و تفکرات نادرست و تجربیات منفی گذشته دارند بهآسانی قابل محوشدن نیستند و از ماندگاری بالایی در سازمانها برخوردارند.
موضوع تعدد سامانه های دولتی به ویژه در حوزه کسب وکار و دریافت مجوزها، یکی از چالش های جدی فعالان اقتصادی است. رشد بی رویه ای که از سال1396 با پروژه دولت الکترونیک و با شعار دسترسی آسان به خدمات آغاز شد اما امروزه به گفته فعالان اقتصادی اکنون تعدد سامانه ها سبب شده تا انجام امور اداری واحدهای تولیدی سخت تر و پیچیده تر از طی کردن روال کاغذی آن شود. در حال حاضر حدود 50سامانه مختلف مرتبط با فعالیت های اقتصادی ایجاد شده است، بین 27 تا 30پایگاه داده وجود دارد و بر اساس اطلاعات شورای اجرای فناوری اطلاعات درمجموع ١٦٢دستگاه و نهاد اجرایی، بیش از ١٦٤٤خدمت الکترونیک تعریف کرده اند.
اهداف و استراتژیهای خاص کسبوکارها، اغلب نیازمند آموزش و ارتقای مهارت کارکنان است. تصمیم به آموزشهای جدید در بیشتر مواقع نیز در سطح مدیریتی گرفته میشود و باید کارکنان را تشویق به مشارکت کرد. با این حال، گسترش دغدغههای اجتماعی و زیستمحیطی باعث شده که در بسیاری از کسبوکارها، خود کارکنان تشنه یادگیری مهارتهای پایداری و کسبوکار «سبز» باشند.
میگویند «موفقیت مدعیان زیادی دارد، اما شکست را کسی گردن نمیگیرد.» اما این گفته درباره شرکتها درست نیست، زیرا علاوه بر بیتجربگی بنیانگذار شرکت، دلایل فراوانی برای شکست شرکتها وجود دارد. با درک علل شکست شرکتها میتوان به رهبرانشان کمک کرد که بدانند چه کاری را چرا، چه وقت و به چه ترتیب انجام دهند و چگونه درستترین گزینهها را برای شرکتشان انتخاب کنند.
تعریف دگرگونی دیجیتال کار ساده و آسانی نیست، چراکه دگرگونی دیجیتال در هر صنعتی با سایر صنایع متفاوت است. با این همه بهطورکلی میتوان دگرگونی دیجیتال را بهصورت وارد کردن فناوریهای دیجیتال به تمام حوزههای کاری تعریف کرد که نتیجه آن شکلگیری یک تغییر بنیادین در چگونگی فعالیت کسبوکارها و نحوه تعامل آنها با مشتریانشان خواهد بود. در حالت ایدهآل، دگرگونی دیجیتال در یک شرکت بهوسیله مدیرعامل رهبری میشود و مدیر ارشد اطلاعات و مدیر ارشد منابع انسانی و سایر رهبران عالیرتبه سازمان نیز در آن مشارکت دارند.
حدود یک سال پیش شرکت اوپنایآی چت جیپیتی۴، یعنی پیچیدهترین الگوی هوش مصنوعی خود و مغز متفکر پشت چت جیپیتی را عرضه کرد که خلاقانهترین روبات سخنپرداز آن به حساب میآید. در آن زمان ارزش بازار صنعت فناوری آمریکا ۵۰ درصد افزایش یافت و برای سهام سهامداران ۶ تریلیون دلار ارزش ایجاد کرد. برخی از شرکتهای فناوری اکنون رشد درآمد خود را با افزایش قیمت سهامشان آغاز و هماهنگ میکنند. در ۲۱ فوریه شرکت انویدیا که تراشههای مورد استفاده برای آموزش و اجرای الگوهایی مانند چت جیپیتی۴ را طراحی میکند، نتایج چشمگیر سهماهه چهارم سال را اعلام کرد و ارزش بازار خود را به ۲ تریلیون دلار رساند. هیجان هوش مصنوعی همچنین قیمت سهام سایر غولهای فناوری مانند آلفابت (شرکت مادر گوگل)، آمازون و مایکروسافت -که هزینههای زیادی برای توسعه این فناوری میکند- افزایش داده است.
مدیران از اهمیت پایداری آگاه هستند، ولی این را هم میدانند که دستیابی به نتایج، دشوار است. در این مقاله به چالشهای کسب و کارها برای پایدارسازی فعالیتهایشان و ایفای مسوولیتهای زیستمحیطی و اجتماعیشان میپردازیم. در گزارشی با عنوان «شکاف در ارزشآفرینی پایدار»، شرکت نرمافزار ابری سلزفورس به همراه موسسه پژوهشی و مشاورههای مدیریت گلوباسکن (globscan) به یافتههایی کلیدی در بحث پایداری کسب و کارها رسیدند:
دکتر صالح گلتبار، پژوهشگر اقتصادی // رابطه بین تامین مالی و عملکرد بنگاهها همواره از جمله مسائل چندبعدی بوده که فراز و فرودهای متفاوت سیاستی را در اقتصاد ایران در پی داشته است. اینکه وظایف بانک در قبال بنگاه چگونه تعریف میشود و بنگاهها چه تعاملی با نظام بانکی کشور برقرار میکنند و همچنین نحوه حضور سیاستگذار اقتصادی در میان رابطه بنگاه و بانک چگونه است، از جمله مسائل چالشبرانگیزی است که در طول چند دهه اخیر بنا به رویکرد دولتهای مختلف، اقتصاد ایران را با نگرشهای متفاوتی در نحوه سیاستگذاری آن مواجه کرده است.