هوش مصنوعی در خراسان رضوی؛ شکاف ظرفیتها با سیاستگذاری و اجرا
توقفهای فرسایشی و تاکید بخش خصوصی بر اصلاح فوری فرآیندهای مرزی
تقویم نمایشگاههای 2026 انگلستان
اختلال اینترنت، ترانزیت کالا را زمینگیر کرده است
لیست مناقصات سال 2026 بلغارستان
۳ چالشی که مانع رشد کسبوکارتان میشود
آثار تحریم چگونه ماندگار میشود؟
SMEها زیر تیغ بودجه ۱۴۰۵ | وقتی ناترازی دولت به دوش بنگاههای کوچک میافتد
نزدیک به دو سال است که میشنویم مدیران شرکتها از سختیهای کار با نسل زد شکایت میکنند. اما حالا دیگر صرفا در حد حرف و شکایت نیست. به گزارش فورچون، رهبران سازمانها دست به کار شدهاند و نیروی کار جوانی را که عملکرد خوبی ندارد یا به درستی با روال و مناسبتهای اداری آشنا نیست، به سرعت و تنها چند ماه پس از استخدام اخراج میکند.
اخیرا طی همکاری با یک شرکت روباتیک اسکاندیناویایی، متوجه یک موضوع نگرانکننده شدیم. طی جلسات تیم رهبری، مدیرعامل از بین ۹ نفر، تنها با ۳ نفر از اعضای جلسه صحبت میکرد و از آنها مشورت میگرفت. بقیه فقط نگاه میکردند. وقتی بعدا از او در اینباره سوال پرسیدیم و از زبان ما شنید که ظاهرا «نورچشمیهایی» دارد و این کاملا مشهود است، تعجب کرد. او نمیدانست رفتار تبعیضآمیزش چه تاثیری بر سایر اعضا دارد. و هیچکس موقع ارائه بازخورد، این موضوع را مطرح نکرده بود. این یک مشکل رایج است. گرچه مدیران معتقدند که برای تکتک کارکنان توجه و احترام یکسانی قائلند، اما تحقیقات خلاف این را اثبات میکند.
ماه گذشته که چشم دنیا به رئیسجمهور آمریکا بود و همه منتظر بودند ببینند از نامزدی مجدد انصراف میدهد یا نه، من به کشمکش درونی او فکر میکردم و با خود میگفتم کاملا درکش میکنم. شاید رئیسجمهور نباشم، اما با چالشها و برنامهریزیهای مربوط به جانشینی آشنا هستم و مصائبش را میفهمم. من به عنوان یکی از بنیانگذاران و تا همین اواخر مدیرعامل پرشور یک شرکت «مربیگری اجرایی» که۷ سال پیش آن را تاسیس کردم، برای واگذاری مسوولیت با خودکاوی سنگینی دستوپنجه نرم کردم. فرقی نمیکند صحبت از سیاست باشد یا کسبوکار و تجارت؛ راههای زیادی برای خراب کردن فرآیند واگذاری مسوولیت وجود دارد، از جمله تردید و بلاتکلیفی، تاخیر در تصمیمگیری و بیبرنامگی.
ارائه بازخورد به کارکنان را میتوان به شیوههای گوناگونی انجام داد. و هر فرد بر اساس ویژگیهای نسلی خودش روشهای خاصی را برای دریافت بازخورد، پذیرفتنی میداند. مقالهای که واشنگتن پست به تازگی درباره انتظارات نسل زد منتشر کرده، به دریافت نظرات گوناگونی از مخاطبان منجر شد. برخی فکر میکنند که متولدین نسل زد باید بزرگ شوند و دست از غرغر کردن بردارند. برخی دیگر به تحسین نسل زد و جسور بودن آنها در بیان انتظاراتشان میپردازند.
متاورس که یکی از مهمترین پیشرفتهای در حال وقوع دنیای بازاریابی است، فقط یک روند نیست بلکه عاملی است تعیینکننده در بازآفرینی عرصه بازاریابی. متاورس اینجاست و آمده تا بماند و به همین دلیل هم بازاریابان باید به جستوجوی راههایی بپردازند که با استفاده از آنها بتوانند استراتژیهای نوین بازاریابی مبتنی بر متاورس را بنیان گذارند. در ادامه به برخی از استراتژیهایی که مدیران بازاریابی میتوانند در برخورد با متاورس و در چارچوب برنامه بازاریابیشان در پیش بگیرند، اشاره خواهد شد:
تاریخ نشان میدهد برای رسیدن به قلههای موفقیت باید بهای سنگینی پرداخت. رهبران سازمانها معمولا بیشترین آسیبپذیری نسبت به لغزشهای اخلاقی، معنوی یا قانونی در قضاوت و تصمیمگیریهایشان را در اوج دوران کاری خود تجربه میکنند. درست زمانی که به نظر میرسد همهچیز دارند و دنیا بر وفق مرادشان است، دست به کارهای خطرناک یا احمقانهای میزنند که همه چیز را نابود میکند. این موقعیت را «پارادوکس موفقیت» مینامیم.
در بازار کار رقابتی امروز، حفظ کارکنان جوان چالشی مهم برای بسیاری از سازمانها محسوب میشود. یک نظرسنجی که اخیرا توسط «موسسه استخدام فارغالتحصیلان» (ISE) انجام شده نشان میدهد ۵۱درصد فارغالتحصیلان و کارآموزان، به دنبال دستمزد بهتر شغل خود را ترک میکنند که این رقم نسبت به سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۲ افزایش چشمگیری را نشان میدهد. این روند بیانگر فشارهای مالی فزایندهای است که متخصصان جوان با آن مواجه هستند، زیرا تورم و افزایش هزینه زندگی آنها را به سوی یافتن دستمزدهای بالاتر سوق میدهد. با این حال، همه کارفرمایان انعطافپذیری لازم برای افزایش قابلتوجه دستمزدها را ندارند. شرکتها برای پرداختن به این موضوع، باید استراتژیهای نوآورانهای را برای افزایش وفاداری و مشارکت کارکنان، بدون تکیه صرف بر انگیزههای مالی، مورد بررسی قرار دهند.
پژوهش جدیدی نشان میدهد که چگونه اصرار بر پیشبرد وظایف غیرجذاب و ملالآور، از بهرهوری شما برای کارهای بعدی هم میکاهد. در این مقاله، رویکردی جایگزین پیشنهاد میشود. تقریبا هر شغلی، مقداری وظایف یکنواخت و ملالآور دارد که قابل اجتناب نیستند. تکمیل یک فایل اکسل و ارسال یا خواندن سرسری ایمیلها، مثالهایی از وظایف شغلی غیرجذاب و ملالآور هستند. افراد اغلب فکر میکنند که موثرترین روش برای مواجهه با وظایف شغلی ملالآور، مبارزه با دلزدگی و اصرار برای اتمام آن کار در کوتاهترین زمان ممکن و بدون استراحت است.
اگر هدف شما در محیط کار ترفیع گرفتن و پیشرفت در سلسله مراتب شغلی است، باید به چشم افرادی که مسوول ارتقا و ترفیع هستند بیایید؛ یعنی رئیس مستقیم شما و روسای رئیس شما باید شما را بشناسند و از حضورتان آگاه باشند. چگونه؟ در این نوشتار به آن میپردازیم. اما پیش از آن لازم است به این نکته اشاره کنیم که همه به دنبال پیشرفت شغلی نیستند. اگر تمرکز اصلی شما بر فعالیتهای خارج از زندگی شغلیتان است و فقط میخواهید کارتان را درست انجام دهید، احتمالا ترجیح میدهید در محل کار خیلی به چشم نیایید. در آن صورت بهتر است از بعضی استراتژیهایی که در اینجا مطرح میشود اجتناب کنید. ولی اگر میخواهید در محل کار به یادماندنی شوید، یکسری کارها هست که باید انجام دهید.
هر مدیر تازهکاری در اوایل فعالیت خود در عرصه مدیریت با موقعیتهایی روبهرو میشود که ناچار است گفتوگوهای جدی و سختی با کارکنانش داشته باشد و با آنها در مورد موضوعاتی صحبت کند که چندان خوشایند و دوستداشتنی نیستند، اما چارهای جز مطرح کردن آنها نیست.
امنیت روانی کارکنان یکی از موضوعاتی است که در سالهای اخیر بهشدت مورد توجه قرار گرفته است. بالا بودن سطح امنیت روانی کارکنان در محیط کار باعث میشود بهرهوری فردی و سازمانی افزایش یابد و افراد در زمانی که مشغول فعالیت برای سازمان یا شرکت متبوعشان هستند احساس آرامش و آسایش کنند و در نتیجه از کار کردن لذت ببرند و کمتر به فکر جابهجایی و ترک شغل بیفتند.
در یکی از رخدادهای شبکهسازی اخیر، با متخصص جوانی آشنا شدم که در پنج سال اول فعالیت حرفهای خود بود (نامش را بگذاریم آنا). او در حال جمعآوری شورای راهنمایانش بود و یکی از این راهنماها نگرانش کرده بود؛ چون وقتی آنا توصیه او را بلافاصله به کار نمیگرفت و راه پیشنهادی او را نمیرفت، ناراحت میشد. نگرانکنندهتر از آن این بود که علاقه داشت درباره مسائل شخصی آنا هم اظهارنظر کند؛ درباره چیزهایی همچون برنامهریزی آنا برای خانوادهای که میخواست در آینده داشته باشد. این موضوع هنوز برای خود آنا معلوم نبود و احساس میکرد به هدف فعلیاش برای به دست آوردن سمتی در بخش فروش یک شرکت بزرگ فناوری، ربطی ندارد. آنا این راهنمایش را دوست داشت. اما تمرکز او روی زندگی شخصیاش اذیتش میکرد و نمیدانست چگونه باید این موضوع را مطرح کند.
یکی از روشهای تضمین آینده کارکنانتان، ارتقای مهارتهای آنهاست. ارتقای مهارت، یعنی فرآیند کسب قابلیتهای جدید و مرتبط موردنیاز امروز و آینده نزدیک. نمونههای رایج تلاشهایی که در جهت ارتقای مهارت صورت میگیرد، عبارتند از بهبود مهارتهای دیجیتال، مهارتهای تجزیه و تحلیل، و مهارتهای تحول سازمانی. ارتقای مهارت در سالهای گذشته به طور فزایندهای اهمیت پیدا کرده است. دلایل مختلفی برای آن وجود دارد، اما مهمترین آنها شکاف مهارتی (دیجیتال) رو به رشدی است که بسیاری از شرکتها با آن مواجه هستند؛ تفاوت بین آنچه کارفرمایان میخواهند یا نیاز دارند که کارکنان قادر به انجامش باشند و آنچه که آن کارکنان واقعا میتوانند انجام دهند. دلایل اصلی شکاف مهارتی فعلی عبارتند از:
شرکتها به تدریج در حال کشف اهمیت پرورش کنجکاوی بین کارکنانشان هستند. با این حال، تعداد انگشتشماری از آنها درک خوبی از شیوه تقویت، نهادینه ساختن و استفاده گسترده از کنجکاوی در سطح سازمان خود دارند. در این مقاله، تلاش داریم تا رویکردی عملی و انسانمحور برای مدیران معرفی کنیم که از طریق آن بتوانند طرحی برای گسترش و استفاده از کنجکاوی در سازمان خود داشته باشند.
هر سازمانی که ارزش قابلتوجهی داشته باشد، تلاش کرده فرهنگ، تکنولوژی و سیاستهای خود را تغییر دهد تا نیازهای جدید کارکنان و مشتریان خود را منعکس کند. تغییرات نزدیک است، و یک مطالعه جدید از موسسه دلویت نشان میدهد که ۸۶درصد از مدیران معتقدند کارکنان نسبت به قبل به استقلال بیشتری نیاز دارند. به هر حال، تحول اصلی به فناوری مرتبط است: تنها ۵۶درصد از سازمانهای پاسخ دهنده در بررسی دیجیتال PwC در سال ۲۰۲۲ آموزش خود را در زمینه ابزار و فرآیندهای جدید گسترش دادند. این شکاف بین پذیرش فناوریهای جدید توسط سازمانها و کارکنان، میتواند با تمرکز بر فرهنگ سازمانی و انجام تلاشهای هماهنگ برای حفظ آن در طول تحول پر شود. عدمتمایل به رها کردن روشهای فعلی، از تعریف و دستیابی به اهداف جدید که به رشد کارکنان و سازمان آنها کمک میکند، جلوگیری میکند.
شفافیت در محیط کار تقریبا همه جنبههای چرخه زندگی کارکنان، از جذب و استخدام تا حفظ و توسعه آنها را تحتتاثیر قرار میدهد. اما شفافیت در محیط کار چیست؟
در حالی که بسیاری از شرکتها، از جمله والمارت، خواستار بازگشت کارکنان به محل کار شدهاند، دو گزارش جدید بر احتمال تغییر شغل مدیران ارشد به خاطر این درخواست، تاکید دارد. طبق یافتههای این تحقیقات، با اعمال سیاستهای بازگشت به دفاتر کار، این احتمال وجود دارد که بسیاری از مدیران ارشد به دنبال یافتن شغل تازهای برآیند. احتمال اینکه مدیرانی که مسوول اجرای سیاستهای بازگشت به محل کار هستند، بهدلیل همین سیاستها، خودشان شرکت را ترک کنند بیشتر از بقیه کارکنان است. این یافته تحقیقات تازهای است که مدیران عامل را غافلگیر میکند، چرا که آنها نگران این بودند که کارکنان جوانتر در برابر بازگشت به دفتر کار مقاومت کنند.
ماهیت مدیریت میانی، یعنی درک چشمانداز وسیعتر بخش رهبری ارشد سازمان و تبدیل آن به دستورالعمل قابل اجرایی که اعضای تیم بتوانند از آن استفاده کنند. این کار نیازمند حفظ تعادل ظریفی است که شما میتوانید با طی مراحلی به آن دست یابید و به مدیر میانی قدرتمندی تبدیل شوید.
اغلب نومدیران و مدیران کمتجربه در زمان آغاز فعالیت مدیریتیشان دچار سردرگمی هستند و عمدتا تصمیم میگیرند از مدیران باتجربهتر تقلید کرده و سبکهای مدیریت و رهبری آنها را در پیش بگیرند.
رهبری تیمهای کاری در دنیای پر از تغییر و تحولات سریع و پیچیدگیهای فزاینده امروز بسیار سخت و طاقتفرساست. به همین دلیل، ۸۱درصد از کسانی که در تحقیق جدید موسسه دیلویت شرکت کردند، معتقد بودند رهبری تیمهای کاری در دنیای پر از ابهام و دگرگونی امروز، به عنوان مهمترین مهارت موردنیاز رهبران سازمانی قرن ۲۱ شناخته میشود. شرکتکنندگان در این تحقیق جامع که بر روی هزاران نفر از رهبران و مدیران کسبوکارهای مختلف از سراسر جهان انجام شد، نشان دادهاند عواملی مانند تکنولوژیهای جدید، سرعت بالای تغییرات، تحولات جمعیتی و دگرگون شدن سریع انتظارات مشتریان و کارکنان، دست به دست هم داده و شرایطی را به وجود آوردهاند که باعث دشوارتر شدن رهبری تیمهای کاری شده است.
«کار تیمی شاهکار میکند.» سابرینا رومانوف، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه یشیوا، میگوید این عبارت (که گاهی روی لیوانهای اداری و پوسترهای انگیزشی چاپ میشود) اساسا به این معنی است که تقسیم وظایف و مسوولیتها بین یک تیم، در مقایسه با شرایطی که یک فرد به تنهایی همان کار را انجام دهد، میتواند به نتایج بهتری منجر شود. این عبارت را اولین بار یک کشیش آمریکایی به نام «جان سی مکسول» به کار برد. مکسول در سال ۲۰۰۲ کتابی به همین نام منتشر کرد که در آن نوشت: «کار تیمی شاهکار میکند، اما وقتی رهبر یک تیم رویای بزرگ و تیم بدی داشته باشد، چشماندازش تبدیل به یک کابوس میشود.» مکسول در کتاب خود اهمیت همکاری مشترک را مورد بحث قرار میدهد و اصولی را برای ایجاد یک تیم قوی به اشتراک میگذارد. این عبارت در طول سالها مورد توجه قرار گرفته و محبوب شده است. در این مطلب، مزایای کار تیمی، ویژگیهای کار گروهی خوب و همچنین اقداماتی را که به شما کمک میکنند یک بازیکن خوب تیمی باشید یا یک تیم قوی بسازید، بررسی میکنیم.
در چند سال اخیر، دنیا با بحرانهای همزمان و متعددی همراه بوده است: از درگیریهای ژئوپلیتیک گرفته تا بلایای زیست محیطی، عمیقتر شدن شکافهای سیاسی و اجتماعی، اختلالات در زنجیرههای ارزش و تحولات بر هم زننده تکنولوژی. بسیاری معتقدند این بحرانها واقعیت جدید دنیا هستند و به نظر نمیرسد پیچیدگیها به این زودیها رفع شوند. کارشناسان نشریه هاروارد اخیرا با گروهی از مدیران ارشد شرکتهای بزرگ آمریکایی و اروپایی ملاقات کردهاند تا درباره چگونگی رهبری سازمان در گیرودار بحرانهای فعلی جهان صحبت کنند. این شرایط چالش برانگیز، استرس قابلتوجهی به این رهبران و کارکنانشان وارد کرده است.
تبریک میگویم. شما رئیس شدهاید. تنها مشکل این است که اعضای تیمتان بیشتر از شما میدانند. آنها مسنترند، باتجربهترند و سابقه کار بیشتری دارند. در گذشته، به ندرت میشنیدیم که یک جوان ۳۰ ساله مدیر شود. در سازمانها روال بر این بود که هر که سنش بالاتر بود، مقامش نیز بالاتر بود. کارکنان در سطوح ارشد، همه سن و سالدار بودند. اما طی چند سال اخیر، روند جدیدی بر بازار کار حاکم شده است. افرادی که سابقا برای مدیریت، «زیادی جوان» بودند، به جایگاههای رهبری سازمانی و مدیریتی رسیدند.
میگویند «موفقیت مدعیان زیادی دارد، اما شکست را کسی گردن نمیگیرد.» اما این گفته درباره شرکتها درست نیست، زیرا علاوه بر بیتجربگی بنیانگذار شرکت، دلایل فراوانی برای شکست شرکتها وجود دارد. با درک علل شکست شرکتها میتوان به رهبرانشان کمک کرد که بدانند چه کاری را چرا، چه وقت و به چه ترتیب انجام دهند و چگونه درستترین گزینهها را برای شرکتشان انتخاب کنند.