• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026
0
چشم‌انداز تازه تجارت ایران و پاکستان زیر ذره‌بین صاحبنظران اقتصادی:

خراسان رضوی؛ بازیگری کلیدی در آینده روابط تجاری تهران–اسلام‌آباد

  • کد خبر : 69872
  • ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۷
خراسان رضوی؛ بازیگری کلیدی در آینده روابط تجاری تهران–اسلام‌آباد
 تجارت ایران و پاکستان پس از سال‌ها نوسان و عمق محدود، اکنون در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه از همکاری‌های ساختاری و بلندمدت قرار گرفته است. هم‌مرزی گسترده، اشتراکات فرهنگی و ظرفیت‌های مکمل اقتصادی، دو کشور را به شرکایی طبیعی بدل کرده؛ با این حال، حجم تجارت رسمی تا همین اواخر کمتر از ظرفیت‌های واقعی بوده است. روند رو به رشد مبادلات تجاری و هدف‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری، همراه با مذاکرات جدی برای دستیابی به توافق تجارت آزاد میان دو کشور، از شکل‌گیری اراده‌ای جدید حکایت دارد. در این میان، شرق ایران و به‌ویژه خراسان رضوی، با توان لجستیکی و تولیدی خود، می‌تواند به یکی از کانون‌های اصلی این تحول بدل شود. در این گزارش، ظرفیت‌ همکاری‌های تجاری و اقتصادی ایران و خراسان رضوی با پاکستان را مورد بررسی قرار داده‌ایم.

چرا پاکستان برای ایران یک مقصد اقتصادی ویژه است؟

«محمود امتی»، عضو هیات‌رئیسه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی، در گفت‌وگو با «اتاق اقتصاد» با اشاره به جایگاه پاکستان در معادلات تجاری ایران، این کشور را یکی از طبیعی‌ترین مقاصد صادراتی ایران می‌داند؛ مقصدی که به‌واسطه هم‌جواری جغرافیایی، نزدیکی‌های فرهنگی و اقتصادی، هم‌پوشانی نیازهای بازار و منافع متقابل، به‌طور منطقی در کانون توجه صادرات ایران قرار می‌گیرد. به گفته او، پاکستان به‌دلیل نیازهای فزاینده در حوزه انرژی، زیرساخت‌های صنعتی و کالاهای اساسی، ظرفیت کم‌نظیری برای گسترش صادرات ایران فراهم کرده است؛ ظرفیتی که هنوز بخش محدودی از آن بالفعل شده است.

وی تاکید می‌کند: کشور پاکستان با جمعیتی بیش از ۲۴۰ میلیون نفر، رشد سریع شهرنشینی و کمبودهای مزمن در تامین انرژی و نهاده‌های صنعتی به بازاری پایدار برای کالاها و خدمات ایرانی تبدیل شده؛ بازاری که برآورد می‌شود تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد توان بالقوه آن مورد بهره‌برداری قرار گرفته باشد.

امتی باور دارد که خراسان رضوی، در صورت رفع گلوگاه‌های زیرساختی، می‌تواند نقشی محوری در فعال‌سازی این ظرفیت ایفا کند.

 

ظرفیت بندر گوادر؛ پیوند ایران با جنوب آسیا

به گفته عضو هیات رئیسه اتاق مشهد، موقعیت ژئوپلیتیک ایران و پاکستان، آن‌ها را به حلقه‌هایی مکمل در شبکه ترانزیت منطقه‌ای بدل کرده است.

وی توضیح می‌دهد: بندر گوادر با فاصله‌ای اندک از مرز ایران و نزدیکی به چابهار، ظرفیتی راهبردی برای دور زدن بخشی از محدودیت‌های تحریم دریایی ایران فراهم می‌آورد. این بندر  می‌تواند به کانون صادرات مجدد کالاهای ایرانی تبدیل شود و در کنار چابهار، شبکه‌ای عملیاتی و منطقه‌ای را شکل دهد که هزینه و زمان حمل کالا، به‌ویژه برای استان‌هایی همچون خراسان رضوی، به‌طور معناداری کاهش یابد.

از نگاه امتی، همکاری مشترک ایران و پاکستان در گوادر می‌تواند الگویی از یک کریدور اقتصادی دوجانبه را رقم بزند؛ الگویی الهام‌گرفته از تجربه کریدور اقتصادی چین و پاکستان(CPEC)، اما متناسب با ظرفیت‌ها و اولویت‌های دو کشور. در همین چارچوب، شکل‌گیری کریدورهای مشترک و بهره‌گیری از مسیرهایی نظیر کریدور اسلام آباد – تهران – استانبول (ITI)، افق‌های تازه‌ای از همکاری ژئو‌اکونومیک را پیش‌روی دو کشور می‌گشاید.

اقوام بلوچ؛ سرمایه اجتماعی مغفول

عضو هیات‌رئیسه اتاق مشهد با اشاره به حضور قوم بلوچ در دو سوی مرز ایران و پاکستان، این پیوند قومی را سرمایه‌ای اجتماعی و کم‌نظیر توصیف می‌کند و می‌گوید: این سرمایه‌ می‌تواند اعتماد متقابل را افزایش داده، تجارت مرزی و بازارچه‌ای را تسهیل و هزینه و زمان مبادلات را کاهش دهد. به باور او، گذار از مدیریت صرفا امنیت‌محور مرزها به رویکردی تجارت‌محور و امنیت‌ساز، می‌تواند نقش بلوچ‌ها را در توسعه تجارت رسمی برجسته سازد.

نیاز انرژی پاکستان و فرصتی طلایی برای ایران

امتی با تاکید بر مکمل‌بودن ساختارهای تولیدی دو کشور می‌گوید: ایران و پاکستان نه‌تنها رقیب یکدیگر نیستند، بلکه در بسیاری از حوزه‌ها قابلیت تکمیل زنجیره‌های تجاری همدیگر را دارند.

وی می‌افزاید: ایران در انرژی، پتروشیمی، فرآورده‌های نفتی، برق، فولاد، سیمان، دارو و خدمات فنی و مهندسی از مزیت‌های جدی برخوردار است؛ در حالی‌که مزیت‌های پاکستان در محصولاتی همچون برنج، منسوجات، چرم، میوه‌های گرمسیری و دام زنده متمرکز شده است. این ترکیب، بستر یک همکاری برد- برد را فراهم می‌کند که در آن، انرژی می‌تواند به محور اصلی تجارت دوجانبه بدل شود.

به گفته او، پاکستان با بحران ساختاری انرژی مواجه است و در گاز، برق، گاز طبیعی مایع (LNG)، گاز LPG و فرآورده‌های نفتی کمبودهای جدی دارد؛ در حالی‌که ایران توان تامین بخش مهمی از این نیاز را داراست. ا

امتی تاکید می‌کند: اگر دو کشور بتوانند سازوکاری پایدار و عاری از پیچیدگی‌های مالی و سیاسی ایجاد کنند، صادرات انرژی ایران به پاکستان می‌تواند جهشی چشمگیر یافته و پیشران اصلی روابط تجاری دو کشور شود

او یادآور می‌شود که تحقق این ظرفیت‌ها منوط به رفع گلوگاه‌های زیرساختی، تقویت اتصال جاده‌ای و ریلی به بنادر، حل مسائل بانکی و مالی و مدیریت هوشمندانه امنیت مرزی و قاچاق سوخت است؛ چراکه تنها در چنین بستری، تجارت رسمی ایران و پاکستان می‌تواند به شکلی پایدار رشد کند.

 

تجارت ایران و پاکستان؛ در جست‌وجوی یک سازوکار پایدار

«پیام رشیدی»، مدیر امور بین‌الملل اتاق بازرگانی خراسان رضوی نیز باور دارد که ظرفیت‌های بالقوه تجارت میان ایران و پاکستان بسیار فراتر از سطح فعلی مبادلات دو کشور است و تنها بخش محدودی از این توان بالفعل شده است.

رشیدی با اشاره به آمار سال ۲۰۲۴ می‌گوید: حجم تجارت دوجانبه ایران و پاکستان در این سال به حدود یک میلیارد و ۹۴۰ میلیون دلار رسیده که از این میزان، ۱.۲ میلیارد دلار سهم صادرات ایران و ۷۳۴ میلیون دلار مربوط به واردات از پاکستان بوده است. این ارقام، در مقایسه با هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، نشان‌دهنده فاصله‌ای معنادار میان ظرفیت بالقوه و واقعیت موجود است؛ هرچند باید توجه داشت که در سال‌های اخیر، روابط تجاری دو کشور وارد مرحله‌ای رو به رشد شده است.

به باور وی، تغییر رویکرد در مناسبات اقتصادی تهران و اسلام‌آباد را می‌توان در سه نشانه روشن مشاهده کرد: نخست، تعیین هدف رسمی تجارت ۱۰ میلیارد دلاری؛ دوم، طرح و پیگیری سازوکارهای پایاپای و تهاتری و سوم، آغاز دور تازه‌ای از مذاکرات ساختارمند و هدفمند میان دو طرف.

ریشه‌های شکاف تجاری

مدیر امور بین‌الملل اتاق مشهد، ریشه‌های عقب‌ماندگی تجارت دوجانبه را در چند عامل بنیادین خلاصه می‌کند و می‌گوید: در صدر این موانع، تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی قرار دارد که فرآیند نقل‌وانتقال منابع مالی را با اختلالی جدی مواجه ساخته است. در کنار آن، ضعف زیرساخت‌های مرزی، به‌ویژه در گذرگاه‌های میرجاوه و تفتان، و نیز چالش‌های امنیتی در مناطق بلوچستان، مانع از شکل‌گیری یک جریان منظم، پایدار و قابل اتکای حمل‌ونقل میان دو کشور شده است.

وی تصریح می‌کند: حتی رفع صرفِ محدودیت‌های بانکی، به‌تنهایی می‌تواند ظرفیت بالفعل تجارت ایران و پاکستان را افزایش جدی بدهد.

تجارت ترجیحی؛ تجربه‌ای محدود

ایران و پاکستان در سال ۲۰۰۶ با امضای توافق‌نامه تجارت ترجیحی کوشیدند مسیر همکاری اقتصادی را هموار کنند؛ اما به گفته رشیدی، این توافق به دلیل حل‌نشدن مسئله تبادلات مالی، محدود بودن فهرست کالاها و تداوم موانع غیرتعرفه‌ای، نتوانست اثرگذاری متناسبی داشته باشد. از این‌رو، دستیابی به اهداف بزرگ‌تر مستلزم حرکت به‌سوی تجارت پایاپای و حتی تهاتر چندجانبه است.

او همچنین بر ضرورت راه‌اندازی بازارچه‌های مرزی ۲۴ ساعته با حضور مشترک گمرک و نیروهای امنیتی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین بازرسی و توانمندسازی اقتصادی جوامع مرزنشین به‌عنوان ابزارهایی موثر برای کاهش قاچاق و تقویت تجارت رسمی تاکید می‌کند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا پاکستان باید بیشتر به‌عنوان مقصد صادراتی دیده شود یا گذرگاه ترانزیتی، عنوان می‌کند: در کوتاه‌مدت پاکستان یک بازار مهم صادراتی برای ایران است؛ اما در بلندمدت، نقش ترانزیتی این کشور (به‌ویژه از مسیر گوادر، کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و محور کراچی–هند ) اهمیت راهبردی می‌یابد و می‌تواند جایگاه ایران را در تجارت منطقه‌ای ارتقا دهد.

نقش خراسان رضوی در آینده روابط ایران و پاکستان

مدیر امور بین‌الملل اتاق مشهد، خراسان رضوی را یکی از بازیگران اصلی آینده روابط ایران و پاکستان می‌داند و عنوان می‌کند: توان تولید صادرات‌محور استان در حوزه‌هایی همچون فولاد، شیر خشک و پسته، در کنار جایگاه مشهد به‌عنوان مقصد مهم زائران پاکستانی، مزیت‌های منحصربه‌فردی ایجاد کرده است. افزون بر این، اتصال شرق ایران به ترکیه و آسیای میانه و امکان شکل‌گیری کریدور مشهد-کویته-کراچی، افق‌های تازه‌ای پیش‌روی تجارت دوجانبه قرار می‌دهد.

رشیدی این کریدور ترکیبی را از منظر فنی، اقتصادی و راهبردی کاملا قابل اجرا می‌داند و معتقد است: چنانچه اراده دو طرف منجر به بازسازی خطوط ریلی، توسعه مسیرهای جاده‌ای، ایجاد پایانه‌های ترکیبی و تعریف مسیر مستقیم صادرات از مشهد به کراچی شود، تجارت دو کشور وارد مرحله‌ای نوین و پایدار خواهد شد. به گفته او، نوسازی شبکه ریلی شرق کشور، ضروری‌ترین پیش‌شرط این تحول است.

در عین حال، وی وضعیت نامناسب زیرساخت‌های موجود را یکی از گلوگاه‌های اصلی می‌داند و تصریح می‌کند: فرسودگی مسیر زمینی زاهدان–میرجاوه، ناکارآمدی خط ریلی زاهدان–کویته، عدم اتصال بندر گوادر به شبکه حمل‌ونقل ایران و محدودیت ظرفیت پایانه‌های مرزی، نشان می‌دهد بدون سرمایه‌گذاری‌های موثر، جهش تجاری با پاکستان دور از دسترس خواهد بود.

رشیدی با اشاره به سفر هیات اقتصادی خراسان رضوی به پاکستان در بهمن ۱۴۰۳، بیان می‌کند: در آن سفر، مجموعه‌ای از تفاهم‌نامه‌ها در حوزه برگزاری نمایشگاه‌های مشترک، تسهیل حضور تجار، ایجاد دفاتر تجاری و تقویت همکاری میان اتاق‌های مشهد، لاهور و کراچی به امضا رسید و اکنون در دست پیگیری است.

وی مذاکره درباره پیمان پولی دوجانبه یا سازوکار تسویه با ارزهای محلی، نوسازی فوری پایانه‌های مرزی میرجاوه و تفتان و برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی در کراچی و لاهور برای معرفی ظرفیت‌های خراسان رضوی را از جمله راهکارهای کوتاه‌مدت برای توسعه تعاملات دو طرف می‌داند.

تجارت واقعی با پاکستان؛ در بطن بازارچه‌ها و سازوکارهای محلی

«امان‌اله شهنوازی»، نایب‌رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و پاکستان، ارزیابی کلی خود از وضعیت کنونی روابط تجاری دو کشور را مثبت می‌داند و می‌گوید: تراز تجاری ایران و پاکستان در سال‌های گذشته همواره به نفع ایران بوده است. با این حال، به باور او، آنچه در آمارهای رسمی منعکس می‌شود، تنها بخشی از واقعیت تجارت دوجانبه است؛ چراکه بخش مهمی از مبادلات واقعی، در بستر بازارچه‌ها و کانال‌های عملیاتی محلی جریان دارد.

وی با اشاره به ظرفیت‌های مرزی استان سیستان و بلوچستان توضیح می‌دهد: این استان دارای شش بازارچه مرزی است که سه بازارچه فعال و سه بازارچه دیگر در حال راه‌اندازی هستند. فعال‌سازی کامل این بازارچه‌ها، نه‌تنها به نظم‌بخشی تجارت مرزی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند نقش موثری در ارتقای امنیت و تقویت تجارت رسمی ایفا کند.

شهنوازی یکی از مهم‌ترین موانع توسعه تجارت ایران و پاکستان را فقدان مبادلات بانکی مستقیم میان تجار دو کشور می‌داند و تاکید می‌کند: این چالش سال‌هاست مانعی جدی بر سر راه گسترش مبادلات بوده و تا زمانی که گره بانکی گشوده نشود، نباید انتظار جهش واقعی در تجارت دوجانبه داشت. در چنین شرایطی، استفاده از سازوکارهایی همچون تهاتر کالا و بهره‌گیری از ارزهای محلی می‌تواند هزینه‌های انتقال را تا ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش دهد؛ رویکردی که هم‌اکنون در مورد برخی اقلام صادراتی مانند زعفران نیز به‌کار گرفته می‌شود.

او در ادامه، به تجربه اجرای توافق‌نامه تجارت ترجیحی ایران و پاکستان اشاره کرده و بیان می‌کند: بر اساس توافق مذکور، حدود ۳۳۰ قلم کالای ایرانی و نزدیک به ۳۰۰ قلم کالای پاکستانی مشمول تعرفه‌های ترجیحی شده‌اند؛ اما در عمل، تنها حدود ۱۲۰ مورد از این اقلام قابلیت بهره‌برداری موثر در تجارت را یافته‌اند. به همین دلیل، دامنه اجرایی این توافق محدود مانده و لازم است با گسترش آن، کالاهای اساسی‌تری نظیر برنج و گوشت نیز تحت پوشش قرار بگیرند.

نایب‌رئیس اتاق مشترک ایران و پاکستان، متذکر می‌شود: سرامیک، کشمش، تخم گشنیز، انواع ماهی و برخی کالاهای اساسی از جمله اقلام دارای ظرفیت رشد صادرات ایران به پاکستان هستند. در مقابل، ایران نیز محصولاتی نظیر برنج، کنجد و انواع پارچه را از پاکستان وارد می‌کند.

پاکستان؛ بازار هدف و گذرگاه راهبردی

شهنوازی با تاکید بر جایگاه دوگانه پاکستان در اقتصاد ایران تصریح می‌کند: پاکستان هم‌زمان یک بازار مهم صادراتی و یک مسیر ترانزیتی راهبردی برای ایران است؛ بازاری مناسب برای عرضه کالاهای ایرانی و گذرگاهی حیاتی برای اتصال ایران به جنوب آسیا، افغانستان و آسیای میانه. از این منظر، پاکستان می‌تواند به‌درستی در زمره شرکای استراتژیک ایران تعریف شود.

او «خراسان رضوی» را کانونی توسعه‌محور، پل تجاری و مرکز لجستیکی شرق کشور توصیف کرده و می‌گوید: اتصال شبکه ریلی خراسان رضوی به زاهدان، پاکستان و در نهایت بندر چابهار، می‌تواند هزینه حمل‌ونقل را به‌طور چشمگیری کاهش دهد و جهشی معنادار در تجارت دوجانبه ایجاد کند. به گفته وی، تجار خراسان رضوی هم‌اکنون نیز نقش پُررنگی در بازار پاکستان دارند و بخش عمده صادرات محصولاتی مانند کشمش به این کشور، توسط فعالان اقتصادی این استان انجام می‌شود؛ حتی اگر مسیر صادرات از مرزهای خراسان عبور نکند.

نایب‌رئیس اتاق مشترک ایران و پاکستان همچنین به نقش مکمل بنادر چابهار و گوادر اشاره کرده و بیان می‌کند: این دو بندر می‌توانند در کنار یکدیگر، زنجیره‌ای کارآمد برای تبادل کالا میان ایران و پاکستان شکل بدهند. با توجه به وضعیت خاص روابط افغانستان و پاکستان، بندر چابهار می‌تواند به مسیری امن و قابل اتکا برای ترانزیت کالاهای پاکستانی به آسیای میانه و حتی عراق تبدیل شود.

 

شهنوازی در پایان، درباره نگرانی‌ها پیرامون نفوذ سایر بازیگران منطقه‌ای در بازار پاکستان، عنوان می‌کند: بخش خصوصی پاکستان از استقلال عمل بالایی در بحث فشارهای خارجی برخوردار است و همکاری تجاری با ایران را ادامه خواهد داد. به باور او، با تداوم روند فعلی، امکان دستیابی به تجارت ۱۰ میلیارد دلاری میان دو کشور تا سال ۱۴۰۵ دور از دسترس نیست؛ به‌ویژه آنکه تجربه سال‌های پس از ۲۰۱۳ نشان داده است که تجارت ایران و پاکستان، علی‌رغم فشارهای بین‌المللی، مسیری صعودی را طی کرده است.

 

جمع بندی

در مجموع، شواهد میدانی، داده‌های تجاری و تحرکات اخیر دیپلماتیک نشان می‌دهد که روابط اقتصادی ایران و پاکستان در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه قرار دارد و حتی با وجود چالش‌های موجود در حوزه تبادلات مالی، کمبود زیرساخت‌های مرزی و برخی ملاحظات امنیتی؛ بسترهای همکاری به مراتب گسترده‌تر از محدودیت‌هاست.

بی‌تردید، جهش در مناسبات اقتصادی دو کشور و دستیابی به افق تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، مستلزم هم‌افزایی تصمیمات سیاسی، سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌ها و حضور فعال و موثر بخش خصوصی است؛ مسیری که تحقق آن، افزون بر تعمیق تجارت دوجانبه، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری معماری نوینی از تعاملات اقتصادی در جنوب و جنوب‌غرب آسیا شود.

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=69872
  • نویسنده : فاطمه مهدوی
  • ارسال توسط :
  • منبع : اتاق مشهد
  • 7 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای خراسان رضوی؛ بازیگری کلیدی در آینده روابط تجاری تهران–اسلام‌آباد بسته هستند

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.