• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026
0
ظرفیت‌های «توافق تجارت آزاد ایران و پاکستان» در گفت‌وگو با معاون شبه‌قاره هند سازمان توسعه تجارت ایران تشریح شد:

هدف‌گذاری برای تجارت ۱۰میلیارد دلاری

  • کد خبر : 69895
  • ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۴
هدف‌گذاری برای تجارت ۱۰میلیارد دلاری
در پهنه ژئو‌اقتصادی جنوب و جنوب‌غرب آسیا، روابط تجاری ایران و پاکستان واجد ظرفیتی راهبردی است که صرفا به مبادلات کالایی محدود نمی‌شود، بلکه با مولفه‌هایی همچون امنیت اقتصادی، ثبات منطقه‌ای و پیوند زنجیره‌های تولید، ترانزیت و انرژی درهم‌تنیده است. هم‌مرزی بیش از ۹۰۰ کیلومتری، اشتراکات تاریخی و فرهنگی، مکمل‌بودن بخشی از ساختارهای اقتصادی دو کشور و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم منطقه‌ای، ایران و پاکستان را به شرکایی بالقوه تبدیل کرده که می‌توانند در بازتعریف نقشه تجارت منطقه‌ای نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند. با این حال، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که سطح تجارت دو همسایه همواره پایین‌تر از ظرفیت‌های موجود بوده است. موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای، ضعف زیرساخت‌های مرزی، ناهماهنگی نهادی، محدودیت‌های تبادلات مالی و غلبه تجارت غیررسمی، موجب شده بخش قابل‌توجهی از این ظرفیت‌ها محقق نشود. در چنین بستری، «توافق تجارت آزاد ایران و پاکستان»، نه صرفاً یک سند حقوقی، بلکه تلاشی برای عبور از منطق مبادلات محدود و حرکت به‌سوی چهارچوبی پایدار، قاعده‌مند و بلندمدت در روابط اقتصادی تلقی می‌شود. رسیدن حجم تجارت دو کشور به بیش از 3میلیارد دلار برای نخستین‌بار در تاریخ روابط اقتصادی دو کشور، نشانه‌ای امیدوارکننده از تغییر مسیر است؛ اما فاصله معنادار تا هدف‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری همچنان پابرجاست. از این‌رو، توافق اخیر دو کشور برای حذف تدریجی موانع تجاری (به‌ویژه تعهد پاکستان به رفع موانع غیرتعرفه‌ای طی بازه ۳ تا ۵ سال آینده در سفر اخیر رئیس مجلس به این کشور) می‌تواند نقطه عطفی در گذار از ظرفیت بالقوه به همکاری اقتصادی واقعی و پایدار باشد. در گفت‌وگو با حمیدرضا کربلایی اسماعیلی، معاون شبه‌قاره هند سازمان توسعه تجارت ایران، ظرفیت‌های توافقنامه را در صورت اجرای آن، مورد بررسی قرار دادیم.  

توافق‌ تجارت آزاد ایران و پاکستان تا چه حد می‌تواند به افزایش تبادلات کمک کند؟

روابط تجاری ایران و پاکستان سابقه‌ای چندساله دارد و در دوره‌های مختلف دولت‌ها مسیر خود را، هرچند با فراز و فرود، طی کرده است. نقطه عطف این روند، امضای پیش‌نویس توافق‌نامه تجارت آزاد میان دو کشور در جریان سفر رئیس‌جمهوری به پاکستان بود؛ توافقی که اگرچه به امضا رسیده، اما برای ورود به فاز عملیاتی، مستلزم طی مراحل فنی و اجرایی مهمی است.

در این مرحله، تعیین فهرست «کالاهای حساس» از مهم‌ترین موضوعات در دستور کار طرفین است؛ کالاهایی که مشمول کاهش تعرفه یا امتیازات ترجیحی نخواهند شد و باید با اجماع دوجانبه نهایی شوند. هم‌زمان، تدوین و تصویب قواعد مبدا کالا به‌عنوان یکی از پیوست‌های کلیدی توافقنامه تجارت آزاد (FTA)، نقش تعیین‌کننده‌ای در شفافیت و کارآمدی اجرای این توافق خواهد داشت.

در جریان مذاکرات اولیه، ایران فهرستی شامل حدود ۱۷۶۸ قلم کالا را به طرف پاکستانی ارائه کرده و در مقابل، پاکستان نیز ۱۷۴۳ قلم کالا را به‌عنوان اقلام حساس و غیرقابل مذاکره معرفی کرده است. با این حال، نشست‌های کارشناسی اخیر و سفر هیأت‌های عالی‌رتبه، از جمله رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس سازمان توسعه تجارت ایران به پاکستان، زمینه بازنگری و تسهیل این فهرست‌ها را فراهم کرده است تا مسیر تجارت دوجانبه روان‌تر و عملیاتی‌تر شود.

بر اساس این رویکرد جدید، دفتر شبه‌قاره هند در سازمان توسعه تجارت ایران به‌عنوان متولی رسمی اجرای توافق‌نامه، جلسات متعددی را با دستگاه‌های ذی‌ربط و کارشناسان برگزار کرده و به نتایج امیدوارکننده‌ای دست یافته است. هدف‌گذاری فعلی بر آن است که فهرست کالاهای پیشنهادی ایران از ۱۷۶۸ قلم به کمتر از هزار قلم کاهش یابد تا زمینه شکل‌گیری تجارت متوازن، پایاپای و برد- برد میان دو کشور فراهم شود. در صورت تداوم این روند، امید می‌رود موافقت‌نامه تجارت آزاد ایران و پاکستان تا پیش از پایان سال جاری نهایی و آماده اجرا شود.

 

به نظر شما چه موانعی در مسیر اجرای کامل این توافق‌نامه وجود دارد که طرفین نسبت به آن‌ها در این مرحله، ابراز نگرانی دارند؟

 

موانع پیش‌روی اجرای این توافق‌نامه از ابعاد مختلفی قابل بررسی است. در صدر این چالش‌ها، تحریم‌های مالی و بانکی قرار دارد که فرآیند نقل‌وانتقال پول و تسویه مبادلات را با اختلال مواجه می‌کند؛ موضوعی که نه‌تنها برای ایران، بلکه برای طرف پاکستانی نیز مستلزم طراحی راهکارهای عملیاتی و جایگزین است. در کنار آن، فشارهای سیاسی و ملاحظات منطقه‌ای نیز بر روند اجرا سایه افکنده است؛ هرچند پاکستان در مقایسه با برخی کشورها با محدودیت‌های شدید مواجه نیست، اما طبیعی است که در مسیر عملیاتی‌شدن توافق، احتیاط‌هایی از سوی این کشور اعمال شود.

در بُعد زیرساختی و لجستیکی نیز مشکلاتی را شاهد هستیم. حتی با فرض نبود تحریم‌ها، توسعه تجارت پایدار بدون سرمایه‌گذاری هدفمند در حمل‌ونقل دریایی، زمینی و هوایی امکان‌پذیر نخواهد بود. این حوزه نیازمند مشارکت فعال بخش خصوصی و پشتیبانی موثر دولت است. بر این اساس، اعتقاد بر آن است که گسترش تجارت دوجانبه تنها در صورتی محقق می‌شود که لجستیک به‌عنوان ستون فقرات مبادلات تجاری، در کانون سیاست‌گذاری قرار بگیرد و همکاری دولت و بخش خصوصی به‌صورت واقعی محقق شود.

بخش خصوصی می‌تواند در این مسیر نقش سرمایه‌گذار و مجری را ایفا کند و دولت نیز به‌عنوان حامی و تسهیل‌گر تجارت آزاد میان فعالان اقتصادی دو کشور، نقش پشتیبان را داشته باشد. نزدیکی بندر چابهار به بندر گوادر، در کنار مرزهای زمینی راهبردی میان ایران و پاکستان، ظرفیت‌هایی کم‌نظیر برای توسعه تجارت فراهم کرده است که بهره‌برداری از آن‌ها مستلزم نگاه بلندمدت و برنامه‌محور است.

در جمع‌بندی می‌توان گفت توافق‌نامه تجارت آزاد ایران و پاکستان (FTA) گامی موثر در مسیر تحقق هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری دو کشور به‌شمار می‌رود؛ هدفی که در دیدارهای عالی‌رتبه میان رئیس‌جمهور ایران و نخست‌وزیر پاکستان مورد تاکید قرار گرفته است. انتظار می‌رود با هماهنگی کامل میان دستگاه‌های اجرایی، رفع گلوگاه‌های موجود و اعمال تسهیل‌گری‌های لازم، این موافقت‌نامه به مرحله اجرا برسد و زمینه شکل‌گیری تجارت پایاپای و متوازن میان دو کشور فراهم شود.

 

آیا پاکستان را می‌توان بازار جایگزین برای برخی کالاهای صادراتی ایران دانست، یا بیشتر باید به آن به چشم مسیر ترانزیتی به جنوب آسیا نگاه کرد؟

 

در تدوین هر راهبرد تجاری در سطح بنگاه‌های اقتصادی، شرکت‌های بازرگانی، بخش خصوصی یا نهادهای دولتی؛ معمولاً دو مولفه بنیادین به‌صورت هم‌زمان مورد توجه قرار می‌گیرد: بازار هدف و مسیر ترانزیتی. تلفیق هوشمندانه این دو نگاه است که می‌تواند یک استراتژی تجاری را از سطح مبادلات مقطعی، به سطحی پایدار و راهبردی ارتقا دهد.

در این چهارچوب، پاکستان با جمعیتی بیش از ۲۴۰ میلیون نفر و اقتصادی در حال رشد، از ظرفیتی قابل‌توجه برای ایفای نقش یک شریک تجاری راهبردی برخوردار است. از منظر بازار مصرف، این کشور می‌تواند به‌عنوان مقصدی مهم و حتی جایگزینی هدفمند برای بخشی از صادرات ایران مطرح شود. البته منظور از «جایگزین»، به معنای انتقال همه اقلام صادراتی نیست، بلکه ناظر بر ایجاد جایگاه پایدار برای کالاهای منتخب ایرانی در بازار پاکستان در پرتو اجرای موافقت‌نامه تجارت آزاد است. در چنین شرایطی، پاکستان می‌تواند به یکی از ستون‌های اصلی نقشه صادراتی ایران بدل شود.

در حال حاضر، سبد کالاهای اولویت‌دار صادرات ایران به پاکستان طیفی متنوع را دربرمی‌گیرد؛ از انرژی و فرآورده‌های نفتی، محصولات پتروشیمی و فلزات گرفته تا مصالح ساختمانی، سیمان، سنگ‌آهن، محصولات غذایی و کشاورزی نظیر خرما و زعفران و نیز دارو و تجهیزات پزشکی. این اقلام، هسته اولیه بازار هدف را شکل می‌دهند و در صورت بهبود زیرساخت‌ها، کاهش موانع تجاری و تسهیل لجستیک، ظرفیت آن را دارند که به‌طور معناداری سهم ایران از بازار پاکستان را افزایش دهند.

در سوی دیگر، جایگاه ترانزیتی و ژئوپلیتیکی پاکستان اهمیتی هم‌سنگ و شاید فراتر از نقش آن به‌عنوان بازار هدف دارد. قرارگیری این کشور در حاشیه اقیانوس هند و دسترسی به بندر راهبردی گوادر، امکان اتصال ایران به شبه‌قاره هند و فراتر از آن، به بازارهای بنگلادش، هند و حتی شرق آفریقا را فراهم می‌سازد. از این منظر، پاکستان نه‌فقط یک مقصد صادراتی، بلکه یک گلوگاه ترانزیتی حیاتی در نقشه تجارت منطقه‌ای ایران به شمار می‌رود.

با رفع گلوگاه‌های لجستیکی، توسعه کریدورهای مشترک و بهینه‌سازی مسیرهای حمل‌ونقل، ایران می‌تواند از این ظرفیت برای شکل‌دهی کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب بهره بگیرد و پیوندهای تجاری خود با آسیای میانه، شبه‌قاره هند و سایر بازارهای منطقه را تقویت کند. تحقق چنین رویکردی، بستر دستیابی به تجارت متوازن، برد-برد و حرکت به سوی افق ۱۰ میلیارد دلاری مبادلات دوجانبه را فراهم خواهد ساخت؛ افقی که تنها در سایه نگاه راهبردی به پاکستان، هم به‌عنوان بازار و هم به‌عنوان مسیر، قابل تحقق است.

 

آیا پاکستان در چارچوب منافع بلندمدت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران می‌تواند به‌عنوان یک شریک تجاری استراتژیک در جنوب آسیا تعریف شود، یا جایگاه آن همچنان به بازاری مکمل و مقطعی در معادلات منطقه‌ای تجارت ایران محدود خواهد ماند؟

پاکستان از موقعیتی راهبردی در معادلات اقتصادی و منطقه‌ای ایران برخوردار است و می‌توان آن را هم‌زمان به‌عنوان یک شریک تجاری استراتژیک در جنوب آسیا و نیز بازاری مکمل در سطح منطقه‌ای تعریف کرد. سبد صادراتی ایران به این کشور متنوع است و در مقابل، تبادلات تجاری از سوی طرف پاکستانی نیز جریان دارد. جایگاه ژئوپلیتیکی پاکستان، به‌ویژه نقش بندر گوادر، فرصتی راهبردی برای ایران ایجاد می‌کند که می‌تواند به تقویت مسیرهایی نظیر کریدور اقتصادی چین – پاکستان بینجامد. این تعاملات صرفاً به حوزه تجارت محدود نمی‌شود، بلکه از منظر امنیتی نیز برای دو کشور مزایای قابل توجهی به همراه دارد و زمینه ارتقای همکاری‌های امنیتی را فراهم می‌سازد. در واقع، نگاه راهبردی به تجارت با پاکستان می‌تواند هم‌زمان به شکل‌گیری رویکردی استراتژیک در حوزه امنیت منجر شود و ظرفیت‌های بالقوه‌ای را به‌ویژه در حوزه انرژی، ترانزیت و امنیت منطقه‌ای در اختیار ایران قرار دهد.

از منظر نهادی و سازمانی نیز، در شهریورماه سال جاری بیست‌ودومین نشست کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و پاکستان برگزار شد و تفاهم‌نامه این کمیسیون به امضا رسید. مسئولیت کمیته تجاری، سرمایه‌گذاری و اقتصادی این تفاهم‌نامه بر عهده سازمان توسعه تجارت ایران و به‌طور مشخص دفتر شبه‌قاره هند قرار گرفته است. همچنین برنامه‌ریزی برای فعال‌سازی نخستین کمیته تجاری و اقتصادی مشترک میان دو کشور در آینده نزدیک انجام شده است. شکل‌گیری این کمیته‌ها و کارگروه‌های مشترک که با پیگیری معاون وزیر و رئیس سازمان توسعه تجارت دنبال می‌شود، می‌تواند جایگاه پاکستان را به‌عنوان یک بازار مکمل بیش از پیش تثبیت کند.

در مجموع و از منظر تحلیلی، با اتکا به ابزارهایی که کمیته‌های تجاری و کارگروه‌های مشترک در اختیار قرار می‌دهند، امکان بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی میان ایران و پاکستان فراهم است. در شرایط کنونی، پاکستان برای ایران یک بازار مکمل منطقه‌ای به شمار می‌رود؛ اما با اجرای کامل موافقت‌نامه تجارت آزاد، این ظرفیت وجود دارد که به‌تدریج به شریکی راهبردی و استراتژیک در معادلات تجاری و منطقه‌ای ایران تبدیل شود.

 

خراسان رضوی در معماری آینده روابط اقتصادی ایران و پاکستان چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟ درگاه لجستیکی، مرکز تولید صادرات‌محور، یا پل فرهنگی و تجاری؟

 

در مناسبات تجاری ایران با پاکستان، هر یک از استان‌ها می‌توانند نقشی موثر در پیشبرد روابط اقتصادی با کشورهای هدف ایفا کنند. در این میان، خراسان رضوی به‌واسطه موقعیت جغرافیایی ممتاز و برخورداری از مولفه‌های فرهنگی ویژه، واجد ظرفیتی چندبعدی در تعاملات تجاری با پاکستان است. پیوندهای مذهبی و فرهنگی میان دو کشور، سرمایه‌ای نرم و ارزشمند به شمار می‌آید که می‌تواند به تقویت مناسبات تجاری و لجستیکی و نیز ایفای نقش این استان به‌عنوان پُلی فرهنگی میان ایران و پاکستان کمک کند.

با عملیاتی‌شدن مفاد تفاهم‌نامه کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و پاکستان، این امکان فراهم می‌شود که نقش اقتصادی خراسان رضوی در ارتباط با ایالات و شهرهای مهم پاکستان، از جمله کراچی و لاهور (که دارای پیشینه‌های تاریخی و فرهنگی مشترک با این استان هستند) بیش از پیش تقویت شود. خراسان رضوی به‌عنوان قطب اصلی تولید زعفران و سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی کشور، از مزیتی مهم برای توسعه صادرات برخوردار است. افزون بر آن، صنایع دستی، خشکبار و سایر محصولات بومی استان نیز ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای گسترش روابط تجاری، اقتصادی و فرهنگی با پاکستان ایجاد می‌کنند.

در این چهارچوب، توصیه می‌شود مدیران استان، به‌ویژه با توجه به رویکرد فعال اقتصادی مدیریت اجرایی استان، با نگاهی کارشناسی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای را در اولویت قرار دهند. همچنین راه‌اندازی و گسترش پروازهای مستقیم میان خراسان رضوی و شهرهایی همچون لاهور و کراچی می‌تواند نقش مهمی در تسهیل تعاملات فرهنگی و تجاری میان دو منطقه ایفا کرده و مسیر تجارت دوجانبه را با تکیه بر ظرفیت‌های این استان هموار سازد.

بخش محوری نقش خراسان رضوی در روابط اقتصادی ایران و پاکستان، به کریدورهای تجاری و منطقه‌ای بازمی‌گردد. اتصال بازارچه مرزی دوغارون به مناطق آزاد، از جمله چابهار، از طریق شبکه‌های ریلی و جاده‌ای، مزیتی راهبردی برای افزایش حجم و کارآمدی مبادلات تجاری میان دو کشور فراهم می‌کند. چنین زیرساخت‌هایی می‌تواند جایگاه خراسان رضوی را به‌عنوان درگاه لجستیکی، کانون تولید صادرات‌محور و پل فرهنگی- تجاری تثبیت کند.

در مجموع، با اتکا به برنامه‌ریزی هدفمند، اجرای دقیق مفاد تفاهم‌نامه کمیسیون مشترک، رفع موانع لجستیکی و توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، خراسان رضوی این توان را دارد که نقشی چندوجهی و اثرگذار در تعمیق روابط اقتصادی و فرهنگی ایران و پاکستان ایفا کند و زمینه‌ساز شکل‌گیری فرصت‌های راهبردی و بلندمدت برای هر دو کشور باشد.

 

و در نهایت، ارزیابی شما از آینده تجارت ایران و پاکستان چیست؟

 

سطح کنونی مذاکرات تجاری با پاکستان قابل‌توجه ارزیابی می‌شود. رویکرد ایران در تعامل با کشورهای هدف، به‌ویژه پاکستان، بر توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان و گسترش صادرات کالاهای با فناوری بالا متمرکز شده است؛ رویکردی که هدف آن افزایش معنادار ارزش صادرات و عبور از خام‌فروشی و کالاهای کم‌ارزش افزوده است.

اهمیت این رویکرد از آنجا ناشی می‌شود که بهره‌گیری از دانش و فناوری‌های نوین می‌تواند فرآیندهای تولید و صنعتی را ارتقا داده و زمینه خلق ارزش افزوده بالاتر در محصولات صادراتی را فراهم کند. در حال حاضر، بخشی از اقلام صادراتی ایران در منطقه از منظر ارزش افزوده و رویکرد دانش‌بنیان، در سطح مطلوبی قرار ندارند؛ مسئله‌ای که ضرورت بازنگری در ترکیب سبد صادراتی را دوچندان می‌کند.

با این حال، بررسی عملکرد تجاری نشان می‌دهد که در شش تا هفت‌ماهه نخست سال جاری، تجارت ایران و پاکستان نسبت به مدت مشابه سال گذشته، علی‌رغم چالش‌هایی نظیر ناترازی‌های اقتصادی و تبعات ناشی از جنگ و تحولات امنیتی منطقه، در مجموع به نقطه سربه‌سر رسیده است. این وضعیت بیانگر تلاش تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی برای حفظ تراز تجاری در شرایط دشوار است. انتظار می‌رود با تداوم این تلاش‌ها و بهبود بسترهای تجاری، در ماه‌های باقی‌مانده تا پایان سال، افزایش محسوسی در حجم و ارزش مبادلات ایران و پاکستان رقم بخورد و سهم ایران در این بازار نسبت به سال گذشته ارتقا یابد.

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=69895
  • نویسنده : عاطفه چوپان
  • ارسال توسط :
  • منبع : اتاق مشهد
  • 2 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای هدف‌گذاری برای تجارت ۱۰میلیارد دلاری بسته هستند

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.