هوای پاک، آرزویی نیست دور از دسترس؛ چرا که شهرهایی در اقصی نقاط جهان نشان دادهاند با اراده و اصلاحات ساختاری میتوان «نفس راحت» به ساکنان شهر بازگرداند. وقتی به تجربههایی مانند پکن در چین، لندن در انگلیس، احمدآباد در هند و پاریس در فرانسه و چند کلانشهر دیگر نگاه میکنیم، درمییابیم که آلودگی هوا یک سرنوشت محتوم نیست، بلکه محصول انتخابها، سیاستها و نگاه جامع به توسعه شهری است.
در پکن، طی دورهای مشخص، متوسط ذرات معلق ریز (PM2.5) به شکلی چشمگیر کاهش یافت؛ این بهبود تنها نتیجه کنترل ترافیک نبود، بلکه واکنش به منبع اصلی آلودگی یعنی؛ سوخت خانگی، صنایع، سیستمهای گرمایشی و استانداردهای انرژی بود. آنچه پکن را موفق کرد، اصلاح چهارچوب تولید و مصرف انرژی در سطح ملی و شهری بود، نه فقط جابهجایی خودروها.
لندن اما مسیر متفاوتی را انتخاب کرد، با اجرای طرح «منطقه کمانتشار» (Low/Ultra-Low-Emission Zone)، خودروهای پُرآلاینده را از مرکز شهر بیرون کشید. نتیجه سریع و ملموس بود: اُفت آلایندههای خطرناک مانند NO2 و ذرات معلق، به ویژه در مناطقی که پیشتر پایش آلودگی نشاندهنده بحرانی بودن وضعیت بود. مدیران شهری لندن آموختند که با ابزار قانون، مالیات و مدیریت ترافیک میتوان آلودگی ناشی از تردد خودروها را در شهر به سرعت کاهش داد، فارغ از تراکم جمعیت یا سطح توسعه شهری.
احمدآباد، شهری بزرگ در هند با معضل آلودگی گسترده بود که اکنون به نمادی از امید برای پالایش آلودگی شهری در هند تبدیل شده است. این شهر با تعریف و اجرای سازوکار بازار آلایندگی(Emission Trading Scheme, ETS) برای صنایع، دومین شهر هند بود که برای کنترل انتشار ذرات معلق(PM) از سیستم « cap‑and‑trade» استفاده کرد؛ در این سیستم برای واحدهای صنعتی سهمیه آلایندگی تعیین شد و با استفاده از سامانه پایش مستمر آلایندهها (CEMS)، میزان انتشار بهطور مداوم کنترل گردید. در چنین سازوکاری، صنایعی که آلایندگی کمتری تولید میکنند، اجازه دارند تا مازاد سهمیه خود را به دیگر واحدها واگذار کنند و به این ترتیب، انگیزه کاهش انتشار آلایندهها در میان صنایع افزایش مییابد. بدین ترتیب هر سال به طور متوسط از غلظت ذرات معلق کاسته شده و روزهای «هوای خوب یا قابل قبول» از درصدی اندک به رقمی چشمگیر رسید.
پاریس اما درس متفاوتی دارد: «شهرسازی برای انسان». در این شهر با گسترش حملونقل عمومی، دوچرخهسواری، پیادهراه و فضای سبز و نیز کاهش استفاده از خودروهای شخصی در مرکز شهر و باز تعریف «مرکز شهر جایی برای انسان، نه خودرو» و همچنین با بهبود سیستم گرمایش ساختمانها و تغییر سبک زندگی شهری، کاهش محسوسی در میزان NO2 و سایر ذرات معلق به وجود آوردهاند.
چه چیزی این تجربهها را به هم پیوند میدهد؟
– اول: در همه این موارد منبع آلودگی مورد هدف قرار گرفته است، نه صرفاً نشانهها. آلودگی خودرو، سوخت خانگی، صنعت، حملونقل، گرمایش ساختمانها، همه زیر ذرهبین رفتهاند.
-دوم: داده و نظارت، پایه تصمیمگیری بوده است؛ بدون اندازهگیری دقیق و پایش مستمر، هیچ تغییر پایداری متصور نیست.
– سوم: سیاستگذاری کوتاهمدت جایگاهی ندارد؛ موفقیت با اراده بلندمدت همراه است.
– چهارم: ترکیب ابزارهایی مانند تصویب و اعمال دقیق قانون و وضع مالیات بر آلایندهها به اضافه توجه زیستمحیطی همراه با ایجاد و توسعه زیرساختهای مرتبط.
با این همه، داستان آلودگی در شهرهای بزرگ ایران متفاوت است. برخی کارشناسان و شهروندان معتقدند که کیفیت سوخت، بهویژه بنزین و مازوت، نقش بسیار مهمی در آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران دارد. بنزین و دیزل با میزان بالای گوگرد، هنگام احتراق ذرات معلق و اکسیدهای گوگرد تولید میکنند که از عوامل اصلی کاهش کیفیت هوا به شمار میروند. در ایران هنوز در بسیاری مناطق، سوخت استاندارد یورو ۴ و یورو ۵ به طور کامل اجرا نشده است.
همین امر انتشار آلایندهها را افزایش میدهد. در کنار این، سوخت مازوت که در برخی نیروگاههای حرارتی و صنایع سنگین مصرف میشود، ذرات بسیار ریز، گوگرد و فلزات سنگین منتشر میکند و در شرایط سکون جوی و باد کم، کیفیت هوا را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد.
بررسیها نشان میدهند که در روزهای آلوده سهم نیروگاهها و سوختهای سنگین در تولید ذرات معلق و گازهای سمی قابل توجه است و میتواند تا حدود سی تا چهل درصد باشد، در حالی که خودروها نیز سهم مهمی در تشدید این شرایط دارند. تجارب اخیر نیز نشان میدهد که جایگزینی مازوت با گاز طبیعی یا سوخت سبکتر و استفاده از بنزین و دیزل استاندارد میتواند به طور قابل توجهی میزان ذرات معلق و آلایندههای خطرناک را کاهش دهد. برای مثال؛ پس از جایگزینی بخشی از مازوت با گاز طبیعی در برخی نیروگاههای تهران، کاهش محسوس ذرات معلق در فصول سرد مشاهده شد.
بنابراین میتوان گفت کیفیت سوخت خودروها و نیروگاهها عامل بسیار مهمی در آلودگی هواست؛ اما تنها عامل نیست و ترکیب ترافیک، سکون جوی، صنایع آلاینده و سایر سوختهای غیراستاندارد هم نقش تعیینکنندهای در این حوزه دارند. با توجه به تجربیات جهانی، برای شهرهای بزرگ ایران، این پیام روشن است: نمیتوان به «کاهش مقطعی» یا «فقط اطلاعرسانی» بسنده کرد. لازم است تا تمام این تجربیات مورد توجه قرار بگیرند و زیرساختهای مربوطه دوباره به صورت استاندارد طراحی شوند. زیرساختهایی مانند حملونقل عمومی کارآمد، سوخت پاک برای خودروها، کارخانجات و نیروگاها، کاهش خودروهای آلاینده، تشویق حملونقل پاک و شهرسازی انسانمحور.
همچنین لازم است شهروندان، کارشناسان و سیاستگذاران چشماندازی مشترک داشته باشند؛ و با پیوستگی و پافشاری، شهرها را دوباره برای نفس کشیدن باز پس بگیرند. هوای پاک، میراثی نیست که خود به خود برایمان بماند. باید برایش تلاش کرد. باید تصمیم گرفت که شهر جای زندگی است، نه دود و مه.













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰