بررسی چالشهای نظارت بر صنایع غذایی و مخاطرات بهداشتی واحدهای خانگی
فهرست پروژههای در دست اقدام صندوق ملی توسعه زیرساخت دولت کنیا
استعدادهای سازمان را ببینید تا بمانند
زنگ خطر برای اشتغال صنعتی
تصویب بسته فوری ۶گانه برای تأمین مواد ناریه؛ واردات اضطراری، اصلاح قیمتگذاری و ایجاد ذخایر راهبردی در دستور کار
درخواست بخش خصوصی، بازنگری در مواد جنجالی لایحه اصلاح قانون تأمین اجتماعی است
واحدهای صنعتی برای دریافت اعتبار مالیاتی فراخوانده شدند
چالش بهرهوری هوش مصنوعی برای مدیران
بیشتر شرکتها میگویند که برای کارکنانشان اهمیت زیادی قائلند و روی رشد و پیشرفت آنها سرمایهگذاری میکنند. اما تجربه خیلی از کارکنان چیز دیگری میگوید. بر اساس گزارش «قابل مشاهده بودن مهارتها» که سامانه مدیریت یادگیری ابری TalentLMS منتشر کرده، از هر ۱۰نیروی کار، ۴ نفر میگویند پیدا کردن یک شغل جدید در خارج از شرکت، برایشان آسانتر از پیدا کردن یک موقعیت شغلی جدید در داخل همان شرکت است. این یافته فقط وضعیت بازار کار را نشان نمیدهد، بلکه به مسالهای بزرگتر اشاره دارد: بسیاری از سازمانها در شناسایی و بهکارگیری استعدادهایی که همین حالا در اختیار دارند، مشکل دارند.
بازار کار ایران در بهار۱۴۰۵ یکی از سختترین فصلهای خود در سالهای اخیر را تجربه کرد. تازهترین آمارهای مرکز آمار نشان میدهد تعداد شاغلان کشور نسبت به بهار سال گذشته حدود ۴۵۰هزار نفر کاهش یافته، نرخ بیکاری با رشد ۱.۸واحد درصدی به ۹.۱درصد رسیده و به بالاترین سطح چهار سال اخیر صعود کرده است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی نیز از ۴۱.۲درصد به ۴۰.۷درصد کاهش یافته؛ موضوعی که از ناامیدی بخشی از نیروی کار و خروج آنها از بازار اشتغال حکایت دارد. در کنار این تحولات، جمعیت افراد غیرشاغل در سن کار با افزایشی بیش از ۱.۳میلیون نفری به نزدیکی ۴۲میلیون نفر رسیده است. اگرچه بازار کار ایران پیش از جنگ نیز با معضل افت کیفیت اشتغال و گسترش مشاغل غیررسمی روبهرو بود، اما به نظر میرسد جنگ و نااطمینانیهای ناشی از آن، با تعطیلی یا کاهش فعالیت بسیاری از بنگاهها، ضربه مضاعفی به اشتغال در بهار امسال وارد کرده است.
کمبود مواد منفجره، به چالش جدید معادن تبدیل شده است. دادههای رسمی حاکی از آن است که سهم مواد ناریه از هزینههای مصرفی برخی رشته فعالیتها به ۷۲درصد میرسد. از همین رو، محدودیت در دسترسی به این نهاده، ریسک اختلال در زنجیره پاییندست را افزایش میدهد.
زمانی که یک قانون در محیط کار شکسته میشود، نخستین حس غریزی رهبران سازمانی واکنش نشان دادن سریع است. منطق کسب و کار واضح به نظر میرسد: فرد خاطی را تنبیه کن و سراغ مساله بعدی برو. اما تقریبا هیچوقت داستان به این سادگی نیست.
افت مستمر سرمایهگذاری صنعتی مصوب طی چهار سال گذشته، از تشدید نااطمینانی در فضای کسبوکار و کاهش انگیزه سرمایهگذاری بلندمدت در بخش تولید حکایت دارد. روندی که تحتتاثیر تورم، نوسانات ارزی، تحریمها و محدودیتهای تجاری، ظرفیت توسعه صنعتی را تضعیف کرده است. گزارش مرکز آمار از زمستان ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد صنعت بیش از آنکه در مسیر توسعه باشد، درگیر حفظ ظرفیتهای موجود است.
شامخ بخش صنعت در خردادماه با ثبت عدد ۴۸.۲، برای هشتمینماه متوالی در محدوده رکودی باقی ماند. با وجود بهبود انتظارات فعالان اقتصادی در این ماه، مشکلات ساختاری تولید همچنان پابرجاست. کمبود سرمایه، اختلال زنجیره تامین، ناترازی انرژی و ضعف تقاضا همچنان موانع رونق بخش تولید هستند.
کارکنان دیگر انتظار ندارند که مدیران پاسخ همه چیز را بدانند. آنها درک میکنند که سازمانها در حال پیمایش مسیر خود در میان تغییرات مداوم هستند و رهبران سازمانی چارهای به جز تصمیمگیریهای آنی و اغلب بدون اطلاعات کامل ندارند. با این حال، آنها انتظار دارند که در جریان امور باشند، صادقانه در مورد تصمیمات بشنوند و ارتباط خود را با واقعیت از دست ندهند. همین انتظار تعیین میکند که چگونه اعتماد در سازمانها تغییر میکند
رهبران سازمانی معمولا در الهام گرفتن برای دستاورد بزرگ بعدی خود، نگاهشان را به دنیای بیرون معطوف میکنند. آنها بازار را برای شناسایی نیازهای برآوردهنشده، مشتریان بالقوه، فرصتهای همکاری، محصولات جدید و منابع تامین مالی رصد میکنند. اما در سازمانهای بزرگ و بالغ، برخی از اثرگذارترین نوآوریها از ذهنیتی کارآفرینانه در درون خود سازمان شکل میگیرد. نوآوران درونسازمانی که اغلب از آنها با عنوان «کارآفرینان درونسازمانی» یاد میشود، بیش از هر کس دیگری با جریان واقعی کار، چالشهای روزمره و تجربه مشتری آشنا هستند. زمانی که رهبران سازمان این افراد را شناسایی کرده و به آنها اختیار و حمایت میدهند، میتوانند نوآوری، سرعت عمل و مزیت رقابتی پایداری برای سازمان ایجاد کنند؛ مزیتی که تقلید از آن برای رقبا آسان نیست.
استراتژی بیش از هر چیز دیگری در سالهای اخیر، ذهن مدیران اجرایی را به خود مشغول کرده است؛ شاید بخشی از آن به دلیل افزایش استراتژیهای جسورانه شرکتها مانند ادغام و تملک، ابداع دوباره بازار و تحولات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد. در هر صورت، با توجه به این شرایط، اگر زمانی ضرورت پیادهسازی درست استراتژی احساس میشده است، اکنون همان زمان است.
در بسیاری از سازمانها، هنوز هم برند با لوگو، شعار، تبلیغات و کمپینهای بازاریابی یکی گرفته میشود. این برداشت، هرچند رایج است، اما درکی سطحی و تقلیلگرایانه از مفهومی است که امروز به یکی از بنیادیترین ارکان حیات سازمانی تبدیل شده است. برند نه صرفا ابزار بازاریابی، بلکه نوعی نظام اجتماعی است؛ سازوکاری برای تولید معنا، تثبیت اعتماد، هماهنگسازی کنشها و تبدیل وعده به تجربه واقعی.
اخیرا یکی از مراجعانم باید درباره استخدام یکی از کارکنان با استعداد از تیمی دیگر، تصمیم میگرفت. تصمیم سختی بود. هر مدیر ارشدی میداند که جذب نیرو از یک واحد یا تیم دیگر، یک جور «یارکشی» یا «تصاحب استعدادها» تلقی میشود و خیلی سریع میتواند کلی حرف و حدیث ایجاد کند. او با دقت به ارزشهای خود فکر کرد و اجازه داد همان ارزشها، مسیر مصاحبههایش با آن کاندیدا را تعیین کنند.
در دهه گذشته، هوش مصنوعی عمدتا بهعنوان ابزاری برای اتوماسیون فرآیندهای عملیاتی و تحلیلهای توصیفی در لایههای میانی سازمانها شناخته میشد. اما با گذار به اواسط دهه ۲۰۲۰ و ظهور مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) و عاملهای هوشمند (Agentic AI)، پارادایم حاکم بر فناوری تغییر کرده است. امروزه هوش مصنوعی از جایگاه یک «ابزار محاسباتی» به «شریک استراتژیک تصمیمگیری» در اتاق فرمان سازمانها ارتقا یافته است. این یادداشت با رویکردی علمی و تحلیلی، ابعاد این تحول، الزامات حکمرانی، و تاثیر آن بر نقش تحلیلگران کسبوکار و رهبران سازمانی را بررسی میکند
یکی از تحولات مثبتی که در سالهای اخیر در محیطهای کاری رخ داده، افزایش آگاهی در مورد میزان آسیب محیطهای کاری سمی به احساسات، بهرهوری و ماندگاری کارکنان بوده است. با این حال، به شکل متناقضی، دادههای جدید نشان میدهند که با وجود افزایش اهمیت همدلی در میان رهبران شرکتها، فضای سمی در کسبوکار نهتنها در حال گسترش است، بلکه در عین حال بسیار سودآور نیز از آب درمیآید.
سه سال و نیم از پیدایش هوش مصنوعی مولد در جهان میگذرد و در یک سال گذشته، این تکنولوژی با سرعت سرسامآوری به مسیر خود ادامه داده؛ از استقبال شرکتها از «فرآیندهای عاملمحور» تا جهش خیرهکننده تعداد کاربران چتجیپیتی و جمینای و ارزش نجومی شرکتهای این حوزه.
وقتی «کای رابرتز فو» تلاش کردن برای ۸ساعت خواب پیوسته را کنار گذاشت، کیفیت شبهایش به طرز چشمگیری بهتر شد. سالها بود که رابرتز فو، سخنران و نویسنده، بهطور طبیعی بعد از سه یا چهار ساعت خواب بیدار میشد، حدود یک ساعت بیدار میماند و سپس دوباره برای مدتی دیگر به خواب میرفت.
یک جلسه برگزار کردید که بیش از حد طول کشید. موضوعات زیادی برای بررسی وجود داشت و همه احساس میکردند باید نظرشان را بیان کنند. حالا هم خودتان برای جلسه بعدی دیر کردهاید و هم اعضای تیم، پس از بازگشت به میز کارشان، باید دوباره به یاد بیاورند پیش از اینکه جلسه کارشان را متوقف کند، مشغول انجام چه کاری بودند. این نه مشکل تمرکز است و نه مشکل بهرهوری. این مشکل به نحوه مدیریت شما برمیگردد؛ مشکلی که احتمالا هزینهای بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنید به سازمانتان تحمیل میکند.
هر نیروی کاری در هر پست و موقعیتی که قرار دارد به طور پیوسته تلاش میکند شرایط کاریاش را بهبود بخشیده و به پستهای بالاتری ارتقا پیدا کند و مسوولیت تیمهای کاری کوچک یا بزرگی را بر عهده گیرد. علاوه بر این، تکنولوژیهای دیجیتال با سرعت شگفتانگیزی در حال تکامل هستند و روز به روز بر دامنه تاثیرگذاری و تعیینکنندگی آنها در دنیای کسب و کار افزوده میشود.
«الکس» در اولین اقدامش برای رهایی از تنهایی، یک اعلامیه در اتاق رختشویی مجتمع آپارتمانیاش در نیویورک، که بیش از سه دهه است در آن زندگی میکند، نصب کرد. این زن ۶۰ساله که در بخش عملیات یک شرکت کار میکند، از همسایههایش دعوت کرد تا یک صبح برای نوشیدن قهوه به خانهاش بیایند.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه خردادماه ۸۸.۶درصد بوده است. این برای ششمین ماه متوالی است که نرخ تورم نقطه به نقطه بیشترین مقدار از زمان جنگ جهانی دوم ثبت شده است. همچنین نرخ تورم ماهانه خرداد حدود ۶درصد بوده است. اگر میانگین تورم ماهانه در ماههای تابستان، مشابه خرداد باشد، نرخ تورم نقطه به نقطه در پایان تابستان از ۱۰۰درصد عبور خواهد کرد. با این حال به نظر میرسد با امضای تفاهم ایران و آمریکا در روزهای پایانی خرداد و کاهش تنشها، این متغیر روند رو به کاهشی را در ماههای آینده داشته باشد. در اقتصاد ایران، کاهش تنشهای سیاسی، به سرعت انتظارات تورمی را تغییر میدهد. کارشناسان معتقدند پنج راهکار کنترل تورم شامل رعایت انضباط در بودجه دولت، کنترل و هدفگذاری رشد نقدینگی توسط بانک مرکزی، ثبات ارزی و تعادل نرخهای پولی همچون نرخ بهره، تداوم روند تنشزدایی و بهرهگیری از آزادسازی تجارت برای افزایش تولید اقتصادی است. این موارد در صورت اجرا میتواند به بهبود شرایط اقتصاد کلان کمک کند.
من و مشتریام چند دور مکالمه در مورد استراتژی داشتیم و سپس او نشست تا سند استراتژی خودش را بنویسد. این ایده از روزها قبل در ذهنش در حال شکلگیری بود. اما وقتی نشست، اتفاقی نیفتاد. استراتژی و تفکر استراتژیک از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند و بهعنوان پایه و راهنمای سازمانها عمل میکنند، اما شکلدادن به آنها نیازمند عملکرد مناسب مغز است. درک اینکه مغز چگونه از عملکرد پشتیبانی میکند، نهتنها برای کارهای استراتژی، بلکه برای بسیاری از وظایف رهبری سازمانی نیز مفید است. با اینکه مغز حدود ۸۰میلیارد نورون با ارتباطات بیشمار دارد، اما در اینجا دو سیستم بیشترین اهمیت را دارند: شبکه تحلیلی و سیستم لیمبیک.
معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صمت، از اصلاح شیوه محاسبه حقوق دولتی معادن خبر داد و گفت: از این پس حقوق دولتی متناسب با شرایط واقعی هر معدن تعیین خواهد شد. به گفته وجیهالله جعفری، عواملی مانند میزان باطلهبرداری، کیفیت ذخیره، هزینههای استخراج و شرایط اقتصادی معدن در تعیین نرخ حقوق دولتی لحاظ میشود و حتی معادن مجاور نیز ممکن است نرخهای متفاوتی داشته باشند.
«تونی سوپرانو» (شخصیت سریال تلویزیونی آمریکایی) استاد وادار کردن دیگران به انجام خواستههایش بود. او با خشونت، اخاذی و رشوه، به بالاترین جایگاه در صنعت خود رسید، رقبا را از میدان به در کرد و با وجود جابهجایی تاسفبار برخی کارکنان در این مسیر، سودآوری بالایی به دست آورد. اما حتی سوپرانو هم کمکم به این فکر افتاد که شاید راه دیگری وجود داشته باشد. روانپزشکش، دکتر جنیفر ملفی، او را تشویق کرد رویکردی مشارکتیتر در پیش بگیرد، شنونده بهتری باشد و با زیردستانش با دقت و تامل بیشتری تعامل کند. سوپرانو مکث کرد، فکر کرد و پس از سنجیدن پیامدهای این پیشنهاد، پرسید: «پس چطور کاری کنم که مردم همان کاری را انجام دهند که من میخواهم؟»
بازخورد صادقانه. این یکی از چیزهایی است که مدیران میگویند بهشدت به آن تمایل دارند، اما بهندرت دریافتش میکنند. کارکنان زیردست و همکاران ما، بهویژه کسانی که قدرت کمتری دارند، از نظر روانشناختی طوری برنامهریزی شدهاند که به ما اطمینان دهند «همهچیز خوب است.» وقتی در یک اتاق پژواک گرفتار میشویم، این خطر وجود دارد که آخرین نفری باشیم که متوجه میشود مشکلی وجود دارد.
اکثر متخصصهای منابع انسانی نسبت به پتانسیل هوش مصنوعی در این واحد خوشبین هستند. این در حالی است که ۶۵ درصد آنها احساس میکنند فاقد مهارتهای لازم در هوش مصنوعی برای استفاده کارآمد و مطمئن از این تکنولوژی هستند. این شکاف در تخصص و اعتمادبهنفس، مانعی مهم برای پذیرش گسترده هوش مصنوعی در منابع انسانی است.
اکوسیستمها به یکی از مفاهیم محوری استراتژی و نوآوری تبدیل شدهاند، اما واقعیت این است که بسیاری از آنها هرگز به بلوغ نمیرسند. مساله اصلی نه فناوری است و نه کمبود بازیگر، بلکه نحوه هدایت، هماهنگی و حاکمیت این شبکههای پیچیده است. حاکمیت اکوسیستمی برخلاف حاکمیت شرکتی، ایستا و از پیشتعریفشده نیست. در واقع، اکوسیستمها موجودیتهایی پویا هستند که در طول زمان شکل میگیرند، رشد میکنند و تثبیت میشوند و گاه نیازمند بازآفرینی هستند. به همین دلیل، چالشهای حاکمیتی آنها نیز متناسب با مرحله تکامل اکوسیستم تغییر میکند