جشنواره زعفران فرصتی برای تقویت برند ایرانی و توسعه بازارهای جهانی است
زعفران ایران زیر فشار تغییر اقلیم و رقابت جهانی
بحران مسکن با فروش متری و ابزارهای مالی حل نمیشود
ضوابط اجرای مصوبات کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید ابلاغ شد
اعتبار مالیاتی، صنعت را به دانشگاه پیوند میزند
زمانبندی جدید اجرای طرح تایید دورهای موجودی انبارها اعلام شد
مطالبه بخش خصوصی برای رفع مغایرت سامانههای ارزی و مالیاتی
▪️ راهنمای حقوق فعالان اقتصادی در مناقصات بخش عمومی ابلاغ شد
مرز دوغارون، یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری ایران و افغانستان، سالهاست با ازدحام ناوگان باری و توقفهای طولانی کامیونها دستبهگریبان است؛ مشکلی دیرپا که با افزایش هزینههای حملونقل، کاهش بهرهوری امکانات مرزی و دشوارتر شدن برنامهریزی صادرات، به یکی از دغدغههای مستمر فعالان اقتصادی تبدیل شده است. این گذرگاه با وجود جایگاه راهبردی خود در مبادلات دو کشور، همچنان با مجموعهای از نارساییهای مدیریتی، محدودیتهای عملیاتی و کمبودهای زیرساختی مواجه است؛ وضعیتی که تحقق هدف تردد روزانه دو هزار دستگاه کامیون از این مرز را با دشواری روبهرو کرده است.
در شرکتهای بزرگ، بازسازیهای سازمانی، راهاندازی سیستمهای جدید و باز طراحی فرآیندها، توسط مدیران ارشد در طول یک سال بیشتر شده است؛ آنقدر که کارکنان دیگر توان هضم همه آنها را ندارند. خود مدیران هم بیشترشان این موضوع را میدانند. وقتی شرکت «دلویت» از بیش از ۹ هزار مدیر در ۸۹ کشور نظرسنجی کرد، تنها کمی بیشتر از یکچهارم آنها گفتند سازمانشان از عهده این حجم از تغییرات به خوبی برمیآید.
بررسی روند ۱۰ساله محیط کسبوکار نشان میدهد چالشهای قدیمی صنایع همچنان پابرجا هستند و مشکلات تازهای نیز به آنها اضافه شدهاند. بیثباتی قیمتها و دشواری تامین مالی بانکی، در تمام این سالها از مهمترین موانع فعالیت بنگاههای صنعتی بودهاند؛ مشکلاتی که ریشه آنها را باید در ضعف سیاستگذاری اقتصادی و فشارهای خارجی جستوجو کرد. برخوردهای سلیقهای دستگاههای اجرایی با قوانین و سوءاستفاده از موقعیت اداری نیز مسیر توسعه کسبوکارها را دشوارتر کرده است. ناکارآمدی نهادی به دستگاههای اجرایی محدود نمیشود و عملکرد نهادهایی مانند دادگاهها را هم دربرمیگیرد. همچنین، مشکلات دسترسی به اینترنت و رقابت نابرابر با شرکتهای دولتی امسال به فهرست چالشهای صنایع اضافه شدهاند؛ مسائلی که وابستگی فعالیتهای اقتصادی به اینترنت و ضعف سیاستهای خصوصیسازی را برجسته میکنند. کارشناسان معتقدند، انباشت این مشکلات، وضعیت کسبوکارهای صنعتی را به بحرانی ساختاری تبدیل کرده که رفع آن به تغییر شرایط سیاسی و اصلاحات اقتصادی وابسته است.
بررسی محل هزینههای بخش معدن نشان میدهد اقتصاد معدن را نمیتوان تنها با تناژ استخراج، قیمت فروش و هزینه ماشینآلات سنجید. بخشی از پولی که در این صنعت جابهجا میشود، صرف حقوق دولتی، اجاره معدن، قراردادهای پیمانکاری و انتقال ماده معدنی میشود و باقی را میتوان بهعنوان سود برای معدنکار در نظر گرفت.
به آخرین نشست استراتژیتان فکر کنید. کلی برایش برنامهریزی کردید. تدارک دیدید. آدم دعوت کردید. سالن کنفرانس رزرو کردید. بعد از دو روز بحث و گفتوگو، چند گزینه استراتژیک متفاوت از آن بیرون آمد؟ سه تا؟ چهار تا؟ حالا از خودتان بپرسید، آیا دلیلش این بود که فقط سه یا چهار گزینه خوب وجود داشت، یا به این خاطر بود که تیم شما به اندازه همان چند گزینه، زمان و توان ذهنی برای ارزیابی داشت؟
بسیاری از تیمهای کاری باکیفیت و کارآمد، بهظاهر خیلی خوب کار میکنند و همه چیز در آنها مطلوب به نظر میرسد. اهداف مورد نظر توسط آنها تحقق پیدا میکند، تقسیم کار بین اعضا بهخوبی صورت میگیرد و تعارض درون تیمی بهندرت مشاهده میشود. اما کارآمدی و موفقیت تیمهای کاری به معنای عدم وجود نقص و کمبود در آنها نیست. طبیعی است که مشکلاتی هر چند کوچک در بهترین و موفقترین تیمهای کاری هم وجود داشته باشد.
بازوی پژوهشی بانک مرکزی اخیرا گزارش تازهای از برآورد رشد اقتصادی را بعد از ماهها وقفه منتشر کرد. برآوردهای این گزارش نشان میدهد که رشد تولید ناخالص داخلی در تیرماه ۱۴۰۵ نسبت به ماههای قبل از آن شاهد بهبود نسبی بوده است. در این راستا، رشد اقتصادی برآوردشده از منفی ۱۲.۱درصد در بهار، به منفی ۵.۶درصد در تیرماه ۱۴۰۵ رسید. این دادهها نشان میدهند که شدت رکود اقتصادی نسبت به ماههای ابتدایی آغاز جنگ ۴۰روزه، کاهش یافته است. با این حال، بهبود رشد منفی اقتصادی، به معنای خروج از رکود اقتصادی نیست. در عین حال، دادههای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران نیز حاکی از رشد منفی ۱۰.۱درصدی در فصل بهار ۱۴۰۵ بود که با کاهش ناگهانی تولید ناخالص داخلی در فصل بهار مطابقت داشت. با توجه به روشهای محاسبه آماری بهکار گرفتهشده توسط پژوهشکده پولی و بانکی، انتظار میرود که نرخ رشد اعلامی توسط بانک مرکزی نیز، به ارقام گزارش پژوهشکده پولی و بانکی نزدیک باشد.
جهش ۵۵.۱ درصدی قیمت ریالی واردات در بهار۱۴۰۵، همزمان با افت ۲۸درصدی صادرات غیرنفتی، هزینه اختلال تجاری برای اقتصاد ایران را بالا برده است. جنگ و محاصره دریایی، علاوه بر کاهش حجم تجارت، هزینه حملونقل، بیمه و مسیرهای جایگزین را افزایش دادهاند. در این میان، تورم ۵۶.۱درصدی ماشینآلات وارداتی فشار تازهای بر سرمایهگذاری و تولید ایجاد کرده است. همچنین رشد بالای قیمت محصولات نباتی، ریسک انتقال شوک به مصرفکننده را افزایش داده است. همزمانی کاهش صادرات با گرانتر شدن واردات، فشار مضاعفی بر منابع ارزی و تجارت خارجی وارد میکند.
شرکتها اغلب تلاش میکنند نوآوری را با اتکا به راهکاری ساده تقویت کنند: هر زمان که کارکنان چیزی خلاقانه تولید کنند، به آنها پاداش نقدی بدهید. این راهکار، مبتنی بر منطق و فرضیهای روشن است. اگر به کارکنان پاداش بدهید، آنها سختتر تلاش خواهند کرد تا ایدههایی بیشتر و حتی بهتر از قبل ارائه دهند.
رشد نقطهبهنقطه نقدینگی در شهریورماه با کاهش ۲.۸واحد درصدی نسبت به ماه قبل، به ۵۱.۶درصد رسید. رشد ماهانه نقدینگی نیز در این ماه ۱.۳درصد ثبت شد. در ماههای اخیر، شکاف میان نرخ تورم و رشد نقدینگی افزایش یافته است. عواملی مانند کاهش تقاضای حقیقی برای پول، افزایش سرعت گردش پول، شوکهای سمت عرضه و محدودیتهای تجاری در شکلگیری این روند نقش داشتهاند. به گفته کارشناسان، رابطه میان نقدینگی و تورم عمدتا در بلندمدت معنا پیدا میکند و در کوتاهمدت میتواند تحتتاثیر عوامل مختلف قرار گیرد. از این رو، کاهش یک یا دو واحد درصدی رشد نقدینگی بهتنهایی نمیتواند اثر مستقیمی و فوری بر نرخ تورم داشته باشد. همچنین بالاتر بودن نرخ تورم از رشد نقدینگی در اقتصادی با تورم بالا، پدیدهای غیرمعمول نیست. با این حال، نکته امیدوارکننده آن است که اگر سیاستهای مالی دولت بهگونهای تنظیم شود که کاهش رشد نقدینگی به یک روند پایدار تبدیل شود، این روند میتواند اثر کاهشی بر نرخ تورم داشته باشد.
مفهوم «نردبان شغلی» زمانی جذاب بود: مسیری خطی و قابل پیشبینی که برای طی کردن آن نقشهای مشخص وجود داشت. اطمینان و ثباتی که این مدل از مسیر شغلی ایجاد میکرد، خیال افراد را راحت میکرد؛ ضمن اینکه هرچه در این نردبان بالاتر میرفتند، با دستیابی به «موفقیت» بیشتر - یعنی عنوان شغلی بهتر، حقوق بالاتر، جایگاه و اعتبار بیشتر - انتظار ارتقای مستمر داشتند و هدف مشخصی برای دنبال کردن پیش رویشان بود. اما این مدل دیگر با شرایط امروز همخوانی ندارد و از واقعیت کار روزمره ما فاصله گرفته است. از هزاران نفر در سراسر جهان، از افرادی که تازهوارد بازار کار شدهاند تا مدیران ارشد، خواستهام مسیر شغلی خود را در یک کلمه توصیف کنند. با فاصله زیاد، رایجترین پاسخی که شنیدهام «تنوع» بوده است.
مدیریت ذرهبینی معمولا به مدیران کنترلگر نسبت داده میشود. اما گاهی اوقات مشکل اصلی، ساختار ناسالم سازمان است. وقتی کارکنان دقیقا ندانند مسوولیت یک تصمیم با کیست، چه اختیارات و محدودیتهایی در شغل خود دارند یا در چه زمینههایی اجازه دارند مستقل عمل کنند، ابهام به سرعت در سراسر سازمان پخش میشود. در چنین وضعیتی، مدیران به سختی میتوانند روند پیشرفت کارها را ببینند و اطلاعات در میان انبوهی از ایمیلها و جلسات، پراکنده و گم میشود. در نتیجه، کارکنان مسوولیت کارهایشان را نمیپذیرند و مدیران هم برای جبران این وضع، بیشتر در کارهای روزمره دخالت میکنند. به مرور زمان، انتظارات به جای اینکه بر اساس فرآیندهای شفاف تعریف شوند، بر اساس مود، عجله یا واکنشهای لحظهای مدیران تغییر میکنند و همین باعث ناهماهنگی و سردرگمی همه کارکنان میشود.
یک گزارش که بهتازگی منتشر شده است نشان میدهد حداقل بخشی از بازار سرمایهگذاری بذری در ایران، در یک دوره پنجساله از میان هزاران تیم، تنها بخش کوچکی را به مرحله تامین مالی رسانده است. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی «۱۰۰ استارتآپ»، از مجموع ۴هزار و ۸۹ تیمی که در ۴۰ رویداد این مجموعه وارد فرآیند ارزیابی شدند، ۷۸ تیم در نهایت سرمایه دریافت کردند. به این ترتیب نرخ تبدیل تیمهای ورودی به سرمایهگذاری به ۱.۹درصد رسید. این پروژه در ادامه، از میان همین ۷۸سرمایهگذاری، ۳۹مورد شکست، ۸مورد فروش یا واگذاری و ۳۱تیم فعال در پرتفوی خود ثبت کرده است.
با آغاز تحریمها، روند فاصله گرفتن ایران از زنجیرههای ارزش جهانی وارد مرحلهای تازه شد؛ گشایشهای مقطعی در برخی دورهها این روند را کند کردند، اما نتوانستند مسیر کلی را تغییر دهند. همزمان، اقتصاد جهانی نیز از الگوی جهانیشدن دهههای گذشته فاصله گرفت و به سمت سیاستهای تجاری و صنعتی درونگراتر حرکت کرد. در این میان، جایگاه ایران در اقتصاد جهانی طی سالها تغییر کرده و سهم و نقش آن در زنجیرههای ارزش جهانی بهتدریج دستخوش دگرگونی شده است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با عنوان «تحلیل تحولات اقتصاد ایران از منظر اقتصاد بخشی (۲): کیفیت مشارکت ایران در زنجیرههای ارزش جهانی» به بررسی جایگاه ایران در شبکه تولید جهانی طی دهه ۱۳۹۰ پرداخته است. محور اصلی گزارش این پرسش است که اقتصاد ایران در این دوره تا چه اندازه با زنجیرههای ارزش جهانی پیوند داشته و کیفیت این مشارکت چه تغییری کرده است. گزارش با استفاده از سری زمانی جداول داده-ستانده سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، دو شاخص «ارزش افزوده خارجی در صادرات ناخالص» (VS) و «ارزش افزوده داخلی در صادرات ناخالص» (DVA) را برای بررسی این روند به کار گرفته است.
هوش مصنوعی برای کارآفرینان دیگر یک گزینه اختیاری نیست. هر کس میخواهد موفق شود و کسب و کارش را به سطح بالاتری برساند، دیگر درگیر این پرسش نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کند یا نه، بلکه تمرکز او باید بر این باشد که چگونه از هوش مصنوعی برای کاهش هزینهها، توسعه هوشمندانهتر و افزایش بهرهوری استفاده کند.
موفقیت یا حتی دوام آوردن در محیطی که سرعت تحولات آن زیاد است، هزینهها بالا است و ریسک شکست وجود دارد، نیازمند چه چیزی است؟ زمانی که میدانید دیگر نمیتوان برای پیشبینی آینده به اطلاعات گذشته تکیه کرد، چه موضعی میگیرید؟ چگونه میتوانید لحظهای که زمان اجرای تصمیمتان رسید، سوگیریهای ریشهدار خود را تحت کنترل نگه دارید، بر احساسات خود مسلط باشید و حتی از چشمانداز شرطیشده خود نیز خارج شوید؟ در نهایت چه میشود اگر بهرغم تمام فرضیات ناآرامکننده بالا، اطمینان داشته باشید که قادر به عبور از هر تلاطم و ابهامی هستید؟
بیشتر مدیران ارشد اعتقاد دارند که به خوبی با افراد همکاری میکنند و اطرافیان خود را توانمند میسازند. با این حال، نظرسنجی از ۱۰ هزار فرد شاغل و ۴۰۰مدیر ارشد نشان داد که دو رفتار خاص مدیران باعث میشود کارکنان به نوعی کوچک شوند و فرصت رشد و همکاری کمتری داشته باشند: سلطه بر مکالمات و مدیریت مداخلهگرا. این دو رفتار، دقیقا نشان از تخصص و صلاحیت مدیران دارد و در سالهای نخست فعالیت آنها عامل موفقیتشان میشود.
بسیاری از رهبران سازمانی، با این چالش روبهرو هستند که چگونه پتانسیل نهفته تیم خود را شکوفا کنند؛ چالشی که در گروی برقراری تعادل میان مهارت، انگیزه و رفتار کارکنان است. وضعیت اکثر شرکتها در خصوص عملکرد کارکنان این گونه تفسیر میشود که برخی از اعضای تیم با اشتیاق فراوان به دنبال شکوفایی هستند، اما فاقد تجربهاند. برخی دیگر بسیار توانمند بوده ولی بهطور کامل تعهد و تعامل سازمانی ندارند.
مدیران انتظار بهترین عملکرد را از کارکنان دارند و از روشهای مختلف میکوشند تا کارکنان را به این سمت سوق دهند. اما باید به این نکته کلیدی توجه داشت که عملکرد افراد در سازمان مانند غذایی بدون ادویه است؛ یعنی اگرچه ممکن است از بهترین مواد موجود در تهیه آن استفاده شده باشد، اما فاقد طعم و مزه مناسب و دلانگیز است و چندان به دل نمینشیند.
تجارت خارجی ایران در یک دهه گذشته، قدرت مبادله خود را به تدریج از دست داده است. بررسی شاخص قیمت کالاهای صادراتی و وارداتی نشان میدهد نسبت مبادله دلاری ایران از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ حدود ۵۱درصد افت کرده و به نزدیک نیمی از سطح ابتدای دوره رسیده است. همزمان، فاصله میان رشد قیمت ریالی و دلاری کالاها نشان میدهد کاهش ارزش پول ملی فشار قابلتوجهی بر هزینه تجارت وارد کرده است. کارشناسان، بخشی از رشد قیمت واردات را مربوط به تغییر ترکیب کالاهای خریداریشده و افزایش هزینه مبادله در شرایط تحریم میدانند. در سمت صادرات نیز محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی، قدرت چانهزنی صادرکنندگان ایرانی را کاهش داده است. فعالان تجاری معتقدند تشدید افت نسبت مبادله در سالهای اخیر، ضرورت گشایش سیاسی، کاهش هزینههای مبادله، اصلاح سیاستهای تجاری و ارزی و حرکت به سمت سبد صادراتی متنوعتر و با ارزش افزوده بالاتر را پررنگ کرده است.
نزدیک به یک قرن است که افراد حرفهای و جاهطلب برای اینکه از دیگران جواب بله بگیرند، دست به دامن کتابهایی با مضمون «متقاعدسازی» میشوند؛ از «آیین دوستیابی» اثر «دیل کارنگی» گرفته تا کتابهای جدیدتر در رابطه با نفوذ. وعده اصلی تمام این کتابها یک چیز است: «یاد بگیر آدمها چطور فکر میکنند تا بتوانی آنها را موافق خود کنی.» نفوذ نه تنها راهی برای رسیدن به قدرت است، بلکه وقتی به قدرت رسیدید، ابزار اصلی شما برای تمرین رهبری سازمان نیز محسوب میشود. اما «کالین مارشال»، فیلسوف و استاد دانشگاه واشنگتن که در زمینه اخلاق و متقاعدسازی تحقیق میکند، سالهاست با بخشهایی از این تفکر رایج کنار نیامده. او معتقد است بسیاری از توصیهها در زمینه متقاعدسازی، به جای اینکه طرف مقابل را یک «شریک در استدلال» ببینند، با او مثل یک «سیستم روانشناختی» رفتار میکنند که باید مدیریتش کرد، آن هم از طریق چاپلوسی، فشار اجتماعی، داستانسرایی گزینشی، محرکهای احساسی یا به قول خودش «مزخرفات.» مارشال در کتاب جدیدش با عنوان «فقط به من گوش کن»، سوال سختتری مطرح میکند: «آیا واقعا میتوانیم بدون بازی با افکار دیگران، آنها را قانع کنیم؟» جوابش مثبت است. اما فقط به این شرط که نگاهمان را به هدف متقاعدسازی تغییر دهیم. به باور او، متقاعدسازی باید بر پایه «احترام» و «همدلی» شکل بگیرد؛ یعنی طرف مقابل را به عنوان کسی که قدرت استدلال دارد، احساس دارد، مخالفت میکند و دچار سوءتفاهم میشود، جدی بگیریم، چون با وجود اینها شایسته یک گفتوگوی صادقانه است. من با مارشال درباره اصول اخلاقی نفوذ گفتوگو کردم؛ اینکه مدیران چطور میتوانند نظر کارکنان را تغییر دهند بدون اینکه به آنها به چشم طعمه نگاه کنند.
برنامهریزی جانشینپروری همواره یکی از اولویتهای کلیدی و آیندهنگرانه کسب و کارها برای سرمایهگذاری بوده است؛ فرآیندی که نیروی کار را برای تربیت نسل بعدی مدیرانی آماده میکند که در صورت نیاز، جایگزین مدیران ارشد فعلی شوند.
رشد اقتصادی در بهار۱۴۰۵ با ثبت رقم منفی ۱۰.۱درصد، به کمترین سطح ۷.۵سال اخیر رسید. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی بدون نفت نیز در این فصل منفی ۴.۶درصد ثبت شده است؛ با این حال، افت شدید تولید نفت و گاز تحتتاثیر جنگ ۴۰ روزه، مهمترین عامل کاهش رشد اقتصادی بوده است. در این میان، اغلب بخشهای اقتصاد با رشد منفی مواجه شدند و تنها بخش «کشاورزی»، عمدتا تحتتاثیر افزایش بارشها، رشد مثبت ۲.۳درصدی را تجربه کرد. ثبت رشد منفی ۱۰.۱درصدی به معنای از دست رفتن بخشی از تولید اقتصادی در یک فصل است و در کنار تورم بالا، تصویری نامساعد از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد. تشدید فشارهای ناشی از جنگ و محدودیتهای اقتصادی، چشمانداز فعالیتهای اقتصادی را تحتتاثیر قرار داده است؛ شرایطی که بازگشت اقتصاد به مسیر رشد را بیش از گذشته به کاهش تنشها و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای پایان جنگ وابسته میکند.
دکتر میلاد بخشی ـ عضو هیات علمی دانشگاه و مشاور بازاریابی // مدیری را در نظر بگیرید که بعد از ماهها تلاش و ارتباط گرفتن با مشتریان مختلف، بالاخره با یک مشتری خارجی صحبتهای نهایی را میکند. آنها درباره کیفیت محصول، قیمت، سابقه شرکت و ظرفیت تولید صحبت کردهاند و تقریبا همهچیز آماده است. اما در ذهن خریدار یک سوال ساده باقی مانده است: «چرا باید شما را انتخاب کنم، نه رقیبتان را؟»
هوش مصنوعی در سالهای اخیر، به یکی از نیروهای اثرگذار در تغییر ساختار و فرآیندهای بازاریابی تبدیل شده است. ابزارهایی که تا چند سال پیش بیشتر در حد وعدههای تبلیغاتی و قابلیتهای آزمایشی مطرح بودند، اکنون به بخشی از فعالیت روزمره تیمهای بازاریابی تبدیل شدهاند. از مدیریت ارتباط با مشتری و ایمیلمارکتینگ گرفته تا تحلیل سئو، تولید محتوا و طراحیهای خلاقانه، هوش مصنوعی به کسبوکارها کمک میکند بسیاری از وظایف را با سرعت و دقت بیشتری انجام دهند.