لزوم بازنگری در سیاستهای مزدی و اصلاح ساختار تصمیمگیری در تامین اجتماعی
منطقه آزاد دوغارون و ظرفیتهای منحصر به فرد سرمایهگذاری خراسان رضوی
شامخ کل اقتصاد در دیماه به 43.4 رسید | تداوم رکود در کسبوکارهای کشور
شتابگیری قیمتها در دیماه و فشار تورمی بر سفره خانوارهای خراسان رضوی
صادرات فلهای غذا به همسایهها
پیام «شامخ» از رکود صنعت
اولویتبندی فرصتهای سرمایهگذاری حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات استان با محوریت کلانپروژهها
تقویم نمایشگاهی سال 2026 پاکستان
در چند سال اخیر، کمتر موضوعی به اندازه ضرورت «قدردانی و توجه به کارکنان» نظر مدیران را جلب کرده است. در سال ۲۰۲۲، موسسه گالوپ در گزارشی نوشت فقط ۱۹ درصد مدیران ارشد، قدردانی از کارکنان را یک اولویت استراتژیک جدی میدانند. اما تا سال ۲۰۲۴ این عدد به ۴۲ درصد رسید؛ یعنی بیش از دو برابر. در همین بازه زمانی، بازار نرمافزارهای قدردانی از کارکنان هم حسابی داغ شد؛ بازاری که حالا ارزشی حدود ۱۹میلیارد دلار دارد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۵۰میلیارد دلار برسد. همزمان، سازمانها دست به اقدامات متنوعی برای قدردانی از کارکنان زدهاند، مثل برگزاری «هفتههای قدردانی»، ابزارهای تعریف و تمجید «همکار از همکار» با پاداشهای قابل استفاده و جوایزی «مبتنی بر ارزشهای سازمان» (جایزهای که لزوما بر اساس «خروجی» کار به کارکنان تعلق نمیگیرد، بلکه بر اساس رفتاری است که با ارزشهای سازمان همراستاست).
رهبران سازمانی و مدیران از دیرباز به تکنولوژی به چشم ابزار یا قابلیتی مینگریستند که میتوانست روند انجام امور را کارآمدتر کند، اما ماهیت کار را تغییر نمیداد. به عنوان نمونه، ایمیل صرفا امکان ارتباط سریعتر را فراهم میکند، یا سیستم مدیریت زنجیره تامین (SCM)، هزینههای این زنجیره را کاهش داده، چرخههای تحویل را کوتاه کرده و ارسال سریع و دقیق محصولات به مشتریان را تضمین میکند، اما هرچه میگذرد این دیدگاه بیشتر از گذشته منسوخ میشود. بهخصوص در سالهای اخیر که نقش تکنولوژی در شکلدهی سازمانها دستخوش تغییرات انقلابی شده است.
سومین شماره نشریه تحلیلی «اتاق اقتصاد» با محوریت واکاوی چالشهای ساختاری اقتصاد ایران و بررسی مسائل اثرگذار بر فضای کسبوکار استان خراسان رضوی، از سوی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی منتشر شد.
هر طرف را که نگاه میکنید، دادهها یکصدا یک چیز را فریاد میزنند: «آدمها سر کار حالشان خوب نیست.» از هر پنج کارمند، یک نفر میگوید شغلش به سلامت روانش لطمه میزند. نزدیک به یکسوم کارکنان، محل کارشان را سرد و بیروح توصیف میکنند و بیش از ۴۰ درصد از استرس زیاد صحبت میکنند.
نرخ رشد نقدینگی در آبانماه با ثبت رقم ۴۰.۴درصدی به بیشترین مقدار ۴ سال اخیر رسید. نرخ رشد پایه پولی نیز با ثبت رقم ۴۷.۵درصدی رکورد بیسابقهای را ثبت کرده است.
اقتصاد هر کشور از سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات تشکیل میشود. در سالهای اخیر، کشاورزی بهدلیل خشکسالی و کاهش منابع آبی، رشد منفی داشت. بخش صنعت بهخصوص در بخش بنگاههای بزرگ، بهدلیل ناترازی انرژی با افت تولید روبهرو شد و نفت هم که زیرنظر بخش صنعت است، بهدلیل تحریمها و کاهش سرمایهگذاری افت شدید تولید را ثبت کرد. در شرایط سخت بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات بهعنوان موتور محرکه رشد اقتصادی محسوب میشود و حدود ۵۳ درصد از کل اشتغال را دربرمیگیرد. با این حال مشاغل خدماتی در زمان قطعی اینترنت بیشترین آسیب را متحمل میشوند و در نتیجه برای کاهش هزینهها و حفظ حیات خود شروع به تعدیل نیرو میکنند. در شرایط کنونی کشور، محدودیتهای ارتباطی باعث میشود که علاوه بر بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات نیز دچار رکود شود تا ضربه سوم به رشد اقتصادی وارد شود.
نتایج طرح شامخ آذر 1404 نشان میدهد روند رکودی شامخ طی ماههای اخیر تداوم داشته، هرچند از شدت کاهش آن کاسته شده است، از طرف دیگر وضعیت شامخ صنعت نسبت به آبان ماه، کاهش را نشان میدهد.
نرخ تورم تولیدکننده در آذرماه سال جاری با ثبت رقم ۶۰.۶ درصد به بیشترین مقدار ۵۱ماه اخیر رسید. تورم تولیدکننده یک شاخص پیشنگر محسوب میشود و هر تغییر آن با یک وقفه زمانی به تورم مصرفکننده منتقل میشود. در سال جاری ناترازی انرژی، شوک جنگ، افزایش نوسانات ارزی و نااطمینانی از آینده اقتصاد باعث شد که نرخ تورم تولیدکننده یک مسیر صعودی را طی کند. حال با ناآرامیها در هفتههای اخیر، قطع اینترنت و افت فعالیتهای اقتصادی در بازار این احتمال وجود دارد که مسیر افزایشی تورم تولیدکننده در ماههای پایانی سال تداوم یابد. نکته قابل توجه تهدید جدید ترامپ است که شرکای تجاری ایران را با تعرفه ۲۵ درصدی تهدید کرده و این موضوع در صورت عملیاتی شدن میتواند باعث افزایش قیمت کالاهای تولیدی در ماههای آتی شود. در مقابل ثبات بازار، کاهش ریسکهای خارجی و مدیریت ناترازی انرژی میتواند به ثبات قیمتها در بخش تولید کمک کند.
اگر شما مسوول تحلیل دادههای مربوط به آلبومهای موسیقی، هواداران، رسانههای اجتماعی و فروش تبلیغات بیش از هزار نفر از موسیقیدانان بودید، چه میکردید؟ این همان وظیفهای است که «ناراس ایچامبادی» در سال ۲۰۲۱ و هنگام پیوستن به گروه موسیقی یونیورسال (UMG) بر عهده گرفت. گروه موسیقی آنها یک شرکت ضبط و توزیع آثار موسیقی است که کارهای هنری ستارههایی مانند «لیدی گاگا» تا «امینم» و اسطورههای قدیمیتر مانند «بیتلز» را مدیریت میکند. ایچامبادی به عنوان نخستین مدیرکل جهانی دادهها و تحلیلهای شرکت، باید راهی پیدا میکرد که اطلاعات موجود آنها در دسترس واحدهای مختلف کسبوکار و شرکای گوناگون آنها قرار بگیرد.
سال ۲۰۲۵ با پیشرفت تکنولوژی، تغییرات ژئوپلیتیک، تحول در فرهنگ محیط کار و فشارهای بازار، سال تغییر، عدم قطعیت و دگرگونیهای بنیادین بود. در صحبتهایی که طی این سال با مدیران عامل صنایع گوناگون داشتیم، بسیاری از این موارد را بارها شنیدیم. با این پیشفرض، در این نوشتار به چهار موضوعی میپردازیم که در سال ۲۰۲۵ به کرات از زبان مدیران عامل شنیدیم.
در دنیای امروز، خرید صرفا مبادله مالی نیست؛ بلکه بخشی از یک روایت شخصی است که مشتری در آن به دنبال احساس، هویت، معنا و اتصال است. این تحول عمیق، بازاریابی را از حوزه فروش به حوزه تجربه سوق داده است. همین تغییر، چارچوبهای کلاسیک را به چالش کشیده و مدلهای جدیدی را به صحنه رقابت کشانده است. از ۴P سنتی به ۴C مشتریمحور و اکنون به ۴E تجربهمحور.
چند هفته پیش، برای گروهی از زنان، در سطوح مدیریت ارشد، کارگاهی آموزشی در زمینه رهبری سازمانی برگزار کردم. من همیشه پیش از شروع کارگاههایم، از شرکتکنندگان میپرسم که از زمان مشترکمان چه انتظاری دارند. امسال، یک پاسخ بیوقفه در صدر فهرست انتظارات قرار گرفته بود: «ایجاد ارتباط».
«بریجت بارون»، باریستای فروشگاههای زنجیرهای استارباکس، در روزی که از درست کردن لاته و فراکاپوچینو برای مشتریان معاف بود، باز هم سر کار رفت تا به اموری رسیدگی کند که شرکت اغلب موضعی منفی نسبت به آن داشت: تولید ویدئو حین کار برای تیکتاک.
هراس از امنیت شغلی امروز به بخشی جدا نشدنی از محیطهای کار تبدیل شده؛ ترسی که ریشه در عواملی مثل سرعت گرفتن بهکارگیری هوش مصنوعی، تعدیلهای پیاپی و ابهامهای پایانناپذیر دارد. موسسه پژوهشی Pew نشان داده که شاغلان آمریکایی بیش از آنکه امیدوار به کارکردهای هوش مصنوعی در محل کارشان باشند، از آن نگرانند.
این روزها وفاداری، شکل متفاوت و معنای عمیقتری پیدا کرده. وفاداری، دیگر با معیارهایی مثل مدت زمان سابقه کار سنجیده نمیشود، بلکه با رشد، اعتماد و داشتن هدفی مشترک سنجیده میشود. هم کارکنان و هم سازمانها به این نتیجه رسیدهاند که وفاداری زمانی شکل میگیرد که آدمها در کنار هم و با هم رشد کنند.
کمبود نیروی کار به یک بحران در بخش صنعت تبدیل شده است. بنگاهها بهدلیل تورم مزمن، با مشکل تقاضای موثر مواجه هستند و کمبود انرژی، هزینههای عملیاتی را به شدت افزایش داده است. با کاهش درآمد، صاحبان بنگاهها نمیتوانند حقوق مناسبی پرداخت کنند. از سوی دیگر ادامه کار با دستمزد فعلی بهصرفه نیست و کارگران ترجیح میدهند در بخش خدمات به فعالیت ادامه دهند. نتیجه این روند خالی شدن کارخانهها از نیروی کار است؛ مسالهای که میتواند باعث خاموش شدن چراغ صنعت ایران در سالهای آینده شود.
غولهای صنعتی مثل کوکاکولا با اینکه نیازی به تبلیغ و معرفی ندارند اما هنوز هم بخش بزرگی از سرمایه خود را خرج هویت برند میکنند. کسبوکارهای کوچک هم میتوانند با بهکارگیری استراتژیهای مشابه اما کمهزینهتر، رشد خود را تضمین کنند. برندسازی از این نظر مهم است که ۸۲ درصد سرمایهگذارها برای سرمایهگذاری در یک برند، بیش از هر چیزی به قدرت آن برند توجه میکنند. خبر خوب این است که برای ساختن یک برند قوی، لازم نیست یک شرکت بزرگ مثل کوکاکولا باشید.
در دوران اولیه زندگی بشر، انسانها در شرایطی پر از تهدیدهای جانی زندگی میکردند: حیوانات شکارچی، قبیلههای مهاجم، کمبود غذا، بیماری و غیره. در آن شرایط، مغز انسان برای افزایش احتمال زندهماندن، یک راه ساده و کمهزینه پیدا کردهبود: تقسیم دنیا به دو دسته: دوست یا دشمن، امن یا خطرناک، ما یا بیگانه. این تفکر دوگانه باعث میشد سریع تصمیم بگیرند و شانس بقای خود را بالا ببرند.
اعتبار یک شرکت میتواند حتی زمانی که هیچ اشتباهی نکرده است، آسیب ببیند. وقتی یکی از شرکتهای همتای شما یک بحران را تجربه میکند (مثلا ایمنی یک محصول شکست میخورد، قوانین را نقض میکند یا یک رسوایی بزرگ به بار میآورد)، مشتریان، سرمایهگذاران و قانونگذاران اغلب تصور میکنند که سایر شرکتهای فعال در صنعتی مشابه نیز ممکن است ضعفها و مشکلاتی داشته باشند.
بهعنوان یک مربی هوش هیجانی این سوال بسیار از من پرسیده میشود که: «چطور احساساتم را کنترل میکنم؟» طی سالها، هزاران ایمیل از خوانندگانی دریافت کردهام که گرفتار چرخه تفکر احساسی شدهاند؛ وضعیتی که باعث میشود حرفهایی بزنند یا کارهایی انجام دهند که بعدا از آن پشیمان میشوند و این موضوع در اغلب اوقات، به آسیب دیدن نزدیکترین روابط آنها، اعم از شغلی و شخصی منجر میشود. نکته اینجاست که احساسات بد نیستند. در واقع احساس همان چیزی است که ما را انسان میسازد که اتفاقا چیز خوبی است.
دنیای کسبوکار به سرعت در حال تغییر است و مهارتهای لازم برای یک رهبر سازمانی موفق نیز به همین سرعت در حال تغییر هستند. بهترین رهبران سازمانی در سال۲۰۲۶، مهارت، تجربه و توانایی ایجاد همگرایی بین ماشینهای هوشمند با نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و انتظارات مشتری را خواهند داشت.
بیشتر سازمانها دارای چارچوب مدیریت عملکرد در محل کار هستند. با این حال ۸۰درصد آنها در چهار سال گذشته این چارچوب را مجددا طراحی کردهاند.
زمانی همدلی کردن در دنیای کار، یک مهارت بیش از حد نرم و احساسی محسوب میشد. اما تحقیقات علمی طی دهههای اخیر، این تصور را کاملا رد کرده است. همدلی از سه جزء اصلی تشکیل شده است: درک مشترک تجربیات دیگران، تلاش برای فهمیدن دیدگاه آنان و اهمیت دادن به رفاهشان. ابراز همدلی به افراد کمک میکند روابط عمیقتر و پربارتری بسازند و دریافت آن نیز اعتماد، انگیزه و رضایت آنان را افزایش میدهد.
شرکتهای متداول امروزی، بیش از آنکه مانند بسیاری از تشبیهات مدیریتی، شبیه یک ماشین باشند، به مرد حلبی در داستان جادوگر شهر اوز شباهت دارند.
«زندگی را آسان کنید؛ آن را ساده بگیرید و راحت باشید.» اینها مضامینی هستند که هرگز کهنه نمیشوند. کثرت گزینهها در محصولات و خدمات و نیز گسترش شتابان تکنولوژی، تصمیمگیری را سختتر کرده است.