بررسی چالشهای نظارت بر صنایع غذایی و مخاطرات بهداشتی واحدهای خانگی
فهرست پروژههای در دست اقدام صندوق ملی توسعه زیرساخت دولت کنیا
استعدادهای سازمان را ببینید تا بمانند
زنگ خطر برای اشتغال صنعتی
تصویب بسته فوری ۶گانه برای تأمین مواد ناریه؛ واردات اضطراری، اصلاح قیمتگذاری و ایجاد ذخایر راهبردی در دستور کار
درخواست بخش خصوصی، بازنگری در مواد جنجالی لایحه اصلاح قانون تأمین اجتماعی است
واحدهای صنعتی برای دریافت اعتبار مالیاتی فراخوانده شدند
چالش بهرهوری هوش مصنوعی برای مدیران
بیشتر شرکتها میگویند که برای کارکنانشان اهمیت زیادی قائلند و روی رشد و پیشرفت آنها سرمایهگذاری میکنند. اما تجربه خیلی از کارکنان چیز دیگری میگوید. بر اساس گزارش «قابل مشاهده بودن مهارتها» که سامانه مدیریت یادگیری ابری TalentLMS منتشر کرده، از هر ۱۰نیروی کار، ۴ نفر میگویند پیدا کردن یک شغل جدید در خارج از شرکت، برایشان آسانتر از پیدا کردن یک موقعیت شغلی جدید در داخل همان شرکت است. این یافته فقط وضعیت بازار کار را نشان نمیدهد، بلکه به مسالهای بزرگتر اشاره دارد: بسیاری از سازمانها در شناسایی و بهکارگیری استعدادهایی که همین حالا در اختیار دارند، مشکل دارند.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال گذشته جمعیت در سن کار حدود ۸۲۵هزار نفر افزایش یافت؛ اما تنها ۵۷هزار شغل جدید به بازار کار اضافه شد. این مساله نشاندهنده مشکلات جوانان در ورود به بازار کار اقتصاد ایران است. رکود اقتصادی، قطعی مکرر اینترنت و شرایط ناشی از جنگ، مانع ایجاد تحرک لازم برای اشتغالزایی شدهاند. از سوی دیگر، کسبوکارها که با چالشهای درآمدی مواجهند، به سمت تعدیل نیروی کار، بهویژه در میان زنان جوان میروند. درحالیکه نرخ بیکاری در زمستان سال گذشته ۷.۶ درصد گزارش شد، نرخ بیکاری برای زنان جوان به حدود ۳۵درصد رسید. کارشناسان بر این باورند که برای افزایش ظرفیت اشتغال، مهمترین عامل، رشد اقتصادی بالا و فراگیر است؛ رشدی که همه اقشار جامعه در آن نقش ایفا کنند؛ در غیر این صورت، روند پیری جامعه شاغل کشور ادامه خواهد یافت و فرصتهای جدید برای اشتغالزایی جوانان از بین میرود.
خیلی از مدیران عامل سالهاست که جمله معروف هری ترومن، رئیسجمهور سابق آمریکا را سرلوحه خود قرار دادهاند: «اینجا جای پذیرفتن مسوولیت است.» آنها دلیل خوبی برای این کار دارند؛ اینکه در روزهای خوب و بد، در نهایت رهبری یک سازمان مسوولیت هدایت آن به سوی موفقیت را بر عهده دارد.
سختترین بخش تعدیل نیرو از دست دادن افرادی است که با سازمان سازگار شده بودند و برخی از آنها ممکن است چند سال از عمر خود را در آنجا گذرانده باشند. اما کمتر کسی درباره این صحبت میکند که ماندن در همان سازمان چه حسی دارد. بعضی افراد تجربه خودشان را از «زنده ماندن» در موجهای بزرگ تعدیل نیرو به اشتراک گذاشتهاند و از احساسات متناقضی که داشتهاند، صحبت کردهاند؛ از احساس گناه تا خوشحالی از اینکه هنوز شغل دارند. بعد از آن هم نوعی اضطراب پس از اخراج وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود.
شاخص مدیران خرید بخش صنعت در بهمنماه ۱۴۰۴ با ثبت عدد۴۶ برای چهارمین ماه متوالی در محدوده رکودی باقی ماند. تداوم انقباض فعالیتهای صنعتی، باعث شده مولفه میزان استخدام و بهکارگیری نیروی انسانی برای ۱۶ماه متوالی زیر مرز خنثی قرار گیرد. همچنین دادههای شامخ از شکاف عمیق میان تولید و تقاضا حکایت دارد. همزمان، موجودی انبارها افزایش یافته و فشار هزینههای تولید تشدید شده است. ضعف بازارهای داخلی و صادراتی نیز ادامه دارد و در مجموع، ساختار مالی بنگاهها را تحت فشار قرار داده و مسیر خروج پایدار از رکود را محدود کرده است. در این میان، اگرچه در مقاطعی انتظارات کوتاهمدت بهبود یافته بود، اما تهاجم نظامی به ایران در اسفند، نااطمینانی فعالان اقتصادی و اختلال در تامین نهادهها مانع از تحقق آن شده است. افت همزمان سفارشهای جدید، فروش و اشتغال نشان میدهد یکی از چالشهای اصلی در سمت تقاضا، کاهش قدرت خرید خانوار است؛ عاملی که توان جذب تولید را بهطور محسوسی تضعیف کرده است.
شوکهای سالهای اخیر، از درگیریهای نظامی و تنشهای تجاری گرفته تا تنگناهای دوران همهگیری کرونا، شرکتها را وادار کرده که بهطور تدریجی و کمسروصدا نحوه جابهجایی کالا در جهان را مورد بازنگری قرار دهند. بیشترین تغییرات دیگر مربوط به سرعت عکسالعمل نیست، بلکه به «اطمینانپذیری» در زنجیره تامین مربوط میشود. کسبوکارها حالا بهجای تمرکز بر زنجیرههای تامینی که فقط در شرایط باثبات سریع عمل میکنند، به دنبال زنجیرههایی هستند که بتوانند در برابر اختلالها مقاومت کرده و آنها را جذب کنند.
بر اساس گزارش مرکز آمار از وضعیت بازار کار در زمستان۱۴۰۴، نرخ بیکاری به ۷.۶درصد و نرخ مشارکت به ۳۹.۷درصد رسید. نکته معنادار این است که در یکسال منتهی به زمستان سال گذشته، مردان جایگزین زنان در بازار کار شدند.
جریمههای بانکی بخشیده شد؛ جریمه اقساط وامهای تا ۷۰۰میلیون تومان از جمله تسهیلات تکلیفی و همچنین سایر وامهای خرد از نهم اسفندماه١٤٠٤ تا اردیبهشت۱٤٠٥ محاسبه نخواهد شد. این جملات در میان تنشهای اخیر کشور و فشارهای اقتصادی ناشی از آن به نظر دلگرمکننده به نظر میرسید.
یافتههای علمی نشان میدهند یکی از مزیتهای متفاوتی که افراد در دهههای ۴۰، ۵۰ و حتی ۶۰ سالگی خود از آن برخوردارند، هدفگذاری برای راهاندازی یک کسب و کار است.
درحالیکه نگاهها به مذاکرات اسلامآباد دوخته شده است، به نظر میرسد در صورت توافق یا عدم توافق، اقتصاد ایران مسیرهای رشد متفاوتی را تجربه خواهد کرد. «دنیایاقتصاد» با اتکا به دادهها و ویژگیهای ساختاری اقتصاد ایران، این مسیرهای محتمل را برآورد کرده است. محاسبات نشان میدهد در صورت دستیابی به توافق و اجرای اصلاحات اقتصادی داخلی، اقتصاد ایران میتواند با نرخ حدود ۸درصد رشد کند. در مقابل، در سناریوی عدم توافق و تداوم سیاستهای اقتصادی موجود، رشد اقتصادی به حدود ۱.۵ درصد محدود خواهد شد. تفاوت اصلی این دو سناریو در نرخ سرمایهگذاری و بهرهوری نهفته است. در سناریوی نخست، نرخ سرمایهگذاری میتواند به حدود ۳۰درصد تولید ناخالص داخلی برسد؛ درحالیکه در سناریوی دوم، این رقم حدود ۲۲درصد برآورد میشود. همچنین ورود سرمایه خارجی و افزایش بهرهوری سرمایهگذاری، از عوامل کلیدی تحقق رشد بالاتر در سناریوی توافق هستند. اصلاحات اقتصادی داخلی نیز شرط لازم برای تحقق این سطح از رشد محسوب میشود.
فراموش کردن روز تولد؛ نادیده گرفتن سالگرد یک رویداد؛ اتفاق مهمی که مورد توجه قرار نمیگیرد؛ این کملطفیهای کوچک از سوی مدیران، ممکن است بیاهمیت به نظر برسند، اما تحقیقات جدید دانشگاه وارتون نشان میدهد که حتی ملایمترین بدرفتاریها در محیط کار، میتواند تاثیری بدتر از خراب شدن روحیه کارکنان داشته باشد.
اقتصاد ایران پس از ۵ماه رشد مثبت، در دیماه ۱۴۰۴ با افت مواجه شد. تازهترین برآورد مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد، رشد اقتصادی دیماه۱۴۰۴ نسبت به ماه مشابه سال قبل از آن به منفی ۰.۴درصد و بدون نفت به منفی ۰.۶درصد رسیده است. این در حالی است که آذرماه رشد ۲.۴درصدی ثبت شده بود. بررسی بخشهای مختلف اقتصاد نیز از تداوم ضعف فعالیتها حکایت دارد. کشاورزی با رشد منفی ۲درصدی بیشترین کاهش را تجربه کرده و صنایع و معادن عملا بدون تغییر باقی ماندهاند. تنها نقطه روشن، بخش نفت با رشد یکدرصدی بوده است. در این گزارش خدمات نیز با افت ۰.۹درصدی سهم عمدهای در کاهش رشد داشت که عمدهفروشی، هتل و رستوران، آموزش و بهداشت با بیشترین افت مواجه بودند. از نگاه کارشناسان، قطعی اینترنت در منفی شدن رشد خدمات نقش مهمی ایفا کرده است؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت زیرساختهای ارتباطی برای پایداری فعالیتهای اقتصادی را برجسته میکند.
محیط کار میتواند جایی پیچیده و چالشبرانگیز باشد. تقریبا هر کاری که در محل کار انجام میدهیم، به توانایی ما در مدیریت روابط بستگی دارد؛ از شناسایی افراد خبره گرفته تا مدیریت بازخوردهای سخت از طرف رئیس و فهمیدن اینکه چگونه در تیمهایی با شخصیتهای متفاوت کار کنیم.
به همت مرکز پژوهشها و مرکز بهبود کسبوکار اتاق ایران و با هدف اطلاعرسانی بهموقع و نظاممند به صاحبان کسبوکارها درباره مصوبات حمایتی، گزارش سیاستهای حمایت از کسبوکارها در جنگ تحمیلی سوم منتشر شد.
روند تورم در سال جاری، بیش از گذشته به تحولات و سناریوهای سیاسی پیوند خورده است. در این چارچوب، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: دستیابی به یک «توافق» سیاسی میان ایران و آمریکا، تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و در نهایت از سرگیری درگیریها و تشدید تنشها. هر یک از این سه سناریو تاثیر بسیار متفاوتی بر تورم خواهد داشت. برآوردهای مبتنی بر دادههای تاریخی نیز نشان میدهد که شکاف قابلتوجهی میان نرخهای تورم در این سناریوها وجود دارد؛ بهگونهایکه حتی در خوشبینانهترین حالت، یعنی دستیابی به یک توافق پایدار، پیشبینی میشود نرخ تورم در میانه سال ۱۴۰۵ به حدود ۴۹درصد برسد. این در حالی است که در سناریوی تداوم جنگ، اقتصاد با تورمهای بسیار بالا و سهرقمی مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند به بیثباتی گسترده اقتصادی منجر شود. از اینرو، دستیابی به یک توافق سیاسی از منظر مهار تورم و ایجاد ثبات اقتصادی، اهمیتی راهبردی دارد.
جمله مشهور «پیتر دراکر»، درباره فرهنگ سازمانی (فرهنگ استراتژی را به عنوان صبحانه میخورد) به روشنی اهمیت بیبدیل فرهنگ را در هدایت موفقیت شرکتها نشان میدهد. اما زمانی که یک شرکت از «دوران صلح» - یعنی زمانهای رشد و ثبات کسب و کار - به سوی «دوران جنگ» - یعنی دورههای بحران و تلاش کسب و کارها برای بقا - گام برمیدارد، چه بر سر این فرهنگ میآید؟ رهبران سازمانی چگونه میتوانند اطمینان حاصل کنند که فرهنگ سازمانی آنها مقاوم باقی مانده و حتی در شرایط بیرونی دشوار رشد میکند؟
ارزیابیها میگویند تا سال ۲۰۳۰ کمبود استعداد جهانی به ۸۵میلیون نفر افزایش پیدا میکند. این رقم میتواند منجر به از دست رفتن بیش از ۸ تریلیون دلار درآمد شده و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. بنابراین مدیریت استعداد هرگز به اندازه کنونی برای سازمانها حیاتی نبوده است. در واقع ۷۸ درصد مدیران، مدیریت استعداد را در صدر دستور کار کسب و کار خود قرار میدهند. با این حال، تا به امروز، مدیریت استعداد برای اطمینان از اینکه سازمانها میتوانند به استعدادهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، آنها را پرورش و حفظ کنند، کار چندانی انجام نداده است.
برای یک کارآفرین تنها (Solopreneur) هیچچیز خطرناکتر از این نیست پولی را در کسب و کارش هزینه کند که تضمینی برای بازگشتش وجود ندارد. من از سال ۲۰۱۰ که فعالیت آزادم را آغاز کردم، عملا کارآفرین تنهایی بودهام و به عنوان مالک، مدیر و تنها کارمند این مجموعه، تمام تصمیمات بر عهده خودم است. چنین بستری به همان اندازه که هیجانانگیز است، هولناک هم به نظر میرسد.
پیمان شمس ـ مدرس و مشاور آموزشهای سازمانی // در بسیاری از سازمانها، افراد توانمند، تحصیلکرده و متخصص کم نیستند؛ اما همه آنها به یک اندازه اثرگذار، قابل اعتماد و ماندگار نیستند. آنچه میان یک کارمند صرفا «متخصص» و یک حرفهای «اثرگذار» تفاوت ایجاد میکند، مفهومی است به نام «هوش رفتاری»؛ سرمایهای نامرئی که نه در رزومهها به روشنی دیده میشود و نه در مدرک دانشگاهی اندازهگیری میشود، اما در عمل، مسیر رشد شغلی را تعیین میکند.
از دست دادن شغل و بیکار ماندن برای مدت طولانی، از نظر میزان استرس، در ردیف اتفاقهایی مثل طلاق یا فوت یکی از اعضای خانواده قرار میگیرد و از پراسترسترین رویدادهای زندگی محسوب میشود.
با گسترش درگیری در خاورمیانه، حتی سازمانهایی که حضور مستقیمی در این منطقه ندارند نیز در معرض پیامدهای جدی قرار گرفتهاند؛ از حملات سایبری و تغییر مسیر زنجیرههای تامین گرفته تا افزایش هزینههای انرژی و تاثیر بر نیروی کار.
چالشهای مرتبط با سلامت ذهنی و روانی افراد در سراسر جهان رو به افزایش است و هزینههای سنگینی را چه برای افراد و چه برای سازمانها ایجاد کرده است. اما در صورت سرمایهگذاری کافی و دائمی شرکتها روی بهبود سلامت روانی و ذهنی کارکنان، مزایای بسیاری نصیب سازمانها و کل جامعه خواهد شد. شرکتها هر چقدر هم در این زمینه سرمایهگذاری کنند باز هم ارزشش را دارد، چرا که دلایل متعددی برای این سرمایهگذاریها میتوان برشمرد. در ادامه به شش مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد
در دنیای پرنوسان امروز، چالشها تک به تک از راه نمیرسند. هیچ مدیری فرصت ندارد که ابتدا به بحران شخصی رسیدگی کند، سپس برود سراغ بحران حرفهای و در این میان، زمانی برای خالی کردن ذهنش داشته باشد. خیلی وقتها بحرانهای شخصی و کاری همزمان رخ میدهند، استرس را تشدید میکنند، قضاوت را مبهم میسازند و ریسک هر تصمیم را بالاتر میبرند. همین اتفاق برای «امیلی» افتاد؛ مدیر ارشد منابع انسانی که با او همکاری داشتیم. او در گیرودار جدایی از همسرش پس از یک رابطه ۸ساله بود و همزمان در محل کارش، یکسری جابهجاییهای حساس مدیریتی در حال رخ دادن بود: بازنشستگی یک مدیر مورد اعتماد، تصمیمگیری درباره سرنوشت یک معاون ارشد که عملکرد ضعیفی داشت و انتخاب جانشینهایی که مسیر رشد سریع شرکت را شکل میدادند. در خانه، او و دختر نوجوانش در حال اسبابکشی بودند. در همان حال، باید امور مالی مشترک را از همسرش تفکیک میکرد و با اندوه جدایی نیز کنار میآمد.
انتظارات مدیران عامل برای رشد مبتنی بر هوش مصنوعی در سال جدید همچنان بالاست. این در حالی است که کارکنان تازه دارند با واقعیتهای ملموس عملکرد فعلی هوش مصنوعی دست و پنجه نرم میکنند. تحقیقات موسسه گارتنر نشان میدهد که از هر ۵۰ سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، فقط یکی به ارزش تحولآفرینی منجر میشود و از هر ۵ سرمایهگذاری، تنها یکی بازگشت سرمایه قابلاندازهگیری دارد. تنش دشواری که تیمهای اجرایی باید بتوانند در سال ۲۰۲۶ مدیریت کنند، از این قرار است: دستیابی به اهداف رشد کنونی و پرورش نیروی کاری که بتواند در میانه تحولات هوش مصنوعی برای آینده ارزشآفرینی کند. برای تحقق این امر، تیمها باید اولویتهای زیر را در نظر بگیرند:
در یک سال اخیر همزمان با پیشرفت گسترده و سریع مدلهای زبانی و سامانههای هوشمند، اقتصادهای پیشرفته نیز با یک پرسش بنیادین مواجه شدهاند: اگر ماشینها بتوانند سریعتر، ارزانتر و دقیقتر از انسانها کار کنند، جایگاه نیروی انسانی کجاست؟ هشدارها در این خصوص از انقراض مشاغل یقهسفید تا سناریوهای بیثباتی سیاسی گسترده امتداد یافتهاند. اما در مقابل این روایت، دیدگاه دیگری بر تدریجی بودن تطبیق اقتصاد و نقش تعیینکننده تنظیمگری تاکید دارد. از طرف دیگر، اکنون جدال اصلی نه بر سر توانایی هوش مصنوعی بلکه بر سرعت، دامنه و نحوه مهار آن است. مجله ویک هم در گزارشی جمعبندی از تحلیلهای مختلف از این وضعیت مطرح کرده است که آینده شغلی و سیاسی جوامع به سرعت پیشرفت هوش مصنوعی و نحوه مدیریت آن بستگی دارد.