همگرایی اقتصادی ایران و اوراسیا
سیاست صنعتی در عصر نااطمینانی
مصوبه امکان ترخیص ۹۰ درصدی کالاها از گمرک، ۳ ماه دیگر تمدید شد
تاکید بر نتیجهگرایی و پرهیز از پراکندهگویی در نشستهای تخصصی
بحران در شریانهای استخراج و ناترازی انرژی در صنایع سنگین
هشدار بخش خصوصی نسبت به سقوط تابآوری سایبری
راز عدمالنفع رشد اقتصادی در منطقه منا؛ مشارکت زنان در بازار کار پایین است
۸۴ درصد وامها برای بقا؛ بنگاهها توسعه را کنار گذاشتند
تحولات یک سال گذشته، بهویژه پس از ۲ مرتبه تهاجم نظامی به کشور و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک در منطقه، بار دیگر موضوع تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی ایران را به صدر اولویتهای سیاستگذار بازگردانده است. در شرایطی که بخشی از تجارت کشور به مسیرهای دریایی وابسته بوده و هرگونه نااطمینانی در این مسیرها میتواند زنجیره تامین و صادرات را تحتتاثیر قرار دهد، توجه به بازارهای همسایه و کریدورهای زمینی بیش از گذشته اهمیت یافته است. در همین چارچوب، حضور وزیر صمت در اجلاس سران اتحادیه اقتصادی اوراسیا در آستانه را میتوان نشانهای از تلاش دولت برای بازتعریف جایگاه این بلوک اقتصادی در راهبرد تجاری کشور دانست.
روند تورم در سال جاری، بیش از گذشته به تحولات و سناریوهای سیاسی پیوند خورده است. در این چارچوب، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: دستیابی به یک «توافق» سیاسی میان ایران و آمریکا، تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و در نهایت از سرگیری درگیریها و تشدید تنشها. هر یک از این سه سناریو تاثیر بسیار متفاوتی بر تورم خواهد داشت. برآوردهای مبتنی بر دادههای تاریخی نیز نشان میدهد که شکاف قابلتوجهی میان نرخهای تورم در این سناریوها وجود دارد؛ بهگونهایکه حتی در خوشبینانهترین حالت، یعنی دستیابی به یک توافق پایدار، پیشبینی میشود نرخ تورم در میانه سال ۱۴۰۵ به حدود ۴۹درصد برسد. این در حالی است که در سناریوی تداوم جنگ، اقتصاد با تورمهای بسیار بالا و سهرقمی مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند به بیثباتی گسترده اقتصادی منجر شود. از اینرو، دستیابی به یک توافق سیاسی از منظر مهار تورم و ایجاد ثبات اقتصادی، اهمیتی راهبردی دارد.
جمله مشهور «پیتر دراکر»، درباره فرهنگ سازمانی (فرهنگ استراتژی را به عنوان صبحانه میخورد) به روشنی اهمیت بیبدیل فرهنگ را در هدایت موفقیت شرکتها نشان میدهد. اما زمانی که یک شرکت از «دوران صلح» - یعنی زمانهای رشد و ثبات کسب و کار - به سوی «دوران جنگ» - یعنی دورههای بحران و تلاش کسب و کارها برای بقا - گام برمیدارد، چه بر سر این فرهنگ میآید؟ رهبران سازمانی چگونه میتوانند اطمینان حاصل کنند که فرهنگ سازمانی آنها مقاوم باقی مانده و حتی در شرایط بیرونی دشوار رشد میکند؟
ارزیابیها میگویند تا سال ۲۰۳۰ کمبود استعداد جهانی به ۸۵میلیون نفر افزایش پیدا میکند. این رقم میتواند منجر به از دست رفتن بیش از ۸ تریلیون دلار درآمد شده و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. بنابراین مدیریت استعداد هرگز به اندازه کنونی برای سازمانها حیاتی نبوده است. در واقع ۷۸ درصد مدیران، مدیریت استعداد را در صدر دستور کار کسب و کار خود قرار میدهند. با این حال، تا به امروز، مدیریت استعداد برای اطمینان از اینکه سازمانها میتوانند به استعدادهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، آنها را پرورش و حفظ کنند، کار چندانی انجام نداده است.
برای یک کارآفرین تنها (Solopreneur) هیچچیز خطرناکتر از این نیست پولی را در کسب و کارش هزینه کند که تضمینی برای بازگشتش وجود ندارد. من از سال ۲۰۱۰ که فعالیت آزادم را آغاز کردم، عملا کارآفرین تنهایی بودهام و به عنوان مالک، مدیر و تنها کارمند این مجموعه، تمام تصمیمات بر عهده خودم است. چنین بستری به همان اندازه که هیجانانگیز است، هولناک هم به نظر میرسد.
پیمان شمس ـ مدرس و مشاور آموزشهای سازمانی // در بسیاری از سازمانها، افراد توانمند، تحصیلکرده و متخصص کم نیستند؛ اما همه آنها به یک اندازه اثرگذار، قابل اعتماد و ماندگار نیستند. آنچه میان یک کارمند صرفا «متخصص» و یک حرفهای «اثرگذار» تفاوت ایجاد میکند، مفهومی است به نام «هوش رفتاری»؛ سرمایهای نامرئی که نه در رزومهها به روشنی دیده میشود و نه در مدرک دانشگاهی اندازهگیری میشود، اما در عمل، مسیر رشد شغلی را تعیین میکند.
از دست دادن شغل و بیکار ماندن برای مدت طولانی، از نظر میزان استرس، در ردیف اتفاقهایی مثل طلاق یا فوت یکی از اعضای خانواده قرار میگیرد و از پراسترسترین رویدادهای زندگی محسوب میشود.
با گسترش درگیری در خاورمیانه، حتی سازمانهایی که حضور مستقیمی در این منطقه ندارند نیز در معرض پیامدهای جدی قرار گرفتهاند؛ از حملات سایبری و تغییر مسیر زنجیرههای تامین گرفته تا افزایش هزینههای انرژی و تاثیر بر نیروی کار.
چالشهای مرتبط با سلامت ذهنی و روانی افراد در سراسر جهان رو به افزایش است و هزینههای سنگینی را چه برای افراد و چه برای سازمانها ایجاد کرده است. اما در صورت سرمایهگذاری کافی و دائمی شرکتها روی بهبود سلامت روانی و ذهنی کارکنان، مزایای بسیاری نصیب سازمانها و کل جامعه خواهد شد. شرکتها هر چقدر هم در این زمینه سرمایهگذاری کنند باز هم ارزشش را دارد، چرا که دلایل متعددی برای این سرمایهگذاریها میتوان برشمرد. در ادامه به شش مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد
در دنیای پرنوسان امروز، چالشها تک به تک از راه نمیرسند. هیچ مدیری فرصت ندارد که ابتدا به بحران شخصی رسیدگی کند، سپس برود سراغ بحران حرفهای و در این میان، زمانی برای خالی کردن ذهنش داشته باشد. خیلی وقتها بحرانهای شخصی و کاری همزمان رخ میدهند، استرس را تشدید میکنند، قضاوت را مبهم میسازند و ریسک هر تصمیم را بالاتر میبرند. همین اتفاق برای «امیلی» افتاد؛ مدیر ارشد منابع انسانی که با او همکاری داشتیم. او در گیرودار جدایی از همسرش پس از یک رابطه ۸ساله بود و همزمان در محل کارش، یکسری جابهجاییهای حساس مدیریتی در حال رخ دادن بود: بازنشستگی یک مدیر مورد اعتماد، تصمیمگیری درباره سرنوشت یک معاون ارشد که عملکرد ضعیفی داشت و انتخاب جانشینهایی که مسیر رشد سریع شرکت را شکل میدادند. در خانه، او و دختر نوجوانش در حال اسبابکشی بودند. در همان حال، باید امور مالی مشترک را از همسرش تفکیک میکرد و با اندوه جدایی نیز کنار میآمد.
انتظارات مدیران عامل برای رشد مبتنی بر هوش مصنوعی در سال جدید همچنان بالاست. این در حالی است که کارکنان تازه دارند با واقعیتهای ملموس عملکرد فعلی هوش مصنوعی دست و پنجه نرم میکنند. تحقیقات موسسه گارتنر نشان میدهد که از هر ۵۰ سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، فقط یکی به ارزش تحولآفرینی منجر میشود و از هر ۵ سرمایهگذاری، تنها یکی بازگشت سرمایه قابلاندازهگیری دارد. تنش دشواری که تیمهای اجرایی باید بتوانند در سال ۲۰۲۶ مدیریت کنند، از این قرار است: دستیابی به اهداف رشد کنونی و پرورش نیروی کاری که بتواند در میانه تحولات هوش مصنوعی برای آینده ارزشآفرینی کند. برای تحقق این امر، تیمها باید اولویتهای زیر را در نظر بگیرند:
در یک سال اخیر همزمان با پیشرفت گسترده و سریع مدلهای زبانی و سامانههای هوشمند، اقتصادهای پیشرفته نیز با یک پرسش بنیادین مواجه شدهاند: اگر ماشینها بتوانند سریعتر، ارزانتر و دقیقتر از انسانها کار کنند، جایگاه نیروی انسانی کجاست؟ هشدارها در این خصوص از انقراض مشاغل یقهسفید تا سناریوهای بیثباتی سیاسی گسترده امتداد یافتهاند. اما در مقابل این روایت، دیدگاه دیگری بر تدریجی بودن تطبیق اقتصاد و نقش تعیینکننده تنظیمگری تاکید دارد. از طرف دیگر، اکنون جدال اصلی نه بر سر توانایی هوش مصنوعی بلکه بر سرعت، دامنه و نحوه مهار آن است. مجله ویک هم در گزارشی جمعبندی از تحلیلهای مختلف از این وضعیت مطرح کرده است که آینده شغلی و سیاسی جوامع به سرعت پیشرفت هوش مصنوعی و نحوه مدیریت آن بستگی دارد.
ما بهگونهای درباره مدیریت صحبت میکنیم که انگار سراسر مزیت است. مدیران اهل رقابت نتیجه میگیرند و مدیران همراه و همکار اعتمادسازی میکنند. اما به ندرت از خود میپرسیم این نقاط قوت در طول زمان چه هزینهای به همراه دارند. هر سبک مدیریتی آرام آرام به انباشت نوع خاصی از «بدهی سازمانی» منجر میشود. منظور بدهی مالی نیست، بلکه تعهداتی عملیاتی است که به آهستگی روی هم انباشته میشوند، معمولا به چشم نمیآیند و زمانی دیده میشوند که عملیات به بنبست برسد یا اختلالی در بخشی از کار ایجاد شود. متاسفانه تا رهبران سازمان متوجه این موضوع شوند، کار از کار گذشته است.
آخر سال که میرسد، در بسیاری از شرکتهای ایرانی یک جلسه آشنا برگزار میشود: «هدایای نوروزی چه میشود؟» چند عدد روی میز گذاشته میشود، شرایط اقتصادی مرور میشود و معمولا جملهای تکراری شنیده میشود: «امسال باید محتاط باشیم.» نتیجه هم اغلب تصمیمی مالی است، نه راهبردی. اما برای مدیران بازاریابی، هدیه نوروزی یک هزینه جانبی نیست، یک نقطه تماس برند است؛ جایی که سازمان بدون تبلیغ، بدون شعار و بدون کمپین، شخصیت واقعی خود را نشان میدهد. در بازاری که اعتماد شکننده و رقابت شدید است، همین رفتارهای کوچک میتوانند تصویر برند را تقویت یا تضعیف کنند.
تجربه کشورهایی که از نظام ارز چندنرخی عبور کردهاند، نشان میدهد که اگرچه جراحی ارزی در بلندمدت به شفافیت و حذف رانت منجر میشود، اما در کوتاهمدت با جهش تورمی و فشار اجتماعی همراه است. همچنین تکنرخیسازی اغلب نه در دوران ثبات، بلکه در میانه بحران ارزی، کاهش ذخایر و تشدید شکاف بازار رسمی و آزاد اجرا میشود. سیاست یکسانسازی نرخ ارز زمانی موفق خواهد بود که نه بهعنوان یک اقدام منفرد، بلکه در قالب بستهای از اصلاحات مالی، پولی و ساختاری اجرا شود. تجربه کشورهایی چون نیجریه، پرو، اکوادور و مصر نشان میدهد که تقریبا همه آنها در سه ماه نخست پس از اجرای این سیاست، جهش تورمی قابلتوجهی را تجربه کردهاند؛ اما در افق دوساله همراه با حذف رانت، افزایش شفافیت و اصلاحات مکمل، روند تورم بهطور معناداری نزولی شده و ثبات به بازار بازگشته است. درنتیجه، فشار تورمی، بهای بازگشت اقتصادها به تعادل محسوب میشود.
در چند سال اخیر، کمتر موضوعی به اندازه ضرورت «قدردانی و توجه به کارکنان» نظر مدیران را جلب کرده است. در سال ۲۰۲۲، موسسه گالوپ در گزارشی نوشت فقط ۱۹ درصد مدیران ارشد، قدردانی از کارکنان را یک اولویت استراتژیک جدی میدانند. اما تا سال ۲۰۲۴ این عدد به ۴۲ درصد رسید؛ یعنی بیش از دو برابر. در همین بازه زمانی، بازار نرمافزارهای قدردانی از کارکنان هم حسابی داغ شد؛ بازاری که حالا ارزشی حدود ۱۹میلیارد دلار دارد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۵۰میلیارد دلار برسد. همزمان، سازمانها دست به اقدامات متنوعی برای قدردانی از کارکنان زدهاند، مثل برگزاری «هفتههای قدردانی»، ابزارهای تعریف و تمجید «همکار از همکار» با پاداشهای قابل استفاده و جوایزی «مبتنی بر ارزشهای سازمان» (جایزهای که لزوما بر اساس «خروجی» کار به کارکنان تعلق نمیگیرد، بلکه بر اساس رفتاری است که با ارزشهای سازمان همراستاست).
شروع یک کسبوکار دشوار است. جواب منفی شنیدن سخت است و احساس سرگردانی و خطر ورشکستگی بدترین حس ممکن است. زمانی که مسوول کار خود هستید، کسبوکارتان را توسعه میدهید، بر افزایش درآمد از مشتریان کنونی متمرکز هستید و همزمان به دنبال فرصتهای بالقوه جدید میگردید، به سادگی ممکن است یک روز حس قدرت و توانمندی کنید و روز دیگر حس کنید که تمام درها به رویتان بسته است؛ بستگی دارد که تلاشهایتان چه نتیجهای داده باشد.
طبق آمارها، این روزها آدمها سر کار، حالشان خوب نیست. بسیاری میگویند کارشان دارد به سلامت جسم و روحشان آسیب میزند اما مجبورند بمانند و تحمل کنند. بهعنوان یک مدیر، شاید فکر کنید این مساله مهمی نیست و میشود از آن طفره رفت. اما تراویس گراسر، استاد مدیریت دانشگاه کنتیکت و مارک رویال، شریک ارشد موسسه مشاوره «کرن فری» معتقدند نارضایتی کارکنان میتواند بهمرور به کسبوکارتان آسیبهای جدی وارد کند. فرقی نمیکند که مدیرکل سازمان هستید یا مدیر یکی از واحدها.
بیایید یک تمرین سخت انجام دهیم: اگر نقش مدیر کل بازاریابی، نظارت بر بازاریابی شرکت؛ نقش مدیر کل عملیات، نظارت بر عملیات و فعالیتهای تولیدی؛ و وظیفه مدیر کل مالی، حفاظت از حاشیه امن مالی یک شرکت باشد، وظیفه مدیرعامل چیست؟ بیشک وظیفه او بیش از نظارت بر امور اجرایی شرکت یا هدایت مدیران اجرایی است.
رهبران سازمانی و مدیران از دیرباز به تکنولوژی به چشم ابزار یا قابلیتی مینگریستند که میتوانست روند انجام امور را کارآمدتر کند، اما ماهیت کار را تغییر نمیداد. به عنوان نمونه، ایمیل صرفا امکان ارتباط سریعتر را فراهم میکند، یا سیستم مدیریت زنجیره تامین (SCM)، هزینههای این زنجیره را کاهش داده، چرخههای تحویل را کوتاه کرده و ارسال سریع و دقیق محصولات به مشتریان را تضمین میکند، اما هرچه میگذرد این دیدگاه بیشتر از گذشته منسوخ میشود. بهخصوص در سالهای اخیر که نقش تکنولوژی در شکلدهی سازمانها دستخوش تغییرات انقلابی شده است.
سومین شماره نشریه تحلیلی «اتاق اقتصاد» با محوریت واکاوی چالشهای ساختاری اقتصاد ایران و بررسی مسائل اثرگذار بر فضای کسبوکار استان خراسان رضوی، از سوی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی منتشر شد.
هر طرف را که نگاه میکنید، دادهها یکصدا یک چیز را فریاد میزنند: «آدمها سر کار حالشان خوب نیست.» از هر پنج کارمند، یک نفر میگوید شغلش به سلامت روانش لطمه میزند. نزدیک به یکسوم کارکنان، محل کارشان را سرد و بیروح توصیف میکنند و بیش از ۴۰ درصد از استرس زیاد صحبت میکنند.
نرخ رشد نقدینگی در آبانماه با ثبت رقم ۴۰.۴درصدی به بیشترین مقدار ۴ سال اخیر رسید. نرخ رشد پایه پولی نیز با ثبت رقم ۴۷.۵درصدی رکورد بیسابقهای را ثبت کرده است.
اقتصاد هر کشور از سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات تشکیل میشود. در سالهای اخیر، کشاورزی بهدلیل خشکسالی و کاهش منابع آبی، رشد منفی داشت. بخش صنعت بهخصوص در بخش بنگاههای بزرگ، بهدلیل ناترازی انرژی با افت تولید روبهرو شد و نفت هم که زیرنظر بخش صنعت است، بهدلیل تحریمها و کاهش سرمایهگذاری افت شدید تولید را ثبت کرد. در شرایط سخت بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات بهعنوان موتور محرکه رشد اقتصادی محسوب میشود و حدود ۵۳ درصد از کل اشتغال را دربرمیگیرد. با این حال مشاغل خدماتی در زمان قطعی اینترنت بیشترین آسیب را متحمل میشوند و در نتیجه برای کاهش هزینهها و حفظ حیات خود شروع به تعدیل نیرو میکنند. در شرایط کنونی کشور، محدودیتهای ارتباطی باعث میشود که علاوه بر بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات نیز دچار رکود شود تا ضربه سوم به رشد اقتصادی وارد شود.
نتایج طرح شامخ آذر 1404 نشان میدهد روند رکودی شامخ طی ماههای اخیر تداوم داشته، هرچند از شدت کاهش آن کاسته شده است، از طرف دیگر وضعیت شامخ صنعت نسبت به آبان ماه، کاهش را نشان میدهد.