جشنواره زعفران فرصتی برای تقویت برند ایرانی و توسعه بازارهای جهانی است
زعفران ایران زیر فشار تغییر اقلیم و رقابت جهانی
بحران مسکن با فروش متری و ابزارهای مالی حل نمیشود
ضوابط اجرای مصوبات کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید ابلاغ شد
اعتبار مالیاتی، صنعت را به دانشگاه پیوند میزند
زمانبندی جدید اجرای طرح تایید دورهای موجودی انبارها اعلام شد
مطالبه بخش خصوصی برای رفع مغایرت سامانههای ارزی و مالیاتی
▪️ راهنمای حقوق فعالان اقتصادی در مناقصات بخش عمومی ابلاغ شد
مرز دوغارون، یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری ایران و افغانستان، سالهاست با ازدحام ناوگان باری و توقفهای طولانی کامیونها دستبهگریبان است؛ مشکلی دیرپا که با افزایش هزینههای حملونقل، کاهش بهرهوری امکانات مرزی و دشوارتر شدن برنامهریزی صادرات، به یکی از دغدغههای مستمر فعالان اقتصادی تبدیل شده است. این گذرگاه با وجود جایگاه راهبردی خود در مبادلات دو کشور، همچنان با مجموعهای از نارساییهای مدیریتی، محدودیتهای عملیاتی و کمبودهای زیرساختی مواجه است؛ وضعیتی که تحقق هدف تردد روزانه دو هزار دستگاه کامیون از این مرز را با دشواری روبهرو کرده است.
در دنیای امروز، خرید صرفا مبادله مالی نیست؛ بلکه بخشی از یک روایت شخصی است که مشتری در آن به دنبال احساس، هویت، معنا و اتصال است. این تحول عمیق، بازاریابی را از حوزه فروش به حوزه تجربه سوق داده است. همین تغییر، چارچوبهای کلاسیک را به چالش کشیده و مدلهای جدیدی را به صحنه رقابت کشانده است. از ۴P سنتی به ۴C مشتریمحور و اکنون به ۴E تجربهمحور.
چند هفته پیش، برای گروهی از زنان، در سطوح مدیریت ارشد، کارگاهی آموزشی در زمینه رهبری سازمانی برگزار کردم. من همیشه پیش از شروع کارگاههایم، از شرکتکنندگان میپرسم که از زمان مشترکمان چه انتظاری دارند. امسال، یک پاسخ بیوقفه در صدر فهرست انتظارات قرار گرفته بود: «ایجاد ارتباط».
«بریجت بارون»، باریستای فروشگاههای زنجیرهای استارباکس، در روزی که از درست کردن لاته و فراکاپوچینو برای مشتریان معاف بود، باز هم سر کار رفت تا به اموری رسیدگی کند که شرکت اغلب موضعی منفی نسبت به آن داشت: تولید ویدئو حین کار برای تیکتاک.
هراس از امنیت شغلی امروز به بخشی جدا نشدنی از محیطهای کار تبدیل شده؛ ترسی که ریشه در عواملی مثل سرعت گرفتن بهکارگیری هوش مصنوعی، تعدیلهای پیاپی و ابهامهای پایانناپذیر دارد. موسسه پژوهشی Pew نشان داده که شاغلان آمریکایی بیش از آنکه امیدوار به کارکردهای هوش مصنوعی در محل کارشان باشند، از آن نگرانند.
این روزها وفاداری، شکل متفاوت و معنای عمیقتری پیدا کرده. وفاداری، دیگر با معیارهایی مثل مدت زمان سابقه کار سنجیده نمیشود، بلکه با رشد، اعتماد و داشتن هدفی مشترک سنجیده میشود. هم کارکنان و هم سازمانها به این نتیجه رسیدهاند که وفاداری زمانی شکل میگیرد که آدمها در کنار هم و با هم رشد کنند.
کمبود نیروی کار به یک بحران در بخش صنعت تبدیل شده است. بنگاهها بهدلیل تورم مزمن، با مشکل تقاضای موثر مواجه هستند و کمبود انرژی، هزینههای عملیاتی را به شدت افزایش داده است. با کاهش درآمد، صاحبان بنگاهها نمیتوانند حقوق مناسبی پرداخت کنند. از سوی دیگر ادامه کار با دستمزد فعلی بهصرفه نیست و کارگران ترجیح میدهند در بخش خدمات به فعالیت ادامه دهند. نتیجه این روند خالی شدن کارخانهها از نیروی کار است؛ مسالهای که میتواند باعث خاموش شدن چراغ صنعت ایران در سالهای آینده شود.
غولهای صنعتی مثل کوکاکولا با اینکه نیازی به تبلیغ و معرفی ندارند اما هنوز هم بخش بزرگی از سرمایه خود را خرج هویت برند میکنند. کسبوکارهای کوچک هم میتوانند با بهکارگیری استراتژیهای مشابه اما کمهزینهتر، رشد خود را تضمین کنند. برندسازی از این نظر مهم است که ۸۲ درصد سرمایهگذارها برای سرمایهگذاری در یک برند، بیش از هر چیزی به قدرت آن برند توجه میکنند. خبر خوب این است که برای ساختن یک برند قوی، لازم نیست یک شرکت بزرگ مثل کوکاکولا باشید.
در دوران اولیه زندگی بشر، انسانها در شرایطی پر از تهدیدهای جانی زندگی میکردند: حیوانات شکارچی، قبیلههای مهاجم، کمبود غذا، بیماری و غیره. در آن شرایط، مغز انسان برای افزایش احتمال زندهماندن، یک راه ساده و کمهزینه پیدا کردهبود: تقسیم دنیا به دو دسته: دوست یا دشمن، امن یا خطرناک، ما یا بیگانه. این تفکر دوگانه باعث میشد سریع تصمیم بگیرند و شانس بقای خود را بالا ببرند.
اعتبار یک شرکت میتواند حتی زمانی که هیچ اشتباهی نکرده است، آسیب ببیند. وقتی یکی از شرکتهای همتای شما یک بحران را تجربه میکند (مثلا ایمنی یک محصول شکست میخورد، قوانین را نقض میکند یا یک رسوایی بزرگ به بار میآورد)، مشتریان، سرمایهگذاران و قانونگذاران اغلب تصور میکنند که سایر شرکتهای فعال در صنعتی مشابه نیز ممکن است ضعفها و مشکلاتی داشته باشند.
بهعنوان یک مربی هوش هیجانی این سوال بسیار از من پرسیده میشود که: «چطور احساساتم را کنترل میکنم؟» طی سالها، هزاران ایمیل از خوانندگانی دریافت کردهام که گرفتار چرخه تفکر احساسی شدهاند؛ وضعیتی که باعث میشود حرفهایی بزنند یا کارهایی انجام دهند که بعدا از آن پشیمان میشوند و این موضوع در اغلب اوقات، به آسیب دیدن نزدیکترین روابط آنها، اعم از شغلی و شخصی منجر میشود. نکته اینجاست که احساسات بد نیستند. در واقع احساس همان چیزی است که ما را انسان میسازد که اتفاقا چیز خوبی است.
دنیای کسبوکار به سرعت در حال تغییر است و مهارتهای لازم برای یک رهبر سازمانی موفق نیز به همین سرعت در حال تغییر هستند. بهترین رهبران سازمانی در سال۲۰۲۶، مهارت، تجربه و توانایی ایجاد همگرایی بین ماشینهای هوشمند با نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و انتظارات مشتری را خواهند داشت.
بیشتر سازمانها دارای چارچوب مدیریت عملکرد در محل کار هستند. با این حال ۸۰درصد آنها در چهار سال گذشته این چارچوب را مجددا طراحی کردهاند.
زمانی همدلی کردن در دنیای کار، یک مهارت بیش از حد نرم و احساسی محسوب میشد. اما تحقیقات علمی طی دهههای اخیر، این تصور را کاملا رد کرده است. همدلی از سه جزء اصلی تشکیل شده است: درک مشترک تجربیات دیگران، تلاش برای فهمیدن دیدگاه آنان و اهمیت دادن به رفاهشان. ابراز همدلی به افراد کمک میکند روابط عمیقتر و پربارتری بسازند و دریافت آن نیز اعتماد، انگیزه و رضایت آنان را افزایش میدهد.
شرکتهای متداول امروزی، بیش از آنکه مانند بسیاری از تشبیهات مدیریتی، شبیه یک ماشین باشند، به مرد حلبی در داستان جادوگر شهر اوز شباهت دارند.
«زندگی را آسان کنید؛ آن را ساده بگیرید و راحت باشید.» اینها مضامینی هستند که هرگز کهنه نمیشوند. کثرت گزینهها در محصولات و خدمات و نیز گسترش شتابان تکنولوژی، تصمیمگیری را سختتر کرده است.
آرسام ضیائی ـ کارشناس حوزه انرژی // تحلیلهای تخصصی نشان میدهد که بحران انرژی در ایران یک معضل صرفا فصلی نیست، بلکه یک چالش ساختاری عمیق محسوب میشود که ریشه در عدم سرمایهگذاری کافی، فرسودگی زیرساختها، و الگوی مصرف افسارگسیخته دارد. در سالهای اخیر، ناترازی تولید و مصرف، ابتدا در تابستانها خود را در قالب کمبود برق ناشی از پیک سرمایش نشان داد و اکنون این بحران، با تغییر چهره، به ناترازی سوخت نیروگاهها در فصل سرد سال سرایت کرده است.
بحث و اختلافنظر در زندگی حرفهای و شخصی، اگر درست مدیریت شود میتواند سازنده باشد و باعث یادگیری، رشد و حتی صمیمیت میان افراد و عدم هراس از بیان آسیبپذیریها شود.
مایکل اسپنس ـ برنده نوبل اقتصاد // پیمایشها نشان میدهد که جمعیت اقتصادهای نوظهور نهتنها بهخوبی از فرصتهای ناشی از هوش مصنوعی آگاهاند، بلکه نسبت به همتایان خود در اقتصادهای پیشرفته، به این فناوری خوشبینی بیشتری دارند. این کشورها شاید در ساخت مدلهای هوش مصنوعی پیشگام نباشند، اما میتوانند از این فناوری برای پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی خود بهره بگیرند.
در طول دهه گذشته، من چندین شرکت تاسیس کردهام، با بیش از ۵۰۰داوطلب مصاحبه داشتهام و بیش از ۱۰۰ نفر را استخدام کردهام.
«مت» بیشتر از همکارانش کار میکرد و در نردبان شغلی زیادی بالا رفته بود. منظور از زیادی این است که به درجهای رسیده بود که دیگر به سود هیچکسی به جز «ایگوی ناامنش» نبود.
در دهه ۱۹۴۰، پیتر دراکر طی بررسی دقیقی که از شرکت جنرال موتورز (GM) داشت، متوجه شد بسیاری از کارکنان، با وجود دریافت حقوق مناسب، کاملا بیانگیزه هستند.
در مورد تغییر، یک باور رایج وجود دارد: اینکه همه در برابر آن مقاومت میکنند. اما واقعیت این است که مردم همواره در حال تغییرند. از شهری به شهر دیگر میروند، تشکیل خانواده میدهند، روابط را تمام میکنند یا مسیر شغلیشان را عوض میکنند.
در عصری که دانش و مهارتها به سرعت منسوخ میشوند، سازمانها چگونه مزیت رقابتی پایدار خود را حفظ میکنند؟ این دغدغه بسیاری از مدیران است که آرامششان را میگیرد و اضطراب و آشفتگی را به جزئی ثابت از روزهایشان تبدیل میکند. غولهای صنعت برای مقابله با این دغدغه چه کردهاند؟ شاید فارغالتحصیلی نشانگر پایان آموزش رسمی باشد، اما برای موفقترین سازمانها، این تنها ابتدای مسیر ماندگاری و پیشرفت است. در دنیایی که مدام در حال تغییر است، شرکتهای هوشمند یادگیری را نه یک وظیفه مختص منابع انسانی، بلکه یک تعهد استراتژیک میدانند. اکنون رشد واقعی ربط چندانی به آموختههای پیشین کارکنان ندارد، بلکه بیشتر به این بستگی دارد که سرعت یادگیری مجدد آنها در چه حدی است.
هوش مصنوعی مولد بهخاطر هیاهوی بسیار زیادی که در دنیای کسبوکار و در درون شرکتها پدید آورده، تقریبا تمام مدیران را شیفته خود کرده و کمتر مدیری را میتوان پیدا کرد که نسبت به آن بیاعتنا باشد و خود را بینیاز از آن بداند. طبق تحقیق اخیر موسسه مشاوره مککینزی، ۸۵ درصد مدیران شرکتکننده، اعلام کردهاند در سازمانهای تحت رهبریشان به طور منظم و فراگیر از هوش مصنوعی استفاده میشود. همچنین ۶۵ درصد پاسخدهندگان اعلام کردند کارکنانشان به طور روزمره در حال استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی مولد برای انجام وظایف کاری از جمله تهیه گزارش عملکرد و برنامهریزی و تصمیمگیری هستند.