سه مرحله سرنوشتساز در مسیر شغلی
اعتبار پروانههای اشتغال به کار مهندسان تا ۳۱ خرداد تمدید شد
ابلاغ بسته حمایتی 10 مادهای برای نجات تولید در شرایط جنگی
احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
شرکتهای بزرگ بیشترین ارزش افزوده را در اقتصاد تجاری اتحادیه اروپا در سال 2021 داشتهاند (47.5 درصد) و پس از آن شرکتهای خرد و کوچک (35.4 درصد) قرار دارند.
ریسک نشان افتخار کارآفرینان است و غالبا نشاندهنده شخصیت آنهاست. اما با رشد شرکتها، افرادی که علاقهمند به خرید یک شرکت یا سرمایهگذاری در آن هستند، کلمه جدیدی را مطرح میکنند: «ریسکزدایی». ریسکزدایی دقیقا همان چیزی است که از اسمش مشخص است؛ یعنی گرفتن ریسک از کسبو کار. به عنوان نمونه اگر شرکت شما ۵۰ درصد از درآمدش را از تنها یک مشتری تامین میکند و شما میتوانید با تمرکز بر افزایش درآمد از سایر مشتریان این عدد را به ۲۰ درصد کاهش دهید، عملا ریسک کسبوکار خود را کاهش دادهاید، چون دیگر برای نیمی از درآمد خود به یک مشتری وابسته نیستید و بیشتر تخممرغهایتان در یک سبد نیست.
یکی از بزرگترین تصورات نادرستی که درباره علاقهمندان به بازیهای ویدئویی وجود دارد، فقدان تعهد کاری آنهاست. متاسفانه کلیشهای که میگوید گیمرها آدمهای تنبلی هستند که صبح تا شب جلوی صفحه نمایش مینشینند، همچنان به قوت خود باقی است.
تصور کنید یک روز مدیرتان به شما میگوید که قرار است یک نفر را به عنوان بالادستی شما استخدام کند. به عبارت دیگر، قرار است بین شما و مدیر مستقیمتان یک لایه مدیریتی جدید ایجاد شود.
در یک بازه ۱۰ساله در حدود ۱۳هزار قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است و نشان از این دارد که بیثباتی، فزونی و خلقالساعه بودن قوانین یکی از عوامل مهم ناامنی محیط کسبوکار در ایران است.
همه ما در زندگیمان یکسری داستانها را دوست داریم و آنها را به یاد میسپاریم. در دنیای کسبوکار نیز چنین است و مشتریان و مصرفکنندگان بهخوبی تحتتاثیر داستانهای جذاب و بهیادماندنی در خصوص برندها و شرکتها قرار میگیرند. این داستانها آنها را نسبت به یکسری برندها وفادار میسازد.
داستانهای زیر را در نظر بگیرید: مدیرعامل یک شرکت در وبسایت آن شرکت یک فایل ویدئویی قرار داده و اعلام میکند یکی از مدیران ارشد شرکت را بهخاطر خرید داروهای تقلبی اخراج کرده است. او با استفاده از این داستان کوشیده تا به کارکنان شرکت در مورد ضرورت و اهمیت رعایت اصول اخلاقی و زنده نگهداشتن ارزشهای شرکت توضیحاتی دهد.
در کسبوکار، به عنوان میزبان مولفههای بیشمار، زمانبندی بسیار تعیینکننده است. درحالیکه تشخیص بهترین زمان برای یک مجموعه اقدامات، نیازمند دانش و هنر فراوانی است، ما باید دستکم از شاخصهای اثرگذار آگاه باشیم. در کسبوکارهای امروز، از یکسو با نیاز دائمی کسبوکارها برای سودآوری مواجه هستیم و از سوی دیگر، موفقیت مدیران بهدلیل رقابت شدید، تغییرات سریع فناوری و بحرانهای مختلف (اقتصادی، سیاسی، سلامتی و...) چالشیتر از همیشه شده است. در این شرایط، درک بهتر زمانبندی و تسلط بر آن میتواند راه موثری برای سودآوری معقول باشد.
حقوق و دستمزد عاطفی به پاداشها و مزایای نامشهودی اشاره دارد که نیازهای عاطفی و روانی کارکنان را برآورده و به رضایت شغلی، رفاه و مشارکت کلی آنها کمک میکند. درک اهمیت دستمزد عاطفی در کنار پاداش پولی، برای ایجاد یک محیط کار رضایتبخش و حمایتی ضروری است و شامل شناخت، ارج نهادن، انعطافپذیری، فرصتهای رشد، کار معنادار، یا تعادل بین کار و زندگی میشود.
کسب و کارهای فصلی عمده درآمد خود را در دورههای اوج خاصی به دست میآورند که میتواند از چند هفته تا چند ماه ادامه داشته باشد. اینگونه کسب و کارها مختص صنعت خاصی نمیشوند و صنایع متنوعی با این چرخه مواجه هستند؛ از خدمات برفروبی و بستنیفروشی گرفته تا فروشگاههای لباسهای مخصوص مناسبتها و نمادهای سال نو.
دکتر مهرداد مهدویان/مدیر پروژه خدمات مشترکان در دنیای پر تغییر امروزی، سازمانها با چالشها و فرصتهای فراوانی مواجه هستند. با پیشرفت فناوری، نیازهای مشتریان به سرعت تغییر میکنند و این تغییرات باعث میشوند که سازمانها نیز برای ارائه خدمات و محصولات بهتر، به سرعت و با انعطافپذیری واکنش نشان دهند. بهویژه، مراکز تماس به عنوان نقطه ارتباطی بین مشتریان و سازمان، نقش بسیار حیاتی در این فرآیندها دارند. این مراکز نه تنها باید توانایی ارائه پاسخ مناسب به نیازهای مشتریان را داشته باشند، بلکه باید به سرعت و با توجه به تغییرات بازار عمل کنند.
یکی از روشهای تضمین آینده کارکنانتان، ارتقای مهارتهای آنهاست. ارتقای مهارت، یعنی فرآیند کسب قابلیتهای جدید و مرتبط موردنیاز امروز و آینده نزدیک. نمونههای رایج تلاشهایی که در جهت ارتقای مهارت صورت میگیرد، عبارتند از بهبود مهارتهای دیجیتال، مهارتهای تجزیه و تحلیل، و مهارتهای تحول سازمانی. ارتقای مهارت در سالهای گذشته به طور فزایندهای اهمیت پیدا کرده است. دلایل مختلفی برای آن وجود دارد، اما مهمترین آنها شکاف مهارتی (دیجیتال) رو به رشدی است که بسیاری از شرکتها با آن مواجه هستند؛ تفاوت بین آنچه کارفرمایان میخواهند یا نیاز دارند که کارکنان قادر به انجامش باشند و آنچه که آن کارکنان واقعا میتوانند انجام دهند. دلایل اصلی شکاف مهارتی فعلی عبارتند از:
هر سازمانی که ارزش قابلتوجهی داشته باشد، تلاش کرده فرهنگ، تکنولوژی و سیاستهای خود را تغییر دهد تا نیازهای جدید کارکنان و مشتریان خود را منعکس کند. تغییرات نزدیک است، و یک مطالعه جدید از موسسه دلویت نشان میدهد که ۸۶درصد از مدیران معتقدند کارکنان نسبت به قبل به استقلال بیشتری نیاز دارند. به هر حال، تحول اصلی به فناوری مرتبط است: تنها ۵۶درصد از سازمانهای پاسخ دهنده در بررسی دیجیتال PwC در سال ۲۰۲۲ آموزش خود را در زمینه ابزار و فرآیندهای جدید گسترش دادند. این شکاف بین پذیرش فناوریهای جدید توسط سازمانها و کارکنان، میتواند با تمرکز بر فرهنگ سازمانی و انجام تلاشهای هماهنگ برای حفظ آن در طول تحول پر شود. عدمتمایل به رها کردن روشهای فعلی، از تعریف و دستیابی به اهداف جدید که به رشد کارکنان و سازمان آنها کمک میکند، جلوگیری میکند.
سازمانها در رقابت تنگاتنگی برای بهکارگیری هوش مصنوعی مولد هستند که یکی از مهمترین نوآوریهای تکنولوژیک در یک یا چند نسل اخیر است. در واقع تنها در طول یک سال و نیمی که از زمان معرفی چت جیپیتی میگذرد- و در همین مدت جهانی را که میشناختیم به کلی تغییر داده است- ۶۵ درصد از سازمانها بهطور مداوم و منظم از آن بهره گرفتهاند. این آمار از بررسیهای انجام شده توسط موسسه تحقیقاتی و مشاورهای معتبر مککنزی به دست آمده است. این میزان در مقایسه با آماری که ۱۰ماه پیش موسسه مککنزی در این زمینه منتشر کرده بود، افزایش حدود دو برابری داشته است. با نگاهی به آینده، انتظارات و پیشبینیها افزایش مییابند.
«دیدهبان کسبوکار» برای چهارمین سال پیاپی، از طریق یک پیمایش اقدام به رصد و پایش فضای کسبوکار در سال ۱۴۰۳ از منظر فعالان اقتصادی، صاحبنظران و کارآفرینان نموده است.
چه بخواهیم و چه نخواهیم در هر سازمانی یکسری کلیشهها و تفکرات قالبی وجود دارد که در برخی موارد بسیار آزاردهنده و منفی هستند. نمونههای شناختهشده کلیشهها و تفکرات قالبی رایج در سازمانها عبارتند از: نژادپرستی، نگاههای جنسیتی، تفکرات مبتنی بر قومیتگرایی و مذهب و شکاف بین نسلها. در واقع بخش عمده کلیشهها و تفکرات قالبی، ریشه در پیشقضاوتها و تبعیضهایی دارند که خواسته یا ناخواسته در میان برخی مدیران و کارکنان رواج دارند و باعث میشوند آنها در برخورد با دیگران دچار سوگیری و رفتارهای تبعیضآمیز شوند. متاسفانه، این کلیشهها و تفکرات قالبی منفی که ریشه در سوءبرداشتها و تفکرات نادرست و تجربیات منفی گذشته دارند بهآسانی قابل محوشدن نیستند و از ماندگاری بالایی در سازمانها برخوردارند.
موضوع تعدد سامانه های دولتی به ویژه در حوزه کسب وکار و دریافت مجوزها، یکی از چالش های جدی فعالان اقتصادی است. رشد بی رویه ای که از سال1396 با پروژه دولت الکترونیک و با شعار دسترسی آسان به خدمات آغاز شد اما امروزه به گفته فعالان اقتصادی اکنون تعدد سامانه ها سبب شده تا انجام امور اداری واحدهای تولیدی سخت تر و پیچیده تر از طی کردن روال کاغذی آن شود. در حال حاضر حدود 50سامانه مختلف مرتبط با فعالیت های اقتصادی ایجاد شده است، بین 27 تا 30پایگاه داده وجود دارد و بر اساس اطلاعات شورای اجرای فناوری اطلاعات درمجموع ١٦٢دستگاه و نهاد اجرایی، بیش از ١٦٤٤خدمت الکترونیک تعریف کرده اند.
اهداف و استراتژیهای خاص کسبوکارها، اغلب نیازمند آموزش و ارتقای مهارت کارکنان است. تصمیم به آموزشهای جدید در بیشتر مواقع نیز در سطح مدیریتی گرفته میشود و باید کارکنان را تشویق به مشارکت کرد. با این حال، گسترش دغدغههای اجتماعی و زیستمحیطی باعث شده که در بسیاری از کسبوکارها، خود کارکنان تشنه یادگیری مهارتهای پایداری و کسبوکار «سبز» باشند.
میگویند «موفقیت مدعیان زیادی دارد، اما شکست را کسی گردن نمیگیرد.» اما این گفته درباره شرکتها درست نیست، زیرا علاوه بر بیتجربگی بنیانگذار شرکت، دلایل فراوانی برای شکست شرکتها وجود دارد. با درک علل شکست شرکتها میتوان به رهبرانشان کمک کرد که بدانند چه کاری را چرا، چه وقت و به چه ترتیب انجام دهند و چگونه درستترین گزینهها را برای شرکتشان انتخاب کنند.
تعریف دگرگونی دیجیتال کار ساده و آسانی نیست، چراکه دگرگونی دیجیتال در هر صنعتی با سایر صنایع متفاوت است. با این همه بهطورکلی میتوان دگرگونی دیجیتال را بهصورت وارد کردن فناوریهای دیجیتال به تمام حوزههای کاری تعریف کرد که نتیجه آن شکلگیری یک تغییر بنیادین در چگونگی فعالیت کسبوکارها و نحوه تعامل آنها با مشتریانشان خواهد بود. در حالت ایدهآل، دگرگونی دیجیتال در یک شرکت بهوسیله مدیرعامل رهبری میشود و مدیر ارشد اطلاعات و مدیر ارشد منابع انسانی و سایر رهبران عالیرتبه سازمان نیز در آن مشارکت دارند.
حدود یک سال پیش شرکت اوپنایآی چت جیپیتی۴، یعنی پیچیدهترین الگوی هوش مصنوعی خود و مغز متفکر پشت چت جیپیتی را عرضه کرد که خلاقانهترین روبات سخنپرداز آن به حساب میآید. در آن زمان ارزش بازار صنعت فناوری آمریکا ۵۰ درصد افزایش یافت و برای سهام سهامداران ۶ تریلیون دلار ارزش ایجاد کرد. برخی از شرکتهای فناوری اکنون رشد درآمد خود را با افزایش قیمت سهامشان آغاز و هماهنگ میکنند. در ۲۱ فوریه شرکت انویدیا که تراشههای مورد استفاده برای آموزش و اجرای الگوهایی مانند چت جیپیتی۴ را طراحی میکند، نتایج چشمگیر سهماهه چهارم سال را اعلام کرد و ارزش بازار خود را به ۲ تریلیون دلار رساند. هیجان هوش مصنوعی همچنین قیمت سهام سایر غولهای فناوری مانند آلفابت (شرکت مادر گوگل)، آمازون و مایکروسافت -که هزینههای زیادی برای توسعه این فناوری میکند- افزایش داده است.
مدیران از اهمیت پایداری آگاه هستند، ولی این را هم میدانند که دستیابی به نتایج، دشوار است. در این مقاله به چالشهای کسب و کارها برای پایدارسازی فعالیتهایشان و ایفای مسوولیتهای زیستمحیطی و اجتماعیشان میپردازیم. در گزارشی با عنوان «شکاف در ارزشآفرینی پایدار»، شرکت نرمافزار ابری سلزفورس به همراه موسسه پژوهشی و مشاورههای مدیریت گلوباسکن (globscan) به یافتههایی کلیدی در بحث پایداری کسب و کارها رسیدند:
دکتر صالح گلتبار، پژوهشگر اقتصادی // رابطه بین تامین مالی و عملکرد بنگاهها همواره از جمله مسائل چندبعدی بوده که فراز و فرودهای متفاوت سیاستی را در اقتصاد ایران در پی داشته است. اینکه وظایف بانک در قبال بنگاه چگونه تعریف میشود و بنگاهها چه تعاملی با نظام بانکی کشور برقرار میکنند و همچنین نحوه حضور سیاستگذار اقتصادی در میان رابطه بنگاه و بانک چگونه است، از جمله مسائل چالشبرانگیزی است که در طول چند دهه اخیر بنا به رویکرد دولتهای مختلف، اقتصاد ایران را با نگرشهای متفاوتی در نحوه سیاستگذاری آن مواجه کرده است.
اغلب به ما گفتهاند در دنیای بهشدت رقابتی امروز، سریعترینها برندهاند. دیر بجنبی، باختهای! اما بهترین مدیران الزاما نمیخواهند سازمان بدون اصطکاکی بسازند که سرعت را به حداکثر برساند، بلکه میدانند چه زمانی و چگونه از سرعت کارکنانشان کم کنند. در واقع آنها چیزی را میدانند که هر راننده ماشین مسابقهای میداند: برای برنده شدن، ترمز بهموقع همانقدر مهم است که تا ته فشار دادن پدال گاز.