کارکنان نهتنها نسبت به انتظارات موجود در خصوص نحوه استفادهشان از هوش مصنوعی اطمینان ندارند، بلکه به راهبردهای کارفرمایان خود نیز چندان اعتماد ندارند. این موضوع زمانی آشکار شد که ۵۹ درصد از آنها اذعان کردند باور ندارند (یا مطمئن نیستند) که کارفرمای آنها برنامهای برای تعیین چگونگی تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل داشته باشد.
استفاده نمایشی از هوش مصنوعی در محیط کار، احتمالا مانع پیشرفت استراتژی پذیرش آن در سازمان شماست.
اینکه آیا تاثیر آن مثبت بوده یا خیر همچنان جای بحث دارد، اما نمیتوان انکار کرد که هوش مصنوعی ماهیت محیط کار را دگرگون کرده است. حدود ۵۴ درصد از کارکنان به شرکت ویزیر اعلام کردند به لطف هوش مصنوعی نقشهای شغلیشان طی دو سال گذشته، تحول چشمگیری داشته است. همچنان ۴۴ درصد معتقد بودند که هوش مصنوعی تاثیری بر مسیر شغلی یا ماهیت نقشهایشان نداشته است، اما نمیتوان این تفاوت در دیدگاهها را نادیده گرفت.
بدون تردید تغییرات ناشی از هوش مصنوعی از سازمانی به سازمان دیگر و از نقشی به نقش دیگر متفاوت است و تاثیر آن بر جنبههایی همچون فشار کاری نیز به همین ترتیب تفاوت دارد. برخی کارکنان بهرهوری خود را دوچندان میبینند. آنها با سرعتی بالا کار میکنند و نتایج را سریعتر ارائه میدهند. در مقابل، گروهی دیگر به دلیل استفاده از هوش مصنوعی در محیط کار، فشار کاری را بیش از هر زمان دیگری احساس میکنند و خود را در تنگنای برآوردهسازی انتظاراتی میبینند که تحقق آنها روی کاغذ، به واسطه هوش مصنوعی امکانپذیر شده است.
شتاب برای افزایش بهرهوری در محیط کار با استفاده از هوش مصنوعی و استفاده کامل از پتانسیل این فناوری، کارکنان را به سمت ارائه شواهد ساختگی مبنی بر تسلط بر آن سوق میدهد، درحالیکه آنها در واقع به دنبال دستیابی به نتایج واقعی نیستند. به همین دلیل است که پدیده هوش مصنوعی نمایشی رواج یافته و کارکنان صرفا به دنبال راهکارهایی هستند تا با تظاهر به داشتن تخصص، از پیامدهای منفی احتمالی جلوگیری کنند.
وقتی نزدیک به نیمی از کارکنان میگویند برای استفاده از هوش مصنوعی در محیط کار تحت فشار قرار دارند، آن هم بدون آنکه اعتمادبهنفس یا انگیزه کافی برای تعهد به آن را داشته باشند، نشاندهنده شکاف در رویکرد کسبوکارها نسبت به این فناوری است.
تمایز میان ادعا و واقعیت
اندکی اغراق کردن در هر جنبهای از فعالیتهای کاری امری غیرعادی نیست، اما استفاده مداوم و نمایشی از هوش مصنوعی، تنها تشخیص اینکه آیا این فناوری واقعا تاثیرگذار است یا خیر را دشوارتر میکند. کارفرماهایی که روی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند، ممکن است بازخوردی دقیق درباره کارآمد یا ناکارآمد بودن آن ارائه دهند، اما بعید است کارکنانی که دائما برای تسلط بر هوش مصنوعی و درخشش در محیط کار تحت فشار هستند، مشکلات یا پیچیدگیهای موجود برای شناخت این فناوری را گزارش کنند. در نهایت، نه آنها و نه سازمان از این فناوری سودی نمیبرند.
برای رفع این ناهماهنگی، ابتدا باید کارفرما و تیمهای مدیریتی درک خود را از هوش مصنوعی ارتقا دهند و تصویری دقیق از نحوه استفاده کارکنان از آن به دست آورند.
در حال حاضر، کارکنان در مورد مهارتهای خود در زمینه هوش مصنوعی اغراق میکنند، زیرا نمیدانند هدف نهایی چیست و تصور میکنند کارفرما نیز از این موضوع بیاطلاع است. تنها ۲۸ درصد کارکنان معتقدند کارفرمای آنها از نحوه استفاده نیروی کار از هوش مصنوعی آگاه است. ۳۳ درصد بر این باورند که کارفرما نیازهای آنها را در زمینه آموزش و پشتیبانی درک میکند. علاوه بر این، تنها ۲۹ درصد معتقدند که مدیران آنها فعالانه به دغدغههای نیروی کار در خصوص این فناوری توجه دارند؛ مسالهای که باعث میشود آنها همچنان در محیط کار تمایلی به صداقت نداشته باشند.
به نظر میرسد استراتژیهای فعلی هوش مصنوعی ابتدا به سرمایهگذاری در ابزارها و سپس برنامهریزی برای کاربردهای آنها متمایل هستند و نگرانیهای کارکنان، با وجود نقش آنها به عنوان کاربر اصلی، به ندرت در این تصمیمگیری نقش دارد. این فناوری ممکن است کلید برنامههای آینده یک کسبوکار باشد، اما اگر مشکلات موجود در طول مسیر حل نشوند و کارکنان کاملا با آن همسو نباشند، رسیدن به این اهداف دور از دسترس و دشوارتر خواهد بود. مدیران صبور، کنجکاو و همدل که سوالات درست میپرسند و با نیروی کار در مورد دستیابی به نتایج همکاری میکنند، ممکن است شاهد کاهش گرایش به هوش مصنوعی نمایشی باشند و راه را برای علاقه و بهرهوری واقعی که توسط این فناوری فراهم میشود، هموار کنند.
منبع: HR DIGEST













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰