احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
دهمین دوره نمایشگاه کشاورزی آفریقا (AAE2026) در شهریور ماه برگزار میشود
مداخله کوچک برای سرمایهگذاری بزرگ
واردات کالاهای اساسی تا پایان شهریور آزاد شد
فراموش کردن روز تولد؛ نادیده گرفتن سالگرد یک رویداد؛ اتفاق مهمی که مورد توجه قرار نمیگیرد؛ این کملطفیهای کوچک از سوی مدیران، ممکن است بیاهمیت به نظر برسند، اما تحقیقات جدید دانشگاه وارتون نشان میدهد که حتی ملایمترین بدرفتاریها در محیط کار، میتواند تاثیری بدتر از خراب شدن روحیه کارکنان داشته باشد.
در چند سال اخیر، کمتر موضوعی به اندازه ضرورت «قدردانی و توجه به کارکنان» نظر مدیران را جلب کرده است. در سال ۲۰۲۲، موسسه گالوپ در گزارشی نوشت فقط ۱۹ درصد مدیران ارشد، قدردانی از کارکنان را یک اولویت استراتژیک جدی میدانند. اما تا سال ۲۰۲۴ این عدد به ۴۲ درصد رسید؛ یعنی بیش از دو برابر. در همین بازه زمانی، بازار نرمافزارهای قدردانی از کارکنان هم حسابی داغ شد؛ بازاری که حالا ارزشی حدود ۱۹میلیارد دلار دارد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۵۰میلیارد دلار برسد. همزمان، سازمانها دست به اقدامات متنوعی برای قدردانی از کارکنان زدهاند، مثل برگزاری «هفتههای قدردانی»، ابزارهای تعریف و تمجید «همکار از همکار» با پاداشهای قابل استفاده و جوایزی «مبتنی بر ارزشهای سازمان» (جایزهای که لزوما بر اساس «خروجی» کار به کارکنان تعلق نمیگیرد، بلکه بر اساس رفتاری است که با ارزشهای سازمان همراستاست).
طبق آمارها، این روزها آدمها سر کار، حالشان خوب نیست. بسیاری میگویند کارشان دارد به سلامت جسم و روحشان آسیب میزند اما مجبورند بمانند و تحمل کنند. بهعنوان یک مدیر، شاید فکر کنید این مساله مهمی نیست و میشود از آن طفره رفت. اما تراویس گراسر، استاد مدیریت دانشگاه کنتیکت و مارک رویال، شریک ارشد موسسه مشاوره «کرن فری» معتقدند نارضایتی کارکنان میتواند بهمرور به کسبوکارتان آسیبهای جدی وارد کند. فرقی نمیکند که مدیرکل سازمان هستید یا مدیر یکی از واحدها.
بیایید یک تمرین سخت انجام دهیم: اگر نقش مدیر کل بازاریابی، نظارت بر بازاریابی شرکت؛ نقش مدیر کل عملیات، نظارت بر عملیات و فعالیتهای تولیدی؛ و وظیفه مدیر کل مالی، حفاظت از حاشیه امن مالی یک شرکت باشد، وظیفه مدیرعامل چیست؟ بیشک وظیفه او بیش از نظارت بر امور اجرایی شرکت یا هدایت مدیران اجرایی است.
هر طرف را که نگاه میکنید، دادهها یکصدا یک چیز را فریاد میزنند: «آدمها سر کار حالشان خوب نیست.» از هر پنج کارمند، یک نفر میگوید شغلش به سلامت روانش لطمه میزند. نزدیک به یکسوم کارکنان، محل کارشان را سرد و بیروح توصیف میکنند و بیش از ۴۰ درصد از استرس زیاد صحبت میکنند.
چند هفته پیش، برای گروهی از زنان، در سطوح مدیریت ارشد، کارگاهی آموزشی در زمینه رهبری سازمانی برگزار کردم. من همیشه پیش از شروع کارگاههایم، از شرکتکنندگان میپرسم که از زمان مشترکمان چه انتظاری دارند. امسال، یک پاسخ بیوقفه در صدر فهرست انتظارات قرار گرفته بود: «ایجاد ارتباط».
«بریجت بارون»، باریستای فروشگاههای زنجیرهای استارباکس، در روزی که از درست کردن لاته و فراکاپوچینو برای مشتریان معاف بود، باز هم سر کار رفت تا به اموری رسیدگی کند که شرکت اغلب موضعی منفی نسبت به آن داشت: تولید ویدئو حین کار برای تیکتاک.
این روزها وفاداری، شکل متفاوت و معنای عمیقتری پیدا کرده. وفاداری، دیگر با معیارهایی مثل مدت زمان سابقه کار سنجیده نمیشود، بلکه با رشد، اعتماد و داشتن هدفی مشترک سنجیده میشود. هم کارکنان و هم سازمانها به این نتیجه رسیدهاند که وفاداری زمانی شکل میگیرد که آدمها در کنار هم و با هم رشد کنند.
در گذشته با سازمانی همکاری میکردم که شرکت ما را برای حل مشکلی که به گفته خودشان تبدیل به بزرگترین چالش برندشان شده بود، استخدام کرده بودند.
در سالهای اخیر، رویکرد مدیریت منابع انسانی از «مدیریت کارکنان» به «تجربه کارکنان» تغییر یافته است. در این نگاه نوین، سازمانها به جای تمرکز صرف بر فرآیندها (مانند جذب، آموزش یا ارزیابی عملکرد)، به ساختن تجربهای معنادار، لذتبخش و ارزشآفرین برای کارکنان در تمام طول چرخه عمر شغلی آنها میپردازند.
گوگل در سال ۲۰۰۸، پروژه «اکسیژن» را که یک طرح پژوهشی چندساله بود آغاز کرد. در این پروژه، دادههای هزاران نیروی کار بررسی شد تا ویژگیهای مدیران «بسیار موثر» را شناسایی کنند.
این روزها بسیاری از شرکتهای قدیمی، برای جذب و حفظ نیروی کار جوان با مشکل مواجهند. بین مسوولان استخدام، این ایده رواج یافته که کارکنان جوان چنین دیدگاههایی دارند:
تصور بسیاری از ما درباره مدیرمان این است که وظیفه او مدیریت و نظارت بر کار ما و وظیفه ما پیروی از دستورات اوست. ذهنیت اغلب آدمها در مورد رابطه میان مدیر و کارمند این است که افسار این رابطه در دستان مدیر است و ما به عنوان کارمند، هیچ نفوذ و تاثیری بر آن نداریم. اما این ذهنیت درست نیست. آنچه بسیاری از آن غافلند این است که ما نیز به عنوان کارمند باید بتوانیم این رابطه را مدیریت کنیم.
فرض کنید اعضای تیمتان دائم پچپچ میکنند، به هم طعنه میزنند و بابت مسائل کماهمیت از هم ایراد میگیرند. شاید ابتدا این رفتارها را نادیده بگیرید و خودتان را گول بزنید که «این کنایهها بیضررند» یا «دارند با هم شوخی میکنند». اما وقتی تنشها بالا میگیرد، معلوم میشود که یک مشکل عمیق در کار است: خشم دارد در محل کارتان ریشه میدواند. چطور باید این موضوع را با تیم خود مطرح کنید؟ چطور میتوانید انرژیهای منفی را خنثی کنید؟ و چه راههایی برای ایجاد تعاملات سالمتر و حمایتیتر وجود دارد؟
آیا به کارفرمای خود وفادار هستید؟ اگر با اطمینان «بله» میگویید، شما جزو معدود افرادی هستید که چنین حسی دارید. طبق گزارش نیروی کار وبسایت «ایندید» در سالجاری، ۷۱درصد کارکنان یا به طور جدی به دنبال کار جدید هستند یا اگر فرصت خوبی سر راهشان قرار بگیرد، شغلشان را عوض میکنند. مفهوم «وفاداری در محیط کار» به مرور زمان تکامل پیدا کرده. این روزها به دلیل پدیده جهانی شدن و تکنولوژی، از این شغل به آن شغل پریدن و داشتن چند شغل همزمان بسیار آسانتر از دو یا سه دهه قبل شده. کارکنان حالا گزینههای بیشتری دارند. در هر ثانیه، ۱۵ شغل جدید از اقصی نقاط جهان به وبسایت ایندید اضافه میشود.
در چشمانداز کسبوکار که به سرعت در حال تغییر است و فناوریها و مهارتهای جدید تقریبا هر روز ظهور میکنند، اطمینان از تجهیز نیروی کار به دانش و تخصص مناسب دیگر تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است. گزارش «یادگیری در محل کار» لینکدین در سال ۲۰۲۳، بیان میکند که ۸۹ درصد از کارشناسان یادگیری و توسعه (L&D) موافق هستند که تجهیز کارکنان به مهارتهایی برای حال و آینده، به هدایت سریع ماهیت کار کمک میکند. اما اینجاست که همه چیز واقعا شگفتانگیز میشود: هوش مصنوعی؛ نیروی دگرگونکنندهای که نهتنها روش کار، بلکه روش یادگیری ما را نیز متحول میکند. هوش مصنوعی دیگر فقط یک کلمه کلیدی دیگر نیست، کاتالیزوری است که کل پارادایم آموزش کارکنان را تغییر میدهد.
ارائه بازخورد به کارکنان را میتوان به شیوههای گوناگونی انجام داد. و هر فرد بر اساس ویژگیهای نسلی خودش روشهای خاصی را برای دریافت بازخورد، پذیرفتنی میداند. مقالهای که واشنگتن پست به تازگی درباره انتظارات نسل زد منتشر کرده، به دریافت نظرات گوناگونی از مخاطبان منجر شد. برخی فکر میکنند که متولدین نسل زد باید بزرگ شوند و دست از غرغر کردن بردارند. برخی دیگر به تحسین نسل زد و جسور بودن آنها در بیان انتظاراتشان میپردازند.
بحث دیرینه درباره اینکه آیا دورکاری عملکرد کارکنان را تضعیف میکند یا نه، به اوج اعتبار علمی خود رسیده است. رهبران سازمانی که مشتاق بازگرداندن کارکنان به محل کار هستند، اغلب بر این باورند که دورکاری منجر به کاهش خروجی کارکنان و تضعیف فرهنگ سازمانی میشود. اما پژوهشی که اخیرا توسط «نیکولاس بلوم» اقتصاددان دانشگاه استنفورد و همکارانش در مجله علمی بسیار معتبر نیچر منتشر شده، حاکی از شواهد تازهای در مورد مزایای برنامههای ترکیبی (حضور در محل کار/ دورکاری) است
جهان امروز، جهان تحولات و بحرانهای سریع و غیرقابل پیشبینی است. اتفاقاتی که تا چند سال پیش حتی تصورشان را هم نمیکردیم، حالا به بخشی از روزمره ما تبدیل شدهاند؛ مثل پاندمی کرونا و انفجار هوش مصنوعی. همین دو ویژگی، یعنی سرعت و پیشبینیناپذیری، مدیران و رهبران سازمانها را وادار کرده که مهارتهای خود را دائما ارتقا دهند، سبک رهبری خود را بازنگری کنند و مهارتهای جدید یاد بگیرند. یکی از مهارتهای مهم که در این دوران به شدت به کار میآید، پرسیدن سوالات هوشمندانه است. سه محقق فرانسوی به نامهای «آرنو شوالیه»، «فردریک دالزاس» و «ژان لویی بارسو» طی تحقیقاتی، این سوالات را به پنج گروه تحقیقی، فرضی، مولد، تفسیری و ذهنی تقسیم کرده و میگویند در مواجهه با مشکلات و شرایط و تصمیمات جدید، باید بتوانید ترکیب مناسبی از این سوالات را از خود و اعضای تیمتان بپرسید.
پژوهش جدیدی نشان میدهد که چگونه اصرار بر پیشبرد وظایف غیرجذاب و ملالآور، از بهرهوری شما برای کارهای بعدی هم میکاهد. در این مقاله، رویکردی جایگزین پیشنهاد میشود. تقریبا هر شغلی، مقداری وظایف یکنواخت و ملالآور دارد که قابل اجتناب نیستند. تکمیل یک فایل اکسل و ارسال یا خواندن سرسری ایمیلها، مثالهایی از وظایف شغلی غیرجذاب و ملالآور هستند. افراد اغلب فکر میکنند که موثرترین روش برای مواجهه با وظایف شغلی ملالآور، مبارزه با دلزدگی و اصرار برای اتمام آن کار در کوتاهترین زمان ممکن و بدون استراحت است.
هر مدیر تازهکاری در اوایل فعالیت خود در عرصه مدیریت با موقعیتهایی روبهرو میشود که ناچار است گفتوگوهای جدی و سختی با کارکنانش داشته باشد و با آنها در مورد موضوعاتی صحبت کند که چندان خوشایند و دوستداشتنی نیستند، اما چارهای جز مطرح کردن آنها نیست.
یکی از بخشهایی که دستخوش تحول با هوش مصنوعی شده، آموزش کارکنان است. ابزارهای هوش مصنوعی به کمک تولید محتوا و پیادهسازی برنامههای آموزشی برای کارکنان آمدهاند؛ از تولید آزمون گرفته تا ایجاد برنامههای یادگیری شخصیسازی شده. کسب و کارها با این ابزارهای آموزشی توانمند مبتنی بر هوش مصنوعی، قدرت حداکثر کردن بهرهوری کارکنان، رشد درآمد و دستیابی به یک مزیت رقابتی در منظر کسب و کار امروزی را به دست آوردهاند. یاد گرفتن استفاده از این ابزارها برای آموزش کارکنان، تعامل را در سازمانها به اوج میرساند؛ آن هم در فضای رقابتی شدید کسب و کار امروز. همانطور که کسب و کارها با عصر دیجیتال سازگار میشوند، هوش مصنوعی نقشی محوری در تغییر برنامههای آموزشی سنتی کارکنان دارد. کسب و کارها با استفاده از ابزارهای قدرتمند هوش مصنوعی، میتوانند وارد دوران جدیدی از رشد و کارآیی شوند. در ادامه، ۱۰ ابزار برتر هوش مصنوعی برای آموزش کارکنان را بررسی میکنیم و بر ارزشی که برای موثرتر و کارآمدتر کردن جلسات آموزشی ارائه میدهند، تمرکز میکنیم.
شرکتها به تدریج در حال کشف اهمیت پرورش کنجکاوی بین کارکنانشان هستند. با این حال، تعداد انگشتشماری از آنها درک خوبی از شیوه تقویت، نهادینه ساختن و استفاده گسترده از کنجکاوی در سطح سازمان خود دارند. در این مقاله، تلاش داریم تا رویکردی عملی و انسانمحور برای مدیران معرفی کنیم که از طریق آن بتوانند طرحی برای گسترش و استفاده از کنجکاوی در سازمان خود داشته باشند.