• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026
0

میراث مقاومت صنایع کوچک در خراسان رضوی؛ درس‌ها و چشم‌اندازها

  • کد خبر : 69902
  • ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۲
میراث مقاومت صنایع کوچک در خراسان رضوی؛ درس‌ها و چشم‌اندازها
سعید ملک‌الساداتی ـ دانشیار اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد // صنعت هر منطقه در بستر تاریخ آن شکل می‌گیرد؛ تاریخی که بیش از آن‌که محصول تصمیم‌های امروز باشد، نتیجه انباشت انتخاب‌ها و محدودیت‌های دیروز است. برای فهم چرایی کوچک‌مقیاس‌ماندن ساختار صنعتی خراسان رضوی نیز باید به همین گذشته رجوع کرد؛ گذشته‌ای که در آن سرمایه‌گذاری خصوصی، محدودیت‌های جغرافیایی، سیاست‌های ملی و فرصت‌های بازارهای پیرامونی درهم تنیده شد و صنعتی عمدتاً خرد، پراکنده و انعطاف‌پذیر، اما محدود از حیث مقیاس پدید آورد.

 

سرمایه‌گذاری خصوصی و آغاز صنعت خراسان تا دهه ۱۳۵۰

تا میانه قرن چهاردهم شمسی، خراسان نه میزبان صنایع دولتی بزرگ بود و نه محل استقرار پروژه‌های صنعتی مادر. دولت پهلوی محور صنعتی‌سازی خود را پیرامون تهران، اصفهان، کرج و اهواز متمرکز کرده بود و خراسان در نقشه صنعتی کشور عمدتاً در حاشیه قرار داشت.

تمام آنچه در استان شکل گرفت، محصول کنش‌های فردی سرمایه‌گذاران محلی بود؛ افرادی که با اتکا به توان شخصی و دارایی‌های خانوادگی، کارخانه‌های آرد، کارگاه‌های نساجی، کارگاه‌های چوب‌بری و صنایع غذایی را بنیاد گذاشتند. این صنایع کوچک، انعطاف‌پذیر و سازگار با شرایط محلی بودند و بسیاری از آن‌ها تا امروز نیز فعال مانده‌اند.

اما سرمایه‌گذاری خصوصی محدودیت‌هایی نیز داشت: توان و تمایل ایجاد واحدهای بزرگ و سرمایه‌بر کمتر بود. صنایع کوچک به دلیل ریسک کمتر، بازگشت سریع‌تر سرمایه و امکان مدیریت خانوادگی، انتخاب طبیعی سرمایه‌گذاران بودند و این روند، شکل‌گیری صنایع کوچک در استان را تثبیت کرد.

 

 

نقش جغرافیا و محدودیت بازار در شکل‌گیری صنایع کوچک

جغرافیای خراسان یکی از موثرترین عوامل در محدود ماندن صنایع بزرگ در این منطقه بوده است. پیش از دهه ۱۳۷۰، استان تنها ارتباطی محدود با بازارهای خارجی داشت و فاصله قابل‌توجه آن تا پایتخت نیز بر این انزوا می‌افزود. ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل و طولانی‌بودن مسیرها، هزینه جابه‌جایی مواد اولیه و محصولات نهایی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌داد. از سوی دیگر، بازار مصرف محلی ظرفیت چندانی نداشت و به‌هیچ‌وجه توان جذب تولیدات صنعتی در مقیاس بزرگ را فراهم نمی‌کرد.

در چنین شرایطی، منطق اقتصادی به سود شکل‌گیری صنایع کوچک و محلی عمل می‌کرد. واحدهای خُرد می‌توانستند با اتکا به منابع محدود، نیاز بازارهای درون‌استانی و منطقه‌ای را تامین کرده و با ریسک عملیاتی بسیار کمتر فعالیت کنند. این الگو به‌ویژه در صنایع مصرفی و تبدیلی، از جمله کارگاه‌های غذایی، نساجی و دیگر تولیدات سبک جلوه روشن‌تری یافت و به تدریج به ساختار غالب صنعتی استان بدل شد.

مطالعات مشاور فرانسوی «ست‌کوپ» در دهه ۱۳۴۰ به‌روشنی نشان می‌دهد که توسعه صنعتی خراسان رضوی با سه محدودیت بنیادین مواجه بوده است: فاصله زیاد از مراکز جمعیتی و بازارهای اصلی کشور، محدود بودن تقاضای محلی و کمبود نیروی انسانی ماهر صنعتی. همین عوامل سبب شد که صنایع مدرن استان عمدتا در مقیاس کوچک باقی بمانند و تمرکز تولید به سمت صنایع دستی، واحدهای خرد و بنگاه‌های متکی بر منابع بومی سوق پیدا کند.

 

فقدان نیروی کار ماهر خود پیامدی مستقیم از کوچکی بازار و محدودیت ظرفیت‌های آموزشی و فنی استان در آن دوران بود؛ در بازاری کوچک، تخصص صنعتی به‌سختی شکل می‌گیرد و طبیعتاً بنگاه‌های بزرگ نیز انگیزه‌ای برای استقرار در چنین محیطی ندارند.

نمونه‌ای تاریخی از نقش تعیین‌کننده بازار، تجربه ایران‌خودرو پیش از انقلاب است. با وجود آنکه بنیان‌گذاران این شرکت (برادران خیامی) اهل مشهد بودند، کارخانه اصلی را در تهران تاسیس کردند؛ زیرا مشهد فاقد بازار مصرف کافی برای تولید انبوه خودرو بود و صنایع سرمایه‌بر در غیاب بازار بزرگ، توجیه اقتصادی پیدا نمی‌کردند. این نمونه به‌خوبی نشان می‌دهد که محدودیت بازار داخلی و منطقه‌ای چگونه مسیر صنعتی‌شدن خراسان رضوی را به سمت واحدهای کوچک و متوسط سوق داده است.

 

فقدان صنایع مادر دولتی و پیامدهای آن

برخی استان‌های کشور، همچون اصفهان، یزد و خوزستان، با استقرار صنایع مادر (از فولاد و سیمان گرفته تا پتروشیمی و نیروگاه‌های عظیم) تحولی ساختاری در پیکره اقتصادی خود تجربه کردند؛ اما خراسان رضوی از چنین جهشی بی‌بهره ماند. فقدان صنایع مادر سبب شد زنجیره‌های تولید در استان به‌طور کامل شکل نگیرد و صنایع کوچک نیز مجال تبدیل‌شدن به خوشه‌های صنعتی منسجم را نیابند.

به بیان دیگر، واحدهای کوچک به‌تنهایی توان رقابت در بازارهای ملی و بین‌المللی را نداشتند و پیوند میان رشته‌های صنعتی نیز به اندازه کافی توسعه پیدا نکرد. حتی شکل‌گیری دو واحد بزرگ در دهه‌های بعد (یعنی مجتمع فولاد خراسان و ایران‌خودرو خراسان) بیش از آنکه نشانه تغییر ساختار باشد، استثنایی بر قاعده موجود به شمار می‌رفت؛ چراکه شاکله اصلی صنعت استان همچنان کوچک‌مقیاس و پراکنده باقی ماند.

فرصت‌های نوین دهه ۱۳۷۰ و چالش‌های ساختاری صنایع کوچک

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ فرصتی کم‌نظیر برای خراسان پدید آورد؛ بازاری با جمعیتی نزدیک به ۷۰ میلیون نفر در همسایگی استان شکل گرفت و خراسان را از یک منطقه پیرامونی به «دروازه تجاری منطقه» بدل ساخت. این تحول می‌توانست زمینه جهش صنایع استان را فراهم کند.

با این حال، صنایع کوچک خراسان آماده بهره‌برداری از این فرصت نبودند. ظرفیت محدود تولید، استانداردهای ناکافی، فقدان برندهای معتبر و ضعف شبکه‌های توزیع موجب شد تا تنها بخش‌های محدودی از بازارهای پیرامونی (نظیر تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان) قابل دستیابی باشد. در بازارهای بزرگ‌تر همچون ازبکستان و قزاقستان، نقش خراسان چندان برجسته نبود. به بیان روشن‌تر، فرصت‌ها بزرگ بودند، اما زیرساخت صنعتی استان برای پاسخگویی به آن‌ها کافی نبود.

زیرساخت‌ها و پیامدهای بلندمدت

زیرساخت‌های حیاتی (از جاده و ریل گرفته تا پایانه‌های مرزی و شبکه انبارداری) هم‌زمان با ظهور این فرصت‌های جدید توسعه نیافت. ضعف این بخش‌ها هزینه مبادله را افزایش داد، صرفه اقتصادی پروژه‌های بزرگ را کاهش داد و سبب شد تا صنایع استان در همان مقیاس‌های کوچک و متوسط باقی بمانند. این وضعیت چرخه‌ای طولانی‌مدت را رقم زد که آثار آن تا امروز ادامه دارد:

  • زیرساخت‌های ناکافی، باعث افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل شد؛
  • افزایش هزینه‌ها، حاشیه سود و توجیه اقتصادی صنایع بزرگ را کاهش داد؛

 

  • کاهش سودآوری، انگیزه سرمایه‌گذاری در واحدهای بزرگ را محدود ساخت؛

نتیجه آن شد که صنایع خُرد و متوسط همچنان محور فعالیت صنعتی استان باقی بمانند و انعطاف‌پذیری خود را حفظ کنند.

به تعبیر دیگر، صنایع کوچک توانستند در شرایط محدود و پُرهزینه دوام آورند و بخشی از ثبات اقتصادی استان را حفظ کنند؛ هرچند به‌دلیل ضعف ساختاری و فقدان زیرساخت‌های لازم، نتوانستند در بازارهای کلان منطقه‌ای نقش‌آفرینی فراگیر داشته باشند.

 

نتیجه تاریخی و ساختار کنونی صنعت استان

امروز صنعت خراسان دو ویژگی برجسته دارد:

  1. حضور چند واحد بزرگ (عمدتاً دولتی یا شبه‌دولتی) که نقش محدودی در اقتصاد استان دارند.
  2. انبوهی از واحدهای کوچک و متوسط که استخوان‌بندی واقعی اقتصاد صنعتی استان را تشکیل می‌دهند و انعطاف‌پذیری و توان بقا در شرایط مختلف را به همراه دارند.

این ساختار محصول مسیر تاریخی متفاوت استان است؛ خصوصی‌بودن بنیان صنعت، حاشیه‌ای بودن جغرافیا، فقدان صنایع مادر، گشایش دیرهنگام بازارهای خارجی و محدودیت‌های مزمن زیرساختی. با وجود این، صنایع کوچک ظرفیت بالقوه‌ای برای رشد جمعی و ورود به بازارهای جدید دارند.

 افق گشایی و مسیر توسعه آینده

برای عبور از الگوی تاریخی و تقویت موقعیت اقتصادی استان، دو پیش‌شرط کلیدی وجود دارد:

  1. توسعه زیرساخت‌های لجستیک و حمل‌ونقل: ایجاد پایانه‌های صادراتی مجهز، خطوط ریلی و جاده‌ای استاندارد، انبارهای مدرن و شبکه حمل‌ونقل هوایی. این اقدام باعث کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت مبادله و تسهیل ورود صنایع به بازارهای کلان خواهد شد.
  2. تجمیع بنگاه‌ها و شکل‌دهی نهادهای میانی: سازماندهی صنایع کوچک در قالب کنسرسیوم‌های صادراتی، خوشه‌های صنعتی و اتحادیه‌های تخصصی، به واحدهای کوچک امکان می‌دهد قدرت جمعی ایجاد کنند و توان رقابتی خود را در سطح ملی و بین‌المللی افزایش دهند.

با اجرای این اقدامات، صنایع کوچک نه تنها می‌توانند مقیاس خود را افزایش دهند، بلکه به عنوان موتور نوآوری و انعطاف‌پذیری استان عمل خواهند کرد و می‌توانند مسیر توسعه اقتصادی پایدار را هموار کنند.

 جمع‌بندی و چشم‌انداز مثبت

صنعت خراسان رضوی داستان پیوند پیچیده میان جغرافیا، سیاستگذاری، رفتار سرمایه‌گذار و فرصت‌های بازار است. بنگاه‌های استان کوچک زاده شدند و کوچک زیستند، اما این ظرفیت درونی و انعطاف‌پذیری آن‌ها فرصت بی‌نظیری برای رشد جمعی و توسعه اقتصادی فراهم می‌کند.

اگر زیرساخت‌های استان نوسازی شود، بنگاه‌های کوچک در قالب ساختارهای جمعی و شبکه‌ای سامان یابند و پیوند آن‌ها با بازارهای ملی و منطقه‌ای تقویت گردد، صنایع کوچک خراسان رضوی می‌توانند به موتور محرک توسعه منطقه بدل شوند و نقشی اثرگذار در اقتصاد کشور ایفا کنند. آینده صنعت استان نه در تداوم مسیر گذشته، بلکه در بازآفرینی و تقویت توان جمعی و انعطاف‌پذیری آن نهفته است.

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=69902
  • نویسنده : سعید ملک‌الساداتی
  • ارسال توسط :
  • منبع : اتاق مشهد
  • 3 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای میراث مقاومت صنایع کوچک در خراسان رضوی؛ درس‌ها و چشم‌اندازها بسته هستند

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.