وقتی جنگ آغاز میشود، معمولاً نخستین ضربهها بر پیکر صنعت، انرژی و زیرساختهای شهری فرود میآید و بخش کشاورزی، دستکم در ظاهر، کمتر در معرض تخریب مستقیم قرار میگیرد. با این حال، تجربه بحرانهای ژئوپلیتیکی نشان میدهد که کشاورزی نیز در بلندمدت از پیامدهای جنگ مصون نمیماند؛ چرا که حیات این بخش، به شبکهای گسترده از نهادهها، انرژی، حملونقل، صنایع تبدیلی، بستهبندی، بازارهای مصرف و مسیرهای تجاری وابسته است. از همین رو، هرگونه اختلال در این زنجیرهها میتواند بهتدریج توان تولید، پایداری و تابآوری عرصه کشاورزی را تضعیف کند.
حملات اخیر به مراکز شهری، صنعتی و زیرساختهای کلیدی، در کنار اختلال در مسیرهای تجاری، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت آثار خود را بهصورت کامل نشان ندهد، اما در میانمدت و بلندمدت پیامدهای قابل توجهی برای عرصه کشاورزی خواهد داشت. بخشی از نهادههای مورد نیاز کشاورزان ممکن است پیشتر تامین و ذخیره شده باشد، اما تداوم اختلال در تامین سوخت، کاهش تولید یا توزیع کودهای شیمیایی، دشواری واردات مواد اولیه و افزایش هزینههای حملونقل، بهتدریج هزینه تولید را بالا برده و دسترسی کشاورزان به نهادههای ضروری را محدود میسازد. همزمان، آسیب به صنایع بستهبندی و فرآوری غذا نیز میتواند میزان ضایعات محصولات کشاورزی، بهویژه محصولات فسادپذیر را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر تولیدکننده و مصرفکننده وارد کند.
در سطح منطقهای نیز، بحران کنونی یک واقعیت مهم را آشکارتر ساخته است: شکنندگی ساختار امنیت غذایی در کشورهای وابسته به واردات. کشورهای حاشیه خلیج فارس که بخش بزرگی از نیاز غذایی خود را از طریق واردات تامین میکنند و به کریدورهای دریایی پُرریسک وابستهاند، در برابر تنشهای طولانیمدت تابآوری محدودی دارند. ذخایر استراتژیک غذایی در چنین شرایطی تنها میتواند نقش یک سپر موقت را ایفا کند و در صورت فرسایشی شدن بحران، پاسخگوی نیازهای پایدار نخواهد بود.
برای ایران، پیامدهای این وضعیت در دو سطح قابل تحلیل است: نخست، تورم در بخش واردات به واسطه افزایش قیمت جهانی کالاهای اساسی، انرژی و نهادههای کشاورزی؛ و دوم، اختلال در عملکرد شبکههای تامین و لجستیک. «تنگه هرمز»، بهعنوان یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت انرژی و نهادههای کشاورزی، در کانون این شوک ژئواقتصادی قرار دارد. هرگونه اختلال در این مسیر، تنها به بازار نفت و گاز محدود نمیشود، بلکه بازار کود، مواد غذایی و نهادههای تولید را نیز متاثر از خود میسازد.
بازار جهانی کود یکی از حساسترین بخشهایی است که از این بحران آسیب دیده است. خلیج فارس یکی از مراکز مهم تولید و صادرات کودهای نیتروژنی است. کشورهای این منطقه به دلیل دسترسی به گاز طبیعی، نقش مهمی در تولید کودهای شیمیایی دارند. بنابراین، اختلال در تولید یا صادرات از این منطقه، مستقیماً به افزایش قیمت کود و کاهش دسترسی کشاورزان در بسیاری از کشورها منجر میشود. افزایش بهای انرژی نیز فشار هزینهای مضاعفی بر تولید کود وارد کرده و این زنجیره را بیش از پیش آسیبپذیر میسازد.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت اوره از محدوده کمتر از ۵۰۰ دلار به حدود ۶۵۰ تا ۷۰۰ دلار در هر تن، نشانهای روشن از انتقال سریع شوک جنگ به بازار نهادههای کشاورزی است. از آنجا که برخلاف نفت، بازار جهانی کود فاقد ذخایر راهبردی هماهنگ و گسترده است، هر اختلالی در این بخش با سرعت بیشتری به قیمتها منتقل میشود. نتیجه این روند، افزایش هزینه تولید محصولات کشاورزی، کاهش توان خرید نهادهها و در نهایت، تهدید بازدهی تولید و امنیت غذایی خواهد بود.
برای ایران، اهمیت این مسئله زمانی دوچندان میشود که بدانیم سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار (حدود ۵/۲۰ درصد) از واردات کشور به کالاهای اساسی ازجمله نهادههای تولید محصولات پروتئینی (گوشت قرمز، مرغ، تخممرغ)، برنج، شکر، روغن و حبوبات اختصاص دارد. از این منظر، جنگ تنها یک تهدید نظامی یا سیاسی نیست؛ بلکه آزمونی برای تابآوری نظام تامین غذا و تداوم جریان تجارت در بخش کشاورزی کشور به شمار میآید.
راه عبور از این وضعیت، تمرکز بر تنوعبخشی به مسیرهای تامین و بازطراحی کریدورهای تجاری است.در حوزه واردات برنج که سالانه حدود یک میلیون تن و عمدتا از کشورهای هند و پاکستان تامین میشود، اختلال در بنادر جنوبی کشور، به ویژه بنادر کلیدی (بندر شهید رجایی و بندر امام خمینی)، ایجاب میکند که مسیرهای جایگزین زمینی و ترکیبی مورد استفاده قرار بگیرد. واردات از پاکستان از مسیر مرزهای زمینی، میتواند یکی از گزینههای سریع و عملیاتی برای تامین بخشی از نیازهای کشور باشد. واردات از هند نیز میتواند از طریق ترانزیت از پاکستان یا استفاده از ظرفیتهای بندری جنوبشرق کشور (چابهار) بازطراحی شود.
در مورد سایر کالاهای اساسی، مانند گوشت قرمز و حبوبات نیز میتوان از ظرفیت کشورهای آسیای مرکزی، از جمله ازبکستان و قرقیزستان، در کنار کشورهایی مانند ترکیه، برای تأمین بخشی از نیازهای کشور در شرایط جنگی بهره گرفت. در حوزه واردات روغن، بهویژه روغن آفتابگردان، استفاده از ظرفیت کشورهای شمالی، بهخصوص روسیه، و بهرهگیری از بنادر شمالی ایران در دریای خزر میتواند بخشی از مسیر تامین را تقویت کند. با این حال، باید توجه داشت که این مسیرها نیز محدودیتهای زیرساختی خود را دارند و نمیتوانند بدون برنامهریزی دقیق، جایگزین کامل مسیرهای اصلی شوند.
در نهایت، پیام روشن این بحران آن است که امنیت غذایی، صرفاً با تولید داخلی یا ذخایر مقطعی تضمین نمیشود؛ بلکه نیازمند شبکهای منعطف، متنوع و هوشمند از تولید، واردات، ذخیرهسازی، حملونقل و دیپلماسی اقتصادی است. کشاورزی ایران برای عبور از شرایط جنگی، بیش از هر زمان دیگر به سیاستگذاری آیندهنگر، مدیریت راهبردی در حوزه لجستیک و تقویت تابآوری زنجیره تامین نیاز دارد.













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰