در چشمانداز تجارت خارجی ایران، زعفران همچنان یکی از مهمترین داراییهای استراتژیک کشور بهشمار میآید؛ اما روند صادرات این محصول نشان میدهد که جایگاه ایران در این بازار جهانی، بیش از هر زمان دیگری در معرض چالش قرار گرفته است. آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران از کاهش چشمگیر صادرات زعفران، از بیش از ۳۲۴ تن در سال ۱۳۹۹ به حدود ۲۱۴ تن در سال ۱۴۰۳ حکایت دارد؛ اُفتی کمسابقه که زنگ خطر را برای آینده این محصول ارزآور به صدا درآورده است. استمرار این روند نهتنها نگرانی فعالان اقتصادی را تشدید کرده، بلکه ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی، تجاری و بازاریابی را به اولویت فوری سیاستگذار تبدیل کرده است. کارشناسان بر این باورند که این کاهش، نتیجه مجموعهای از عوامل ساختاری و مزمن است: از ضعف در برندسازی ملی، فقدان نظام قیمتگذاری شفاف تا نوسانات ارزی و قاچاق زعفران که عملا مانع از شکلگیری ارزش افزوده واقعی در زنجیره تولید تا صادرات شدهاند. در چنین شرایطی، رقبا و واسطههایی همچون اسپانیا، بخش مهمی از ارزش نهایی محصول را در بازارهای جهانی تصاحب میکنند. در این گزارش، به اتکای آمارها، نگاهی به فراز و فرودها در بازار زعفران ایران داشتهایم.
سعیده بهنژاد - کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق خراسان رضوی
اسفند پارسال وقتی روسای جمهور ایران و ترکمنستان با یکدیگر دیدار کردند و پیرامون همکاریهای مشترک چانه زدند، یکی از موضوعاتی به یک بحث جدی میان دو طرف تبدیل شد؛ راهاندازی و ایجاد منطقه آزاد مشترک بین ایران و ترکمنستان در اینچه برون و سرخس بود. موضوعی که اگر دولتین دو کشور کمر همت به اجرای آن ببندند؛ احتمالا به یک ظرفیت تجاری ارزشمند برای دو کشور تبدیل خواهد شد.
عماد رجحانی – کارشناس و مدرس تحلیل بازارهای بینالمللی
در دهههای اخیر، چین با عبور از سیاستهای اقتصاد بسته و پیادهسازی اصلاحات ساختاری، توانسته جایگاه خود را بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی اقتصاد جهانی تثبیت کند. این کشور اکنون نهتنها شریک تجاری اول بسیاری از اقتصادهای بزرگ و کوچک جهان است، بلکه به بازیگری تعیینکننده در معادلات اقتصادی، فناوری و انرژی تبدیل شده است. در مقابل، ایران نیز با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و تنگنای دسترسی به بازارهای غربی، با نگاهی که بیش از پیش به شرق معطوف شد،ه تلاش میکند تا با چین بهعنوان یکی از ابر بازیگران کلیدی نظام اقتصاد بینالملل، روابطی راهبردیتر و گستردهتر برقرار کند. اما این روابط تا چه حد پایدار و استوار است و چقدر میتوان به گسترش آن و حتی الگوبرداری ایران از مدل توسعه اقتصادی چین امید بست؟ از آنجا که برخی ناظران با نگاه به سیاست منفعتمحور چین، آینده این روابط را متوازن و بلندمدت پیشبینی نمیکنند و آن را بیشتر ناشی از شرایط مقطعی میدانند، چه تغییراتی در این تعاملات نیاز است و چه میزان فرصت برای ایران جهت اصلاح این تعاملات وجود دارد؟ در همین رابطه «مجیدرضا حریری»، رئیس اتاق مشترک ایران و چین در گفتوگو با «اتاق اقتصاد»، تاکید میکند که مناسبات اقتصادی بین کشورها نه با شعار و ایدئولوژی، بلکه با ایجاد منافع متقابل شکل میگیرد. او ضمن آسیبشناسی از چالشهای فضای اقتصادی ایران، از جمله ضعف زیرساختها و جایگاه نامطلوب ایران در برخی شاخصهای بینالمللی بر این باور است که با ادامه روند فعلی در کشور، در پیش گرفتن دیپلماسی شرقی نیز کمک چندانی به حل مشکلات و توسعه اقتصادی ایران نمیکند.
سیدحسن هاشمی- نایب رئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
هزینهی مدیریت ضعیف و بهرهوری از دسترفته ناشی از کارکنان بیانگیزه یا منفعل، در مقیاس جهانی به ۸.۸ تریلیون دلار میرسد؛ معادل حدود ۹ درصد تولید ناخالص داخلی جهان. در این میان، تغییر شیوه مدیریت افراد شاید سریعترین و کمهزینهترین اهرم برای بهبود بهرهوری سازمانها باشد. بااینحال، اغلب مدیران بازخورد کافی دربارهی نحوهی ادارهی تیم خود دریافت نمیکنند: کمتر از نیمی از کارکنان آمریکایی (42درصد)، فرصت لازم را برای ارائه نظراتشان به مدیر مربوطه کسب میکنند و تنها حدود یکچهارم (24درصد) مجال آن را یافتهاند تا عملکرد مدیرشان را ارزیابی کرده و بازخورد ارائه کنند. حتی میان خود مدیران هم تنها 36درصد میگویند که در قالب فرایندی رسمی از همتایانشان بازخورد دریافت نمودهاند. با این اوصاف، اغلب مدیران ذهنیتی در مورد نقاط ضعف و قوت و البته نقاط کور عملکردشان
یکی از نخستین و مهمترین تصمیمهای هر کارآفرین، انتخاب بین آغاز مسیر به تنهایی یا همراهی با همبنیانگذار است. بسیاری از سرمایهگذاران به تیمهای موسس چندنفره تمایل دارند، چون معتقدند تقسیم مسئولیتها، تنوع مهارتها و کاهش فرسودگی، ریسک شکست را پایین میآورد. با این حال، همبنیانگذاری نامناسب میتواند به یکی از دلایل اصلی فروپاشی استارتاپ منجر شود. در این نوشتار، براساس تجربیات نویسنده بهعنوان استاد کارآفرینی در دانشگاه هاروارد و مشاور دهها تیم موسس، مجموعهای از معیارها و راهکارهای حرفهای برای تصمیمگیری در مورد همبنیانگذاری ارائه میشود.
در یک سال گذشته، بسیاری از سازمانهای کوچک و بزرگ، کارکنان خود را وادار نمودهاند تا در تمامی روزهای کاری به دفتر بازگردند. این تصمیم اغلب پاسخی به شواهد روبهافزایشی است که نشان میدهد مدلهای دورکاری و کار ترکیبی (هیبریدی) میتواند به کاهش بهرهوری کارکنان منجر شود.
سالها به ما آموختهاند احساسات دشمن مذاکره موثر است و باید آنها را در اصطلاح «پشت در گذاشت»؛ گویی خویشتنداری یعنی سرکوب هرآنچه انسانی است. اما کنار گذاشتن احساسات، هم ناممکن است و هم نتیجهای معکوس دارد. مذاکره فقط منطق و استدلال نیست؛ گفتوگویی است میان انسانهایی که نهفقط با منافع، بلکه با ترسها، انتظارات، سوءگیریها و نیاز به دیدهشدن و تایید نیز برانگیخته میشوند.
کمتر از سه سال از معرفی «چتجیپیتی» توسط OpenAI میگذرد؛ با این وجود، همین مدت کوتاه کافی بوده تا این فناوری، محیط کار را بهطور بنیادین دگرگون کند. بسیاری از وظایفی که پیشتر بخش قابلتوجهی از زمان کارکنان را به خود معطوف میکرد، امروز سریعتر و در مواردی بهصورت خودکار انجام میشود. اکنون پژوهشگران به سطوح بالاتر نمودار سازمانی چشم دوخته و این پرسش مهم را مطرح میکنند: هوش مصنوعی مولد (GenAI) چگونه روند فعالیت مدیران میانی را تغییر خواهد داد؟
با گسترش وابستگی اقتصاد ایران به خدمات دیجیتال، هرگونه اختلال در زیرساختهای ارتباطی میتواند آثار جدی بر فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی کشور بر جای بگذارد. در سالهای اخیر، قطعیها و اختلالهای مکرر اینترنت، توجه بسیاری را به پیامدهای پیدا و پنهان این بحران جلب کرده است. برای بررسی ابعاد خسارات ناشی از این وضعیت، به سراغ «احسان چیتساز»، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات، رفتیم تا بر پایه دادهها و تجربیات رسمی، از واقعیتهای این چالش ملی بیشتر بدانیم.
صنعت قطعهسازی خراسان رضوی امروز در جایگاهی حساس ایستاده است؛ صنعتی که با در اختیار داشتن ۳۸۰ واحد فعال دارای پروانه بهرهبرداری و اشتغالزایی مستقیم برای بیش از ۲۵ هزار نفر، یکی از پایههای اصلی تولید و اشتغال صنعتی استان به شمار میرود. تنها ۹۵ واحد عضو انجمن قطعهسازان، بخش عمدهای از نیاز خودروسازان بزرگی چون سایپا را تأمین کرده و در سال ۱۴۰۳ فروش تجهیزاتی به ارزش ۴۰ هزار میلیارد تومان را به ثبت رساندهاند. با این همه، این صنعت راهبردی که تاکنون بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در آن انجام شده، با چالشهایی جدی مواجه است؛ از کاهش تقاضا پس از حذف پژو پارس از خط تولید خراسان، تا فشارهای ناشی از نوسانات ارزی، کمبود نقدینگی و سیاستهای غیرپایدار در سطح کلان. چنین شرایطی بسیاری از واحدها را در تنگنای مالی و مدیریتی قرار داده و تهدیدی برای تداوم تولید و اشتغال در این بخش ایجاد کرده است. کارشناسان و فعالان صتنعت قطعهسازی استان تاکید دارند که بدون حمایت موثر، تسهیل فرآیندهای تولید و تخصیص بهموقع منابع، بخش بزرگی از ظرفیتهای قطعهسازی استان در معرض آسیب قرار خواهد گرفت. این صنعت که ستون فقرات خودروسازی در شرق کشور محسوب میشود، نیازمند تصمیمهای فوری و حمایتهای هدفمند برای عبور از بحران و دستیابی به جایگاهی باثباتتر در اقتصاد منطقه است. در این گزارش، حال و هوای این صنعت را از زبان جمعی از تولیدکنندگان این حوزه، روایت کردهایم.
محمود امتی، عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
محمدحسین روشنک – عضو هیات رئیسه و رئیس کمیسیون مسئولیتهای اجتماعی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
مژگان ثابت تیموری - رئیس کمیسیون گردشگری و صنایعدستی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
احمد اثنیعشری ـ نایبرئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
دکتر سعید ملکالساداتی-عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه فردوسی
دهه ۱۴۰۰ برای ایران، دهه تراکم بحرانها بود؛ از فشارهای اقتصادی و تحریمهای فلجکننده تا فرسایش سرمایه اجتماعی و شوکهای امنیتی. با ورود به نیمه دوم قرن، نگاهها به آینده پیش رو دوخته شدهاست: دههای که میتواند نقطه عطفی برای اصلاح و بازسازی باشد، یا در ادامه مسیر فعلی، به درهای از بحرانهای نهادینهشده منتهی شود. پرسشهای کلیدی اینجاست که؛«کدام مسیر در دهه ۱۴۱۰ محتملتر است و برای تغییر جهت بهسمت توسعه پایدار، چه باید کرد؟»
نیما نامداری، تحلیلگر و فعال حوزه اقتصاد دیجیتال و استارتآپها
در روزگار پُرتلاطم زیستبوم نوآوری کشور، جایی که اختلالهای مکرر اینترنت، تصمیمهای خلقالساعه و مهاجرت فزاینده نیروهای متخصص، سایهای سنگین بر مسیر رشد و حتی بقای شرکتهای فناور انداخته؛ روایت بیواسطه مدیران این حوزه، معتبرترین تصویر از واقعیت موجود را ترسیم میکند. در میزگردی با «صادق جبلی»، مدیرعامل هلدینگ «طراحان سفید»، و «دانیال احمدزاده»، قائممقام مدیرعامل «ایرانسرور»، پای تجربههای زیسته آنان در متن اکوسیستم نوآوری ایران نشستیم و از بحران سرمایه و موج مهاجرت نخبگان تا فیلترینگ و اختلالهای ارتباطی، سخن گفتیم و از آنها درباره سناریوهای خوشبینانه و بدبینانه پیشروی کسبوکارهای دیجیتال پرسیدیم. آنچه در ادامه میخوانید، روایت دو فعال عرصه دیجیتال از فراز و فرودهای این حوزه و حتی از تلاش برای بقاست...
در حالیکه بسیاری از کشورها، اقتصاد دیجیتال را بهعنوان پیشران اصلی رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال در قرن بیستویکم برگزیدهاند، در ایران ناپایداری زیرساختهای ارتباطی و اختلال مکرر در اینترنت به تهدیدی جدی برای زیستبوم فناوری بدل شده است. استان خراسان رضوی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ جایی که شرکتهای فناور، استارتاپها و فریلنسرهای فعال در بازارهای جهانی، زیر سایه این بیثباتی، با رکود، ناامیدی و حتی خروج از صحنه رقابت روبهرو شدهاند.
با وجود ظرفیتهای انسانی و بازار بزرگ داخلی، سهم اقتصاد دیجیتال از کلیت اقتصاد ایران هنوز پایینتر از حد انتظار است و برای رسیدن به رشدی که در این بخش در سطح جهانی رخ داده و جریان دارد، به جهشهای زیرساختی و سرمایهگذاری گسترده بخش خصوصی نیاز است. در اینجا بعضی از آخرین آمارها که شرایط کشورمان را در این بخش را به تصویر میکشند، برای شما آوردهایم.
تابستان ۱۴۰۴ برای اقتصاد خراسان رضوی، فصلی پُر از تحرک و تعاملات اثرگذار بود؛ فصلی که در آن اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی مشهد نقشی محوری در رویدادهای کلان اقتصادی استان ایفا کرد.