رهبران سازمانی و مدیران از دیرباز به تکنولوژی به چشم ابزار یا قابلیتی مینگریستند که میتوانست روند انجام امور را کارآمدتر کند، اما ماهیت کار را تغییر نمیداد. به عنوان نمونه، ایمیل صرفا امکان ارتباط سریعتر را فراهم میکند، یا سیستم مدیریت زنجیره تامین (SCM)، هزینههای این زنجیره را کاهش داده، چرخههای تحویل را کوتاه کرده و ارسال سریع و دقیق محصولات به مشتریان را تضمین میکند، اما هرچه میگذرد این دیدگاه بیشتر از گذشته منسوخ میشود. بهخصوص در سالهای اخیر که نقش تکنولوژی در شکلدهی سازمانها دستخوش تغییرات انقلابی شده است.
در دنیای تمام دیجیتال امروز که ویژگی اصلی آن تصمیمگیریهای سریع و قاطعانه است، بازاریابی دیجیتال یک ضرورت غیرقابلانکار محسوب میشود. بنابراین در شرایطی که پلتفرمها و کانالهای آنلاین با سرعت بسیار بالایی در حال تکامل و تحول هستند بازاریابان باید به این اطمینان برسند که شناخت دقیق و بهروز از روندهای بازار و رفتارهای مشتریان و مصرفکنندگان دارند. در این میان تحلیل درست تلاشهای بازاریابی شرکتها و در اولویت قراردادن اطلاعات و دادههای درست در فرآیند بازاریابی نیازمند تمرکز روی شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) است. سوال اینجاست که چرا شاخصهای کلیدی عملکرد برای موفقیت برنامههای بازاریابی حیاتی هستند و مهمترین شاخصهای عملکردی در حوزه بازاریابی دیجیتال کدامند و چگونه میتوان آنها را سنجید؟
مرکز پژوهشهای مجلس برای نخستینبار رشد اقتصادی را در دو ماه نخست تابستان سال جاری برآورد کرد. این گزارش، از چند حیث اهمیت دارد. نخست اینکه رشد اقتصادی را به شکل ماهانه ارائه کرده که به نظر میرسد این کار کمسابقه بوده است. علاوه بر آمار کلی، رشد اقتصادی بخشهای مختلف در این دو ماه ارائه شده است. نکته دیگر اینکه با این برآورد، سیاستگذاران میتوانند با تاخیر کمتری روند رشد اقتصادی را مورد ارزیابی قرار دهند و سیاستهای خود را متناسب با وضعیت حاضر رشد اقتصادی تنظیم کنند. این بررسیها حاکی از آن است که این آمارها بیش از ۸۰درصد هم حرکتی با آمارهای نهاد رسمی دارد و میتواند بهعنوان یک شاخص پیشنگر برای آمار رسمی تولید ناخالص داخلی مورد ارزیابی قرار گیرد. براساس گزارش جدید، رشد اقتصادی ماهانه در تیرماه به ۱.۴درصد و در مرداد ماه به ۲.۳درصد رسیده است. با این آمار میتوان پیشبینی کرد که سطح رشد اقتصادی تابستان نسبت به فصول قبل، کمتر باشد.
فرض کنید اعضای تیمتان دائم پچپچ میکنند، به هم طعنه میزنند و بابت مسائل کماهمیت از هم ایراد میگیرند. شاید ابتدا این رفتارها را نادیده بگیرید و خودتان را گول بزنید که «این کنایهها بیضررند» یا «دارند با هم شوخی میکنند». اما وقتی تنشها بالا میگیرد، معلوم میشود که یک مشکل عمیق در کار است: خشم دارد در محل کارتان ریشه میدواند. چطور باید این موضوع را با تیم خود مطرح کنید؟ چطور میتوانید انرژیهای منفی را خنثی کنید؟ و چه راههایی برای ایجاد تعاملات سالمتر و حمایتیتر وجود دارد؟
بـــخـش خــصـوصی خواستار اجراشدن ماده۲ و ۳ قانون کسبوکار است. نبود ضمانت اجرایی و سازوکار مشخص برای اجرای ماده۲ و ۳ در حالی است که ظرفیت بالایی برای پیشبینیپذیرکردن محیط کسبوکار در این مواد قانونی کارآمد که بر نظرخواهی دولت از اتاقهای سهگانه و تشکلها تاکید دارد؛ وجود دارد. بررسیهای اولیه نشان میدهد، طی ۱۰سال گذشته مفاد مواد ٢ و ٣ بهصورت موردی و بسیار محدود اجرایی شدهاست که در اینخصوص میتوان فقدان ضمانت اجرایی را یکی از دلایل بروز این مساله مطرحکرد.
در گزارش اخیر مرکز پژوهشهای اتاق ایران که وضعیت مناطق آزاد و ویژه تجاری-اقتصادی نوار شمالی ایران بررسی شده، تاکید شده که باید ایران در موقعیت خود در کریدور میانی و مسیر شمال- جنوب بازنگری کند.
یکی از معروفترین نقلقولها در خصوص کسب و کار که از پیتر دراکر، بنیانگذار مدیریت مدرن، نقل میشود این است که: «هر چه اندازهگیری شود، قابل مدیریت خواهد بود.» وقتی صحبت از درک شاخصهای آموزش کارکنان میشود، این نقلقول به کار میآید، وگرنه چگونه میتوانید نتایج را اندازهگیری و آن را مدیریت کنید؟ واحدهای «یادگیری و توسعه» (L&D) سازمانها سال به سال نوع آموزشی را که برای رسیدن به اهداف کسبوکار و بهبود نتایج کلی آن برای ارائه به کارکنان نیاز دارند، به دقت برنامهریزی میکنند. اما آیا این کار واقعا موثر است؟ و اگر موثر است، آیا ۱۰۰درصد برای رسیدن به نتیجه مطلوب بهینه شده است؟
همانطور که جهان بهسرعت در حال تغییر و تحول است، خواستهها و انتظارات از رهبران سازمانی نیز به سرعت افزایش مییابد. در گذشته، رهبری سازمانی بیشتر بر کنترل و مدیریت مستقیم تمرکز داشت، اما امروزه و بهویژه در سال ۲۰۲۵، مهارتهای جدیدی از آنها انتظار میرود. پیشرفتهای تکنولوژیک، تغییرات فرهنگی و همچنین دگرگونی در نیروی کار جهانی، به ظهور روندهای نوینی در رهبری سازمانی منجر شده است.
بسیاری از رهبران سازمانها تمام عمر حرفهای خود را با تمرکز بر مدل کاری سلسلهمراتب دستوری و کنترلی سپری کردهاند و قاعدتا تغییر جهت به یک مدل چابکتر و مبتنی بر مهارت برای این دسته از مدیران تغییر بسیار بزرگی محسوب میشود. اما موضوع اینجاست که آینده کار نهتنها تغییر در طرز فکر رهبران سازمانها را اجتنابناپذیر میکند، بلکه مستلزم تغییر در مجموعه مهارتهایشان هم هست.
با توجه به روند رو به رشد استفاده از هوش تصمیمگیری (Decision Intelligence)، این مفهوم از اصطلاحات مبهم در رشته بازاریابی به یک استراتژی مهم در کسب و کار تبدیل شده است. هوش تصمیمگیری یا هوشمندی در تصمیم (DI) مقولهای در حال ظهور و بلوغ است که از هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی استفاده میکند و به سازمانها برای تصمیمگیری بهتر، سریعتر و مبتنی بر بینش کمک میکند. بر اساس بهکارگیری این مفهوم، شرکتها میتوانند با فرآیند تصمیمگیری مانند سایر فرآیندهای کسب و کاری مدرن رفتار کنند. بنابراین، پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی با هدف مدلسازی، ردیابی، یادگیری و بهبودبخشی تصمیمات مدیریتی خاص دنبال خواهد شد. این رویکرد نشأت گرفته از تصمیم (decision-back approach)، با تصمیمات حیاتی که عملکرد شرکت را هدایت میکند، شروع میشود و سپس برای دستیابی و اتخاذ تصمیمهای منسجم و با کیفیت، به افراد، فرآیندها و بینشهای موردنیاز در سازمان رجوع میکند.
تامین نهادههای دام و طیور در کشور طی سالیان متمادی همواره با چالشهای متعددی روبهرو بوده و این چالشها بر قیمت تمامشده محصولات پروتئینی تاثیرگذار بوده است؛ در واقع، حداقل ۷۰درصد از هزینههای تمامشده محصولات پروتئینی از جمله مرغ، تخم مرغ، شیر و گوشت قرمز مربوط به خوراک دام بوده؛ لذا هرگونه اختلال در تأمین و توزیع این نهادهها تولید این محصولات را با چالش جدی مواجه میکند.
اقتصاد ایران از هر دو بعد عرضه و تقاضا در معرض شوکهای داخلی و خارجی بسیاری است. تلاطم قیمتهای جهانی منابع طبیعی، تحریمها و کاهش تقاضای جهانی در کنار عواملی همچون کسری برق و کمبود مواد اولیه، هر دو طرف عرضه و تقاضای اقتصاد ایران را تحتتاثیر منفی قرار داده است. در چنین شرایطی شاخص امنیت سرمایهگذاری میتواند نمایی از وضعیت اقتصادی ایران باشد. سرمایهگذاری از مهمترین متغیرهای اقتصادی و موتور محرک اقتصاد است که در تولید و رشد و توسعه اقتصادی کشور نقش کلیدی دارد. این شاخص اما در ایران طی سالهای اخیر، به سمت بدتر شدن پیش رفته و تاثیر منفی خود را بر بسیاری از حوزهها از جمله بخشهای مختلف تولیدی گذاشته و موجب خروج سرمایهگذاران از کشور شده است. در نبود امنیت، عدمسرمایهگذاری در حوزههایی همچون انرژی و زیرساختها، ناترازیهای گسترده و افت کمیت و کیفیت تولید و تبعات مختلف اقتصادی و اجتماعی را به دنبال داشته است.
وقتی رئیس جدیدتان مرتب و بدون هیچ توجیه شفافی، تصمیمات عجولانه میگیرد، ممکن است حس کنید زندگی کاریتان از حالت طبیعی خارج شده: لغو ناگهانی جلسهها بدون هیچ توضیحی، موجی از جلساتی که در تقویمتان علامت زدهاید یا ورود غیرمنتظره یک کارمند جدید. «شارمین بانو»، مربی حوزه مدیریت در سیاتل، میگوید: «این رفتار از نظر حرفهای ناامیدکننده و از نظر احساسی خستهکننده است. هنوز بین شما و این رئیس جدید اعتماد برقرار نشده، بنابراین هر نیت خیری که ابتدا داشتید از بین میرود.»
یکی از دلهرهآورترین بخشهای تغییر شغل آن است که مجبور شوید درباره کمبود تجربیات و مهارتهای خود در زمینه شغل جدیدی که متقاضی آن هستید صحبت کنید. اما داشتن تجربه محدود در حوزههای کاری جدید نباید دلیلی برای عدم تغییر شغل باشد.
آیا افرادی که دورکاری میکنند، دلشان برای روزهای خوب گذشته تنگ میشود؟ آن روزهایی که راهروهای اداره پر از سروصدای ایدههایی بود که بین مدیران و تازهواردان ردوبدل میشد؟ و پویایی آشپزخانهها! در مدتی که کارکنان منتظر بودند تا آب درون کتری به جوش بیاید و چای و قهوهشان را بریزند، کلی محصول جدید خلق میشد. تازه همه اینها به جز بهشت یادگیری بود. قبلا فقط کافی بود یک تازهکار در فاصله چند متری همکار باتجربهای باشد تا تمام دانش و تجربیات ذهنش را جذب کند.
بررسی آمارهای وضعیت کار در تابستان سال جاری، نشاندهنده بهبود شاخصهای اشتغال و نیروی کار است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در تابستان ۷.۵درصد شد. این نرخ بیکاری نسبت به بهار ۰.۲واحد درصد کمتر شده است. نکته قابل توجه اینکه در تابستان کاهش نرخ بیکاری، همزمان با افزایش نرخ مشارکت و افزایش میزان اشتغال همراه بوده است. نرخ مشارکت در تابستان سال جاری به ۴۱.۷درصد رسیده که بیشترین میزان در ۴سال اخیر است. برای داشتن تصویری بهتر باید اشتغال تابستانی را مورد کنکاش قرار داد. تعداد جمعیت شاغل نیز در تابستان سال جاری به ۲۵میلیون و ۱۲۹هزار نفر رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۴۳هزار نفر بیشتر بوده و به بیشترین میزان تاریخی خود رسیده است. در سالهای گذشته، کاهش نرخ بیکاری بیش از آنکه متاثر از افزایش اشتغال باشد، بهدلیل کاهش نرخ مشارکت اقتصادی بود. اما به نظر میرسد که این روند در حال تغییر است و میزان مشارکت اقتصادی و جمعیت شاغل در تابستان سال جاری همزمان افزایش یافته است.
در دنیای رقابتی امروز، جذب و نگهداشت استعدادهای برتر به یک چالش اساسی برای سازمانها تبدیل شده است. با توجه به اینکه بسیاری از شرکتها به دنبال نیروی کار ماهر و خلاق هستند، ایجاد محیطی مناسب و جذاب برای کارکنان اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
شرکتها و کسب و کارهای بسیاری به سمت پایداری و مسوولیت اجتماعی کشیده شدهاند. برای حرکت موثرتر در این مسیر، ابتدا باید مهمترین ذینفعان و اصلیترین دغدغههای آنها را شناسایی کرد. سپس مواردی که با اهداف و مسائل اصلی شرکت همخوانی دارد، در اولویت قرار بگیرد. در این صورت، میتوان منابع و انرژی را صرف مواردی کرد که بیشترین اثرگذاری را در پیشبرد برنامههای پایداری ایفا میکنند.
نتایج یک نظرسنجی که در نوامبر ۲۰۲۳ و از طریق یک پرسشنامه آنلاین سفارشی از ۳۰۴ متخصص (از کارکنان غیرنظارتی مثل کارمندان اداری، اپراتورها، نمایندگان فروش، رانندگان، وکلا و... گرفته تا مدیران اجرایی) با توجه به معیارهای عملکرد استراتژیهای کسب و کار و تاکتیکها و فناوریهایی که آنها را هدایت میکنند، به دست آمده نشان میدهد کارفرمایانی که میخواهند موفق شوند، باید مهمترین دارایی خود - یعنی کارکنان - را در اولویت قرار دهند.
یکی از داغترین کلمات تبلیغات تجاری امروز «بازاریابی کلانداده» است و اغلب از آن به عنوان جانشین «هوش تجاری» یاد میشود. اما آیا واقعا چنین است؟ درک اینکه چگونه هوش تجاری و بازاریابی کلانداده با یکدیگر مقایسه میشوند و همچنین اینکه چگونه بینش منحصر به فردی را برای شرکتها ارائه میدهند مفید است.
بسیاری از سازمانها رقابت بین تیمهای داخلی را تشویق میکنند و معتقدند این کار نوآوری را تحریک میکند و عملکرد را افزایش میدهد. اما مشکل این است که آنچه در واقعیت اتفاق میافتد برعکس است: رقابت داخلی اغلب نوآوری را خفه میکند.
شاید به دنبال تجربهای تازه هستید یا شغل فعلیتان دیگر برایتان جذابیتی ندارد یا شاید هم دلتان میخواهد همه چیز را زیرورو کنید. حالا بعد از چند ماه یا شاید چند سال فکر کردن به این موضوع به این نتیجه رسیدهاید که وقت تغییر است. حرکت بزرگی است! اما تا دست به کار نشدهاید، حواستان باشد مرتکب این سه اشتباه نشوید تا فرآیند سادهتری را تجربه کنید.
شرکتهای پتروشیمی، پالایشگاه نفت و روغن، معدن و کارخانههای فلزی، عمده مشارکتکنندگان در فعالیتهای صادراتی ایران در ۶ماه ابتدایی سال جاری بودهاند. ۱۰۰شرکت اول صادرکننده در این ۶ماه ۳۷میلیون و ۶۷۶هزار تن کالا به ارزش ۱۶میلیارد و ۵۵ میلیون دلار، فعالیت تجاری داشتهاند که ۵۳.۵۶درصد از وزن و ۶۲.۳۳درصد از ارزش صادراتی را به خود اختصاص دادهاند. صنایع پتروپالایشی، معادن و فلزات، موتور محرک ارزآوری کشور هستند و برای ادامه این روند باید ناملایمات پیشروی این صنایع برطرف شود.
اخیرا طی همکاری با یک شرکت روباتیک اسکاندیناویایی، متوجه یک موضوع نگرانکننده شدیم. طی جلسات تیم رهبری، مدیرعامل از بین ۹ نفر، تنها با ۳ نفر از اعضای جلسه صحبت میکرد و از آنها مشورت میگرفت. بقیه فقط نگاه میکردند. وقتی بعدا از او در اینباره سوال پرسیدیم و از زبان ما شنید که ظاهرا «نورچشمیهایی» دارد و این کاملا مشهود است، تعجب کرد. او نمیدانست رفتار تبعیضآمیزش چه تاثیری بر سایر اعضا دارد. و هیچکس موقع ارائه بازخورد، این موضوع را مطرح نکرده بود. این یک مشکل رایج است. گرچه مدیران معتقدند که برای تکتک کارکنان توجه و احترام یکسانی قائلند، اما تحقیقات خلاف این را اثبات میکند.
افسانه «تعادل بین کار و زندگی» اغلب دستنیافتنی به نظر میرسد و بسیاری از رهبران سازمانی را در برابر فشارهای هر دو طرف مستاصل و درمانده میکند. آن دسته از رهبران سازمانی که مسوول تیمهای جهانی و تصمیمات استراتژیک و عملکرد کلی هستند، برای مدیریت کار و زندگی شخصیشان با چالشهای منحصربهفردی روبهرو میشوند. اما دستیابی به این تعادل غیرممکن نیست، فقط نیازمند استراتژی هدفمندی است تا بتوانند آگاهانه کار و زندگی شخصیشان را مطابق شرایط خاص خود مدیریت کنند. در ادامه به معرفی این استراتژیها میپردازیم.