تقویت مرزهای شرقی، راهکار جبران خلأ ترانزیت دریایی
بررسی اولویت های زیرساختی شهرکهای صنعتی استان
سه مرحله سرنوشتساز در مسیر شغلی
اعتبار پروانههای اشتغال به کار مهندسان تا ۳۱ خرداد تمدید شد
ابلاغ بسته حمایتی 10 مادهای برای نجات تولید در شرایط جنگی
احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
بیشتر ما میتوانیم با «نسخه جهانی موفقیت» که در دوران رشد به ما آموزش داده شده ارتباط برقرار کنیم. اگر سخت درس بخوانی، نمرههای خوب بگیری و از دردسر دوری کنی، وارد یک دانشگاه معتبر خواهی شد. در دانشگاه، اگر دوباره سخت درس بخوانی، نمرههای خوبی بگیری و کمی تجربه کاری به دست بیاوری، احتمالا یک شغل خوب پیدا خواهی کرد. در محیط کار هم اگر سخت کار کنی، ارزیابیهای عملکرد خوبی بگیری و خودت برای رشد و پیشرفتت ابتکار عمل داشته باشی، مسیر شغلی موفقی خواهی داشت. در هر یک از این مراحل - از دوران رشد گرفته تا دانشگاه و محیط کار - لازم است درک و تسلط نسبی بر آنچه نیاز داری داشته باشی تا بتوانی بهترین نتیجه ممکن را به دست بیاوری. یکی از ارزشمندترین درسهایی که در مسیر شغلیام یاد گرفتم، اهمیت تعهد به ایفای یک نقش مهم در پیشبرد مسیر حرفهایام بود. برای اینکه واقعا «مسیر شغلیات، متعلق به خودت باشد»، باید همیشه روی پنج سوال زیر تمرکز کنی:
گفته میشود که کارکنان سازمان را ترک نمیکنند. آنها مدیران خود را ترک میکنند. اما وقتی مدیران استعفا میدهند چطور؟ چرا کسی که سخت کار کرد تا به یک موقعیت تصمیمگیری در سطح بالاتر برسد، تصمیم میگیرد فقط بلند شود و برود؟
ممکن است یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدتها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید. در این برهه از زندگی کاری، به نظر میآید ما بیشتر و طولانیتر کار میکنیم. و به همین دلیل با انتظارات تازهای در مورد هویتمان در محیط کار مواجه میشویم. تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان میخواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روشهای تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
در یک بازه ۱۰ساله در حدود ۱۳هزار قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است و نشان از این دارد که بیثباتی، فزونی و خلقالساعه بودن قوانین یکی از عوامل مهم ناامنی محیط کسبوکار در ایران است.
بسترهای دیجیتال یا همان پلتفرمها، پس از ظهور در سالهای گذشته، جای خود را به خوبی پیدا کردهاند و بخش زیادی از بار کسب و کارها را به دوش میکشند. اما این بسترها ایدهای مخصوص غولهای فناوری مانند آمازون، متا و کسب و کارهای دیجیتال مانند ایربیاندبی و اوبر نیستند. در این مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم که تفکر پلتفرمی چگونه میتواند مثل ابزاری برای تحول دیجیتال هر کسب و کار و حتی شرکتهای سنتی و ریشهدار استفاده شود. طی دو دهه گذشته، فضای جهانی کسب و کار به طور بنیادینی تغییر کرده است. این موضوع را میتوان با بررسی دو فهرست ازبرترین شرکتهای گذشته و امروز اثبات کرد.
معدنکاری یکی از قدیمیترین فعالیتهای بشری است. قدمت معدنکاری به تمدنهای باستانی برمیگردد. در آن زمان، مردم مواد معدنی و فلزات را برای ساخت ابزار و تجارت استخراج میکردند. امروزه معدن کاری در حال تجربه یک انقلاب فناوری است. در سالهای اخیر، تقاضای جهانی مواد معدنی افزایش یافتهاست و همین مساله باعثشده تا بخش معدن برای پاسخ به این افزایش تقاضا، بهدنبال ابزارهایی باشد که کارآیی را در بخشهای مختلف زنجیره ارزش معدن بهبود بخشد.
همه ما در زندگیمان یکسری داستانها را دوست داریم و آنها را به یاد میسپاریم. در دنیای کسبوکار نیز چنین است و مشتریان و مصرفکنندگان بهخوبی تحتتاثیر داستانهای جذاب و بهیادماندنی در خصوص برندها و شرکتها قرار میگیرند. این داستانها آنها را نسبت به یکسری برندها وفادار میسازد.
کسانی که کارشان خلق نام تجاری است در یافتن نام و لقب برای برند شما تخصص دارند. آنها همواره توجیهاتی برای اثبات اینکه نام تجاری انتخابشده بسیار مهم است ارائه میکنند.
جدیدترین گزارش بازارکار آمریکا، نشان میدهد که رشد استخدامی در ماه ژوئیه کاهش یافته و بسیار کمتر از انتظارات اقتصاددانان بوده است. نرخ بیکاری هم به ۴.۳درصد رسیده که بالاترین میزان سه سال گذشته است. نگاهی به شبکههای اجتماعی هم حاکی از داستانهای وحشتناکی است. جویندگان کار مجبورند برای بیش ازهزار آگهی شغلی درخواست دهند و ماهها و حتی یک سال دنبال کار بگردند تا در نهایت شغلی گیرشان بیاید.
در چشمانداز کسبوکار که به سرعت در حال تغییر است و فناوریها و مهارتهای جدید تقریبا هر روز ظهور میکنند، اطمینان از تجهیز نیروی کار به دانش و تخصص مناسب دیگر تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است. گزارش «یادگیری در محل کار» لینکدین در سال ۲۰۲۳، بیان میکند که ۸۹ درصد از کارشناسان یادگیری و توسعه (L&D) موافق هستند که تجهیز کارکنان به مهارتهایی برای حال و آینده، به هدایت سریع ماهیت کار کمک میکند. اما اینجاست که همه چیز واقعا شگفتانگیز میشود: هوش مصنوعی؛ نیروی دگرگونکنندهای که نهتنها روش کار، بلکه روش یادگیری ما را نیز متحول میکند. هوش مصنوعی دیگر فقط یک کلمه کلیدی دیگر نیست، کاتالیزوری است که کل پارادایم آموزش کارکنان را تغییر میدهد.
احتمال کوچکی میگوید شاید کارهای شما همکارانتان را دیوانه میکند. شاید دیگران را دعوت به جلسهای کردهاید و توضیح بیشتری درباره آن ندادهاید. شاید هم از غیبت و گپ زدن خودداری میکنید. شاید طوری روی کیبورد کامپیوتر خود میکوبید که انگار در حال گوشت کوبیدن هستید. آگاهی از آداب و رسوم محیطهای کاری مدرن فناوریمحور و رعایت آنها میتواند به شما در ساختن روابط کاری حرفهایتر کمک کند؛ یا دستکم کمک میکند که دشمنان کمتری داشته باشید.
نسل زدیها به همین سرعت از رفتوبرگشت تمامنشدنی ایمیلهای کاری خسته شدهاند. از آنجا که نسل زدیها در دوران کار دیجیتالی وارد بازار کار شدند، به سادگی و راحتی پلتفرمهای پیامرسان آنلاین عادت کردهاند. نظرسنجی سال ۲۰۲۰ شرکت مشاورهای «کریتیو استراتجیز» نشان داد که جیمیل در جایگاه چهارم ابزارهای همکاری نسل زد قرار دارد و گوگل داکس، زوم و آیمسج گوی سبقت را از آن ربودهاند
نفر اول کلاس بودن مزایایی دارد؛ مثل اینکه همیشه غرق تحسین مدیرتان هستید. البته اگر یک زن موفق باشید داستان کمی فرق دارد. تحلیل تازهای در مورد بیش از ۲۳هزار ارزیابی عملکرد در ۲۵۰ محیط کاری در سراسر ایالات متحده، نشان میدهد زنانی که در کار خود موفق هستند، فارغ از اینکه مدیرشان مرد باشد یا زن، همچنان روی کاغذ با عباراتی همچون «خشن»، «نچسب» و «یکدنده» توصیف میشوند.
توسعه مهارتها و توانمندیهای کارکنان از عوامل حیاتی در موفقیت سازمانهاست. در دنیای امروز که رقابت شدیدتر از هر زمان دیگری شده است این امر میتواند نقش بسیار موثری در بقا و رشد سازمانها ایفا کند.
ارائه بازخورد به کارکنان را میتوان به شیوههای گوناگونی انجام داد. و هر فرد بر اساس ویژگیهای نسلی خودش روشهای خاصی را برای دریافت بازخورد، پذیرفتنی میداند. مقالهای که واشنگتن پست به تازگی درباره انتظارات نسل زد منتشر کرده، به دریافت نظرات گوناگونی از مخاطبان منجر شد. برخی فکر میکنند که متولدین نسل زد باید بزرگ شوند و دست از غرغر کردن بردارند. برخی دیگر به تحسین نسل زد و جسور بودن آنها در بیان انتظاراتشان میپردازند.
یکی از مشتریانم به نام «استیو»، بیش از ۱۰سال بود که یک تعطیلات درست و حسابی نرفته بود. نه این که به سفر نرفته باشد. اتفاقا با خانوادهاش به سفرهایی رفته بود اما به عنوان مدیر ارشد عملیات، همیشه حس میکرد باید با محل کار در تماس باشد چون ممکن بود وقتی او روی مبلمان هتلی در جایی دوردست دراز کشیده، یک کار فوری پیش بیاید. به همین علت، هر روز صبح و غروب ایمیلهایش را چک میکرد، در صورت لزوم تماس میگرفت و در واقع، تعطیلاتش را در «کنار کار» پیش میبرد. تا اینکه یک روز دچار فرسودگی شد. او در اینباره میگوید: «با هر تعطیلات از دست رفته، سطح انرژیام پایینتر میآمد تا وقتی که به ته خط رسیدم.» او به سختی از رختخواب بیرون میآمد. صبح روز اول هفته برایش مثل کابوس بود. و اصلا حوصله بچههایش را نداشت. قطع ارتباط با کار در طی تعطیلات بسیار آسان به نظر میرسد. اما در واقع اینطور نیست.
اگر برای اولین بار به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کردهاید، احتمالا ذهنتان درگیر چگونگی ایفای نقش جدید و پذیرش مسوولیت است و احتمالا مانند اکثر افراد، کمی احساس ترس نیز در شما وجود دارد. اگر نمیدانید برای یک انتقال بیدردسر به موقعیت جدید از کجا باید آغاز کرد مراحل زیر را انجام دهید.
متاورس که یکی از مهمترین پیشرفتهای در حال وقوع دنیای بازاریابی است، فقط یک روند نیست بلکه عاملی است تعیینکننده در بازآفرینی عرصه بازاریابی. متاورس اینجاست و آمده تا بماند و به همین دلیل هم بازاریابان باید به جستوجوی راههایی بپردازند که با استفاده از آنها بتوانند استراتژیهای نوین بازاریابی مبتنی بر متاورس را بنیان گذارند. در ادامه به برخی از استراتژیهایی که مدیران بازاریابی میتوانند در برخورد با متاورس و در چارچوب برنامه بازاریابیشان در پیش بگیرند، اشاره خواهد شد:
تاریخ نشان میدهد برای رسیدن به قلههای موفقیت باید بهای سنگینی پرداخت. رهبران سازمانها معمولا بیشترین آسیبپذیری نسبت به لغزشهای اخلاقی، معنوی یا قانونی در قضاوت و تصمیمگیریهایشان را در اوج دوران کاری خود تجربه میکنند. درست زمانی که به نظر میرسد همهچیز دارند و دنیا بر وفق مرادشان است، دست به کارهای خطرناک یا احمقانهای میزنند که همه چیز را نابود میکند. این موقعیت را «پارادوکس موفقیت» مینامیم.
«میشله وینترفیلد» خود را آماده میکرد اپلیکیشن «تندم» (Tandem) را که تمرکزش کمک به زوجها برای مدیریت امور مالیشان بود، راهاندازی کند. همان موقع، خبر آمدن چتجیپیتی همه جا پیچید و انگار آب یخ روی سر میشله ریختند. مدیرعامل و همبنیانگذار این استارتآپ واقع در شیکاگو یادش میآید که یک سال و نیم پیش، وقتی دنیا اولین بار شاهد قدرت هوش مصنوعی مولد بود، با خودش گفت «من این مهارت را ندارم و آیا این پیشنیاز داشتن شرکتی موفق است؟»
داستانهای زیر را در نظر بگیرید: مدیرعامل یک شرکت در وبسایت آن شرکت یک فایل ویدئویی قرار داده و اعلام میکند یکی از مدیران ارشد شرکت را بهخاطر خرید داروهای تقلبی اخراج کرده است. او با استفاده از این داستان کوشیده تا به کارکنان شرکت در مورد ضرورت و اهمیت رعایت اصول اخلاقی و زنده نگهداشتن ارزشهای شرکت توضیحاتی دهد.
مؤدیانی که برایشان فرم مالیات مقطوع بارگذاری شده اگر اظهارنامه عادی ارسال کنند و مالیات ابرازی آنان در اظهارنامه تسلیمی، کمتر از مالیات پیشنهادی تبصره ماده ۱۰۰ باشد به عنوان مؤدی پرریسک حسابرسی خواهند شد. با توجه به نزدیک شدن به پایان مهلت تعیین تکلیف مالیات عملکرد تا ۱۵مردادماه، در ادامه به برخی نکات در خصوص تعیین وضعیت مالیاتی عملکرد ۱۴۰۲ برای متقاضیان بهرهمندی از مفاد تبصره ماده ۱۰۰ ق.م.م [مالیات مقطوع] و اظهارنامه پیشفرض ماده ۹۵ ق. یاد شده است پرداخته خواهد شد.
در دنیای امروز، تعاملات میان سازمانها و مشتریان به یکی از مهمترین عوامل موفقیت در کسبوکارها تبدیل شده است. مراکز تماس، بهعنوان نقاط تماس اصلی بین مشتریان و سازمانها، نقش حیاتی در ارائه خدمات و جلب رضایت مشتریان ایفا میکنند. هر تماس دریافتی در مرکز تماس حاوی اطلاعات ارزشمندی است که میتواند به بهبود خدمات و ارتقای تجربه مشتریان کمک کند؛ اما استخراج و تحلیل این اطلاعات به روشهای سنتی و بدون بهرهگیری از فناوریهای نوین، نه تنها زمانبر است، بلکه ممکن است به نتایج دقیق و قابلاتکا نیز نینجامد. در اینجاست که هوش تجاری (BI) بهعنوان یک ابزار قدرتمند وارد عرصه میشود. هوش تجاری مجموعهای از فرآیندها، ابزارها و فناوریهایی است که به سازمانها کمک میکند دادههای خام را به اطلاعات معنادار و قابلاستفاده تبدیل کنند. BI با تحلیل دادهها، شناسایی الگوها و ارائه بینشهای استراتژیک، به تصمیمگیریهای آگاهانه و بهینهسازی عملکرد کمک میکند.
تحقق مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد نیازمند فرآیندهایی نظیر خصوصیسازی، بهبود محیط کسبوکار و توانمندسازی دولت است که توجه به مولفههای هر یک از اینها در نتیجه نهایی موثر خواهد بود. مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی با عنوان «الزامات تحقق مشارکت مردم در جهش تولید» به بررسی فرآیند و پیشنیازهای تحقق شعار سال ۱۴۰۳ پرداخته است.
ایران در منطقهای قرار گرفته است که رتبه اول گزارشدهی محدودیت تامین برق بهعنوان یک ضعف زیرساختی را دارد. این محدودیت باعث انحراف فعالیت بنگاههای تولیدی، کاهش بهرهوری و کاهش سرمایهگذاری و حتی تغییر مکان بنگاهها شده است. ناامنی برق یک محدودیت جدی برای جهانسوم است.