حساب های مسدود، سوخت گران و ارزهای انباشته؛ چالش این روزهای تولیدکنندگان
ضربه جنگ به بازار کار
گلوگاههای پنهان خاموشی صنایع
همافزایی بازیگران زیستبوم نوآوری برای ارتقای رقابتپذیری زعفران ایران
ضرورت اصلاح رویکردها در ارتقای ایمنی تاسیسات گردشگری
سنجش کاهش قدرت خرید
گذار از بحران با اصلاح حکمرانی آب
ریسک مواد منفجره در معادن
بازار کار ایران در بهار۱۴۰۵ یکی از سختترین فصلهای خود در سالهای اخیر را تجربه کرد. تازهترین آمارهای مرکز آمار نشان میدهد تعداد شاغلان کشور نسبت به بهار سال گذشته حدود ۴۵۰هزار نفر کاهش یافته، نرخ بیکاری با رشد ۱.۸واحد درصدی به ۹.۱درصد رسیده و به بالاترین سطح چهار سال اخیر صعود کرده است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی نیز از ۴۱.۲درصد به ۴۰.۷درصد کاهش یافته؛ موضوعی که از ناامیدی بخشی از نیروی کار و خروج آنها از بازار اشتغال حکایت دارد. در کنار این تحولات، جمعیت افراد غیرشاغل در سن کار با افزایشی بیش از ۱.۳میلیون نفری به نزدیکی ۴۲میلیون نفر رسیده است. اگرچه بازار کار ایران پیش از جنگ نیز با معضل افت کیفیت اشتغال و گسترش مشاغل غیررسمی روبهرو بود، اما به نظر میرسد جنگ و نااطمینانیهای ناشی از آن، با تعطیلی یا کاهش فعالیت بسیاری از بنگاهها، ضربه مضاعفی به اشتغال در بهار امسال وارد کرده است.
نفر اول کلاس بودن مزایایی دارد؛ مثل اینکه همیشه غرق تحسین مدیرتان هستید. البته اگر یک زن موفق باشید داستان کمی فرق دارد. تحلیل تازهای در مورد بیش از ۲۳هزار ارزیابی عملکرد در ۲۵۰ محیط کاری در سراسر ایالات متحده، نشان میدهد زنانی که در کار خود موفق هستند، فارغ از اینکه مدیرشان مرد باشد یا زن، همچنان روی کاغذ با عباراتی همچون «خشن»، «نچسب» و «یکدنده» توصیف میشوند.
توسعه مهارتها و توانمندیهای کارکنان از عوامل حیاتی در موفقیت سازمانهاست. در دنیای امروز که رقابت شدیدتر از هر زمان دیگری شده است این امر میتواند نقش بسیار موثری در بقا و رشد سازمانها ایفا کند.
ارائه بازخورد به کارکنان را میتوان به شیوههای گوناگونی انجام داد. و هر فرد بر اساس ویژگیهای نسلی خودش روشهای خاصی را برای دریافت بازخورد، پذیرفتنی میداند. مقالهای که واشنگتن پست به تازگی درباره انتظارات نسل زد منتشر کرده، به دریافت نظرات گوناگونی از مخاطبان منجر شد. برخی فکر میکنند که متولدین نسل زد باید بزرگ شوند و دست از غرغر کردن بردارند. برخی دیگر به تحسین نسل زد و جسور بودن آنها در بیان انتظاراتشان میپردازند.
یکی از مشتریانم به نام «استیو»، بیش از ۱۰سال بود که یک تعطیلات درست و حسابی نرفته بود. نه این که به سفر نرفته باشد. اتفاقا با خانوادهاش به سفرهایی رفته بود اما به عنوان مدیر ارشد عملیات، همیشه حس میکرد باید با محل کار در تماس باشد چون ممکن بود وقتی او روی مبلمان هتلی در جایی دوردست دراز کشیده، یک کار فوری پیش بیاید. به همین علت، هر روز صبح و غروب ایمیلهایش را چک میکرد، در صورت لزوم تماس میگرفت و در واقع، تعطیلاتش را در «کنار کار» پیش میبرد. تا اینکه یک روز دچار فرسودگی شد. او در اینباره میگوید: «با هر تعطیلات از دست رفته، سطح انرژیام پایینتر میآمد تا وقتی که به ته خط رسیدم.» او به سختی از رختخواب بیرون میآمد. صبح روز اول هفته برایش مثل کابوس بود. و اصلا حوصله بچههایش را نداشت. قطع ارتباط با کار در طی تعطیلات بسیار آسان به نظر میرسد. اما در واقع اینطور نیست.
اگر برای اولین بار به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کردهاید، احتمالا ذهنتان درگیر چگونگی ایفای نقش جدید و پذیرش مسوولیت است و احتمالا مانند اکثر افراد، کمی احساس ترس نیز در شما وجود دارد. اگر نمیدانید برای یک انتقال بیدردسر به موقعیت جدید از کجا باید آغاز کرد مراحل زیر را انجام دهید.
متاورس که یکی از مهمترین پیشرفتهای در حال وقوع دنیای بازاریابی است، فقط یک روند نیست بلکه عاملی است تعیینکننده در بازآفرینی عرصه بازاریابی. متاورس اینجاست و آمده تا بماند و به همین دلیل هم بازاریابان باید به جستوجوی راههایی بپردازند که با استفاده از آنها بتوانند استراتژیهای نوین بازاریابی مبتنی بر متاورس را بنیان گذارند. در ادامه به برخی از استراتژیهایی که مدیران بازاریابی میتوانند در برخورد با متاورس و در چارچوب برنامه بازاریابیشان در پیش بگیرند، اشاره خواهد شد:
تاریخ نشان میدهد برای رسیدن به قلههای موفقیت باید بهای سنگینی پرداخت. رهبران سازمانها معمولا بیشترین آسیبپذیری نسبت به لغزشهای اخلاقی، معنوی یا قانونی در قضاوت و تصمیمگیریهایشان را در اوج دوران کاری خود تجربه میکنند. درست زمانی که به نظر میرسد همهچیز دارند و دنیا بر وفق مرادشان است، دست به کارهای خطرناک یا احمقانهای میزنند که همه چیز را نابود میکند. این موقعیت را «پارادوکس موفقیت» مینامیم.
«میشله وینترفیلد» خود را آماده میکرد اپلیکیشن «تندم» (Tandem) را که تمرکزش کمک به زوجها برای مدیریت امور مالیشان بود، راهاندازی کند. همان موقع، خبر آمدن چتجیپیتی همه جا پیچید و انگار آب یخ روی سر میشله ریختند. مدیرعامل و همبنیانگذار این استارتآپ واقع در شیکاگو یادش میآید که یک سال و نیم پیش، وقتی دنیا اولین بار شاهد قدرت هوش مصنوعی مولد بود، با خودش گفت «من این مهارت را ندارم و آیا این پیشنیاز داشتن شرکتی موفق است؟»
داستانهای زیر را در نظر بگیرید: مدیرعامل یک شرکت در وبسایت آن شرکت یک فایل ویدئویی قرار داده و اعلام میکند یکی از مدیران ارشد شرکت را بهخاطر خرید داروهای تقلبی اخراج کرده است. او با استفاده از این داستان کوشیده تا به کارکنان شرکت در مورد ضرورت و اهمیت رعایت اصول اخلاقی و زنده نگهداشتن ارزشهای شرکت توضیحاتی دهد.
مؤدیانی که برایشان فرم مالیات مقطوع بارگذاری شده اگر اظهارنامه عادی ارسال کنند و مالیات ابرازی آنان در اظهارنامه تسلیمی، کمتر از مالیات پیشنهادی تبصره ماده ۱۰۰ باشد به عنوان مؤدی پرریسک حسابرسی خواهند شد. با توجه به نزدیک شدن به پایان مهلت تعیین تکلیف مالیات عملکرد تا ۱۵مردادماه، در ادامه به برخی نکات در خصوص تعیین وضعیت مالیاتی عملکرد ۱۴۰۲ برای متقاضیان بهرهمندی از مفاد تبصره ماده ۱۰۰ ق.م.م [مالیات مقطوع] و اظهارنامه پیشفرض ماده ۹۵ ق. یاد شده است پرداخته خواهد شد.
در دنیای امروز، تعاملات میان سازمانها و مشتریان به یکی از مهمترین عوامل موفقیت در کسبوکارها تبدیل شده است. مراکز تماس، بهعنوان نقاط تماس اصلی بین مشتریان و سازمانها، نقش حیاتی در ارائه خدمات و جلب رضایت مشتریان ایفا میکنند. هر تماس دریافتی در مرکز تماس حاوی اطلاعات ارزشمندی است که میتواند به بهبود خدمات و ارتقای تجربه مشتریان کمک کند؛ اما استخراج و تحلیل این اطلاعات به روشهای سنتی و بدون بهرهگیری از فناوریهای نوین، نه تنها زمانبر است، بلکه ممکن است به نتایج دقیق و قابلاتکا نیز نینجامد. در اینجاست که هوش تجاری (BI) بهعنوان یک ابزار قدرتمند وارد عرصه میشود. هوش تجاری مجموعهای از فرآیندها، ابزارها و فناوریهایی است که به سازمانها کمک میکند دادههای خام را به اطلاعات معنادار و قابلاستفاده تبدیل کنند. BI با تحلیل دادهها، شناسایی الگوها و ارائه بینشهای استراتژیک، به تصمیمگیریهای آگاهانه و بهینهسازی عملکرد کمک میکند.
تحقق مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد نیازمند فرآیندهایی نظیر خصوصیسازی، بهبود محیط کسبوکار و توانمندسازی دولت است که توجه به مولفههای هر یک از اینها در نتیجه نهایی موثر خواهد بود. مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی با عنوان «الزامات تحقق مشارکت مردم در جهش تولید» به بررسی فرآیند و پیشنیازهای تحقق شعار سال ۱۴۰۳ پرداخته است.
ایران در منطقهای قرار گرفته است که رتبه اول گزارشدهی محدودیت تامین برق بهعنوان یک ضعف زیرساختی را دارد. این محدودیت باعث انحراف فعالیت بنگاههای تولیدی، کاهش بهرهوری و کاهش سرمایهگذاری و حتی تغییر مکان بنگاهها شده است. ناامنی برق یک محدودیت جدی برای جهانسوم است.
در کسبوکار، به عنوان میزبان مولفههای بیشمار، زمانبندی بسیار تعیینکننده است. درحالیکه تشخیص بهترین زمان برای یک مجموعه اقدامات، نیازمند دانش و هنر فراوانی است، ما باید دستکم از شاخصهای اثرگذار آگاه باشیم. در کسبوکارهای امروز، از یکسو با نیاز دائمی کسبوکارها برای سودآوری مواجه هستیم و از سوی دیگر، موفقیت مدیران بهدلیل رقابت شدید، تغییرات سریع فناوری و بحرانهای مختلف (اقتصادی، سیاسی، سلامتی و...) چالشیتر از همیشه شده است. در این شرایط، درک بهتر زمانبندی و تسلط بر آن میتواند راه موثری برای سودآوری معقول باشد.
شما به رئیستان اجازه میدهید صفحه اجتماعی شما را بررسی کند؟ برای بسیاری از ما پاسخ این سوال یک نه قاطع است. درباره اینکه اجازه بدهید رئیستان به شما بگوید چه چیزی در صفحهتان پست کنید، چطور؟
مشکل تامین برق و عدماطمینان ناشی از آن یکی از زنجیرهای سنگینی است که همه ساله در فصل گرم سال بر پای صنایع بسته و باعث صدمات جدی به فرآیند تولید، عملکرد و بهرهوری بنگاهها میشود. مشکل اصلی این است که در سالهای گذشته ثابت نگهداشتن بهای انرژی بهعنوان ابزاری برای مقبولیتهای کوتاهمدت اجتماعی وارد سپهر سیاسی کشور شد و به دنبال آن کشور با کسری سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها روبهرو شد. در نهایت این صنایع بودند که قربانی اصلی این کسری شدند.
بحث دیرینه درباره اینکه آیا دورکاری عملکرد کارکنان را تضعیف میکند یا نه، به اوج اعتبار علمی خود رسیده است. رهبران سازمانی که مشتاق بازگرداندن کارکنان به محل کار هستند، اغلب بر این باورند که دورکاری منجر به کاهش خروجی کارکنان و تضعیف فرهنگ سازمانی میشود. اما پژوهشی که اخیرا توسط «نیکولاس بلوم» اقتصاددان دانشگاه استنفورد و همکارانش در مجله علمی بسیار معتبر نیچر منتشر شده، حاکی از شواهد تازهای در مورد مزایای برنامههای ترکیبی (حضور در محل کار/ دورکاری) است
جهان امروز، جهان تحولات و بحرانهای سریع و غیرقابل پیشبینی است. اتفاقاتی که تا چند سال پیش حتی تصورشان را هم نمیکردیم، حالا به بخشی از روزمره ما تبدیل شدهاند؛ مثل پاندمی کرونا و انفجار هوش مصنوعی. همین دو ویژگی، یعنی سرعت و پیشبینیناپذیری، مدیران و رهبران سازمانها را وادار کرده که مهارتهای خود را دائما ارتقا دهند، سبک رهبری خود را بازنگری کنند و مهارتهای جدید یاد بگیرند. یکی از مهارتهای مهم که در این دوران به شدت به کار میآید، پرسیدن سوالات هوشمندانه است. سه محقق فرانسوی به نامهای «آرنو شوالیه»، «فردریک دالزاس» و «ژان لویی بارسو» طی تحقیقاتی، این سوالات را به پنج گروه تحقیقی، فرضی، مولد، تفسیری و ذهنی تقسیم کرده و میگویند در مواجهه با مشکلات و شرایط و تصمیمات جدید، باید بتوانید ترکیب مناسبی از این سوالات را از خود و اعضای تیمتان بپرسید.
در بازار کار رقابتی امروز، حفظ کارکنان جوان چالشی مهم برای بسیاری از سازمانها محسوب میشود. یک نظرسنجی که اخیرا توسط «موسسه استخدام فارغالتحصیلان» (ISE) انجام شده نشان میدهد ۵۱درصد فارغالتحصیلان و کارآموزان، به دنبال دستمزد بهتر شغل خود را ترک میکنند که این رقم نسبت به سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۲ افزایش چشمگیری را نشان میدهد. این روند بیانگر فشارهای مالی فزایندهای است که متخصصان جوان با آن مواجه هستند، زیرا تورم و افزایش هزینه زندگی آنها را به سوی یافتن دستمزدهای بالاتر سوق میدهد. با این حال، همه کارفرمایان انعطافپذیری لازم برای افزایش قابلتوجه دستمزدها را ندارند. شرکتها برای پرداختن به این موضوع، باید استراتژیهای نوآورانهای را برای افزایش وفاداری و مشارکت کارکنان، بدون تکیه صرف بر انگیزههای مالی، مورد بررسی قرار دهند.
داراییها و قابلیتهای موردنیاز برای تولید یک کالا، جایگزینهای ناقصی برای داراییهای موردنیاز در راستای تولید کالاهای دیگر هستند، اما درجه اختصاصی بودن داراییها بسیار متفاوت است. با توجه به این، سرعت تحول ساختاری به تراکم فضای محصول در نزدیکی نقطهای که هر کشور مزیت نسبی خود را توسعه داده است، بستگی دارد. مشکل در برخی کشورها این است که آنها در کالاهایی تخصص دارند که به داراییها و مهارتهایی نیاز دارند؛ داراییهایی که بسیار خاص آن محصول است و کشور را برای حرکت به سمت کالاهای دیگر آماده نمیکند. یک مورد خاص در مورد کشورهای صادرکننده نفت است. اقتصاد ایران فضای محصولی گرفتار در نفت و گاز و سایر کالاهای اولیه دارد که گذار به فضای محصول پیچیدهتر را ناممکن میسازد.
پژوهش جدیدی نشان میدهد که چگونه اصرار بر پیشبرد وظایف غیرجذاب و ملالآور، از بهرهوری شما برای کارهای بعدی هم میکاهد. در این مقاله، رویکردی جایگزین پیشنهاد میشود. تقریبا هر شغلی، مقداری وظایف یکنواخت و ملالآور دارد که قابل اجتناب نیستند. تکمیل یک فایل اکسل و ارسال یا خواندن سرسری ایمیلها، مثالهایی از وظایف شغلی غیرجذاب و ملالآور هستند. افراد اغلب فکر میکنند که موثرترین روش برای مواجهه با وظایف شغلی ملالآور، مبارزه با دلزدگی و اصرار برای اتمام آن کار در کوتاهترین زمان ممکن و بدون استراحت است.
اگر هدف شما در محیط کار ترفیع گرفتن و پیشرفت در سلسله مراتب شغلی است، باید به چشم افرادی که مسوول ارتقا و ترفیع هستند بیایید؛ یعنی رئیس مستقیم شما و روسای رئیس شما باید شما را بشناسند و از حضورتان آگاه باشند. چگونه؟ در این نوشتار به آن میپردازیم. اما پیش از آن لازم است به این نکته اشاره کنیم که همه به دنبال پیشرفت شغلی نیستند. اگر تمرکز اصلی شما بر فعالیتهای خارج از زندگی شغلیتان است و فقط میخواهید کارتان را درست انجام دهید، احتمالا ترجیح میدهید در محل کار خیلی به چشم نیایید. در آن صورت بهتر است از بعضی استراتژیهایی که در اینجا مطرح میشود اجتناب کنید. ولی اگر میخواهید در محل کار به یادماندنی شوید، یکسری کارها هست که باید انجام دهید.
چهار سال پیش در اواخر سال ۲۰۱۹، اتفاقی افتاد که جهان را شوکه کرد. شیوع کرونا زندگی تمام مردم در گوشه و کنار جهان را به نوعی تحتتاثیر قرار داد. کسب و کارها و مراکز آموزشی و تفریحی تعطیل شدند. متروها و هتلها و سینماها و تفریحگاهها خالی از جمعیت شدند و در عوض در بیمارستانها جای سوزن انداختن نبود. تا یک ماه قبل از آن، کسی چنین اتفاقی با چنین ابعادی را هرگز پیشبینی نمیکرد. اتفاقی که باعث تعطیلی همیشگی بسیاری از کسبوکارها شد و رهبران سازمانها را محک بزرگی زد. پس از گذشتن آن دوران سخت، به همه ما ثابت شد که جهان امروز، جهان تحولات سرسامآور است. از جنگها و بلایای طبیعی گرفته تا پیشرفت تکنولوژی، همه و همه باعث شدهاند جهان بیش از هر زمان دیگری، غیرقابل پیشبینی باشد. به همین علت، لازم است که رهبران کسبوکار، مهارتهای جدیدی کسب کنند که یکی از مهمترین آنها، پرسیدن سوالات هوشمندانه است.
هر مدیر تازهکاری در اوایل فعالیت خود در عرصه مدیریت با موقعیتهایی روبهرو میشود که ناچار است گفتوگوهای جدی و سختی با کارکنانش داشته باشد و با آنها در مورد موضوعاتی صحبت کند که چندان خوشایند و دوستداشتنی نیستند، اما چارهای جز مطرح کردن آنها نیست.