از گردشگری سنتی تا سفر هوشمند با استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی
گزارش مدیریت اقتصاد جنگی؛ تجربه روسیه و اوکراین و دلالتهای سیاستی برای ایران منتشر شد
تأمین مالی مهمترین مانع اجرای طرح ملی بهینهسازی مصرف انرژی است
گردشگری ایران و ضرورت یک بازطراحی تازه
نااطمینانی زیر پوست معدن
رفتارهای آسیبزننده به همکاریهای سازمانی
پروفایل عملکردی کارکنان در ماتریس مهارت ـ اراده
عبور تورم از دالان التهاب؟
بیشتر مدیران ارشد اعتقاد دارند که به خوبی با افراد همکاری میکنند و اطرافیان خود را توانمند میسازند. با این حال، نظرسنجی از ۱۰ هزار فرد شاغل و ۴۰۰مدیر ارشد نشان داد که دو رفتار خاص مدیران باعث میشود کارکنان به نوعی کوچک شوند و فرصت رشد و همکاری کمتری داشته باشند: سلطه بر مکالمات و مدیریت مداخلهگرا. این دو رفتار، دقیقا نشان از تخصص و صلاحیت مدیران دارد و در سالهای نخست فعالیت آنها عامل موفقیتشان میشود.
در عصر حاضر که جهان با بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی دست و پنجه نرم میکند، انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان راهکاری امیدبخش برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و حفظ محیطزیست مطرح شدهاند. ایران، کشوری با پتانسیل عظیم در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر، در مسیر گذار به سمت این منابع پاک انرژی قرار گرفته است. با این حال، چالشهای متعددی پیشروی این مسیر قرار دارد که نیازمند توجه جدی و برنامهریزی دقیق است.
افزایش پایداری زیستمحیطی-اجتماعی در دورانی که جهان به سمت اقتصاد چرخشی میرود، نیازمند توانایی شرکتها برای ردگیری محصولات و مواد تولیدی، مصرفی و بازیافتیشان است. با این حال، صنایع بسیاری برای کسب این آگاهی و شفافیت دادهها مشکل دارند. در این میان، ۱۳استارتآپ نوآور، راهکارهایی برای حل این چالش و ردیابی محصولات و مواد شرکتها در صنایع مختلفی مانند پلاستیک، مد و کشاورزی ارائه کردهاند.
دکتر محمد کارگر شورکی ـ عضو موسس هسته پژوهشی پایداری کسبوکار دانشگاه تهران // «فرهنگ، استراتژی را سر صبحانه میبلعد» عبارتی است پرمحتوا که اولین بار توسط پیتر دراکر، بنیانگذار مدیریت نوین دنیا مطرح شده و اهمیت موضوع فرهنگ را بیان میکند. فرهنگ عامل مهمی است که اغلب مدیران عامل به آن توجه نکرده و تاکیدی بر بازآفرینی آن نداشتهاند، ولی باعث شده بارها شکست و عدمموفقیت برنامههای تحول سازمانی و عدمتحقق استراتژیها، تجربه شود. تغییر فرهنگ سازمانی بسیار سختتر و پیچیدهتر از برنامهها و استراتژی تحول سازمانی است و تا بستر فرهنگی مناسب فراهم نشود، این مهم محقق نخواهد شد. چند سالی است که کسبوکارها درگیر دو چالش بنیادین پایداری و تحول دیجیتال شدهاند، بهطوریکه نهتنها کسبوکارها، بلکه کشورها نیز تحتتاثیر قرار گرفتهاند و مشکلات بزرگی سر راهشان ایجاد شده است.
رشد شاخص تولید و فروش بنگاههای صنعتی بورسی همچنان در محدوده منفی قرار دارد. اگرچه در مردادماه نسبت به ماه قبل شاخص فروش افزایش داشته است، اما شاخص تولید همچنان در مسیر نزولی قرار دارد. مشکلات مربوط به تامین مواد اولیه و ارز، تامین نقدینگی و همچنین محدودیتهای تامین انرژی از جمله عواملی هستند که به کاهش تولید در بنگاهها دامن زده و رشد منفی شاخص تولید اغلب رشتهفعالیتهای صنعتی را به دنبال داشتهاند. از طرفی اگرچه به نظر میرسد تقاضای موثر بنگاهها در مردادماه بهبود داشته و به رشد شاخص فروش منجر شده است، اما رشد میانگین متحرک شاخص فروش در سهماه منتهی به مردادماه همچنان کاهشی است.
واگذاری درست وظایف، مهارتی حیاتی برای آن دسته از رهبران سازمان است که به دنبال افزایش پتانسیل تیم خود و مدیریت بهینه زمان هستند. این عمل نه تنها تیم را توانمند میسازد، بلکه به رهبر تیم کمک میکند بر وظایف استراتژیکتر متمرکز شود. با این حال، واگذاری تنها به معنای سپردن کارها نیست؛ بلکه نیازمند ارتباط روشن، اعتماد و شناخت نقاط قوت تیم است.
تابآوری به توانایی یک سازمان برای انطباق، واکنش و احیا پس از بحرانها و تغییرات محیطی گفته میشود. در عصر کنونی کسب و کار که شرایطی مانند تلاطم، ابهام، پیچیدگی و تردید عادی شده، تابآوری سازمانی حیاتیتر از هر زمانی شده است. برای تابآور شدن، سازمانها باید ویژگیهای بارزی به دست آورند که شاید برای فعالیت در سالهای گذشته چندان اهمیت نداشتند ولی امروزه تبدیل به یک اجبار محیطی شده است.
ایران بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده زعفران در دنیاست؛ اما در سالهای اخیر زنگ خطر بازار صادراتی این محصول استراتژیک کشورمان با توجه به روند نزولی آمارهای این حوزه به صدا درآمده است. بر اساس آمار گمرگ ایران روند کاهشی صادرات زعفران از سال 1399 آغاز شده و در سال 1402 به میزان محدودی (حدود 4 هزار کیلوگرم) افزایش صادرات نسبت به سال 1401 اتفاق افتاده است؛ اما در 4 ماه اول سال 1403، بار دیگر صادرات این محصول، روندی نزولی به خود گرفته است. تا پایان تیر ماه سال جاری، جمعا 42 هزار و 707 کیلوگرم به ارزش 36.8 میلیون دلار زعفران صادر شده است که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با کاهش 38 درصدی در صادرات مواجه شدهایم.
تورم تولیدکننده بخش صنعت اگرچه در ۱۲ماه منتهی به مردادماه نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است، با وجود این، بررسی مولفههای تاثیرگذاری همچون نرخ ارز، نقدینگی و ارزش افزوده صنعتی حاکی از این است که هزینه بنگاههای صنعتی همچنان در مسیر افزایشی قرار دارد.
با کاهش فرصتهای شغلی در بریتانیا طی چند سال گذشته، جویندگان کار مجبور شدهاند روشهای بدیعی برای برجسته کردن خود در میان انبوه متقاضیان پیدا کنند. تکنولوژیهای جدیدی همچون هوشمصنوعی مولد و ابزارهای دیجیتال پیشرفته، تولید رزومه و معرفینامه را بسیار سادهتر و سریعتر کردهاند. خروجی قوی و حرفهای این ابزارها قابل مقایسه با روزگار صفحه A۴ سفید و فونت کسلکننده «تایمز نیو رومن» نیست.
تراز تجاری بخش معدن و صنایع معدنی در سهماهه اول سال۱۴۰۳، هم از لحاظ ارزشی و هم وزنی مثبت است. در این بازه زمانی تراز تجاری به لحاظ ارزشی یکمیلیارد و ۵۷۹میلیون دلار و به لحاظ وزنی ۱۴میلیون و ۸۵۱هزار تن مثبت است. در فصل اول سال۱۴۰۳ صادرات معدن و صنایع معدنی، ۲میلیارد و ۹۷۸میلیون دلار به وزن ۱۵میلیون و ۷۲۴هزار تن و واردات یکمیلیارد و ۴۰۰میلیون دلار به وزن ۸۷۳هزارتن بودهاست، با اینوجود صادرات معدن و صنایع معدنی نسبت به مدت مشابه سالقبل به لحاظ ارزشی ۱۰درصد و به لحاظ وزنی یکدرصد کاهش داشتهاست. معدن و صنایع معدنی همچنین سهم ۲۲درصدی از صادرات غیرنفتی در سهماهه امسال داشتهاند.
فرض کنید از کنار میز کارمندتان رد میشوید که میبینید آرنجهایش را روی میز گذاشته و سرش را بین دستهایش گرفته. معلوم است استرس دارد. آیا چیزی میگویید؟ در چنین شرایطی چه باید گفت؟ برخورد سنجیده با احساسات منفی کارکنان، یک مهارت مهم رهبری سازمانی و در عین حال سخت است. وقتی نیروی کاری عصبانی، ناراحت یا افسرده است، دانستن اینکه چه بگویید یا نگویید میتواند تاثیر بسیاری در حال او، کیفیت رابطهتان با او و عملکرد تیمتان داشته باشد. ما طی تحقیقاتمان درباره احساسات در محیط کار و همکاری با طیف وسیعی از سازمانهای بینالمللی مثل اکسون موبیل، جنرال موتورز و پپسی به این سوال پاسخ دادیم که رهبران سازمانی چگونه باید به احساسات دیگران به گونهای پاسخ دهند که سلامت آنها و فرهنگ و اثربخشی سازمان حفظ شود.
ریسک نشان افتخار کارآفرینان است و غالبا نشاندهنده شخصیت آنهاست. اما با رشد شرکتها، افرادی که علاقهمند به خرید یک شرکت یا سرمایهگذاری در آن هستند، کلمه جدیدی را مطرح میکنند: «ریسکزدایی». ریسکزدایی دقیقا همان چیزی است که از اسمش مشخص است؛ یعنی گرفتن ریسک از کسبو کار. به عنوان نمونه اگر شرکت شما ۵۰ درصد از درآمدش را از تنها یک مشتری تامین میکند و شما میتوانید با تمرکز بر افزایش درآمد از سایر مشتریان این عدد را به ۲۰ درصد کاهش دهید، عملا ریسک کسبوکار خود را کاهش دادهاید، چون دیگر برای نیمی از درآمد خود به یک مشتری وابسته نیستید و بیشتر تخممرغهایتان در یک سبد نیست.
یکی از بزرگترین تصورات نادرستی که درباره علاقهمندان به بازیهای ویدئویی وجود دارد، فقدان تعهد کاری آنهاست. متاسفانه کلیشهای که میگوید گیمرها آدمهای تنبلی هستند که صبح تا شب جلوی صفحه نمایش مینشینند، همچنان به قوت خود باقی است.
تحلیل بخش صنعت در ایران نشان میدهد که بهرغم رشد این بخش طی چند دهه گذشته نوسانات آن نیز بسیار زیاد بوده است. براساس شاخص ارزشافزوده، عمدهترین صنایع کشور مبتنی بر مزیت انرژی ارزان، دسترسی به منابع معدنی و همچنین کشاورزی هستند. همچنین متوسط نسبت واردات واسطهای به ارزش تولیدات در کل اقتصاد ایران ۵.۸درصد و متوسط مذکور برای بخش صنعت ۱۱.۸درصد است. این امر نشان میدهد که بخش صنعت در ایران وابستگی بیشتری به واردات برای تولید دارد. همچنین بررسی تحولات شاخصهای مختلف علم و فناوری در بخش صنعت در ایران نشان میدهد که از سالهای ابتدایی دهه ۱۳۹۰ شمسی، روند ارتقای فناورانه در بخش صنعت کشور به کندی پیش میرود. سیاستهای حمایتی از بخش صنعت نیز یا بهدرستی در جهت توانمندسازی و ایجاد قابلیتهای رقابتی و فناوری صنایع مذکور نبوده یا با ایجاد انحصار سبب کاهش انگیزه رشد و نوآوری در این صنایع شده است. دخالت دولت در قیمتگذاری، مدیریت غیرمستقیم دولت و... همچنین باعث شده است تا تاثیر حمایتهای دولتی از صنایع خنثی شود.
با پیشرفت فناوری و افزایش انتظارات مشتریان، مراکز تماس به یکی از مهمترین بخشهای کسبوکارها تبدیل شدهاند. این مراکز که وظیفه ارتباط مستقیم با مشتریان را بر عهده دارند، برای جلب رضایت کاربران و پاسخگویی به نیازهای آنان نیازمند نوآوری و بهرهگیری از فناوریهای مدرن هستند. در سالهای اخیر، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان فناوریهای پیشرو وارد عرصه مراکز تماس شدهاند. این فناوریها با قابلیتهای منحصر به فرد خود از جمله پردازش زبان طبیعی، تحلیل دادهها و بهینهسازی فرآیندها، نوید تحولی اساسی در این زمینه را میدهند.
حوزه معدن همیشه جزو فعالیتهای اقتصادی پرچالش در کشورمان بوده است. از یکطرف مدعی هستیم که حدود ۱۰درصد ذخایر معدنی جهان در ایران قرار گرفته است؛ هرچند بهدلیل فقر فاحش اکتشافات هیچوقت برای این آمار دلایل کافی ارائه نشده است. اما اگر آن را با مسامحه بپذیریم و حتی به کمتر از آن یعنی ۵درصد هم رضایت دهیم، زمانی که وارد محاسبات اقتصادی میشویم، مشاهده میکنیم که بهرغم این پتانسیل، کشور ما نقش قابلتوجهی در گردش مالی معدن و صنایع فرآوری دنیا ندارد.
پسته یكی از مهمترین محصولات باغبانی ایران بوده و خراسان رضوی یكی از استانهای مهم کشور در توليد پسته به شمار میرود، محصول توليدی این خطه به دليل طعم و مزه ناشی از آب و هوای منطقه، دارای کيفيت بالایی است که با توجه به طعم لذیذ و دلچسبش در ميان کشورهای آسيای ميانه، کشورهای عربی، پاکستان و افغانستان محبوبيت زیادی دارد.
درباره سبکهای رایج رهبری سازمانی و اینکه چگونه سبک مناسب خود را پیدا کنیم، مطالب بسیاری نوشته شده است. مثلا سبک تحولآفرین یا تعاملی یا بوروکراتیک. اما دنیل گلمن، روانشناسی که به تحقیقات در حوزه هوش هیجانی معروف است میگوید: «لازمه یک رهبر سازمانی فوقالعاده بودن این است که بدانیم موقعیتهای مختلف، ممکن است رویکردهای متفاوتی را طلب کنند.» گلمن با تکیه بر تحقیقات و تجربیاتش، شش سبک رهبری سازمانی را شناسایی کرده که مدیران میتوانند با توجه به شرایط و نیازهای اعضای تیم، آنها را اتخاذ کنند. او نخستین بار در سال ۲۰۰۰ این سبکها را در مقالهاش به نام «رهبری سازمانی ثمربخش» در مجله کسبوکار هاروارد معرفی کرد. از آن زمان به بعد، سبکهای او به طرز گستردهای به عنوان یک چارچوب اساسی برای رهبری سازمانی موثر شناخته شده و استفاده میشوند.
مدیران باید اهداف و برنامههای لازم برای تحقق اهداف را طراحی کنند، ریسکها و تهدیدها را پیشبینی و برای مقابله با آنها برنامهریزی کنند، از مجموعههای کاری تحت کنترل خود در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی محافظت کنند، به آینده فکر کنند و پیشرو و نوآور باشند، نسبت به تغییر و تحولات دنیای پیرامون حساس و آگاه باشند و خود را با دگرگونیها سازگار سازند، به اعضای تیمهای کاری تحت هدایتشان انگیزه دهند، با نیروهای خارج از سازمان ارتباطات دائمی و موثری برقرار کنند و به طور پیوسته در حال تدوین و اجرای سیاستها، استراتژیها و رویههای کاری باشند.
رای ساخت برند خود به عنوان یک رهبر فکری، کدام پلتفرمها به ذهنتان میآید؟ ابتدا این را بگوییم که از نظر برخی افراد «رهبران فکری» در سازمانهای سراسر دنیا انگشتشمارند یا در راهروهای مجلل شرکتهای مشاوره بزرگی همچون مککینزی و EY قدم برمیدارند، یا همچون بیل گیتس به قدری شناخته شدهاند که همین حالا هم چشم جهان به آنهاست و هیچ نیازی به برندسازی ندارند. اما من با این دیدگاه موافق نیستم. از نظر من، رهبری فکری مخصوص بنیانگذاران و مدیران بزرگ و معروف نیست، بلکه متعلق به هرکسی است که دیدگاه ارزشمندی برای به اشتراک گذاشتن دارد و مایل است گفتوگویش را هدایت کند. هر کسی که بتواند بر طرز فکر دیگران نسبت به مسالهای تاثیر بگذارد، یک رهبر فکری است – حتی اگر آن دیگری، یک نفر باشد. در پاسخ به سوال ابتدای مطلب، باید گفت برای بسیاری از صاحبان کسبوکارها پاسخ پیشفرض پلتفرمهایی همچون فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و شاید حتی تیکتاک باشد.
معمولا هنگامی که صحبت از خلاقیت به میان میآید مشاغلی مانند طراح گرافیک یا بازاریاب در ذهن ما نقش میبندند و خیلی از ما فکر میکنیم فقط در چنین مشاغلی است که نیاز مبرمی به خلاق بودن و خلاقیت داشتن وجود دارد. اما در دنیای پر از رقابت و پیچیده کسبوکار امروز، به شکل فزایندهای به خلاقیت نیاز است و برای حل بسیاری از چالشهای کاری که شرکتها و سازمانها با آن دستبهگریبان هستند، باید خلاق بود و خلاقانه اندیشید و عمل کرد و راهحلهای نوآورانهای را به کار بست.
تصور کنید یک روز مدیرتان به شما میگوید که قرار است یک نفر را به عنوان بالادستی شما استخدام کند. به عبارت دیگر، قرار است بین شما و مدیر مستقیمتان یک لایه مدیریتی جدید ایجاد شود.
ماه گذشته که چشم دنیا به رئیسجمهور آمریکا بود و همه منتظر بودند ببینند از نامزدی مجدد انصراف میدهد یا نه، من به کشمکش درونی او فکر میکردم و با خود میگفتم کاملا درکش میکنم. شاید رئیسجمهور نباشم، اما با چالشها و برنامهریزیهای مربوط به جانشینی آشنا هستم و مصائبش را میفهمم. من به عنوان یکی از بنیانگذاران و تا همین اواخر مدیرعامل پرشور یک شرکت «مربیگری اجرایی» که۷ سال پیش آن را تاسیس کردم، برای واگذاری مسوولیت با خودکاوی سنگینی دستوپنجه نرم کردم. فرقی نمیکند صحبت از سیاست باشد یا کسبوکار و تجارت؛ راههای زیادی برای خراب کردن فرآیند واگذاری مسوولیت وجود دارد، از جمله تردید و بلاتکلیفی، تاخیر در تصمیمگیری و بیبرنامگی.
اگر قرار باشد شرکتها در زمینه دگرگونی دیجیتال با موفقیت عمل کنند نیاز دارند بر شش ستون اصلی در فراسوی تکنولوژی تمرکز کنند؛ همانطور که باید دگرگونی دیجیتال را بهعنوان یک تغییر برآمده از تکنولوژی در نظر بگیرند؛ تغییری که فقط زمانی امکانپذیر خواهد بود که مدیران سازمانها با آغوشی باز به استقبال آن بروند و آن را در بستری مناسب و مطلوب به مرحله اجرا درآورند. این شش ستون اصلی دگرگونی دیجیتال عبارتند از تجربیات، افراد، تغییر، نوآوری، رهبری و فرهنگ که در ادامه نگاهی دقیقتر به آنها خواهیم انداخت.