حساب های مسدود، سوخت گران و ارزهای انباشته؛ چالش این روزهای تولیدکنندگان
ضربه جنگ به بازار کار
گلوگاههای پنهان خاموشی صنایع
همافزایی بازیگران زیستبوم نوآوری برای ارتقای رقابتپذیری زعفران ایران
ضرورت اصلاح رویکردها در ارتقای ایمنی تاسیسات گردشگری
سنجش کاهش قدرت خرید
گذار از بحران با اصلاح حکمرانی آب
ریسک مواد منفجره در معادن
بازار کار ایران در بهار۱۴۰۵ یکی از سختترین فصلهای خود در سالهای اخیر را تجربه کرد. تازهترین آمارهای مرکز آمار نشان میدهد تعداد شاغلان کشور نسبت به بهار سال گذشته حدود ۴۵۰هزار نفر کاهش یافته، نرخ بیکاری با رشد ۱.۸واحد درصدی به ۹.۱درصد رسیده و به بالاترین سطح چهار سال اخیر صعود کرده است. همزمان، نرخ مشارکت اقتصادی نیز از ۴۱.۲درصد به ۴۰.۷درصد کاهش یافته؛ موضوعی که از ناامیدی بخشی از نیروی کار و خروج آنها از بازار اشتغال حکایت دارد. در کنار این تحولات، جمعیت افراد غیرشاغل در سن کار با افزایشی بیش از ۱.۳میلیون نفری به نزدیکی ۴۲میلیون نفر رسیده است. اگرچه بازار کار ایران پیش از جنگ نیز با معضل افت کیفیت اشتغال و گسترش مشاغل غیررسمی روبهرو بود، اما به نظر میرسد جنگ و نااطمینانیهای ناشی از آن، با تعطیلی یا کاهش فعالیت بسیاری از بنگاهها، ضربه مضاعفی به اشتغال در بهار امسال وارد کرده است.
درباره سبکهای رایج رهبری سازمانی و اینکه چگونه سبک مناسب خود را پیدا کنیم، مطالب بسیاری نوشته شده است. مثلا سبک تحولآفرین یا تعاملی یا بوروکراتیک. اما دنیل گلمن، روانشناسی که به تحقیقات در حوزه هوش هیجانی معروف است میگوید: «لازمه یک رهبر سازمانی فوقالعاده بودن این است که بدانیم موقعیتهای مختلف، ممکن است رویکردهای متفاوتی را طلب کنند.» گلمن با تکیه بر تحقیقات و تجربیاتش، شش سبک رهبری سازمانی را شناسایی کرده که مدیران میتوانند با توجه به شرایط و نیازهای اعضای تیم، آنها را اتخاذ کنند. او نخستین بار در سال ۲۰۰۰ این سبکها را در مقالهاش به نام «رهبری سازمانی ثمربخش» در مجله کسبوکار هاروارد معرفی کرد. از آن زمان به بعد، سبکهای او به طرز گستردهای به عنوان یک چارچوب اساسی برای رهبری سازمانی موثر شناخته شده و استفاده میشوند.
مدیران باید اهداف و برنامههای لازم برای تحقق اهداف را طراحی کنند، ریسکها و تهدیدها را پیشبینی و برای مقابله با آنها برنامهریزی کنند، از مجموعههای کاری تحت کنترل خود در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی محافظت کنند، به آینده فکر کنند و پیشرو و نوآور باشند، نسبت به تغییر و تحولات دنیای پیرامون حساس و آگاه باشند و خود را با دگرگونیها سازگار سازند، به اعضای تیمهای کاری تحت هدایتشان انگیزه دهند، با نیروهای خارج از سازمان ارتباطات دائمی و موثری برقرار کنند و به طور پیوسته در حال تدوین و اجرای سیاستها، استراتژیها و رویههای کاری باشند.
رای ساخت برند خود به عنوان یک رهبر فکری، کدام پلتفرمها به ذهنتان میآید؟ ابتدا این را بگوییم که از نظر برخی افراد «رهبران فکری» در سازمانهای سراسر دنیا انگشتشمارند یا در راهروهای مجلل شرکتهای مشاوره بزرگی همچون مککینزی و EY قدم برمیدارند، یا همچون بیل گیتس به قدری شناخته شدهاند که همین حالا هم چشم جهان به آنهاست و هیچ نیازی به برندسازی ندارند. اما من با این دیدگاه موافق نیستم. از نظر من، رهبری فکری مخصوص بنیانگذاران و مدیران بزرگ و معروف نیست، بلکه متعلق به هرکسی است که دیدگاه ارزشمندی برای به اشتراک گذاشتن دارد و مایل است گفتوگویش را هدایت کند. هر کسی که بتواند بر طرز فکر دیگران نسبت به مسالهای تاثیر بگذارد، یک رهبر فکری است – حتی اگر آن دیگری، یک نفر باشد. در پاسخ به سوال ابتدای مطلب، باید گفت برای بسیاری از صاحبان کسبوکارها پاسخ پیشفرض پلتفرمهایی همچون فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و شاید حتی تیکتاک باشد.
معمولا هنگامی که صحبت از خلاقیت به میان میآید مشاغلی مانند طراح گرافیک یا بازاریاب در ذهن ما نقش میبندند و خیلی از ما فکر میکنیم فقط در چنین مشاغلی است که نیاز مبرمی به خلاق بودن و خلاقیت داشتن وجود دارد. اما در دنیای پر از رقابت و پیچیده کسبوکار امروز، به شکل فزایندهای به خلاقیت نیاز است و برای حل بسیاری از چالشهای کاری که شرکتها و سازمانها با آن دستبهگریبان هستند، باید خلاق بود و خلاقانه اندیشید و عمل کرد و راهحلهای نوآورانهای را به کار بست.
تصور کنید یک روز مدیرتان به شما میگوید که قرار است یک نفر را به عنوان بالادستی شما استخدام کند. به عبارت دیگر، قرار است بین شما و مدیر مستقیمتان یک لایه مدیریتی جدید ایجاد شود.
ماه گذشته که چشم دنیا به رئیسجمهور آمریکا بود و همه منتظر بودند ببینند از نامزدی مجدد انصراف میدهد یا نه، من به کشمکش درونی او فکر میکردم و با خود میگفتم کاملا درکش میکنم. شاید رئیسجمهور نباشم، اما با چالشها و برنامهریزیهای مربوط به جانشینی آشنا هستم و مصائبش را میفهمم. من به عنوان یکی از بنیانگذاران و تا همین اواخر مدیرعامل پرشور یک شرکت «مربیگری اجرایی» که۷ سال پیش آن را تاسیس کردم، برای واگذاری مسوولیت با خودکاوی سنگینی دستوپنجه نرم کردم. فرقی نمیکند صحبت از سیاست باشد یا کسبوکار و تجارت؛ راههای زیادی برای خراب کردن فرآیند واگذاری مسوولیت وجود دارد، از جمله تردید و بلاتکلیفی، تاخیر در تصمیمگیری و بیبرنامگی.
اگر قرار باشد شرکتها در زمینه دگرگونی دیجیتال با موفقیت عمل کنند نیاز دارند بر شش ستون اصلی در فراسوی تکنولوژی تمرکز کنند؛ همانطور که باید دگرگونی دیجیتال را بهعنوان یک تغییر برآمده از تکنولوژی در نظر بگیرند؛ تغییری که فقط زمانی امکانپذیر خواهد بود که مدیران سازمانها با آغوشی باز به استقبال آن بروند و آن را در بستری مناسب و مطلوب به مرحله اجرا درآورند. این شش ستون اصلی دگرگونی دیجیتال عبارتند از تجربیات، افراد، تغییر، نوآوری، رهبری و فرهنگ که در ادامه نگاهی دقیقتر به آنها خواهیم انداخت.
پنجمین دوره بوتکمپ آموزشی- تجربی مهارتهای کارآفرینی، نوآوری و رهبری نوجوانان خراسان رضوی در حالی با اعلام تیمهای برتر به کار خود پایان داد که شرکتکنندگان در این رویداد معتقدند تجارب و آموزشهایی که از این رویداد کسب کردند و دوستیهایی که در میان آنان شکل گرفته، بهترین دستاورد آنان از شرکت در این دوره بوتکمپ نوآوری بوده است.
پژوهش جدیدی نشان میدهد که نگرانیهای مرتبط با افزایش هزینهها یکی از مهمترین موانع طرحهای پایداری کسب و کارهای کوچک و متوسط در سال ۲۰۲۴ است. این نکته در گزارش فصلی شرکت بانکداری خردهفروشی ناتوست (NatWest) بریتانیا آمده است. ناتوست که یک شاخص رصد عملکرد پایداری دارد، هر فصل عملکرد شرکتهای بریتانیایی با کمتر از ۲۴۹ پرسنل را بررسی میکند. بر اساس وضعیت این شاخص، ۳۵درصد از کسب و کارهای کوچک و متوسط بریتانیا، پایداری را یکی از مهمترین اولویتهای سالجاری خود میدانند.
هوش مصنوعی در خردهفروشی، دز تازهای از انرژی را به صنعت تزریق میکند، به خردهفروشان کمک میکند عملیات خود را بهینه کنند، راههای جدید تعامل با مشتریان را کشف کنند و تجربه مشتری را بهبود ببخشند.
وقتی بنیانگذاران زن خود را در داستانهای موفقیت نمیبینند، به خودشان شک میکنند و حس میکنند تنها هستند. ما با بحران طیف نمایندگان کارآفرینی مواجهیم و داستان کلاسیک چگونه «به موفقیت برسیم» دیگر کاربردی ندارد. تمام تیمهایی که بنیانگذارشان زن است حداقل از سال ۲۰۱۴ به این سو هرگز بیش از ۳درصد از سرمایهگذاری خطرپذیر را جذب نکردهاند. ما از همان کودکی با داستانهای «سفر قهرمان» آشنا میشویم (سفر قهرمان یک الگوی کلی است که جوزف کمبل اولین بار در کتاب «قهرمان هزار چهره» مطرح کرد و ادعا میشود بیشتر اسطورههای جهان بر اساس آن پیریزی شدهاند).
بنگاههای صنعتی در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماههای قبل رکود عمیقتری را باتوجه به شاخصهای تولید و فروش تجربه کردهاند. پایش بخش حقیقی اقتصاد نشان میدهد که در اولین ماه تابستان شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با شاخص تولید کاهش یافته که بیانگر حادتر شدن بحران تقاضای موثر در اقتصاد است. تداوم وضعیت موجود باعث خواهد شد که بنگاههای بیشتری با نیمی از ظرفیت تولیدی کار کنند و این ظرفیت به مرور کاهش یابد و در نهایت آنها را با خطر تعطیلی مواجه کند.
آیا به کارفرمای خود وفادار هستید؟ اگر با اطمینان «بله» میگویید، شما جزو معدود افرادی هستید که چنین حسی دارید. طبق گزارش نیروی کار وبسایت «ایندید» در سالجاری، ۷۱درصد کارکنان یا به طور جدی به دنبال کار جدید هستند یا اگر فرصت خوبی سر راهشان قرار بگیرد، شغلشان را عوض میکنند. مفهوم «وفاداری در محیط کار» به مرور زمان تکامل پیدا کرده. این روزها به دلیل پدیده جهانی شدن و تکنولوژی، از این شغل به آن شغل پریدن و داشتن چند شغل همزمان بسیار آسانتر از دو یا سه دهه قبل شده. کارکنان حالا گزینههای بیشتری دارند. در هر ثانیه، ۱۵ شغل جدید از اقصی نقاط جهان به وبسایت ایندید اضافه میشود.
گفته میشود که کارکنان سازمان را ترک نمیکنند. آنها مدیران خود را ترک میکنند. اما وقتی مدیران استعفا میدهند چطور؟ چرا کسی که سخت کار کرد تا به یک موقعیت تصمیمگیری در سطح بالاتر برسد، تصمیم میگیرد فقط بلند شود و برود؟
ممکن است یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدتها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید. در این برهه از زندگی کاری، به نظر میآید ما بیشتر و طولانیتر کار میکنیم. و به همین دلیل با انتظارات تازهای در مورد هویتمان در محیط کار مواجه میشویم. تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان میخواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روشهای تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
در یک بازه ۱۰ساله در حدود ۱۳هزار قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است و نشان از این دارد که بیثباتی، فزونی و خلقالساعه بودن قوانین یکی از عوامل مهم ناامنی محیط کسبوکار در ایران است.
بسترهای دیجیتال یا همان پلتفرمها، پس از ظهور در سالهای گذشته، جای خود را به خوبی پیدا کردهاند و بخش زیادی از بار کسب و کارها را به دوش میکشند. اما این بسترها ایدهای مخصوص غولهای فناوری مانند آمازون، متا و کسب و کارهای دیجیتال مانند ایربیاندبی و اوبر نیستند. در این مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم که تفکر پلتفرمی چگونه میتواند مثل ابزاری برای تحول دیجیتال هر کسب و کار و حتی شرکتهای سنتی و ریشهدار استفاده شود. طی دو دهه گذشته، فضای جهانی کسب و کار به طور بنیادینی تغییر کرده است. این موضوع را میتوان با بررسی دو فهرست ازبرترین شرکتهای گذشته و امروز اثبات کرد.
معدنکاری یکی از قدیمیترین فعالیتهای بشری است. قدمت معدنکاری به تمدنهای باستانی برمیگردد. در آن زمان، مردم مواد معدنی و فلزات را برای ساخت ابزار و تجارت استخراج میکردند. امروزه معدن کاری در حال تجربه یک انقلاب فناوری است. در سالهای اخیر، تقاضای جهانی مواد معدنی افزایش یافتهاست و همین مساله باعثشده تا بخش معدن برای پاسخ به این افزایش تقاضا، بهدنبال ابزارهایی باشد که کارآیی را در بخشهای مختلف زنجیره ارزش معدن بهبود بخشد.
همه ما در زندگیمان یکسری داستانها را دوست داریم و آنها را به یاد میسپاریم. در دنیای کسبوکار نیز چنین است و مشتریان و مصرفکنندگان بهخوبی تحتتاثیر داستانهای جذاب و بهیادماندنی در خصوص برندها و شرکتها قرار میگیرند. این داستانها آنها را نسبت به یکسری برندها وفادار میسازد.
کسانی که کارشان خلق نام تجاری است در یافتن نام و لقب برای برند شما تخصص دارند. آنها همواره توجیهاتی برای اثبات اینکه نام تجاری انتخابشده بسیار مهم است ارائه میکنند.
جدیدترین گزارش بازارکار آمریکا، نشان میدهد که رشد استخدامی در ماه ژوئیه کاهش یافته و بسیار کمتر از انتظارات اقتصاددانان بوده است. نرخ بیکاری هم به ۴.۳درصد رسیده که بالاترین میزان سه سال گذشته است. نگاهی به شبکههای اجتماعی هم حاکی از داستانهای وحشتناکی است. جویندگان کار مجبورند برای بیش ازهزار آگهی شغلی درخواست دهند و ماهها و حتی یک سال دنبال کار بگردند تا در نهایت شغلی گیرشان بیاید.
در چشمانداز کسبوکار که به سرعت در حال تغییر است و فناوریها و مهارتهای جدید تقریبا هر روز ظهور میکنند، اطمینان از تجهیز نیروی کار به دانش و تخصص مناسب دیگر تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است. گزارش «یادگیری در محل کار» لینکدین در سال ۲۰۲۳، بیان میکند که ۸۹ درصد از کارشناسان یادگیری و توسعه (L&D) موافق هستند که تجهیز کارکنان به مهارتهایی برای حال و آینده، به هدایت سریع ماهیت کار کمک میکند. اما اینجاست که همه چیز واقعا شگفتانگیز میشود: هوش مصنوعی؛ نیروی دگرگونکنندهای که نهتنها روش کار، بلکه روش یادگیری ما را نیز متحول میکند. هوش مصنوعی دیگر فقط یک کلمه کلیدی دیگر نیست، کاتالیزوری است که کل پارادایم آموزش کارکنان را تغییر میدهد.
احتمال کوچکی میگوید شاید کارهای شما همکارانتان را دیوانه میکند. شاید دیگران را دعوت به جلسهای کردهاید و توضیح بیشتری درباره آن ندادهاید. شاید هم از غیبت و گپ زدن خودداری میکنید. شاید طوری روی کیبورد کامپیوتر خود میکوبید که انگار در حال گوشت کوبیدن هستید. آگاهی از آداب و رسوم محیطهای کاری مدرن فناوریمحور و رعایت آنها میتواند به شما در ساختن روابط کاری حرفهایتر کمک کند؛ یا دستکم کمک میکند که دشمنان کمتری داشته باشید.
نسل زدیها به همین سرعت از رفتوبرگشت تمامنشدنی ایمیلهای کاری خسته شدهاند. از آنجا که نسل زدیها در دوران کار دیجیتالی وارد بازار کار شدند، به سادگی و راحتی پلتفرمهای پیامرسان آنلاین عادت کردهاند. نظرسنجی سال ۲۰۲۰ شرکت مشاورهای «کریتیو استراتجیز» نشان داد که جیمیل در جایگاه چهارم ابزارهای همکاری نسل زد قرار دارد و گوگل داکس، زوم و آیمسج گوی سبقت را از آن ربودهاند