از گردشگری سنتی تا سفر هوشمند با استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی
گزارش مدیریت اقتصاد جنگی؛ تجربه روسیه و اوکراین و دلالتهای سیاستی برای ایران منتشر شد
تأمین مالی مهمترین مانع اجرای طرح ملی بهینهسازی مصرف انرژی است
گردشگری ایران و ضرورت یک بازطراحی تازه
نااطمینانی زیر پوست معدن
رفتارهای آسیبزننده به همکاریهای سازمانی
پروفایل عملکردی کارکنان در ماتریس مهارت ـ اراده
عبور تورم از دالان التهاب؟
بیشتر مدیران ارشد اعتقاد دارند که به خوبی با افراد همکاری میکنند و اطرافیان خود را توانمند میسازند. با این حال، نظرسنجی از ۱۰ هزار فرد شاغل و ۴۰۰مدیر ارشد نشان داد که دو رفتار خاص مدیران باعث میشود کارکنان به نوعی کوچک شوند و فرصت رشد و همکاری کمتری داشته باشند: سلطه بر مکالمات و مدیریت مداخلهگرا. این دو رفتار، دقیقا نشان از تخصص و صلاحیت مدیران دارد و در سالهای نخست فعالیت آنها عامل موفقیتشان میشود.
پنجمین دوره بوتکمپ آموزشی- تجربی مهارتهای کارآفرینی، نوآوری و رهبری نوجوانان خراسان رضوی در حالی با اعلام تیمهای برتر به کار خود پایان داد که شرکتکنندگان در این رویداد معتقدند تجارب و آموزشهایی که از این رویداد کسب کردند و دوستیهایی که در میان آنان شکل گرفته، بهترین دستاورد آنان از شرکت در این دوره بوتکمپ نوآوری بوده است.
پژوهش جدیدی نشان میدهد که نگرانیهای مرتبط با افزایش هزینهها یکی از مهمترین موانع طرحهای پایداری کسب و کارهای کوچک و متوسط در سال ۲۰۲۴ است. این نکته در گزارش فصلی شرکت بانکداری خردهفروشی ناتوست (NatWest) بریتانیا آمده است. ناتوست که یک شاخص رصد عملکرد پایداری دارد، هر فصل عملکرد شرکتهای بریتانیایی با کمتر از ۲۴۹ پرسنل را بررسی میکند. بر اساس وضعیت این شاخص، ۳۵درصد از کسب و کارهای کوچک و متوسط بریتانیا، پایداری را یکی از مهمترین اولویتهای سالجاری خود میدانند.
هوش مصنوعی در خردهفروشی، دز تازهای از انرژی را به صنعت تزریق میکند، به خردهفروشان کمک میکند عملیات خود را بهینه کنند، راههای جدید تعامل با مشتریان را کشف کنند و تجربه مشتری را بهبود ببخشند.
وقتی بنیانگذاران زن خود را در داستانهای موفقیت نمیبینند، به خودشان شک میکنند و حس میکنند تنها هستند. ما با بحران طیف نمایندگان کارآفرینی مواجهیم و داستان کلاسیک چگونه «به موفقیت برسیم» دیگر کاربردی ندارد. تمام تیمهایی که بنیانگذارشان زن است حداقل از سال ۲۰۱۴ به این سو هرگز بیش از ۳درصد از سرمایهگذاری خطرپذیر را جذب نکردهاند. ما از همان کودکی با داستانهای «سفر قهرمان» آشنا میشویم (سفر قهرمان یک الگوی کلی است که جوزف کمبل اولین بار در کتاب «قهرمان هزار چهره» مطرح کرد و ادعا میشود بیشتر اسطورههای جهان بر اساس آن پیریزی شدهاند).
بنگاههای صنعتی در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماههای قبل رکود عمیقتری را باتوجه به شاخصهای تولید و فروش تجربه کردهاند. پایش بخش حقیقی اقتصاد نشان میدهد که در اولین ماه تابستان شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با شاخص تولید کاهش یافته که بیانگر حادتر شدن بحران تقاضای موثر در اقتصاد است. تداوم وضعیت موجود باعث خواهد شد که بنگاههای بیشتری با نیمی از ظرفیت تولیدی کار کنند و این ظرفیت به مرور کاهش یابد و در نهایت آنها را با خطر تعطیلی مواجه کند.
آیا به کارفرمای خود وفادار هستید؟ اگر با اطمینان «بله» میگویید، شما جزو معدود افرادی هستید که چنین حسی دارید. طبق گزارش نیروی کار وبسایت «ایندید» در سالجاری، ۷۱درصد کارکنان یا به طور جدی به دنبال کار جدید هستند یا اگر فرصت خوبی سر راهشان قرار بگیرد، شغلشان را عوض میکنند. مفهوم «وفاداری در محیط کار» به مرور زمان تکامل پیدا کرده. این روزها به دلیل پدیده جهانی شدن و تکنولوژی، از این شغل به آن شغل پریدن و داشتن چند شغل همزمان بسیار آسانتر از دو یا سه دهه قبل شده. کارکنان حالا گزینههای بیشتری دارند. در هر ثانیه، ۱۵ شغل جدید از اقصی نقاط جهان به وبسایت ایندید اضافه میشود.
گفته میشود که کارکنان سازمان را ترک نمیکنند. آنها مدیران خود را ترک میکنند. اما وقتی مدیران استعفا میدهند چطور؟ چرا کسی که سخت کار کرد تا به یک موقعیت تصمیمگیری در سطح بالاتر برسد، تصمیم میگیرد فقط بلند شود و برود؟
ممکن است یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدتها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید. در این برهه از زندگی کاری، به نظر میآید ما بیشتر و طولانیتر کار میکنیم. و به همین دلیل با انتظارات تازهای در مورد هویتمان در محیط کار مواجه میشویم. تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان میخواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روشهای تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
در یک بازه ۱۰ساله در حدود ۱۳هزار قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است و نشان از این دارد که بیثباتی، فزونی و خلقالساعه بودن قوانین یکی از عوامل مهم ناامنی محیط کسبوکار در ایران است.
بسترهای دیجیتال یا همان پلتفرمها، پس از ظهور در سالهای گذشته، جای خود را به خوبی پیدا کردهاند و بخش زیادی از بار کسب و کارها را به دوش میکشند. اما این بسترها ایدهای مخصوص غولهای فناوری مانند آمازون، متا و کسب و کارهای دیجیتال مانند ایربیاندبی و اوبر نیستند. در این مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم که تفکر پلتفرمی چگونه میتواند مثل ابزاری برای تحول دیجیتال هر کسب و کار و حتی شرکتهای سنتی و ریشهدار استفاده شود. طی دو دهه گذشته، فضای جهانی کسب و کار به طور بنیادینی تغییر کرده است. این موضوع را میتوان با بررسی دو فهرست ازبرترین شرکتهای گذشته و امروز اثبات کرد.
معدنکاری یکی از قدیمیترین فعالیتهای بشری است. قدمت معدنکاری به تمدنهای باستانی برمیگردد. در آن زمان، مردم مواد معدنی و فلزات را برای ساخت ابزار و تجارت استخراج میکردند. امروزه معدن کاری در حال تجربه یک انقلاب فناوری است. در سالهای اخیر، تقاضای جهانی مواد معدنی افزایش یافتهاست و همین مساله باعثشده تا بخش معدن برای پاسخ به این افزایش تقاضا، بهدنبال ابزارهایی باشد که کارآیی را در بخشهای مختلف زنجیره ارزش معدن بهبود بخشد.
همه ما در زندگیمان یکسری داستانها را دوست داریم و آنها را به یاد میسپاریم. در دنیای کسبوکار نیز چنین است و مشتریان و مصرفکنندگان بهخوبی تحتتاثیر داستانهای جذاب و بهیادماندنی در خصوص برندها و شرکتها قرار میگیرند. این داستانها آنها را نسبت به یکسری برندها وفادار میسازد.
کسانی که کارشان خلق نام تجاری است در یافتن نام و لقب برای برند شما تخصص دارند. آنها همواره توجیهاتی برای اثبات اینکه نام تجاری انتخابشده بسیار مهم است ارائه میکنند.
جدیدترین گزارش بازارکار آمریکا، نشان میدهد که رشد استخدامی در ماه ژوئیه کاهش یافته و بسیار کمتر از انتظارات اقتصاددانان بوده است. نرخ بیکاری هم به ۴.۳درصد رسیده که بالاترین میزان سه سال گذشته است. نگاهی به شبکههای اجتماعی هم حاکی از داستانهای وحشتناکی است. جویندگان کار مجبورند برای بیش ازهزار آگهی شغلی درخواست دهند و ماهها و حتی یک سال دنبال کار بگردند تا در نهایت شغلی گیرشان بیاید.
در چشمانداز کسبوکار که به سرعت در حال تغییر است و فناوریها و مهارتهای جدید تقریبا هر روز ظهور میکنند، اطمینان از تجهیز نیروی کار به دانش و تخصص مناسب دیگر تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است. گزارش «یادگیری در محل کار» لینکدین در سال ۲۰۲۳، بیان میکند که ۸۹ درصد از کارشناسان یادگیری و توسعه (L&D) موافق هستند که تجهیز کارکنان به مهارتهایی برای حال و آینده، به هدایت سریع ماهیت کار کمک میکند. اما اینجاست که همه چیز واقعا شگفتانگیز میشود: هوش مصنوعی؛ نیروی دگرگونکنندهای که نهتنها روش کار، بلکه روش یادگیری ما را نیز متحول میکند. هوش مصنوعی دیگر فقط یک کلمه کلیدی دیگر نیست، کاتالیزوری است که کل پارادایم آموزش کارکنان را تغییر میدهد.
احتمال کوچکی میگوید شاید کارهای شما همکارانتان را دیوانه میکند. شاید دیگران را دعوت به جلسهای کردهاید و توضیح بیشتری درباره آن ندادهاید. شاید هم از غیبت و گپ زدن خودداری میکنید. شاید طوری روی کیبورد کامپیوتر خود میکوبید که انگار در حال گوشت کوبیدن هستید. آگاهی از آداب و رسوم محیطهای کاری مدرن فناوریمحور و رعایت آنها میتواند به شما در ساختن روابط کاری حرفهایتر کمک کند؛ یا دستکم کمک میکند که دشمنان کمتری داشته باشید.
نسل زدیها به همین سرعت از رفتوبرگشت تمامنشدنی ایمیلهای کاری خسته شدهاند. از آنجا که نسل زدیها در دوران کار دیجیتالی وارد بازار کار شدند، به سادگی و راحتی پلتفرمهای پیامرسان آنلاین عادت کردهاند. نظرسنجی سال ۲۰۲۰ شرکت مشاورهای «کریتیو استراتجیز» نشان داد که جیمیل در جایگاه چهارم ابزارهای همکاری نسل زد قرار دارد و گوگل داکس، زوم و آیمسج گوی سبقت را از آن ربودهاند
نفر اول کلاس بودن مزایایی دارد؛ مثل اینکه همیشه غرق تحسین مدیرتان هستید. البته اگر یک زن موفق باشید داستان کمی فرق دارد. تحلیل تازهای در مورد بیش از ۲۳هزار ارزیابی عملکرد در ۲۵۰ محیط کاری در سراسر ایالات متحده، نشان میدهد زنانی که در کار خود موفق هستند، فارغ از اینکه مدیرشان مرد باشد یا زن، همچنان روی کاغذ با عباراتی همچون «خشن»، «نچسب» و «یکدنده» توصیف میشوند.
توسعه مهارتها و توانمندیهای کارکنان از عوامل حیاتی در موفقیت سازمانهاست. در دنیای امروز که رقابت شدیدتر از هر زمان دیگری شده است این امر میتواند نقش بسیار موثری در بقا و رشد سازمانها ایفا کند.
ارائه بازخورد به کارکنان را میتوان به شیوههای گوناگونی انجام داد. و هر فرد بر اساس ویژگیهای نسلی خودش روشهای خاصی را برای دریافت بازخورد، پذیرفتنی میداند. مقالهای که واشنگتن پست به تازگی درباره انتظارات نسل زد منتشر کرده، به دریافت نظرات گوناگونی از مخاطبان منجر شد. برخی فکر میکنند که متولدین نسل زد باید بزرگ شوند و دست از غرغر کردن بردارند. برخی دیگر به تحسین نسل زد و جسور بودن آنها در بیان انتظاراتشان میپردازند.
یکی از مشتریانم به نام «استیو»، بیش از ۱۰سال بود که یک تعطیلات درست و حسابی نرفته بود. نه این که به سفر نرفته باشد. اتفاقا با خانوادهاش به سفرهایی رفته بود اما به عنوان مدیر ارشد عملیات، همیشه حس میکرد باید با محل کار در تماس باشد چون ممکن بود وقتی او روی مبلمان هتلی در جایی دوردست دراز کشیده، یک کار فوری پیش بیاید. به همین علت، هر روز صبح و غروب ایمیلهایش را چک میکرد، در صورت لزوم تماس میگرفت و در واقع، تعطیلاتش را در «کنار کار» پیش میبرد. تا اینکه یک روز دچار فرسودگی شد. او در اینباره میگوید: «با هر تعطیلات از دست رفته، سطح انرژیام پایینتر میآمد تا وقتی که به ته خط رسیدم.» او به سختی از رختخواب بیرون میآمد. صبح روز اول هفته برایش مثل کابوس بود. و اصلا حوصله بچههایش را نداشت. قطع ارتباط با کار در طی تعطیلات بسیار آسان به نظر میرسد. اما در واقع اینطور نیست.
اگر برای اولین بار به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کردهاید، احتمالا ذهنتان درگیر چگونگی ایفای نقش جدید و پذیرش مسوولیت است و احتمالا مانند اکثر افراد، کمی احساس ترس نیز در شما وجود دارد. اگر نمیدانید برای یک انتقال بیدردسر به موقعیت جدید از کجا باید آغاز کرد مراحل زیر را انجام دهید.
متاورس که یکی از مهمترین پیشرفتهای در حال وقوع دنیای بازاریابی است، فقط یک روند نیست بلکه عاملی است تعیینکننده در بازآفرینی عرصه بازاریابی. متاورس اینجاست و آمده تا بماند و به همین دلیل هم بازاریابان باید به جستوجوی راههایی بپردازند که با استفاده از آنها بتوانند استراتژیهای نوین بازاریابی مبتنی بر متاورس را بنیان گذارند. در ادامه به برخی از استراتژیهایی که مدیران بازاریابی میتوانند در برخورد با متاورس و در چارچوب برنامه بازاریابیشان در پیش بگیرند، اشاره خواهد شد:
تاریخ نشان میدهد برای رسیدن به قلههای موفقیت باید بهای سنگینی پرداخت. رهبران سازمانها معمولا بیشترین آسیبپذیری نسبت به لغزشهای اخلاقی، معنوی یا قانونی در قضاوت و تصمیمگیریهایشان را در اوج دوران کاری خود تجربه میکنند. درست زمانی که به نظر میرسد همهچیز دارند و دنیا بر وفق مرادشان است، دست به کارهای خطرناک یا احمقانهای میزنند که همه چیز را نابود میکند. این موقعیت را «پارادوکس موفقیت» مینامیم.