جشنواره زعفران فرصتی برای تقویت برند ایرانی و توسعه بازارهای جهانی است
زعفران ایران زیر فشار تغییر اقلیم و رقابت جهانی
بحران مسکن با فروش متری و ابزارهای مالی حل نمیشود
ضوابط اجرای مصوبات کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید ابلاغ شد
اعتبار مالیاتی، صنعت را به دانشگاه پیوند میزند
زمانبندی جدید اجرای طرح تایید دورهای موجودی انبارها اعلام شد
مطالبه بخش خصوصی برای رفع مغایرت سامانههای ارزی و مالیاتی
▪️ راهنمای حقوق فعالان اقتصادی در مناقصات بخش عمومی ابلاغ شد
مرز دوغارون، یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری ایران و افغانستان، سالهاست با ازدحام ناوگان باری و توقفهای طولانی کامیونها دستبهگریبان است؛ مشکلی دیرپا که با افزایش هزینههای حملونقل، کاهش بهرهوری امکانات مرزی و دشوارتر شدن برنامهریزی صادرات، به یکی از دغدغههای مستمر فعالان اقتصادی تبدیل شده است. این گذرگاه با وجود جایگاه راهبردی خود در مبادلات دو کشور، همچنان با مجموعهای از نارساییهای مدیریتی، محدودیتهای عملیاتی و کمبودهای زیرساختی مواجه است؛ وضعیتی که تحقق هدف تردد روزانه دو هزار دستگاه کامیون از این مرز را با دشواری روبهرو کرده است.
برای یک کارآفرین تنها (Solopreneur) هیچچیز خطرناکتر از این نیست پولی را در کسب و کارش هزینه کند که تضمینی برای بازگشتش وجود ندارد. من از سال ۲۰۱۰ که فعالیت آزادم را آغاز کردم، عملا کارآفرین تنهایی بودهام و به عنوان مالک، مدیر و تنها کارمند این مجموعه، تمام تصمیمات بر عهده خودم است. چنین بستری به همان اندازه که هیجانانگیز است، هولناک هم به نظر میرسد.
پیمان شمس ـ مدرس و مشاور آموزشهای سازمانی // در بسیاری از سازمانها، افراد توانمند، تحصیلکرده و متخصص کم نیستند؛ اما همه آنها به یک اندازه اثرگذار، قابل اعتماد و ماندگار نیستند. آنچه میان یک کارمند صرفا «متخصص» و یک حرفهای «اثرگذار» تفاوت ایجاد میکند، مفهومی است به نام «هوش رفتاری»؛ سرمایهای نامرئی که نه در رزومهها به روشنی دیده میشود و نه در مدرک دانشگاهی اندازهگیری میشود، اما در عمل، مسیر رشد شغلی را تعیین میکند.
از دست دادن شغل و بیکار ماندن برای مدت طولانی، از نظر میزان استرس، در ردیف اتفاقهایی مثل طلاق یا فوت یکی از اعضای خانواده قرار میگیرد و از پراسترسترین رویدادهای زندگی محسوب میشود.
با گسترش درگیری در خاورمیانه، حتی سازمانهایی که حضور مستقیمی در این منطقه ندارند نیز در معرض پیامدهای جدی قرار گرفتهاند؛ از حملات سایبری و تغییر مسیر زنجیرههای تامین گرفته تا افزایش هزینههای انرژی و تاثیر بر نیروی کار.
چالشهای مرتبط با سلامت ذهنی و روانی افراد در سراسر جهان رو به افزایش است و هزینههای سنگینی را چه برای افراد و چه برای سازمانها ایجاد کرده است. اما در صورت سرمایهگذاری کافی و دائمی شرکتها روی بهبود سلامت روانی و ذهنی کارکنان، مزایای بسیاری نصیب سازمانها و کل جامعه خواهد شد. شرکتها هر چقدر هم در این زمینه سرمایهگذاری کنند باز هم ارزشش را دارد، چرا که دلایل متعددی برای این سرمایهگذاریها میتوان برشمرد. در ادامه به شش مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد
در دنیای پرنوسان امروز، چالشها تک به تک از راه نمیرسند. هیچ مدیری فرصت ندارد که ابتدا به بحران شخصی رسیدگی کند، سپس برود سراغ بحران حرفهای و در این میان، زمانی برای خالی کردن ذهنش داشته باشد. خیلی وقتها بحرانهای شخصی و کاری همزمان رخ میدهند، استرس را تشدید میکنند، قضاوت را مبهم میسازند و ریسک هر تصمیم را بالاتر میبرند. همین اتفاق برای «امیلی» افتاد؛ مدیر ارشد منابع انسانی که با او همکاری داشتیم. او در گیرودار جدایی از همسرش پس از یک رابطه ۸ساله بود و همزمان در محل کارش، یکسری جابهجاییهای حساس مدیریتی در حال رخ دادن بود: بازنشستگی یک مدیر مورد اعتماد، تصمیمگیری درباره سرنوشت یک معاون ارشد که عملکرد ضعیفی داشت و انتخاب جانشینهایی که مسیر رشد سریع شرکت را شکل میدادند. در خانه، او و دختر نوجوانش در حال اسبابکشی بودند. در همان حال، باید امور مالی مشترک را از همسرش تفکیک میکرد و با اندوه جدایی نیز کنار میآمد.
انتظارات مدیران عامل برای رشد مبتنی بر هوش مصنوعی در سال جدید همچنان بالاست. این در حالی است که کارکنان تازه دارند با واقعیتهای ملموس عملکرد فعلی هوش مصنوعی دست و پنجه نرم میکنند. تحقیقات موسسه گارتنر نشان میدهد که از هر ۵۰ سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، فقط یکی به ارزش تحولآفرینی منجر میشود و از هر ۵ سرمایهگذاری، تنها یکی بازگشت سرمایه قابلاندازهگیری دارد. تنش دشواری که تیمهای اجرایی باید بتوانند در سال ۲۰۲۶ مدیریت کنند، از این قرار است: دستیابی به اهداف رشد کنونی و پرورش نیروی کاری که بتواند در میانه تحولات هوش مصنوعی برای آینده ارزشآفرینی کند. برای تحقق این امر، تیمها باید اولویتهای زیر را در نظر بگیرند:
در یک سال اخیر همزمان با پیشرفت گسترده و سریع مدلهای زبانی و سامانههای هوشمند، اقتصادهای پیشرفته نیز با یک پرسش بنیادین مواجه شدهاند: اگر ماشینها بتوانند سریعتر، ارزانتر و دقیقتر از انسانها کار کنند، جایگاه نیروی انسانی کجاست؟ هشدارها در این خصوص از انقراض مشاغل یقهسفید تا سناریوهای بیثباتی سیاسی گسترده امتداد یافتهاند. اما در مقابل این روایت، دیدگاه دیگری بر تدریجی بودن تطبیق اقتصاد و نقش تعیینکننده تنظیمگری تاکید دارد. از طرف دیگر، اکنون جدال اصلی نه بر سر توانایی هوش مصنوعی بلکه بر سرعت، دامنه و نحوه مهار آن است. مجله ویک هم در گزارشی جمعبندی از تحلیلهای مختلف از این وضعیت مطرح کرده است که آینده شغلی و سیاسی جوامع به سرعت پیشرفت هوش مصنوعی و نحوه مدیریت آن بستگی دارد.
ما بهگونهای درباره مدیریت صحبت میکنیم که انگار سراسر مزیت است. مدیران اهل رقابت نتیجه میگیرند و مدیران همراه و همکار اعتمادسازی میکنند. اما به ندرت از خود میپرسیم این نقاط قوت در طول زمان چه هزینهای به همراه دارند. هر سبک مدیریتی آرام آرام به انباشت نوع خاصی از «بدهی سازمانی» منجر میشود. منظور بدهی مالی نیست، بلکه تعهداتی عملیاتی است که به آهستگی روی هم انباشته میشوند، معمولا به چشم نمیآیند و زمانی دیده میشوند که عملیات به بنبست برسد یا اختلالی در بخشی از کار ایجاد شود. متاسفانه تا رهبران سازمان متوجه این موضوع شوند، کار از کار گذشته است.
آخر سال که میرسد، در بسیاری از شرکتهای ایرانی یک جلسه آشنا برگزار میشود: «هدایای نوروزی چه میشود؟» چند عدد روی میز گذاشته میشود، شرایط اقتصادی مرور میشود و معمولا جملهای تکراری شنیده میشود: «امسال باید محتاط باشیم.» نتیجه هم اغلب تصمیمی مالی است، نه راهبردی. اما برای مدیران بازاریابی، هدیه نوروزی یک هزینه جانبی نیست، یک نقطه تماس برند است؛ جایی که سازمان بدون تبلیغ، بدون شعار و بدون کمپین، شخصیت واقعی خود را نشان میدهد. در بازاری که اعتماد شکننده و رقابت شدید است، همین رفتارهای کوچک میتوانند تصویر برند را تقویت یا تضعیف کنند.
تجربه کشورهایی که از نظام ارز چندنرخی عبور کردهاند، نشان میدهد که اگرچه جراحی ارزی در بلندمدت به شفافیت و حذف رانت منجر میشود، اما در کوتاهمدت با جهش تورمی و فشار اجتماعی همراه است. همچنین تکنرخیسازی اغلب نه در دوران ثبات، بلکه در میانه بحران ارزی، کاهش ذخایر و تشدید شکاف بازار رسمی و آزاد اجرا میشود. سیاست یکسانسازی نرخ ارز زمانی موفق خواهد بود که نه بهعنوان یک اقدام منفرد، بلکه در قالب بستهای از اصلاحات مالی، پولی و ساختاری اجرا شود. تجربه کشورهایی چون نیجریه، پرو، اکوادور و مصر نشان میدهد که تقریبا همه آنها در سه ماه نخست پس از اجرای این سیاست، جهش تورمی قابلتوجهی را تجربه کردهاند؛ اما در افق دوساله همراه با حذف رانت، افزایش شفافیت و اصلاحات مکمل، روند تورم بهطور معناداری نزولی شده و ثبات به بازار بازگشته است. درنتیجه، فشار تورمی، بهای بازگشت اقتصادها به تعادل محسوب میشود.
در چند سال اخیر، کمتر موضوعی به اندازه ضرورت «قدردانی و توجه به کارکنان» نظر مدیران را جلب کرده است. در سال ۲۰۲۲، موسسه گالوپ در گزارشی نوشت فقط ۱۹ درصد مدیران ارشد، قدردانی از کارکنان را یک اولویت استراتژیک جدی میدانند. اما تا سال ۲۰۲۴ این عدد به ۴۲ درصد رسید؛ یعنی بیش از دو برابر. در همین بازه زمانی، بازار نرمافزارهای قدردانی از کارکنان هم حسابی داغ شد؛ بازاری که حالا ارزشی حدود ۱۹میلیارد دلار دارد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۵۰میلیارد دلار برسد. همزمان، سازمانها دست به اقدامات متنوعی برای قدردانی از کارکنان زدهاند، مثل برگزاری «هفتههای قدردانی»، ابزارهای تعریف و تمجید «همکار از همکار» با پاداشهای قابل استفاده و جوایزی «مبتنی بر ارزشهای سازمان» (جایزهای که لزوما بر اساس «خروجی» کار به کارکنان تعلق نمیگیرد، بلکه بر اساس رفتاری است که با ارزشهای سازمان همراستاست).
شروع یک کسبوکار دشوار است. جواب منفی شنیدن سخت است و احساس سرگردانی و خطر ورشکستگی بدترین حس ممکن است. زمانی که مسوول کار خود هستید، کسبوکارتان را توسعه میدهید، بر افزایش درآمد از مشتریان کنونی متمرکز هستید و همزمان به دنبال فرصتهای بالقوه جدید میگردید، به سادگی ممکن است یک روز حس قدرت و توانمندی کنید و روز دیگر حس کنید که تمام درها به رویتان بسته است؛ بستگی دارد که تلاشهایتان چه نتیجهای داده باشد.
طبق آمارها، این روزها آدمها سر کار، حالشان خوب نیست. بسیاری میگویند کارشان دارد به سلامت جسم و روحشان آسیب میزند اما مجبورند بمانند و تحمل کنند. بهعنوان یک مدیر، شاید فکر کنید این مساله مهمی نیست و میشود از آن طفره رفت. اما تراویس گراسر، استاد مدیریت دانشگاه کنتیکت و مارک رویال، شریک ارشد موسسه مشاوره «کرن فری» معتقدند نارضایتی کارکنان میتواند بهمرور به کسبوکارتان آسیبهای جدی وارد کند. فرقی نمیکند که مدیرکل سازمان هستید یا مدیر یکی از واحدها.
بیایید یک تمرین سخت انجام دهیم: اگر نقش مدیر کل بازاریابی، نظارت بر بازاریابی شرکت؛ نقش مدیر کل عملیات، نظارت بر عملیات و فعالیتهای تولیدی؛ و وظیفه مدیر کل مالی، حفاظت از حاشیه امن مالی یک شرکت باشد، وظیفه مدیرعامل چیست؟ بیشک وظیفه او بیش از نظارت بر امور اجرایی شرکت یا هدایت مدیران اجرایی است.
رهبران سازمانی و مدیران از دیرباز به تکنولوژی به چشم ابزار یا قابلیتی مینگریستند که میتوانست روند انجام امور را کارآمدتر کند، اما ماهیت کار را تغییر نمیداد. به عنوان نمونه، ایمیل صرفا امکان ارتباط سریعتر را فراهم میکند، یا سیستم مدیریت زنجیره تامین (SCM)، هزینههای این زنجیره را کاهش داده، چرخههای تحویل را کوتاه کرده و ارسال سریع و دقیق محصولات به مشتریان را تضمین میکند، اما هرچه میگذرد این دیدگاه بیشتر از گذشته منسوخ میشود. بهخصوص در سالهای اخیر که نقش تکنولوژی در شکلدهی سازمانها دستخوش تغییرات انقلابی شده است.
سومین شماره نشریه تحلیلی «اتاق اقتصاد» با محوریت واکاوی چالشهای ساختاری اقتصاد ایران و بررسی مسائل اثرگذار بر فضای کسبوکار استان خراسان رضوی، از سوی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی منتشر شد.
هر طرف را که نگاه میکنید، دادهها یکصدا یک چیز را فریاد میزنند: «آدمها سر کار حالشان خوب نیست.» از هر پنج کارمند، یک نفر میگوید شغلش به سلامت روانش لطمه میزند. نزدیک به یکسوم کارکنان، محل کارشان را سرد و بیروح توصیف میکنند و بیش از ۴۰ درصد از استرس زیاد صحبت میکنند.
نرخ رشد نقدینگی در آبانماه با ثبت رقم ۴۰.۴درصدی به بیشترین مقدار ۴ سال اخیر رسید. نرخ رشد پایه پولی نیز با ثبت رقم ۴۷.۵درصدی رکورد بیسابقهای را ثبت کرده است.
اقتصاد هر کشور از سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات تشکیل میشود. در سالهای اخیر، کشاورزی بهدلیل خشکسالی و کاهش منابع آبی، رشد منفی داشت. بخش صنعت بهخصوص در بخش بنگاههای بزرگ، بهدلیل ناترازی انرژی با افت تولید روبهرو شد و نفت هم که زیرنظر بخش صنعت است، بهدلیل تحریمها و کاهش سرمایهگذاری افت شدید تولید را ثبت کرد. در شرایط سخت بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات بهعنوان موتور محرکه رشد اقتصادی محسوب میشود و حدود ۵۳ درصد از کل اشتغال را دربرمیگیرد. با این حال مشاغل خدماتی در زمان قطعی اینترنت بیشترین آسیب را متحمل میشوند و در نتیجه برای کاهش هزینهها و حفظ حیات خود شروع به تعدیل نیرو میکنند. در شرایط کنونی کشور، محدودیتهای ارتباطی باعث میشود که علاوه بر بخشهای کشاورزی و صنعت، بخش خدمات نیز دچار رکود شود تا ضربه سوم به رشد اقتصادی وارد شود.
نتایج طرح شامخ آذر 1404 نشان میدهد روند رکودی شامخ طی ماههای اخیر تداوم داشته، هرچند از شدت کاهش آن کاسته شده است، از طرف دیگر وضعیت شامخ صنعت نسبت به آبان ماه، کاهش را نشان میدهد.
نرخ تورم تولیدکننده در آذرماه سال جاری با ثبت رقم ۶۰.۶ درصد به بیشترین مقدار ۵۱ماه اخیر رسید. تورم تولیدکننده یک شاخص پیشنگر محسوب میشود و هر تغییر آن با یک وقفه زمانی به تورم مصرفکننده منتقل میشود. در سال جاری ناترازی انرژی، شوک جنگ، افزایش نوسانات ارزی و نااطمینانی از آینده اقتصاد باعث شد که نرخ تورم تولیدکننده یک مسیر صعودی را طی کند. حال با ناآرامیها در هفتههای اخیر، قطع اینترنت و افت فعالیتهای اقتصادی در بازار این احتمال وجود دارد که مسیر افزایشی تورم تولیدکننده در ماههای پایانی سال تداوم یابد. نکته قابل توجه تهدید جدید ترامپ است که شرکای تجاری ایران را با تعرفه ۲۵ درصدی تهدید کرده و این موضوع در صورت عملیاتی شدن میتواند باعث افزایش قیمت کالاهای تولیدی در ماههای آتی شود. در مقابل ثبات بازار، کاهش ریسکهای خارجی و مدیریت ناترازی انرژی میتواند به ثبات قیمتها در بخش تولید کمک کند.
اگر شما مسوول تحلیل دادههای مربوط به آلبومهای موسیقی، هواداران، رسانههای اجتماعی و فروش تبلیغات بیش از هزار نفر از موسیقیدانان بودید، چه میکردید؟ این همان وظیفهای است که «ناراس ایچامبادی» در سال ۲۰۲۱ و هنگام پیوستن به گروه موسیقی یونیورسال (UMG) بر عهده گرفت. گروه موسیقی آنها یک شرکت ضبط و توزیع آثار موسیقی است که کارهای هنری ستارههایی مانند «لیدی گاگا» تا «امینم» و اسطورههای قدیمیتر مانند «بیتلز» را مدیریت میکند. ایچامبادی به عنوان نخستین مدیرکل جهانی دادهها و تحلیلهای شرکت، باید راهی پیدا میکرد که اطلاعات موجود آنها در دسترس واحدهای مختلف کسبوکار و شرکای گوناگون آنها قرار بگیرد.
سال ۲۰۲۵ با پیشرفت تکنولوژی، تغییرات ژئوپلیتیک، تحول در فرهنگ محیط کار و فشارهای بازار، سال تغییر، عدم قطعیت و دگرگونیهای بنیادین بود. در صحبتهایی که طی این سال با مدیران عامل صنایع گوناگون داشتیم، بسیاری از این موارد را بارها شنیدیم. با این پیشفرض، در این نوشتار به چهار موضوعی میپردازیم که در سال ۲۰۲۵ به کرات از زبان مدیران عامل شنیدیم.