ترمز تورم ماهانه خراسان رضوی کشیده شد؛ فشار معیشتی ادامه دارد
5 هزار کامیون متوقف در مرز دوغارون؛ ترانزیت ایران در آزمون بزرگ
ایران فردا و تصمیم امروز
همگرایی بخش کشاورزی و صنعت خراسان رضوی برای توسعه تولید بدون کارخانه
ردیابی دلارهای صادراتی
از اصلاح مقررات بانکی و ارزی تا تقویت پیوند دانشگاه و صنعت
راهنمای نحوه شرکت در مناقصات کالا و تدارکات عمومی قزاقستان
اختیار تمدید ورود موقت کالا و خودرو تا پایان شهریور ابلاغ شد
نوآوری یک سری احتمالات را برای کسب و کار شکل میدهد، اما با احتمالات و چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتادهاند نمیتوان پول درآورد و صورتحسابها را پرداخت کرد. این وظیفه هر مدیری است که ابتدا آینده را تصور کند و سپس به دنبال ساخت محصولات و سرویسهایی برود که مشتریان حاضر باشند برای آنها پول بپردازند. بهعبارت بهتر، یک ایده هنگامی به یک کسب و کار تبدیل میشود که وارد کیف پول مشتریان شود. وارد شدن به کیف پول افراد هم به این سادگیها نیست. بنابراین یکی از دغدغههای تمام مدیران، بهویژه مدیران تازهکار و نوآور باید این باشد که نه از زاویه دید شرکت، بلکه از زاویه دید مشتریان به ایدههای نوآورانه بنگرند. این مشتریان هستند که سرنوشت شرکتها و کسب و کارها را تعیین میکنند. به همین دلیل هم لازم است به طور پیوسته و دقیق به مشتریان گوش کرد و همان کاری را انجام داد که آنها منتظرش هستند.
رهبران سازمانی معمولا در الهام گرفتن برای دستاورد بزرگ بعدی خود، نگاهشان را به دنیای بیرون معطوف میکنند. آنها بازار را برای شناسایی نیازهای برآوردهنشده، مشتریان بالقوه، فرصتهای همکاری، محصولات جدید و منابع تامین مالی رصد میکنند. اما در سازمانهای بزرگ و بالغ، برخی از اثرگذارترین نوآوریها از ذهنیتی کارآفرینانه در درون خود سازمان شکل میگیرد. نوآوران درونسازمانی که اغلب از آنها با عنوان «کارآفرینان درونسازمانی» یاد میشود، بیش از هر کس دیگری با جریان واقعی کار، چالشهای روزمره و تجربه مشتری آشنا هستند. زمانی که رهبران سازمان این افراد را شناسایی کرده و به آنها اختیار و حمایت میدهند، میتوانند نوآوری، سرعت عمل و مزیت رقابتی پایداری برای سازمان ایجاد کنند؛ مزیتی که تقلید از آن برای رقبا آسان نیست.
در سمینار تخصصی مدل توسعه نوآوری در بنگاههای اقتصادی ویژه مدیران صنایع بزرگ و متوسط که در محل اتاق بازرگانی خراسان رضوی برگزار شد، بر ضرورت گذار شرکتها از مراحل نوآوری و ورود به عرصه کار، به مراحل نوآوری مطابق با ظرفیتهای مالی آنان تاکید گردید.
رشد انفجاری نوآوری در جهان رو به توقف است؛ این را میشود از رتبهبندی و وضعیت اخیر ۱۳۳ کشور جهان در زمینه میزان پیشرفت نوآوری در آنها به خوبی متوجه شد. احتمالا بارها این سوال به ذهن بسیاری از ما رسیده است که کدام کشور رهبری نوآوری را در جهان در اختیار دارد. اغلب افراد ممکن است در پاسخ به این سوال بگویند آمریکا، عده کمی احتمالا میگویند چین؛ اما بر اساس شاخص جهانی نوآوری که توسط سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) منتشر شده است، آمریکا در رتبه سوم و چین در رتبه یازدهم رتبهبندی کشورهای جهان از نظر شاخص نوآوری قرار دارند.
بسیاری از سازمانها رقابت بین تیمهای داخلی را تشویق میکنند و معتقدند این کار نوآوری را تحریک میکند و عملکرد را افزایش میدهد. اما مشکل این است که آنچه در واقعیت اتفاق میافتد برعکس است: رقابت داخلی اغلب نوآوری را خفه میکند.
در عصر رقابت جهانی و پیشرفت ســریع فــناوری، کشورهای در حال توسعه با چالشهای متعددی در زمینه صنعتیسازی و ارتقای توان رقابتی خود مواجه هستند. یکی از مسائل مهم در این زمینه، انتخاب استراتژی مناسب برای دستیابی به دانش فنی و توسعه صنعتی است. در این میان، دو رویکرد اصلی قابل تشخیص است: تمرکز بر نوآوری داخلی و شرکتهای دانشبنیان یا تلاش برای انتقال دانش فنی از کشورهای پیشرفته. بررسی تجربیات کشورهای مختلف نشان میدهد که انتقال دانش فنی و سرمایهگذاری روی یادگیری فناورانه میتواند راهکاری موثرتر و کمهزینهتر برای کشورهای در حال توسعه باشد. این رویکرد بر این اصل استوار است که «چرخ پیشتر اختراع شده و نیازی به اختراع مجدد آن نیست»؛ در عوض، تمرکز باید بر یادگیری استفاده از فناوریهای موجود و بومیسازی آنها باشد.
معمولا هنگامی که صحبت از خلاقیت به میان میآید مشاغلی مانند طراح گرافیک یا بازاریاب در ذهن ما نقش میبندند و خیلی از ما فکر میکنیم فقط در چنین مشاغلی است که نیاز مبرمی به خلاق بودن و خلاقیت داشتن وجود دارد. اما در دنیای پر از رقابت و پیچیده کسبوکار امروز، به شکل فزایندهای به خلاقیت نیاز است و برای حل بسیاری از چالشهای کاری که شرکتها و سازمانها با آن دستبهگریبان هستند، باید خلاق بود و خلاقانه اندیشید و عمل کرد و راهحلهای نوآورانهای را به کار بست.
مدیران از اهمیت پایداری آگاه هستند، ولی این را هم میدانند که دستیابی به نتایج، دشوار است. در این مقاله به چالشهای کسب و کارها برای پایدارسازی فعالیتهایشان و ایفای مسوولیتهای زیستمحیطی و اجتماعیشان میپردازیم. در گزارشی با عنوان «شکاف در ارزشآفرینی پایدار»، شرکت نرمافزار ابری سلزفورس به همراه موسسه پژوهشی و مشاورههای مدیریت گلوباسکن (globscan) به یافتههایی کلیدی در بحث پایداری کسب و کارها رسیدند: