بررسی راهکارهای طرح تمرکززدایی تجارت ایران از بنادر جنوبی در قالب توسعه ظرفیت شرق کشور
اصلاح چالشهای مالیاتی و فعالسازی ظرفیت بناهای تاریخی؛ از اقتضائات تقویت گردشگری خراسان رضوی
تعلیق تقدم ثبت سفارش بر قبض انبار تا پایان شهریور تمدید شد
ثبتسفارشهای صادراتی ۱۴۰۳ مشمول عدم کنترل سهمیه ارزی شدند
لزوم بهرهگیری از ابزارهای نوین تامین مالی برای تقویت زنجیره تولید و صادرات
تاکید بر انسجام ملی، مردمیسازی خدمترسانی و تحول در مسئولیت اجتماعی بنگاهها
پایان خرید اسکناس ارز توسط بانک مرکزی؛ بازار کاملاً توافقی شد
تاکید بخش خصوصی بر شفافسازی تعهدات ارزی و اصلاح رویههای صادراتی
جمله مشهور «پیتر دراکر»، درباره فرهنگ سازمانی (فرهنگ استراتژی را به عنوان صبحانه میخورد) به روشنی اهمیت بیبدیل فرهنگ را در هدایت موفقیت شرکتها نشان میدهد. اما زمانی که یک شرکت از «دوران صلح» - یعنی زمانهای رشد و ثبات کسب و کار - به سوی «دوران جنگ» - یعنی دورههای بحران و تلاش کسب و کارها برای بقا - گام برمیدارد، چه بر سر این فرهنگ میآید؟ رهبران سازمانی چگونه میتوانند اطمینان حاصل کنند که فرهنگ سازمانی آنها مقاوم باقی مانده و حتی در شرایط بیرونی دشوار رشد میکند؟
تحقیقاتی که در مجله «اپلاید سایکولوژی» منتشر شده، نشان میدهد مدیران موفق، معمولا کارکنانی را که «صدای سازنده» دارند مثبتتر ارزیابی میکنند چون نظر و پیشنهادهایشان به بهبود سازمان کمک میکند.
در هر سازمانی اتفاقات ناگوار رخ میدهد؛ گاهی به کوچکی یک اشتباه و گاه به بزرگی یک حادثه خطرناک. اما رفتارهای پس از چنین اتفاقاتی نشاندهنده ویژگیهای شخصیتی یک مدیر ارزشمحور و البته فرهنگ سازمانی آنهاست. تمام تفاوتها میتواند در یک عذرخواهی صادقانه خلاصه شود.
وقتی از کارکنان میپرسیم «فرهنگ شرکت شما چیست؟»، اینها چند پاسخ رایجی هستند که میشنویم:
سه ماه اول حضورتان در نقش مدیرعامل جدید به پایان رسیده است. مشکلات کلیدی را شناسایی کردهاید، دستاوردهای سریع داشتید و بحرانها را مدیریت کردهاید.
بهرهوری در اذهان به عنوان یک مقوله مثبت تلقی میشود که افراد میتوانند با ارتقای آن، هم از پتانسیل خود بیشترین بهره را ببرند و هم اهداف کاری خود را محقق سازند. اما دستیابی به بهرهوری میتواند ما را به مسیر خطرناکی یعنی «بهرهوری سمی» سوق دهد. از لحاظ مفهومی بهرهوری سمی را میتوان به عنوان نیاز غیرقابل کنترل به احساس بهرهوری در هر زمان و به هر قیمت توصیف کرد. این پدیده، به کار بیش از حد و اولویت دادن کار نسبت به مراقبت از خود اطلاق میشود و بر این باور است که شما باید همیشه مولد باشید.
در دنیای رقابتی امروز، جذب و نگهداشت استعدادهای برتر به یک چالش اساسی برای سازمانها تبدیل شده است. با توجه به اینکه بسیاری از شرکتها به دنبال نیروی کار ماهر و خلاق هستند، ایجاد محیطی مناسب و جذاب برای کارکنان اهمیت بیشتری پیدا کرده است.