• امروز : یکشنبه - ۲۴ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 14 June - 2026
کل 6274 امروز 19
1

اینترنت طبقاتی و خطر تضعیف نوآوری

  • کد خبر : 76214
  • ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۶
اینترنت طبقاتی و خطر تضعیف نوآوری
علی‌محمد شریعتی‌مقدم- رئیس کمیسیون کسب‌وکارهای دانش بنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق مشهد

اینترنت در دنیای امروز دیگر یک خدمت جانبی یا ابزار کمکی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت اصلی اقتصاد، آموزش، تجارت، نوآوری و حتی حکمرانی عمومی است. همان‌گونه که برق، جاده و راه‌آهن در دوره‌ای ستون فقرات اقتصاد صنعتی بودند، اینترنت نیز در اقتصاد دیجیتال چنین نقشی را ایفا می‌کند. از این‌رو، هر تصمیمی درباره نحوه دسترسی به اینترنت، می‌تواند قواعد فعالیت اقتصادی، رقابت، نوآوری و حتی ماندگاری سرمایه انسانی را تحت تاثیر قرار دهد.

اما در موضوع «اینترنت طبقاتی»، صرفا با یک بحث رسانه‌ای یا جدال مقطعی روبه‌رو نیستیم؛ سخن از انتخابی است که می‌تواند بر الگوی حکمرانی دیجیتال کشور، عدالت در دسترسی، امنیت ملی، توان رقابت اقتصادی و حتی ماندگاری سرمایه انسانی اثر بگذارد. از این‌رو، هر تصمیمی در این حوزه واجد پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت است و باید با نگاهی راهبردی، سنجیده و با درک اقتضائات آینده اتخاذ شود. فروکاستن این مسئله به دوگانه ساده موافقت و مخالفت نیز کمکی به حل کارآمد آن نمی‌کند؛ زیرا آنچه اهمیت دارد، فهم دقیق ابعاد مسئله و سنجش پیامدهای آن برای آینده اقتصاد و حکمرانی کشور است.

*منطق موافقان؛ امنیت، مدیریت منابع و تنظیم‌گری هدفمند

برای داوری منصفانه درباره اینترنت طبقاتی، ابتدا باید استدلال موافقان آن را دقیق و بدون پیش‌داوری مرور کرد. دفاع از هر سیاست عمومی زمانی قابل بررسی است که روشن شود قرار است چه مسئله‌ای را حل کند، چه هزینه‌هایی دارد و آیا منافع احتمالی آن بر پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمش برتری دارد یا خیر.

نخستین استدلال موافقان، مسئله امنیت سایبری است. در سال‌های اخیر، زیرساخت‌های حیاتی کشور، از انرژی و حمل‌ونقل گرفته تا نظام مالی و ارتباطی، در معرض تهدیدات پیچیده‌تری قرار گرفته‌اند. بر همین اساس، برخی معتقدند تفکیک سطوح دسترسی می‌تواند سطح آسیب‌پذیری را کاهش دهد و امکان مدیریت دقیق‌تر شبکه را فراهم کند. در این نگاه، اینترنت طبقاتی نوعی قطعه‌بندی شبکه در مقیاس ملی است؛ مشابه آنچه در سازمان‌های بزرگ برای تفکیک شبکه داخلی از شبکه عمومی انجام می‌شود.

اما این استدلال زمانی قانع‌کننده است که پشتوانه فنی و داده‌ای روشن داشته باشد. اجرای چنین مدلی نیازمند سرمایه‌گذاری جدی در سامانه‌های مدیریت هویت، پایش ترافیک، کنترل دسترسی و صیانت از داده‌هاست. از سوی دیگر، باید مشخص شود تهدیدات سایبری موجود دقیقاً از کدام مسیرها وارد می‌شوند. اگر منشأ اصلی آسیب‌پذیری‌ها ضعف در مدیریت زیرساخت‌های حیاتی، فرسودگی سامانه‌ها یا ضعف پروتکل‌های امنیتی باشد، محدود کردن یا سطح‌بندی دسترسی کاربران عمومی، الزاماً مسئله را حل نخواهد کرد. بنابراین منطق امنیتی فقط زمانی قابل پذیرش است که نشان داده شود این سیاست واقعاً ریسک را کاهش می‌دهد، نه اینکه صرفاً احساس کنترل بیشتری ایجاد می‌کند.

*اینترنت بهینه یا اینترنت محدود؟

دومین استدلال موافقان، مدیریت مصرف ترافیک بین‌الملل و منابع ارزی است. در شرایطی که بخشی از هزینه پهنای باند به ارتباطات خارجی وابسته است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا تخصیص یکسان این منبع به همه کاربران، کارآمدترین روش ممکن است یا خیر. بر اساس این دیدگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان، صادرکنندگان خدمات دیجیتال، مراکز پژوهشی و کسب‌وکارهای فناورانه، بازده اقتصادی بیشتری از دسترسی گسترده و پایدار به اینترنت دارند و باید در اولویت قرار بگیرند.

این استدلال از نظر نظری، قابل طرح است؛ زیرا هر سیاست‌گذار ناگزیر است درباره تخصیص منابع کمیاب تصمیم بگیرد. اما مسئله از همین‌جا پیچیده می‌شود. تفکیک دسترسی می‌تواند به شکل‌گیری دو بازار موازی منجر شود؛ یک بازار رسمی برای دسترسی‌های حرفه‌ای و یک بازار غیررسمی برای دور زدن محدودیت‌ها. افزون بر این، هزینه اجرای چنین نظامی، از نظارت و صدور مجوز گرفته تا کنترل و رسیدگی به تخلفات، خود می‌تواند بخش قابل توجهی از منابع کشور را مصرف کند.

نکته مهم‌تر آن است که نوآوری همیشه از مسیرهای رسمی و قابل پیش‌بینی عبور نمی‌کند. بسیاری از ایده‌های فناورانه از دل استفاده عمومی، تجربه‌های شخصی، آزمون‌وخطاهای کوچک و دسترسی آزاد به ابزارهای جهانی شکل می‌گیرند. اگر دسترسی به اینترنت به امتیازی اداری تبدیل شود، بخشی از همین ظرفیت غیررسمی و خلاقانه تضعیف خواهد شد. بنابراین باید دید صرفه‌جویی احتمالی در مصرف پهنای باند، آیا ارزش کاهش پویایی اکوسیستم نوآوری را دارد یا خیر.

*هدفمندکردن دسترسی؛ مزیت یا مخاطره؟

سومین استدلال موافقان اینترنت طبقاتی، به تنظیم‌گری محتوا و مدیریت هدفمند فضای دیجیتال بازمی‌گردد. بر اساس این نگاه، به‌جای اعمال محدودیت‌های گسترده برای همه کاربران، می‌توان دسترسی‌های تخصصی‌تر را برای گروه‌های حرفه‌ای حفظ کرد و هم‌زمان برای کاربران عمومی، چهارچوب‌های مشخص‌تری در نظر گرفت. از منظر نظری، چنین مدلی می‌تواند از قطعی‌های ناگهانی، انسدادهای سراسری و تصمیم‌های دفعی جلوگیری کند و به سیاست‌گذار امکان انعطاف بیشتری در مدیریت فضای دیجیتال بدهد.

با این حال، همین مدل اگر شفاف، دقیق و عادلانه طراحی نشود، می‌تواند به تقویت احساس تبعیض در جامعه منجر شود. در شرایطی که اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های حکمرانی است، هر نوع تفاوت در دسترسی باید بر پایه معیارهای روشن، قابل سنجش و قابل پیگیری تعریف شود. اگر شهروندان یا فعالان اقتصادی احساس کنند دسترسی به اینترنت نه بر اساس نیاز واقعی و حرفه‌ای، بلکه بر پایه نزدیکی به ساختارهای اداری یا برخورداری از امتیازهای خاص توزیع می‌شود، اعتماد به سیاست‌گذار آسیب خواهد دید.

در واقع، موافقان اینترنت طبقاتی آن را راهی برای هدفمندکردن دسترسی می‌دانند؛ مسیری میان انسداد کامل و رهاسازی کامل اما از منظر بخش خصوصی، مسئله اصلی امکان‌پذیری فنی اینترنت طبقاتی نیست؛ مسئله این است که آیا منافع آن بر هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فناورانه‌اش غلبه پیدا می‎کند یا خیر. اگر دستاوردهای امنیتی این سیاست محدود و کوتاه‌مدت باشد، اما در مقابل به کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش مهاجرت متخصصان و تضعیف نوآوری منجر شود، نمی‌توان آن را سیاستی موفق و پایدار دانست.

*تجربه‌های جهانی و محدودیت قیاس مستقیم

در بررسی این موضوع، معمولاً به تجربه کشورهایی مانند چین، هند یا حتی کره شمالی اشاره می‌شود؛ اما مقایسه مستقیم ایران با این کشورها، بدون توجه به تفاوت‌های ساختاری، می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

چین ساختار کنترل‌شده‌ای بر اینترنت اعمال کرده و با پروژه «دیوار آتش بزرگ»، جریان اطلاعات را مدیریت می‌کند. اما این مدل در بستر یک بازار داخلی بسیار بزرگ، سرمایه‌گذاری عظیم دولتی، شرکت‌های فناوری با مقیاس جهانی و اکوسیستم بومی قدرتمند معنا پیدا کرده است. چین هم‌زمان که محدودیت ایجاد کرده، جایگزین‌های داخلی قدرتمند و بازار عظیمی برای رشد آن‌ها فراهم کرده است.

در مقابل، هند مسیر متفاوتی را انتخاب نموده و با حفظ دسترسی گسترده‌تر، بر صادرات خدمات فناوری و توسعه نیروی انسانی متخصص تمرکز کرده است. نتیجه این رویکرد، تبدیل هند به یکی از بازیگران مهم جهانی در حوزه خدمات فناوری اطلاعات بوده است.

اما قیاس با کره شمالی، از منظر توسعه اقتصادی چندان راهگشا نیست؛ زیرا انزوای فناورانه در آن کشور بخشی از مدل کلان سیاسی آن است، نه یک سیاست اقتصادی قابل تعمیم. ایران نه بازار انحصاری و عظیم چین را دارد، نه می‌تواند و نه باید به سمت انزوای فناورانه حرکت کند. بنابراین سیاست‌گذاری در این حوزه باید متناسب با اهداف صادراتی، ظرفیت سرمایه انسانی و نیازهای اقتصاد دیجیتال کشور طراحی شود.

  • تاثیر دسترسی به اینترنت بر اکوسیستم نوآوری

اقتصاد دانش‌بنیان بدون اتصال پایدار به شبکه جهانی رشد نمی‌کند. یک شرکت هوش مصنوعی، یک استارتاپ نرم‌افزاری یا یک تیم صادرات خدمات دیجیتال در مشهد، تهران، اصفهان یا تبریز، برای توسعه محصول خود به دسترسی قابل اتکا به ابزارها و پلتفرم‌های بین‌المللی نیاز دارد. ابزارهایی مانند GitHub، Google Cloud، OpenAI و بسیاری از خدمات مشابه، امروز بخشی از زنجیره تولید و نوآوری هستند، نه امکانات لوکس و حاشیه‌ای.

اگر دسترسی به این ابزارها وابسته به مجوزهای اداری، تصمیمات متغیر یا مسیرهای غیرشفاف باشد، هزینه فعالیت برای شرکت‌ها افزایش می‌یابد. در اقتصاد دیجیتال، «زمان» یک مولفه مهم و یک دارایی حیاتی است. چند روز اختلال یا ابهام در دسترسی می‌تواند به از دست رفتن مشتری، عقب‌افتادن از رقبا یا شکست یک پروژه صادراتی منجر شود.

در عین حال، اگر سطح‌بندی دسترسی به گونه‌ای طراحی شود که دسترسی حرفه‌ای، قانونی، پایدار و شفاف را برای کسب‌وکارها تضمین نماید، ممکن است نسبت به وضعیت بی‌ثبات فعلی مزیت‌هایی ایجاد کند. اما این مزیت فقط زمانی به دست می‌آید که عدالت رقابتی رعایت شود و دسترسی حرفه‌ای به امتیازی رانتی تبدیل نشود.

نکته مهم دیگر، رقابت منطقه‌ای برای جذب نیروی متخصص است. امروز بسیاری از کشورهای منطقه در تلاش‌ هستند تا برنامه‌نویسان، متخصصان هوش مصنوعی، طراحان محصول و شرکت‌های فناوری را جذب کنند. در چنین فضایی، هر سیاستی که کیفیت زیرساخت دیجیتال ایران را مبهم یا ناپایدار کند، به زیان رقابت‌پذیری کشور تمام خواهد شد. اگر قرار است سطح‌بندی دسترسی اجرا شود، باید به تثبیت فعالیت حرفه‌ای کمک کند، نه اینکه به ابزار فشار یا مانعی تازه برای کسب‌وکارها تبدیل شود.

اقتصاد دیجیتال با امتیاز ویژه رشد نمی‌کند؛ با رقابت سالم، دسترسی پایدار و پیش‌بینی‌پذیری، تعالی می‌یابد. اگر شرکت‌هایی که به ساختارهای اداری نزدیک‌تر هستند از دسترسی بهتر برخوردار شوند و کسب‌وکارهای مستقل یا نوپا در صف انتظار بمانند، بازار از تعادل خارج می‌شود و سرمایه‌گذاری خصوصی کاهش می‌یابد.

* ضرورت شاخص‌گذاری و سنجش‌پذیری سیاست‌ها در حوزه اینترنت

هر سیاست عمومی بدون شاخص ارزیابی روشن، ممکن است سال‌ها ادامه یابد بی‌آنکه میزان موفقیت یا ناکامی آن مشخص شود. از این‌رو، سیاست‌گذار و متولیان اجرای اینترنت طبقاتی باید پیامدهای مثبت و منفی آن را به‌دقت بررسی و اندازه‌گیری کنند. اگر اجرای این سیاست به افزایش مهاجرت متخصصان، کاهش سرمایه‌گذاری خطرپذیر، تضعیف شرکت‌های نوپا یا افت صادرات خدمات دیجیتال منجر شود، نمی‌توان آن را صرفاً به‌دلیل برخی دستاوردهای امنیتی موفق دانست. سیاست درست، امنیت و رشد اقتصادی را در برابر هم قرار نمی‌دهد، بلکه میان این دو توازن برقرار می‌کند.

*جمع‌بندی: اقتصاد دیجیتال و ضرورت دسترسی عادلانه

بحث اینترنت طبقاتی، اگر به فاصله‌گذاری میان گروه‌های مختلف اجتماعی و حرفه‌ای منجر شود، می‌تواند پیامدهایی فراتر از حوزه ارتباطات بر جای بگذارد. اگر هدف سیاست‌گذار، مدیریت هوشمند، افزایش تاب‌آوری زیرساخت و حمایت از فعالیت‌های تخصصی و حرفه‌ای است، دستیابی به این اهداف الزاماً از مسیر تفکیک و سطح‌بندی دسترسی نمی‌گذرد. می‌توان همین مسیر را با تنظیم‌گری شفاف، توسعه زیرساخت‌های داخلی رقابتی، حمایت هدفمند از کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و تضمین دسترسی پایدار و قابل پیش‌بینی دنبال کرد؛ بی‌آنکه فضای تنفس اقتصاد دیجیتال محدود شود یا احساس نابرابری در جامعه تقویت گردد.

اقتصاد دیجیتال برای خراسان رضوی و کشور، ظرفیتی آینده‌ساز است. این استان از نیروی انسانی تحصیل‌کرده، توان صادرات خدمات فناوری، موقعیت ژئواکونومیک و امکان ارتباط با بازارهای پیرامونی برخوردار است؛ اما هیچ‌یک از این مزیت‌ها بدون اتصال پایدار، عادلانه و قابل اتکا به شبکه جهانی به‌طور کامل بالفعل نخواهد شد. در چنین شرایطی، هر سیاستی که دسترسی را مبهم، امتیازمحور یا وابسته به مجوزهای متغیر کند، می‌تواند بخشی از توان رقابتی این زیست‌بوم را تضعیف کند.

در مجموع، تجربه توسعه نشان داده است که نوآوری در فضای بسته و دسترسی تبعیض‌آمیز رشد نمی‌کند؛ بلکه به زیرساخت پایدار، اعتماد عمومی، رقابت سالم و افق قابل پیش‌بینی نیاز دارد.

بنابراین تصمیم امروز درباره اینترنت، صرفاً تصمیمی درباره یک خدمت ارتباطی نیست؛ تصمیمی درباره مسیر توسعه کشور است. امنیت پایدار زمانی معنا پیدا می‌کند که در کنار آن، رقابت‌پذیری اقتصادی، امکان نوآوری، عدالت در دسترسی و امید به آینده نیز حفظ شود. سیاست‌گذاری در این حوزه باید به جای ایجاد مرزبندی‌های تازه، بر تقویت اعتماد، تاب‌آوری و توانمندسازی همه بازیگران اقتصاد دیجیتال استوار باشد.

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=76214
  • نویسنده : علی‌محمد شریعتی‌مقدم
  • ارسال توسط :
  • منبع : اتاق مشهد
  • 12 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای اینترنت طبقاتی و خطر تضعیف نوآوری بسته هستند

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.