دو سیستم مغز
شبکه تحلیلی یا وظیفهمحور مسوول تفکر پیچیده و تصمیمگیری است. این شبکه در قشر پیشپیشانی مغز قرار دارد و محل یکپارچهسازی نواحی مختلف مغز است. بنابراین برای نوشتن استراتژی، ما از حافظه کاری (سیستم مدیریت پروژه در مغز)، پردازش و تولید زبان، ترکیب اطلاعات، و هماهنگی دیداری و حرکتی که برای تبدیل ایدهها به کلمات لازم است استفاده میکنیم. برای اینکه این فرآیند بهطور موثر انجام شود، این سیستم به آزادی از هرگونه اختلال نیاز دارد. این اختلال میتواند از سوی سیستم لیمبیک ایجاد شود که در بخش پشتی مغز و بالای ساقه مغز قرار دارد. سیستم لیمبیک که در واقع مجموعهای از نواحی شامل تالاموس، هیپوتالاموس و آمیگدال است، بهعنوان مراکز واکنش و هشدار ما عمل میکند. این سیستم هنگام دریافت حجم زیادی از دادهها درباره آنچه برای ما در حال رخ دادن است و آنچه پیشبینی میکنیم بهزودی رخ دهد، واکنشهای جنگ یا گریز را فعال میکند تا ما را ایمن نگه دارد.
عصبزیستشناسان معتقدند با توجه به شرایط بسیار تکنولوژیک و نامطمئن امروز، سیستم لیمبیک بیش از هر زمان دیگری تحریک میشود. و نکته مهم اینجاست که وقتی سیستم لیمبیک اینقدر فعال باشد، عملکرد شبکه تحلیلی را مهار میکند. به این وضعیت «حالت تهدید» گفته میشود. مشتری من احتمالا نتوانسته بود آن استراتژی را بنویسد، چون در «حالت تهدید» قرار داشت: او تحت فشار و استرس بود، به توانایی خود شک میکرد و نگران بود که نتواند کار را بهموقع تمام کند. در حالتهای تهدید، عمل کردن و منطقی فکر کردن برای ما دشوار میشود و احتمال دارد دچار سوگیری شده و اشتباه کنیم. ما دچار برانگیختگی هیجانی و تغییر رفتار میشویم و کمتر میتوانیم به دیگران توجه کنیم. دانستن این موضوع خوب است. یعنی میتوانیم برای آن کاری انجام دهیم. میتوانیم بهطور آگاهانه مغزمان را هدایت کنیم تا وارد حالت مقابل شود؛ یعنی «حالت پاداش»، جایی که فعالیت سیستم لیمبیک کمتر است و شبکه تحلیلی بهطور کامل در دسترس قرار دارد. در حالت پاداش، میتوانیم عملکرد بهتری داشته باشیم. ما برای انجام سختترین وظایف رهبری سازمانی باید در این حالت باشیم: داشتن تفکر استراتژیک، گرفتن تصمیمهای دشوار، منتقل کردن اخبار و بازخوردهای سخت، ایجاد پاسخگویی و پیشبرد کارها، مدیریت تعارض، و حفظ تمرکز از طریق کنار گذاشتن عوامل مزاحم. خوشبختانه چهار فعالیت نسبتا ساده وجود دارد که میتوانیم برای رسیدن به این وضعیت عملکردی انجام دهیم.
چه باید کرد؟
اول، با اهداف اصلی خود درگیر شوید. تمرکز بر «چرایی» بهجای «چه چیزی» و «چگونه»، برای عملکرد مغز مفید است. وقتی بر هدف معنادار تمرکز میکنیم، فعالیت قشر پیشپیشانی بهبود مییابد و به سیستم لیمبیک پیام میدهد: «من در امان هستم.» هدفها، بهصورت جمع، اهمیت دارند زیرا چندین هدف بهطور همزمان در حال کار هستند: هدف شخصی برای انجام آن نقش، هدف کلی سازمان، هدف محلی (اینکه چرا روی موضوعی خاص تمرکز کردهایم)، و هدف «اکنون» (چرایی کاری که همین لحظه انجام میدهیم). هماهنگسازی و شفافسازی این هدفها برای خودمان و انتقال آنها به دیگران کمککننده است. دوم، از برخی تکنیکهای تنظیم هیجانی استفاده کنید. هر یک از ما مجموعهای از این ابزارها را در اختیار داریم.
این لحظهای است که باید از آنها استفاده کنیم تا با ارسال پیامهایی به سیستم لیمبیک، آن را آرام کنیم و به آن بگوییم که در وضعیت تهدید نیستیم و همهچیز تحت کنترل است. روشهای کلاسیک شامل تنفس، ذهنآگاهی و تاکیدات مثبت به خود است. بیان کردن احساسات با صدای بلند، ضربهدرمانی (tapping) و تمرکز بر طبیعت نیز از روشهای اثباتشده برای کاهش «نویز» سیستم لیمبیک هستند. سوم، به دنبال حمایت اجتماعی باشید. درگیر شدن در یک تجربه رابطهای مثبت، مانند صحبت با یک فرد مورد اعتماد یا مربی، باعث تولید اکسیتوسین میشود؛ یک انتقالدهنده عصبی قدرتمند که فعالیت سیستم لیمبیک را آرام میکند. یا میتوانید از افراد اطراف خود سوالهای کنجکاوانه بپرسید و با دقت به پاسخها گوش دهید، یا حتی با سگ خود صحبت کنید! حمایت اجتماعی بهعنوان مهمترین عامل مرتبط با تابآوری در محیط کار شناخته میشود و برای مقابله با تنهایی بسیار حیاتی است. در نهایت، چندین راه برای واداشتن قشر پیشپیشانی به کار کردن حتی در شرایط فشار شدید لیمبیک وجود دارد. از یک «مغز سوم» استفاده کنید؛ جایی برای تخلیه تمام شلوغیهای ذهنی، مانند نوشتن روزانه یا یک سیستم لیستسازی خوب. همچنین انرژی خود را بازیابی کنید، زیرا این وظایف پیچیده رهبری سازمانی به شدت انرژیبر هستند. مهم است که آب کافی بنوشید و غذا بخورید! بررسی شواهد و سوگیریها تکنیکهایی برای مدیریت شناختی هستند که به فعال ماندن سیستم تحلیلی کمک میکنند؛ مثلا پرسیدن اینکه «چه شواهدی برای این وجود دارد؟» یا «چه چیزی در اینجا کم است؟»













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰