سه مرحله سرنوشتساز در مسیر شغلی
اعتبار پروانههای اشتغال به کار مهندسان تا ۳۱ خرداد تمدید شد
ابلاغ بسته حمایتی 10 مادهای برای نجات تولید در شرایط جنگی
احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
بازار سرمایه یکی از اصلیترین مسیرهای تامین مالی بنگاههاست؛ بااینحال ورود شرکتهای خصوصی خراسان رضوی به این بازار کُند و پُرچالش پیش میرود. ریشه موانعی که در این مسیر دستاندازهای متعدد ایجاد کردهاند را میتوان در کاستیهای درونسازمانی (از جمله ضعف حاکمیت شرکتی، نبود شفافیت مالی و مدیریت ریسک ناکافی) و در عین حال سختگیریها و محدودیتهای نهادهای پذیرش جستوجو کرد. به باور کارشناسان، علاوه بر اصلاحات ساختاری در شرکتها، ارتقای دانش مالی مدیران، ایجاد مراکز منطقهای تامین مالی و بازنگری واقعبینانه در الزامات قانونی میتواند مسیر ورود شرکتهای توانمند را به این بازار مهم هموار کند و چند خوان از هفتخوان بورسی شدن را بکاهد.
همزمان با تشدید بحران آب و ضرورت مهاجرت کشتهای آببَر به محیطهای کنترلشده، آمارها نشان میدهد که روند توسعه کشت گلخانهای در خراسان رضوی با کندی و عقبماندگی جدی مواجه است. برآوردهای کارشناسی نشان میدهد که برای تحقق اهداف اشاره شده، به ۵۸۰۰ هکتار گلخانه نیاز است؛ اما سطح فعلی زیرکشت گلخانههای فعال استان ۲۵۴ هکتار (حدود ۱۰۰ هکتار سایبان) میباشد. خبر تلختر آنکه در بزنگاه این نیاز، ۲۱۰ واحد گلخانهای نیز از مدار فعالیت خارج هستند.
در سالهای اخیر، «توسعه کشت گلخانهای» به جزء ثابت سخنان مسئولان و کارشناسان بدل شده؛ نسخهای که نجات کشاورزی از بحران آب را در رشد تولیدات گلخانهای جستوجو میکند. بیراه هم نیست: ورشکستگی منابع آبی و فشار بر الگوی کشت سنتی، ضرورت تغییر روشها را دوچندان کرده است. اما در میدان عمل، گلخانهداران با دیوار بلند هزینههای سرمایهای و جاری، فقدان بازار متمرکز و سازوکار فروش کارآمد، قطعیهای مکرر برق و گاز، و بیثباتی مقررات روبهرو هستند؛ تا آنجا که نگرانند سرمایهشان در حصار گلخانه «خشک» شود. در این پرونده با مرور دغدغهها و دیدگاههای فعالان اقتصادی و متولیان نهادهای دولتی، فرصتها و تهدیدهای این بخش و الزامات توسعه کشت گلخانهای را بررسی نمودیم.
ایران هرچند همچنان بزرگترین تولیدکننده زعفران جهان است، اما برند زعفران ایرانی در بازارهای بینالمللی هنوز به جایگاه شایسته خود دست نیافته است. سهم اندک ایران از ارزشافزوده جهانی این محصول، با وجود در اختیار داشتن بیش از ۹۰ درصد تولید، نشاندهنده بیبرنامگی و ضعف عملکرد نهادهای دولتی متولی این حوزه است. در حالیکه رقبایی همچون افغانستان با بهرهگیری از معافیتهای تعرفهای و حمایتهای خارجی جایگاه خود را در بازارهای هدف تثبیت میکنند، زعفران ایران زیر سایه محدودیتهای ارزی، فقدان دیپلماسی اقتصادی، ناهماهنگی نهادهای متولی و الزامات سختگیرانه رفع تعهد ارزی، دغدغه حفظ بازار و اعتبار برند خود را دارد. این گزارش بازتاب نگرانیها و هشدارهای فعالان زنجیره زعفران است؛ درباره محصولی که اگر امروز برند آن احیا نشود، فردا حتی تولید انبوه نیز تضمینکننده ماندگاریاش نخواهد بود.
شهرام عیدی زاده- استاد دانشگاه و پژوهشگر اقتصادی
وحید ارشدی - استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
خراسان رضوی، دومین استان پُرجمعیت کشور و قلب تپنده زیارت و گردشگری ایران، بهظاهر باید یکی از کانونهای اصلی توسعه اقتصادی ملی باشد؛ اما نگاهی عمیقتر به دادههای آماری و واقعیات میدانی، حکایتی دیگر را روایت میکند.
سعیده بهنژاد - کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق خراسان رضوی
اسفند پارسال وقتی روسای جمهور ایران و ترکمنستان با یکدیگر دیدار کردند و پیرامون همکاریهای مشترک چانه زدند، یکی از موضوعاتی به یک بحث جدی میان دو طرف تبدیل شد؛ راهاندازی و ایجاد منطقه آزاد مشترک بین ایران و ترکمنستان در اینچه برون و سرخس بود. موضوعی که اگر دولتین دو کشور کمر همت به اجرای آن ببندند؛ احتمالا به یک ظرفیت تجاری ارزشمند برای دو کشور تبدیل خواهد شد.
یر جهاد کشاورزی با تاکید بر نقش محوری تشکلها در حمایت از تولید، از آغاز برنامه واگذاری واردات نهادههای دامی به تشکلهای تولیدی خبر داد و گفت: در سیاست جدید وزارتخانه، امور مرتبط با تولید و تامین نهادهها به تدریج به تشکلها سپرده میشود تا با مشارکت مستقیم در سود و زیان، مسیر تأمین نهادهها کوتاهتر و مقرونبهصرفهتر شود.
۹ بانک خصوصی در خراسان رضوی، همچنان گزارشهای خود را به شورای هماهنگی بانکهای استان اعلام نمیکنند.
عماد رجحانی – کارشناس و مدرس تحلیل بازارهای بینالمللی
در دهههای اخیر، چین با عبور از سیاستهای اقتصاد بسته و پیادهسازی اصلاحات ساختاری، توانسته جایگاه خود را بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی اقتصاد جهانی تثبیت کند. این کشور اکنون نهتنها شریک تجاری اول بسیاری از اقتصادهای بزرگ و کوچک جهان است، بلکه به بازیگری تعیینکننده در معادلات اقتصادی، فناوری و انرژی تبدیل شده است. در مقابل، ایران نیز با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و تنگنای دسترسی به بازارهای غربی، با نگاهی که بیش از پیش به شرق معطوف شد،ه تلاش میکند تا با چین بهعنوان یکی از ابر بازیگران کلیدی نظام اقتصاد بینالملل، روابطی راهبردیتر و گستردهتر برقرار کند. اما این روابط تا چه حد پایدار و استوار است و چقدر میتوان به گسترش آن و حتی الگوبرداری ایران از مدل توسعه اقتصادی چین امید بست؟ از آنجا که برخی ناظران با نگاه به سیاست منفعتمحور چین، آینده این روابط را متوازن و بلندمدت پیشبینی نمیکنند و آن را بیشتر ناشی از شرایط مقطعی میدانند، چه تغییراتی در این تعاملات نیاز است و چه میزان فرصت برای ایران جهت اصلاح این تعاملات وجود دارد؟ در همین رابطه «مجیدرضا حریری»، رئیس اتاق مشترک ایران و چین در گفتوگو با «اتاق اقتصاد»، تاکید میکند که مناسبات اقتصادی بین کشورها نه با شعار و ایدئولوژی، بلکه با ایجاد منافع متقابل شکل میگیرد. او ضمن آسیبشناسی از چالشهای فضای اقتصادی ایران، از جمله ضعف زیرساختها و جایگاه نامطلوب ایران در برخی شاخصهای بینالمللی بر این باور است که با ادامه روند فعلی در کشور، در پیش گرفتن دیپلماسی شرقی نیز کمک چندانی به حل مشکلات و توسعه اقتصادی ایران نمیکند.
سیدحسن هاشمی- نایب رئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
هزینهی مدیریت ضعیف و بهرهوری از دسترفته ناشی از کارکنان بیانگیزه یا منفعل، در مقیاس جهانی به ۸.۸ تریلیون دلار میرسد؛ معادل حدود ۹ درصد تولید ناخالص داخلی جهان. در این میان، تغییر شیوه مدیریت افراد شاید سریعترین و کمهزینهترین اهرم برای بهبود بهرهوری سازمانها باشد. بااینحال، اغلب مدیران بازخورد کافی دربارهی نحوهی ادارهی تیم خود دریافت نمیکنند: کمتر از نیمی از کارکنان آمریکایی (42درصد)، فرصت لازم را برای ارائه نظراتشان به مدیر مربوطه کسب میکنند و تنها حدود یکچهارم (24درصد) مجال آن را یافتهاند تا عملکرد مدیرشان را ارزیابی کرده و بازخورد ارائه کنند. حتی میان خود مدیران هم تنها 36درصد میگویند که در قالب فرایندی رسمی از همتایانشان بازخورد دریافت نمودهاند. با این اوصاف، اغلب مدیران ذهنیتی در مورد نقاط ضعف و قوت و البته نقاط کور عملکردشان
یکی از نخستین و مهمترین تصمیمهای هر کارآفرین، انتخاب بین آغاز مسیر به تنهایی یا همراهی با همبنیانگذار است. بسیاری از سرمایهگذاران به تیمهای موسس چندنفره تمایل دارند، چون معتقدند تقسیم مسئولیتها، تنوع مهارتها و کاهش فرسودگی، ریسک شکست را پایین میآورد. با این حال، همبنیانگذاری نامناسب میتواند به یکی از دلایل اصلی فروپاشی استارتاپ منجر شود. در این نوشتار، براساس تجربیات نویسنده بهعنوان استاد کارآفرینی در دانشگاه هاروارد و مشاور دهها تیم موسس، مجموعهای از معیارها و راهکارهای حرفهای برای تصمیمگیری در مورد همبنیانگذاری ارائه میشود.
در یک سال گذشته، بسیاری از سازمانهای کوچک و بزرگ، کارکنان خود را وادار نمودهاند تا در تمامی روزهای کاری به دفتر بازگردند. این تصمیم اغلب پاسخی به شواهد روبهافزایشی است که نشان میدهد مدلهای دورکاری و کار ترکیبی (هیبریدی) میتواند به کاهش بهرهوری کارکنان منجر شود.
سالها به ما آموختهاند احساسات دشمن مذاکره موثر است و باید آنها را در اصطلاح «پشت در گذاشت»؛ گویی خویشتنداری یعنی سرکوب هرآنچه انسانی است. اما کنار گذاشتن احساسات، هم ناممکن است و هم نتیجهای معکوس دارد. مذاکره فقط منطق و استدلال نیست؛ گفتوگویی است میان انسانهایی که نهفقط با منافع، بلکه با ترسها، انتظارات، سوءگیریها و نیاز به دیدهشدن و تایید نیز برانگیخته میشوند.
کمتر از سه سال از معرفی «چتجیپیتی» توسط OpenAI میگذرد؛ با این وجود، همین مدت کوتاه کافی بوده تا این فناوری، محیط کار را بهطور بنیادین دگرگون کند. بسیاری از وظایفی که پیشتر بخش قابلتوجهی از زمان کارکنان را به خود معطوف میکرد، امروز سریعتر و در مواردی بهصورت خودکار انجام میشود. اکنون پژوهشگران به سطوح بالاتر نمودار سازمانی چشم دوخته و این پرسش مهم را مطرح میکنند: هوش مصنوعی مولد (GenAI) چگونه روند فعالیت مدیران میانی را تغییر خواهد داد؟
با گسترش وابستگی اقتصاد ایران به خدمات دیجیتال، هرگونه اختلال در زیرساختهای ارتباطی میتواند آثار جدی بر فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی کشور بر جای بگذارد. در سالهای اخیر، قطعیها و اختلالهای مکرر اینترنت، توجه بسیاری را به پیامدهای پیدا و پنهان این بحران جلب کرده است. برای بررسی ابعاد خسارات ناشی از این وضعیت، به سراغ «احسان چیتساز»، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات، رفتیم تا بر پایه دادهها و تجربیات رسمی، از واقعیتهای این چالش ملی بیشتر بدانیم.
صنعت قطعهسازی خراسان رضوی امروز در جایگاهی حساس ایستاده است؛ صنعتی که با در اختیار داشتن ۳۸۰ واحد فعال دارای پروانه بهرهبرداری و اشتغالزایی مستقیم برای بیش از ۲۵ هزار نفر، یکی از پایههای اصلی تولید و اشتغال صنعتی استان به شمار میرود. تنها ۹۵ واحد عضو انجمن قطعهسازان، بخش عمدهای از نیاز خودروسازان بزرگی چون سایپا را تأمین کرده و در سال ۱۴۰۳ فروش تجهیزاتی به ارزش ۴۰ هزار میلیارد تومان را به ثبت رساندهاند. با این همه، این صنعت راهبردی که تاکنون بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در آن انجام شده، با چالشهایی جدی مواجه است؛ از کاهش تقاضا پس از حذف پژو پارس از خط تولید خراسان، تا فشارهای ناشی از نوسانات ارزی، کمبود نقدینگی و سیاستهای غیرپایدار در سطح کلان. چنین شرایطی بسیاری از واحدها را در تنگنای مالی و مدیریتی قرار داده و تهدیدی برای تداوم تولید و اشتغال در این بخش ایجاد کرده است. کارشناسان و فعالان صتنعت قطعهسازی استان تاکید دارند که بدون حمایت موثر، تسهیل فرآیندهای تولید و تخصیص بهموقع منابع، بخش بزرگی از ظرفیتهای قطعهسازی استان در معرض آسیب قرار خواهد گرفت. این صنعت که ستون فقرات خودروسازی در شرق کشور محسوب میشود، نیازمند تصمیمهای فوری و حمایتهای هدفمند برای عبور از بحران و دستیابی به جایگاهی باثباتتر در اقتصاد منطقه است. در این گزارش، حال و هوای این صنعت را از زبان جمعی از تولیدکنندگان این حوزه، روایت کردهایم.
محمود امتی، عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
محمدحسین روشنک – عضو هیات رئیسه و رئیس کمیسیون مسئولیتهای اجتماعی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی