بازارها پساز ارز تکنرخی
ترخیص کالاهای اساسی بدون انتقال ارز امکانپذیر شد
تاکید بر لزوم مشارکت واقعی کارفرمایان و کارگران در تصمیمگیریهای تامین اجتماعی
فشار هزینههای معیشتی بر سبد غذایی خانوارها
واکاوی راهکارهای حل بحران آب در بخش معدن
همافزایی نسلها، تضمین آینده اقتصادی استان
بهرهمندی فعالان اقتصادی از خروجی طرحهای پژوهشی اتاق خراسان رضوی
توسعه مشارکتهای عمومی و خصوصی؛ راهکار برونرفت از بحرانهای عمرانی استان
چند هفته پیش، برای گروهی از زنان، در سطوح مدیریت ارشد، کارگاهی آموزشی در زمینه رهبری سازمانی برگزار کردم. من همیشه پیش از شروع کارگاههایم، از شرکتکنندگان میپرسم که از زمان مشترکمان چه انتظاری دارند. امسال، یک پاسخ بیوقفه در صدر فهرست انتظارات قرار گرفته بود: «ایجاد ارتباط».
«بریجت بارون»، باریستای فروشگاههای زنجیرهای استارباکس، در روزی که از درست کردن لاته و فراکاپوچینو برای مشتریان معاف بود، باز هم سر کار رفت تا به اموری رسیدگی کند که شرکت اغلب موضعی منفی نسبت به آن داشت: تولید ویدئو حین کار برای تیکتاک.
این روزها وفاداری، شکل متفاوت و معنای عمیقتری پیدا کرده. وفاداری، دیگر با معیارهایی مثل مدت زمان سابقه کار سنجیده نمیشود، بلکه با رشد، اعتماد و داشتن هدفی مشترک سنجیده میشود. هم کارکنان و هم سازمانها به این نتیجه رسیدهاند که وفاداری زمانی شکل میگیرد که آدمها در کنار هم و با هم رشد کنند.
در گذشته با سازمانی همکاری میکردم که شرکت ما را برای حل مشکلی که به گفته خودشان تبدیل به بزرگترین چالش برندشان شده بود، استخدام کرده بودند.
در سالهای اخیر، رویکرد مدیریت منابع انسانی از «مدیریت کارکنان» به «تجربه کارکنان» تغییر یافته است. در این نگاه نوین، سازمانها به جای تمرکز صرف بر فرآیندها (مانند جذب، آموزش یا ارزیابی عملکرد)، به ساختن تجربهای معنادار، لذتبخش و ارزشآفرین برای کارکنان در تمام طول چرخه عمر شغلی آنها میپردازند.
گوگل در سال ۲۰۰۸، پروژه «اکسیژن» را که یک طرح پژوهشی چندساله بود آغاز کرد. در این پروژه، دادههای هزاران نیروی کار بررسی شد تا ویژگیهای مدیران «بسیار موثر» را شناسایی کنند.
این روزها بسیاری از شرکتهای قدیمی، برای جذب و حفظ نیروی کار جوان با مشکل مواجهند. بین مسوولان استخدام، این ایده رواج یافته که کارکنان جوان چنین دیدگاههایی دارند:
تصور بسیاری از ما درباره مدیرمان این است که وظیفه او مدیریت و نظارت بر کار ما و وظیفه ما پیروی از دستورات اوست. ذهنیت اغلب آدمها در مورد رابطه میان مدیر و کارمند این است که افسار این رابطه در دستان مدیر است و ما به عنوان کارمند، هیچ نفوذ و تاثیری بر آن نداریم. اما این ذهنیت درست نیست. آنچه بسیاری از آن غافلند این است که ما نیز به عنوان کارمند باید بتوانیم این رابطه را مدیریت کنیم.