سه مرحله سرنوشتساز در مسیر شغلی
اعتبار پروانههای اشتغال به کار مهندسان تا ۳۱ خرداد تمدید شد
ابلاغ بسته حمایتی 10 مادهای برای نجات تولید در شرایط جنگی
احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
یک کارشناس اقتصادی با اشاره به حمله به زیرساختهای استراتژیک کشور در جنگ اخیر گفت: این اتفاق در صورت مدیریت صحیح میتواند به اصلاحات نهادی، بازسازی ظرفیت تولید و تقویت تابآوری اقتصاد ایران منجر شود.
در دنیای پرنوسان امروز، چالشها تک به تک از راه نمیرسند. هیچ مدیری فرصت ندارد که ابتدا به بحران شخصی رسیدگی کند، سپس برود سراغ بحران حرفهای و در این میان، زمانی برای خالی کردن ذهنش داشته باشد. خیلی وقتها بحرانهای شخصی و کاری همزمان رخ میدهند، استرس را تشدید میکنند، قضاوت را مبهم میسازند و ریسک هر تصمیم را بالاتر میبرند. همین اتفاق برای «امیلی» افتاد؛ مدیر ارشد منابع انسانی که با او همکاری داشتیم. او در گیرودار جدایی از همسرش پس از یک رابطه ۸ساله بود و همزمان در محل کارش، یکسری جابهجاییهای حساس مدیریتی در حال رخ دادن بود: بازنشستگی یک مدیر مورد اعتماد، تصمیمگیری درباره سرنوشت یک معاون ارشد که عملکرد ضعیفی داشت و انتخاب جانشینهایی که مسیر رشد سریع شرکت را شکل میدادند. در خانه، او و دختر نوجوانش در حال اسبابکشی بودند. در همان حال، باید امور مالی مشترک را از همسرش تفکیک میکرد و با اندوه جدایی نیز کنار میآمد.
ایجاد سیستمهایی برای مدیریت ریسک، ارزیابی آسیبپذیری یا تابآوری، بدون ایجاد ظرفیتهای مربوطه در مدیران و مسوولان، تقریبا غیر ممکن است. موضوع اعتماد، بهویژه در حوزه حراست و امنیت (Security) اهمیت زیادی دارد.
سود شرکت پایین آمده. مخارج از بودجهها بیشتر شده و شایعاتی در مورد تعدیل نیرو یکی پس از دیگری در میان کارکنان رد و بدل میشوند. در چنین شرایطی، تیم شما به شما چشم دوخته تا برایشان شفافسازی کنید و به آنها اطمینان خاطر دهید. چطور باید حقیقت را درباره وضعیت شرکت به آنها بگویید، بدون آن که دچار وحشتزدگی شوند؟ چطور میتوان از نکات مثبت صحبت کرد بیآن که حس امنیت کاذب در کارکنان ایجاد شود؟ و چه وقتهایی، این خطر وجود دارد که با سطحی رد شدن یا بزک کردن اوضاع، توجه لازم به مشکلات واقعی که نیاز به همکاری همه دارند، از بین برود؟ این چه ریسکی دارد؟