لزوم تسریع در اجرای دستورالعمل ایجاد شعب و مجتمع تخصصی رسیدگی به دعاوی تجاری و بانکی در استان
تفاهمات استانی برای کمک به شفاف سازی، رفع ابهامات و تسریع در روند تعیین تکلیف پروندههای تعهدات ارزی ایفا نشده
هشدار درباره مالیاتهای غیرواقعی ناشی از ابهام در نرخ ارز و مقررات مالیاتی
الگوی توسعه آتی کشور
مواد ناریه؛ گلوگاه رشد معدن
فراخوان ثبت ایدهها و نیازهای فناورانه در رویداد ملی «نوآوران زعفران»
بررسی راهکارهای طرح تمرکززدایی تجارت ایران از بنادر جنوبی در قالب توسعه ظرفیت شرق کشور
اصلاح چالشهای مالیاتی و فعالسازی ظرفیت بناهای تاریخی؛ از اقتضائات تقویت گردشگری خراسان رضوی
در هر سازمانی افراد زیادی وجود دارند که سودای رسیدن به سطوح مدیریت ارشد آن سازمان را در سر میپرورانند و خود را کاندیدای اصلی تصدی پستهای ارشد سازمان میدانند. با این حال، فقط تعداد محدودی از آنها از جانب مالکان و سهامداران سازمان واجد شرایط لازم برای مدیریت در سطوح عالی شناخته میشوند. در این میان، آنچه که یک فرد را از سایر کاندیداها متمایز کرده و شانس او را برای رسیدن به بالاترین نقشهای اجرایی سازمان بیشتر میکند برخورداری از سرمایه کافی و لازم برای متقاعدسازی ذینفعان سازمان است. این سرمایهدارای پنج عنصر اصلی است که آگاهی از آنها و تقویت آنها میتواند شانس افراد را برای تصدی پستهای ارشد مدیریتی سازمان افزایش دهد.
یک پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه گفت: در زمان بحرانهای سیاسی و ژئوپلیتیک، تخصص و مهارت نیروی انسانی به حیاتیترین دارایی برای تابآوری واحدهای تولیدی تبدیل میشود و جایگزینی آن برخلاف تجهیزات و مواد اولیه، بسیار دشوار و زمانبر است.
حسامالدین جلادتی ـ پژوهشگر کارآفرینی دانشگاه تهران // تناقض عمیق و دردناکی در قلب اقتصاد ایران نهفته است. از یکسو، ما از سرمایه انسانی فوقالعادهای برخوردار هستیم و در شاخصهایی مانند تعداد فارغالتحصیلان علوم و مهندسی رتبههای بالایی را به خود اختصاص میدهیم.
مدیر مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی مشهد با اشاره به وضعیت کنونی سرمایهگذاری فیزیکی در رشد اقتصادی کشور بیان کرد: طی سالهای اخیر استهلاک سرمایه از سرمایهگذاری جدید پیشی گرفته است که زنگ خطر محسوب میشود. بهعنوان مثال اگر در سنوات اخیر، چند میلیارد دلار سرمایهگذاری میشد، در حال حاضر آن عدد به قدری کاهش یافته که نرخ استهلاک ماشینآلات و سرمایه کشور از آن میزان سرمایهگذاری سبقت گرفته است. بدین لحاظ که سرمایه کشور مستهلک شده و توان رقابت و تولید خود را طی سالهای آتی از دست خواهد داد.
شاید به نظر برسد که ایده هوش مصنوعی نسبتا جدید است، اما واقعیت این است که ساختن پدیدهای مصنوعی که دارای ذهن باشد، فکر جدیدی به حساب نمیآید و شاید بتوان گفت نمود آن حتی در هیولای فرانکشتاین هم غیرقابل چشمپوشی است؛ البته شاید در آن زمان این ایده بیشتر برای سرگرمی و داستانهای علمی-تخیلی ترسناک کاربرد داشت. حتی تا اواسط قرن بیستم هم این اندیشه معمولا در قالب آدمهای مکانیکی یا روباتها به کار گرفته میشد، اما به قول مت کارتر، نویسند کتاب «ذهن و رایانه»، این اندیشه رفتهرفته زمینهساز مفهوم هوش مصنوعی شد.
امیررضا انگجی، پژوهشگر توسعه مهاجرت و فرار مغزها به مثابه خروج سرمایه انسانی میتواند اثرات اقتصادی و اجتماعی منفی بسیاری برای کشور داشته باشد. از طرف دیگر بازگشت مستقیم یا استفاده غیرمستقیم از سرمایههای انسانی خارج از کشور میتواند برای رشد و توسعه اقتصادی اهمیت بسیاری داشته باشد. در این یادداشت نشان داده شده است که هرچه شاخص حمایت از حقوق مالکیت معنوی بالا باشد، آثار منفی خروج سرمایه انسانی جبران میشود و کشور از فرار مغزها در واقع سود میبرد؛ زیرا میتواند مجددا در آینده از آنها استفاده کند. به عبارت دیگر هر چه حفظ حقوق مالکیت در کشور مبدأ قوی باشد، آزادی انتخاب افراد برای مهاجرت میتواند سودمند هم باشد.
احمد عطارزاده، کارشناس اقتصاد دیجیتال // اگر در دهه ۱۹۵۰ از کسی میپرسیدید که سرمایه انسانی یعنی چه، حتما شما را به تمسخر میگرفت؛ چرا که از نظر بیشتر مردم، سرمایه یعنی ابزار تولید، زمین، ساختمان و پول. اما در دهه ۱۹۶۰ بود که گری بکر اقتصاددان، مفهوم جدیدی را وارد نظریهپردازی اقتصادی کرد. بکر در مطالعات بررسی رابطه میان آموزش و سطح درآمد پی برد که بین سرمایه فیزیکی و تولید خلأ وجود دارد و در سال ۱۹۶۴ مفهوم سرمایه انسانی را ابداع کرد. بکر بین دو نوع سرمایه انسانی عام و سرمایه انسانی خاص تمایز قائل شد. در نظر بکر شرکتها تمایل چندانی برای پرورش سرمایه انسانی عام ندارند، چراکه باور دارند این نوع سرمایه در هر کسبوکار و سازمانی کاربرد دارد و هزینه کردن برای آن یعنی پرداختن هزینه نیروی انسانی سایر سازمانها از جیب کسبوکار خود. در مقابل، شرکتها با فراغ بال حاضرند برای سرمایه انسانی خاص هزینه کنند؛ چراکه این نوع تخصص فقط در کسبوکار خودشان کاربرد دارد.
دکتر جعفر خيرخواهان* در دنیایی که اقتصاد کشورها هر روز اتکای بیشتری به فکر و اندیشه و دانش پیدا میکنند و خلق ثروت به طراحی و ابتکار و نوآوری وابستهتر میشود بدیهی است که نیروی انسانی هم باید حرف اول را بزند.