سه مرحله سرنوشتساز در مسیر شغلی
اعتبار پروانههای اشتغال به کار مهندسان تا ۳۱ خرداد تمدید شد
ابلاغ بسته حمایتی 10 مادهای برای نجات تولید در شرایط جنگی
احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
ین سوال مهم ممکن است برای رهبران کسبوکار ایجاد شود که آیا برنامههای آموزش کارکنان، ارزش هزینه کردن پول و زمان را دارند یا خیر. نتایج حاصل از یک برنامه ۱۶ هفتهای نشان میدهد که ارتقای مهارت نه تنها بهرهوری کارکنان، بلکه بازده مدیران آنها را نیز افزایش میدهد. در یک سازمان دولتی در کلمبیا، کارکنان خط مقدم طی ۱۲ هفته پس از یک برنامه آموزشی هدفمند، در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، ۱۰درصد کار بیشتری انجام دادند.
سختترین بخش تعدیل نیرو از دست دادن افرادی است که با سازمان سازگار شده بودند و برخی از آنها ممکن است چند سال از عمر خود را در آنجا گذرانده باشند. اما کمتر کسی درباره این صحبت میکند که ماندن در همان سازمان چه حسی دارد. بعضی افراد تجربه خودشان را از «زنده ماندن» در موجهای بزرگ تعدیل نیرو به اشتراک گذاشتهاند و از احساسات متناقضی که داشتهاند، صحبت کردهاند؛ از احساس گناه تا خوشحالی از اینکه هنوز شغل دارند. بعد از آن هم نوعی اضطراب پس از اخراج وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود.
ارزیابیها میگویند تا سال ۲۰۳۰ کمبود استعداد جهانی به ۸۵میلیون نفر افزایش پیدا میکند. این رقم میتواند منجر به از دست رفتن بیش از ۸ تریلیون دلار درآمد شده و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. بنابراین مدیریت استعداد هرگز به اندازه کنونی برای سازمانها حیاتی نبوده است. در واقع ۷۸ درصد مدیران، مدیریت استعداد را در صدر دستور کار کسب و کار خود قرار میدهند. با این حال، تا به امروز، مدیریت استعداد برای اطمینان از اینکه سازمانها میتوانند به استعدادهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، آنها را پرورش و حفظ کنند، کار چندانی انجام نداده است.
دنیای کسبوکار به سرعت در حال تغییر است و مهارتهای لازم برای یک رهبر سازمانی موفق نیز به همین سرعت در حال تغییر هستند. بهترین رهبران سازمانی در سال۲۰۲۶، مهارت، تجربه و توانایی ایجاد همگرایی بین ماشینهای هوشمند با نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و انتظارات مشتری را خواهند داشت.
«مت» بیشتر از همکارانش کار میکرد و در نردبان شغلی زیادی بالا رفته بود. منظور از زیادی این است که به درجهای رسیده بود که دیگر به سود هیچکسی به جز «ایگوی ناامنش» نبود.
همه ما خیلی از ویژگیهای مهم یک مدیر برجسته را میشناسیم. بینش، همدلی و هوش، تنها چند نمونه از این موارد هستند. اما یک ویژگی کلیدی دیگر وجود دارد که گرچه اغلب نادیده گرفته میشود، اما باید در صدر این فهرست قرار گیرد: توانایی شناخت استعدادهای ذاتی افراد و هدایت آنها به سمت موقعیتهایی که بیشترین تناسب را با تواناییهایشان دارد.
در بسیاری از سازمانها، از شرکتهای خصوصی گرفته تا استارتآپها و بنگاههای تولیدی، جملهای تکراری شنیده میشود: «کارکنان بیانگیزه شدهاند.» اما واقعیت این است که مشکل، بیانگیزگی کارکنان نیست، بلکه مدیریت انگیزش در شرایطی است که انگیزانندههای سنتی دیگر جواب نمیدهند.
امروزه همه فعالان حوزه کسب و کار درباره هوش مصنوعی و فرصتها و تهدیدهای آن برای کسب و کارها و شرکتها و سازمانها صحبت میکنند و کمتر مدیری را میتوان پیدا کرد که علاقهمند به آموختن در مورد پتانسیلهای هوش مصنوعی و راههای بهرهگیری حداکثری از آن نباشد.
نتایج یک نظرسنجی که در نوامبر ۲۰۲۳ و از طریق یک پرسشنامه آنلاین سفارشی از ۳۰۴ متخصص (از کارکنان غیرنظارتی مثل کارمندان اداری، اپراتورها، نمایندگان فروش، رانندگان، وکلا و... گرفته تا مدیران اجرایی) با توجه به معیارهای عملکرد استراتژیهای کسب و کار و تاکتیکها و فناوریهایی که آنها را هدایت میکنند، به دست آمده نشان میدهد کارفرمایانی که میخواهند موفق شوند، باید مهمترین دارایی خود - یعنی کارکنان - را در اولویت قرار دهند.
وقتی منابع انسانی نامه افزایش حقوق را صادر میکند، اغلب به این معنی است که فرد مورد نظر عملکرد خوبی داشته و به نقاط عطف یا اهداف سازمان دست یافته است. نامه افزایش حقوق همچنین فرصتی را در اختیار متخصصان منابع انسانی قرار میدهد تا مسوولیتهای شغلی جدید را ترسیم کنند و هنگام مشخص کردن افزایش حقوق در آینده، از این نامه به عنوان یک مرجع استفاده کنند.
در یک نظرسنجی جهانی جدید، ۴۴ درصد از کارکنان گزارش کردهاند که در روز کاری قبل، استرس زیادی را تجربه کردهاند. در دوران بیثباتی و عدمقطعیت، مدیران برای جلوگیری از ایجاد اضطراب غیرضروری باید توجه ویژهای به نحوه برقراری ارتباط با تیم خود داشته باشند. در این مطلب، نویسنده به پنج خطای رایجی میپردازد که حتی با حسن نیتترین رهبران سازمان هم مرتکب آنها میشوند. و توضیح میدهد که این رهبران سازمانی، به جای آن رفتار نادرست، باید چه کاری انجام دهند.
به چند هفته اخیر در محل کارتان فکر کنید. اوضاع چطور است؟ شاید با یکی از همکارانتان اختلاف پیدا کرده باشید. او کارها را دیرتر از مهلتی که شما تعیین کردهاید انجام میدهد و میگوید دلیلش این است که شما خواستههایتان را شفاف مطرح نکردهاید. ممکن است این مشکل برای یک تیم متشکل از کارکنان چند واحد پیش آمده باشد که دارند روی یک پروژه برای شما که مدیر یکی از واحدها هستید کار میکنند و مدام با موانعی مواجه میشوند. در همین حین، شما منتظر اضافه حقوق یا ارتقا هستید و نگرانید که عملکردتان در این پروژه روی آن تاثیر بگذارد. خلاصه که ریسک ماجرا برایتان بالاست.
تحولات اخیر جهانی و فهرست روزافزون شوکها و اختلالات، فشار بیشتری بر زنجیرههای ارزش جهانی متزلزل وارد کرده است. پیچیدگی چالشهای کنونی که بر تولید و زنجیرههای ارزش تاثیر میگذارند، نیاز به فراتر رفتن از ابزارهای سنتی، نیروی کار و محیطزیست را میطلبد. بررسی هزار کارخانه پیشرو توسط شرکت مکنزی نشان میدهد که سه ابرروند قابلیت اتصال، هوشمندی و اتوماسیون انعطافپذیر، شکلدهنده کارخانههای آینده خواهند بود. بنابراین یکی از ویژگیهای مهم کارخانههای آینده، به نحوه تعامل آنها با هوش مصنوعی برمیگردد. اما بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت در دو سطح مختلف چالشبرانگیز است: اول اینکه نیروی انسانی باید مهارت لازم را برای تعامل و استفاده از هوش مصنوعی دارا باشد؛ دوم اینکه قابلیتهای کارخانه باید به اندازهای بالا برود که بتواند از هوش مصنوعی خلق ارزش کند.