تقویت حکمرانی بخش خصوصی، پیششرط عبور از بحرانهای اقتصادی
ضرورت بازپسگیری بازارهای از دسترفته فرش ایرانی
خدمات، پیشران جدید تورم در خراسان رضوی
تحقق تردد روزانه ۲ هزار کامیون از دوغارون، در گرو مدیریت واحد مرزی است
هدف دشمن از اختلال در مسیر ریلی اینچه برون چه بود؟ / مزیتهای اینچه برون در میان سه کریدور ریلی شمالی
پیش بینی صندوق بین المللی پول از رشد 5.4- درصد اقتصاد ایران
شرایط بخشودگی جریمه ۲ برابری مالیات ارزش افزوده اعلام شد
اخذ گواهی بازرسی در مبدأ پیش از حمل کالا الزامی شد
بهعنوان یک مربی هوش هیجانی این سوال بسیار از من پرسیده میشود که: «چطور احساساتم را کنترل میکنم؟» طی سالها، هزاران ایمیل از خوانندگانی دریافت کردهام که گرفتار چرخه تفکر احساسی شدهاند؛ وضعیتی که باعث میشود حرفهایی بزنند یا کارهایی انجام دهند که بعدا از آن پشیمان میشوند و این موضوع در اغلب اوقات، به آسیب دیدن نزدیکترین روابط آنها، اعم از شغلی و شخصی منجر میشود. نکته اینجاست که احساسات بد نیستند. در واقع احساس همان چیزی است که ما را انسان میسازد که اتفاقا چیز خوبی است.
بسیاری از به اصطلاح رهبران سازمانی علاقه بیمارگونهای به بزک کردن ظاهر بیرونی مقام خود دارند. این نوع رهبری سازمانی که میتوان آن را «رهبری سازمانی محسوس» نامید، سبکی بسیار سطحی و صرفا یک تلاش دستساز انسانی برای ایجاد نظم در سازمان است و شامل موقعیتهایی با اختیارات بالا میشود که با عناوین سازمانی، همرده بودن با روسای بالادست، اندازه و مکان دفتر کار، قلمرو قدرت و مانند آن شناخته میشود.