تصور کنید وارد یک اتاق میشوید. قبل از اینکه حتی چیزی بگویید، اطرافیان یا به شما نزدیکتر میشوند یا فاصله میگیرند. انرژی فضا یا بالا میرود یا افت میکند. طبق پژوهشهای دانشگاههاروارد، همین پویایی نامرئی میتواند موفقیت یک تیم و سازمان را تعیین کند.
انرژی مثبت مدیران برای کارکنان
«کیم کامرون» در پژوهشی، از اعضای صدها سازمان، از استارتآپهای کوچک گرفته تا شرکتهای چندملیتی، یک سوال پرسیده است: «وقتی با این فرد در سازمانم تعامل میکنم، چه اتفاقی برای انرژی من میافتد؟»
همانطور که در کتاب «رهبری با انرژیبخشی مثبت» بیان شده، نتایج بسیار قابلتوجه بود. آن دسته از مدیران سازمانی که انرژی مثبت در روابط ایجاد میکنند، باعث عملکرد بسیار بالاتر، درگیری و مشارکت بیشتر و احساس بهزیستی بهتر در تیمهای خود میشوند. در مقابل، رهبرانی که انرژی دیگران را میگیرند، نتیجهای کاملا برعکس ایجاد میکنند و بیشتر آنها حتی از این موضوع آگاه نیستند.
من خودم وارد فضاهای زیادی شدهام که در همان لحظه اول احساس کردهام انرژیام تحلیل میرود. اما به یاد دارم رئیس یک شرکت خردهفروشی که قبلا برایش کار میکردم، انرژی جذبکننده و اثرگذاری داشت. وقتی صحبت میکرد، همه با دقت گوش میدادند. وقتی از ما کاری میخواست، با میل و اشتیاق انجامش میدادیم. احساس خوبی داشتیم، دیده میشدیم و حس میکردیم به آنجا تعلق داریم.
چرا انرژی مثبت بیشتر از همیشه اهمیت دارد؟
کارکنان امروز بیش از هر زمان دیگری در سالهای اخیر با استرس روبهرو هستند. الزام به بازگشت به محل کار، بعد از دورکاریهای دوران کرونا، در بسیاری از صنایع تنش و نارضایتی ایجاد کرده است. هزینههای زندگی همچنان در حال افزایش است. هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن بسیاری از مشاغل است و میلیونها نفر را در سکوت نگران آینده شغلی خود کرده است.
در چنین شرایطی، انرژیای که یک مدیر با خود به محیط کار میآورد یک مهارت نرم محسوب نمیشود، بلکه یک مهارت حیاتی برای بقا و موفقیت تیم و حتی خود کسبوکار است.
«سارا پرسمن»، استاد دانشگاه «یوسی ارواین»، دریافته که نیاز به ارتباط اجتماعی مثبت آنقدر قوی است که نداشتن آن، برای سلامتی از فشار خون بالا، سیگار کشیدن یا چاقی هم مضرتر است. در مقابل، ارتباطات اجتماعی مثبت میتوانند طول عمر را افزایش دهند، سیستم ایمنی را تقویت کنند و میزان اضطراب و افسردگی را کاهش دهند.
حالا تصور کنید این موضوع در یک سازمان چه معنایی پیدا میکند؛ جایی که مدیر بهطور مداوم انرژی اطرافیان خود را تحلیل میبرد.
انرژیبخشهای مثبت و انرژیگیرها
پژوهشگران دو نوع متمایز از افراد را در هر شبکه کاری شناسایی کردهاند. افراد انرژیبخش مثبت، فضای اتاق را زنده و پرانرژی میکنند. حضور آنها باعث بهبود عملکرد، افزایش خلاقیت و ایجاد اعتماد میشود. افراد در کنار آنها رشد میکنند و شکوفا میشوند. در مقابل، انرژیگیرها اثر معکوس دارند. آنها همیشه هم پرخاشگر یا سلطهجو نیستند. بیشترشان کاملا خوشبرخورد به نظر میرسند، اما نوع تعاملشان باعث میشود دیگران احساس کوچکتر شدن، خستگی و کاهش انگیزه داشته باشند.
اغلب خودشان هم از این اثر منفی آگاه نیستند. تفاوت عملکرد بین این دو نوع رهبر سازمانی اصلا جزئی و کماهمیت نیست. در برخی پژوهشها، رهبران انرژیبخش مثبت در سودآوری و بهرهوری تا چهار برابر یا بیشتر از دیگران عملکرد بهتری داشتهاند. وقتی مدیران در روابط انرژی مثبت ایجاد میکنند، سازمانهای آنها نوآوری بیشتری تجربه میکنند، کار تیمی قویتر میشود و عملکرد مالی بهتری به دست میآید. کارکنان نیز رضایت شغلی بالاتر، حال روانی بهتر، درگیری و مشارکت بیشتر در کار و حتی روابط شخصی بهتری در خانه گزارش میکنند. وقتی رهبران سازمان بهطور مداوم به تیمهای خود قدردانی، حمایت و تشویق ارائه میدهند، میزان غیبت از کار کاهش مییابد، بهرهوری افزایش پیدا میکند و کیفیت کار در همه بخشها بهتر میشود.
انرژی مثبت خود را تقویت کنید
انرژی مثبت در روابط یک ویژگی شخصیتی ثابت نیست، بلکه یک مهارت و تمرین قابل یادگیری است. افراد انرژیبخش مثبت، روابطی ایجاد میکنند که حال دیگران را بهتر میکند و به رشد و زندگی بهتر کمک میکند. آنها با رهبری اصیل و مبتنی بر ارزشها عمل میکنند و در نتیجه، نهتنها سازمان خود بلکه خودشان را نیز ارتقا میدهند.
ویژگیهایی که این افراد بهطور مداوم نشان میدهند شامل بخشش، همدلی، فروتنی، مهربانی، اعتماد، صداقت، درستکاری، سخاوت، قدردانی و توجه به دیگران است؛ نه بهعنوان رفتارهای گاهبهگاه، بلکه به شکل عادتهای روزمره. انرژی مثبت به معنای مثبتاندیشی مصنوعی نیست. اینطور نیست که کسی لبخند بزند و در عین حال استرسها و مشکلات واقعی را نادیده بگیرد. بلکه به معنای نشان دادن فعالانه ارزشها در عمل است. افراد انرژیبخش مثبت، شبکهای از افراد مشابه خودشان ایجاد میکنند و این انرژی بهتدریج گسترش پیدا میکند و افراد بیشتری را جذب میکند. در نتیجه، کل سازمان به سمت فضای مثبتتر و سازندهتر حرکت میکند. «دالی پارتن» این مفهوم را بهخوبی خلاصه کرده است: «اگر رفتارهای تو به دیگران الهام میدهد که بیشتر رویاپردازی کنند، بیشتر یاد بگیرند، بیشتر انجام دهند و به انسان بهتری تبدیل شوند، پس تو یک مدیر مثبت و انرژیبخش هستی.»
منبع: Inc













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰