• امروز : یکشنبه - ۴ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 26 July - 2026
کل 6455 امروز 6
0
یک پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه مطرح کرد؛

تلاش بنگاه‌های اقتصادی کوچک برای تعادل بین حفظ مشتری، تأمین نقدینگی و تداوم تولید

  • کد خبر : 78814
  • ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
تلاش بنگاه‌های اقتصادی کوچک برای تعادل بین حفظ مشتری، تأمین نقدینگی و تداوم تولید
ک پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه گفت: در دوران رکود تورمی، قیمت‌گذاری یک فرآیند حسابداری ساده نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد بقای بنگاه‌های اقتصادی محسوب می‌شود. همان‌گونه که مصرف‌کنندگان برای حفظ قدرت خرید خود به دنبال راه‌های سازگاری هستند، بنگاه‌ها نیز ناچارند میان حفظ مشتری، تأمین نقدینگی و تداوم تولید تعادل برقرار کنند.

شهرام عیدی‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا در این خصوص اظهار کرد: موفقیت در این تعادل ظریف، یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده بقای بنگاه‌های کوچک و متوسط در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی خواهد بود.

وی با اشاره به این‌که یکی از پیامدهای مهم رکود تورمی، تغییر مفهوم ارزش در ذهن مصرف‌کنندگان است؛ افزود: در شرایط عادی، کیفیت، برند، تنوع و ویژگی‌های جانبی محصول نقش مهمی در تصمیم خرید دارند؛ اما در دوران بحران، معیار اصلی بسیاری از خانوارها به قابلیت تأمین نیاز با کمترین هزینه ممکن تبدیل می‌شود. این تغییر ترجیحات، ساختار رقابت میان بنگاه‌ها را نیز دگرگون می‌کند. شرکت‌هایی که بتوانند محصولات ضروری‌تر، مقرون‌به‌صرفه‌تر و سازگارتر با محدودیت بودجه خانوارها عرضه کنند، شانس بیشتری برای حفظ سهم بازار خواهند داشت.

عیدی زاده اظهار کرد: در میان تمامی چالش‌هایی که بنگاه‌های کوچک و متوسط در شرایط بحران‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک با آن مواجه می‌شوند، کمبود نقدینگی شاید مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عامل بقا باشد. بسیاری از بنگاه‌ها نه به دلیل فقدان بازار، نه به علت ضعف فناوری و حتی نه به دلیل کمبود مواد اولیه، بلکه صرفاً به دلیل ناتوانی در تأمین سرمایه در گردش از چرخه فعالیت خارج می‌شوند. به همین دلیل، در ادبیات اقتصاد بنگاه، نقدینگی اکسیژن کسب‌وکار نامیده شده است. عنصری که نبود آن حتی سودآورترین فعالیت‌های اقتصادی را نیز با خطر توقف مواجه می‌کند.

وی بابیان اینکه مسئله نقدینگی در مورد بنگاه‌های کوچک و متوسط ایران ابعاد پیچیده‌تری دارد؛ افزود: اگرچه این بنگاه‌ها ستون فقرات اشتغال کشور محسوب می‌شوند و سهم عمده‌ای از فرصت‌های شغلی را ایجاد کرده‌اند، اما در دسترسی به منابع رسمی تأمین مالی همواره با نوعی نابرابری ساختاری مواجه بوده‌اند.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: در عمل، بخش بزرگی از سرمایه‌گذاری و تأمین سرمایه در گردش این بنگاه‌ها از محل منابع شخصی، سرمایه خانوادگی، اعتبار تجاری و شبکه‌های غیررسمی تأمین می‌شود و سهم نظام بانکی در تأمین مالی آن‌ها همچنان محدود باقی‌مانده است. در شرایط بحران، این شکاف عمیق‌تر نیز می‌شود.

وی یادآورشد: هنگامی‌که بانک مرکزی برای کنترل تورم سیاست‌های انقباضی را در پیش می‌گیرد و بانک‌ها با محدودیت‌های ترازنامه‌ای روبه‌رو می‌شوند، نخستین گروهی که از دسترسی به اعتبار محروم می‌شوند، معمولاً بنگاه‌های کوچک هستند. از منظر اقتصاد پولی، این پدیده با عنوان جیره‌بندی اعتباری شناخته می‌شود؛ وضعیتی که در آن متقاضیان حتی با پذیرش نرخ‌های سود بالاتر نیز قادر به دریافت تسهیلات نیستند، زیرا محدودیت اصلی نه قیمت اعتبار، بلکه دسترسی به آن است.

چرا بنگاه‌های کوچک قربانی نخست جیره‌بندی اعتباری هستند؟

این استاد دانشگاه تاکید کرد: در شرایط نااطمینانی اقتصادی، بانک‌ها به‌طور طبیعی به سمت مشتریان بزرگ‌تر و کم‌ریسک‌تر متمایل می‌شوند. شرکت‌های بزرگ دارایی‌های وثیقه‌ای بیشتری دارند، صورت‌های مالی شفاف‌تری ارائه می‌کنند و از قدرت بازپرداخت بالاتری برخوردارند. در مقابل، بسیاری از بنگاه‌های کوچک فاقد وثایق کافی بوده و توانایی پاسخ‌گویی به الزامات پیچیده نظام بانکی را ندارند. نتیجه این فرآیند این است که درست در زمانی که بنگاه‌های کوچک بیش از هر زمان دیگری به سرمایه در گردش نیاز دارند، دسترسی آن‌ها به منابع مالی دشوارتر می‌شود.

عیدی زاده خاطرنشان کرد: در سال‌های اخیر، بسیاری از کشورها برای حل این معضل به سمت توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیره تأمین حرکت کرده‌اند. فلسفه اصلی این ابزارها آن است که اعتبار از طریق روابط واقعی تجاری و جریان کالا در زنجیره تولید منتقل شود، نه صرفاً از طریق وثایق سنتی و تزریق مستقیم منابع بانکی.

وی مزیت اصلی این رویکرد را فراهم شدن امکان تأمین سرمایه در گردش بنگاه‌ها بدون خلق نقدینگی گسترده و بدون تشدید فشارهای تورمی، دانست و گفت: درواقع، به جای آنکه بانک برای هر حلقه زنجیره به‌صورت جداگانه تسهیلات پرداخت کند، اعتبار در امتداد زنجیره تولید و بر پایه معاملات واقعی گردش می‌یابد.

این مدرس دانشگاه یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأمین مالی زنجیره‌ای در ایران، گواهی اعتبار مولد یا اوراق گام عنوان کرد و افزود: این ابزار به بنگاه‌های بزرگ امکان می‌دهد اعتبار خود را در اختیار تأمین‌کنندگان و پیمانکاران کوچک قرار دهند و از این طریق بخشی از نیاز مالی زنجیره تولید تأمین شود.

وی یادآورشد: از منظر نظری، اوراق گام می‌تواند یکی از کارآمدترین ابزارهای حمایت از بنگاه‌های کوچک باشد؛ زیرا به جای اتکا به وثایق سنگین، بر اعتبار عملیاتی و روابط واقعی تجاری استوار است. با این حال، چالش‌هایی نظیر طولانی بودن فرآیند تنزیل، محدودیت نقدشوندگی و عدم پذیرش گسترده آن توسط برخی شرکت‌های بزرگ و نهادهای دولتی، موجب شده که ظرفیت بالقوه این ابزار به‌طور کامل فعال نشود زیرا ارزش واقعی یک ابزار مالی زمانی آشکار می‌شود که همه حلقه‌های زنجیره آن را بپذیرند؛ در غیر این صورت، بخشی از اعتبار در میانه مسیر متوقف خواهد شد.

عیدی زاده برات الکترونیکی تجاری را یکی دیگر از ابزارهای نوین تأمین مالی برشمرد و گفت: این ابزار امکان انتقال تعهدات مالی میان فعالان اقتصادی را بدون نیاز به جابه‌جایی فوری پول نقد فراهم می‌کند. ویژگی مهم برات الکترونیکی آن است که می‌تواند چندین بار در زنجیره تولید منتقل و ظهرنویسی شود و نقش پول تجاری را ایفا کند. برای بنگاه‌های کوچک که فاقد وثایق ملکی یا دارایی‌های سنگین هستند، این ابزار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا اعتبار معاملاتی واقعی را به یک دارایی مالی قابل‌انتقال تبدیل می‌کند. در این سازوکار اعتماد تجاری جای بخشی از کمبود نقدینگی را می‌گیرد و امکان ادامه فعالیت اقتصادی حتی در شرایط محدودیت پولی فراهم می‌شود.

وی با اشاره به این‌که یکی از مشکلات مزمن بنگاه‌های کوچک، فاصله زمانی میان فروش محصول و دریافت وجه است؛ افزود: هرچه این فاصله طولانی‌تر شود، نیاز به سرمایه در گردش نیز افزایش می‌یابد. ابزارهایی نظیر فاکتورینگ یا خرید مطالبات قراردادی دقیقاً برای حل این مسئله طراحی‌ شده‌اند. در این مدل، بنگاه می‌تواند مطالبات آینده خود را به یک نهاد مالی واگذار کرده و بخش عمده وجه آن را پیش از سررسید دریافت کند.

این پژوهشگر اقتصادی بابیان این‌که این فرآیند ضمن کاهش ریسک نکول و بهبود جریان نقدی، زمان گردش سرمایه را کوتاه می‌کند و انعطاف‌پذیری مالی بنگاه را افزایش می‌دهد؛ اعلام کرد: در اقتصادهای بحران‌زده، سرعت گردش نقدینگی گاه اهمیت بیشتری از حجم نقدینگی پیدا می‌کند؛ زیرا بنگاهی که بتواند سریع‌تر منابع خود را بازیابی کند، شانس بیشتری برای ادامه فعالیت خواهد داشت.

عیدی زاده با اشاره به تجربه اقتصادهای موفق بیان کرد: آینده تأمین مالی بنگاه‌های کوچک در آن‌ها درگرو عبور از مدل سنتی وام‌دهی وثیقه‌محور و حرکت به سمت اکوسیستم‌های اعتباری مبتنی بر زنجیره تولید است. در این رویکرد، اعتبار نه به یک بنگاه منفرد، بلکه به‌کل شبکه تولید تعلق می‌گیرد.

وی افزود: در شرایط بحران، این ابزارها می‌توانند بخشی از فشار ناشی از کمبود نقدینگی را بدون افزایش پایه پولی و تشدید تورم جبران کنند. ازاین‌رو، توسعه و تسهیل استفاده از ابزارهای تأمین مالی زنجیره‌ای باید به یکی از اولویت‌های سیاست‌گذاری اقتصادی تبدیل شود.

عیدی زاده گفت: بقای بنگاه‌های کوچک در دوران بحران تنها به میزان دارایی‌های آن‌ها وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن‌ها در دسترسی به جریان مستمر اعتبار بستگی دارد. همان‌گونه که تولید بدون مواد اولیه متوقف می‌شود، بدون نقدینگی نیز حتی کارآمدترین بنگاه‌ها به تدریج توان ادامه فعالیت خود را از دست خواهند داد. در اقتصاد بحران‌زده، سرمایه در گردش نه یک متغیر مالی، بلکه خط مقدم مقاومت تولید است.

استراتژی‌های ضد ورشکستگی، انعطاف‌پذیری تولید و هنر بقا در اقتصاد بحران

وی تصریح کرد: در شرایط بحران‌های ژئوپلیتیک، رکود تورمی و اختلال‌های مستمر در زنجیره‌های تأمین، مرز میان بقا و ورشکستگی بیش از هر زمان دیگری باریک می‌شود. در چنین محیطی، مزیت رقابتی بنگاه‌ها دیگر صرفاً به‌اندازه سرمایه، سهم بازار یا ظرفیت تولید وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن‌ها در سازگاری سریع با تغییرات غیرمنتظره بستگی دارد.

عیدی زاده اعلام کرد: تجربه اقتصادهای بحران‌زده نشان می‌دهد بسیاری از بنگاه‌ها نه به دلیل کمبود تقاضا، بلکه به دلیل ناتوانی در تطبیق با شرایط جدید از چرخه فعالیت خارج می‌شوند. از منظر نظریه قابلیت‌های پویا، بنگاه‌های موفق در شرایط نااطمینانی شدید، آن‌هایی هستند که بتوانند به سرعت محیط پیرامونی را رصد کرده، فرصت‌ها و تهدیدها را تشخیص دهند و منابع خود را متناسب با شرایط جدید بازآرایی کنند.

وی با اشاره به این‌که دو عامل انعطاف‌پذیری فنی خطوط تولید و دوم، سرعت تصمیم‌گیری و اجرای تغییرات در مدل کسب‌وکار نقش تعیین‌کننده‌ای در بقای کارگاه‌های کوچک ایفا می‌کند، عنوان کرد: در بسیاری از صنایع، ساختارهای تولیدی به‌گونه‌ای طراحی‌شده‌اند که تنها برای تولید یک یا چند محصول مشخص کارایی دارند. این مدل در دوران ثبات اقتصادی می‌تواند مزیت بهره‌وری ایجاد کند، اما در شرایط بحران به یکی از نقاط ضعف بنگاه تبدیل می‌شود. سیستم‌های تولید منعطف به بنگاه اجازه می‌دهند در کوتاه‌ترین زمان ممکن ترکیب محصولات خود را تغییر دهد، بازارهای جدید را هدف قرار دهد یا از ظرفیت موجود برای تولید کالاهای جایگزین استفاده کند.

این استاد دانشگاه یکی دیگر از ویژگی‌های بنگاه‌های تاب‌آور را بهره‌گیری از منطق اثرسازی دانست و گفت: برخلاف رویکردهای سنتی که بر برنامه‌ریزی بلندمدت و اهداف از پیش تعیین‌شده تأکید دارند، این منطق بر استفاده خلاقانه از منابع موجود و واکنش سریع به شرایط محیطی استوار است. در اقتصاد بحران‌زده، مدیران موفق معمولاً کمتر از خود می‌پرسند برنامه پنج‌ساله ما چیست؟ بلکه بیشتر می‌پرسند با امکاناتی که امروز در اختیارداریم، چه فرصت جدیدی می‌توان خلق کرد؟. این تغییر نگرش، سرعت انطباق بنگاه را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد و احتمال بقا را بالا می‌برد.

وی اظهار کرد: علاوه بر انعطاف‌پذیری تولید، مدیریت مالی در شرایط بحران نقش تعیین‌کننده‌ای در بقای بنگاه‌ها دارد. بررسی تجربه واحدهای تولیدی موفق نشان می‌دهد که سه راهبرد تبدیل سریع وجوه نقد به دارایی‌های مولد و نهاده‌های استراتژیک، کاهش فروش‌های اعتباری و کوتاه‌سازی چرخه وصول مطالبات و کوچک‌سازی هوشمندانه هزینه‌های ثابت بیش از سایر اقدامات در حفظ ثبات مالی مؤثر بوده‌اند.

از بهره‌وری به تاب‌آوری؛ تغییر معیار موفقیت

عیدی زاده خاطرنشان کرد: در دوران ثبات اقتصادی، موفقیت بنگاه‌ها عمدتاً با شاخص‌هایی نظیر رشد فروش، افزایش سودآوری و توسعه بازار سنجیده می‌شود. در شرایط بحران، معیارها تغییر می‌کنند. توانایی حفظ جریان نقدی، استمرار تولید، نگهداشت نیروی انسانی و سازگاری سریع با شوک‌های محیطی به شاخص‌های اصلی موفقیت تبدیل می‌شوند.

وی تصریح کرد: در اقتصاد بحران‌زده، هدف نخست بسیاری از بنگاه‌ها دیگر حداکثرسازی سود نیست؛ بلکه تضمین تداوم فعالیت است. تجربه تاریخی نیز نشان داده است بنگاه‌هایی که بتوانند از این مرحله عبور کنند، در دوران بازگشت ثبات معمولاً موقعیت رقابتی بهتری نسبت به رقبای کمتر انعطاف‌پذیر خود خواهند داشت.

این استاد دانشگاه با بیان این‌که ورشکستگی در دوران بحران صرفاً نتیجه کمبود منابع نیست؛ بلکه اغلب حاصل کمبود انعطاف‌پذیری است؛ اظهار کرد: بنگاه‌هایی که سریع‌تر یاد می‌گیرند، سریع‌تر تطبیق می‌یابند و سریع‌تر تغییر می‌کنند، بیش از دیگران شانس عبور از طوفان‌های اقتصادی را خواهند داشت.

وی گفت: تجربه بحران‌های اقتصادی و جنگی در کشورهای مختلف نشان داده است بسیاری از سیاست‌های حمایتی متعارف، اگرچه در کوتاه‌مدت جذاب به نظر می‌رسند، اما در عمل آثار جانبی پرهزینه‌ای بر اقتصاد بر جای می‌گذارند. اعطای گسترده تسهیلات یارانه‌ای، توزیع اعتبارات تکلیفی، قیمت‌گذاری دستوری و تزریق مستقیم منابع پولی، معمولاً به جای حل مسئله تولید، به تشدید تورم، گسترش رانت، انحراف منابع و تضعیف انگیزه‌های سرمایه‌گذاری منجر می‌شوند.

عیدی زاده اظهار کرد: در شرایطی که اقتصاد با محدودیت منابع، فشارهای تورمی و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک مواجه است، موفق‌ترین سیاست‌ها الزاماً پرهزینه‌ترین سیاست‌ها نیستند. آنچه اهمیت دارد، طراحی مداخلاتی است که بتوانند بدون افزایش بار مالی دولت و بدون خلق نقدینگی جدید، ظرفیت تاب‌آوری بنگاه‌ها را افزایش دهند. به‌بیان‌دیگر، دولت باید بیش از آنکه پول‌پاشی کند، اصطکاک‌زدایی کند.

وی افزود: اقتصاد بحران بیش از آنکه به حمایت‌های مالی گسترده نیاز داشته باشد، به نهادهایی نیاز دارد که هزینه مبادله را کاهش دهند، جریان اعتبار را تسهیل کند و امکان تصمیم‌گیری سریع‌تر را برای فعالان اقتصادی فراهم سازد.

این پژوهشگر اقتصادی یکی از نوآورانه‌ترین راهکارهای قابل طرح در شرایط محدودیت نقدینگی را استفاده از ظرفیت فناوری زنجیره بلوکی برای توکنیزه‌سازی دارایی‌های واقعی اعلام و اظهار کرد: در این مدل، موجودی‌های تأییدشده انبارها، مواد اولیه، فلزات صنعتی یا کالاهای واسطه‌ای می‌توانند به واحدهای دیجیتال قابل معامله تبدیل شوند و در زنجیره تولید نقش ابزار پرداخت را ایفا کنند.

وی مزیت اصلی این رویکرد را فراهم شدن امکان گردش اعتبار در شبکه تولید بدون خلق پول جدید برشمرد و افزود: به جای آنکه بنگاه‌ها برای هر معامله نیازمند دریافت تسهیلات جدید باشند، بخشی از دارایی‌های راکد آن‌ها به ابزار تأمین مالی تبدیل می‌شود. اگر این سازوکار با پشتوانه دارایی‌های پایه‌ای نظیر فلزات صنعتی یا دارایی‌های بورسی طراحی شود، می‌تواند نقش یک شبه‌پول تولیدی را ایفا کند؛ ابزاری که هم نقدشوندگی ایجاد می‌کند و هم فشار تورمی کمتری نسبت به تزریق مستقیم پول دارد.

واگذاری مدیریت گلوگاه‌های لجستیکی به بخش خصوصی

عیدی زاده یکی از ضعف‌های مزمن اقتصاد ایران در شرایط بحران را کندی فرآیندهای لجستیکی و اداری دانست و گفت: بسیاری از هزینه‌های تحمیل‌شده به بنگاه‌ها نه از کمبود زیرساخت، بلکه از ضعف مدیریت و تعدد رویه‌های اجرایی ناشی می‌شود. در چنین شرایطی، واگذاری مدیریت عملیاتی برخی بنادر خشک، پایانه‌های ریلی و مراکز لجستیکی به کنسرسیوم‌های تخصصی بخش خصوصی می‌تواند کارایی شبکه حمل‌ونقل را به شکل محسوسی افزایش دهد.

وی اعلام کرد: تشکل‌های اقتصادی، اتاق‌های بازرگانی و انجمن‌های حمل‌ونقل به دلیل ارتباط مستقیم با نیازهای بازار، معمولاً انگیزه بیشتری برای کاهش زمان توقف کالا، تجمیع بار و بهینه‌سازی فرآیندها دارند. درواقع فعال اقتصادی بهتر از هر فرد دیگری می‌داند که هر ساعت توقف کالا در مرز چه هزینه‌ای برای تولید ایجاد می‌کند؛ بنابراین انگیزه او برای رفع گلوگاه‌ها بسیار بیشتر از ساختارهای بوروکراتیک سنتی است.

این استاد دانشگاه با اشاره به این‌که یکی از بزرگ‌ترین موانع دسترسی بنگاه‌های کوچک به منابع مالی، وابستگی نظام اعتباری به وثایق ملکی است؛ اظهار کرد: بسیاری از واحدهای تولیدی دارای گردش مالی مناسب و سابقه تجاری قابل‌قبول هستند، اما به دلیل فقدان دارایی‌های قابل ترهین، از دسترسی به ابزارهای تأمین مالی محروم می‌شوند. راهکار مؤثر در این حوزه، تقویت صندوق‌های ضمانت اعتباری و حرکت به سمت اعتبارسنجی مبتنی بر عملکرد واقعی بنگاه‌ها است. در این مدل، سابقه تولید، گردش تجاری، قراردادهای فعال و جایگاه بنگاه در زنجیره تأمین، جایگزین بخشی از الزامات وثیقه‌ای می‌شود. چنین رویکردی نه‌تنها دسترسی بنگاه‌های کوچک به ابزارهایی نظیر اوراق گام و برات الکترونیکی را تسهیل می‌کند، بلکه موجب افزایش شفافیت و رسمی‌سازی فعالیت‌های اقتصادی نیز خواهد شد.

وی افزود: یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران رکود، افزایش فشار مالی ناشی از هزینه‌های نیروی انسانی است. در بسیاری از موارد، بنگاه‌ها نه به دلیل نبود تقاضا، بلکه به علت ناتوانی در پرداخت هزینه‌های ثابت ناچار به تعدیل نیرو می‌شوند.

این پژوهشگر اقتصادی گفت: در چنین شرایطی، سیاست‌های حمایتی باید بر حفظ رابطه کارگر و کارفرما متمرکز شوند. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد حمایت از طرح‌های کاهش ساعات کار، به‌مراتب کم‌هزینه‌تر از پرداخت گسترده بیمه بیکاری پس از اخراج کارکنان است. بنابراین، اعطاء معافیت‌های موقت بیمه‌ای به بنگاه‌هایی که به جای تعدیل نیرو از الگوهای اشتغال انعطاف‌پذیر استفاده می‌کنند، می‌تواند هم به حفظ سرمایه انسانی کمک کند و هزینه‌های اجتماعی بحران را کاهش دهد.

وی ادامه داد: سیاست مالیاتی نیز می‌تواند به ابزاری برای تقویت تاب‌آوری بنگاه‌ها تبدیل شود. به جای معافیت‌های فراگیر و غیرهدفمند، می‌توان مشوق‌هایی طراحی کرد که مستقیماً رفتارهای مطلوب اقتصادی را تقویت کنند. برای مثال، هزینه‌های مرتبط با حفظ معیشت کارکنان، آموزش نیروی انسانی، تأمین کالاهای ضروری برای کارگران یا سرمایه‌گذاری در افزایش بهره‌وری می‌تواند به عنوان هزینه قابل‌قبول مالیاتی شناخته شود. در این صورت، بنگاه‌ها انگیزه بیشتری برای حفظ اشتغال و ارتقاء سرمایه انسانی خواهند داشت.

عیدی زاده تاکید کرد: شاید مهم‌ترین درس بحران‌های اقتصادی آن باشد که تاب‌آوری را نمی‌توان صرفاً با تزریق پول خریداری کرد. اقتصادهایی که توانسته‌اند از بحران‌های بزرگ عبور کنند، معمولاً بر اصلاح نهادها، کاهش هزینه‌های مبادله، تسهیل دسترسی به اعتبار، تقویت انعطاف‌پذیری و بهبود محیط کسب‌وکار تمرکز کرده‌اند. در این چارچوب، نقش دولت از توزیع‌کننده منابع به طراح قواعد بازی تغییر می‌کند.

وی اظهار کرد: وظیفه اصلی سیاست‌گذار نه اداره مستقیم بنگاه‌ها، بلکه ایجاد بستری است که در آن بنگاه‌ها بتوانند با کمترین اصطکاک، بیش‌ترین ظرفیت سازگاری و نوآوری را از خود نشان دهند. موفقیت سیاست‌های حمایتی در دوران بحران را نباید با میزان منابع توزیع‌شده سنجید، بلکه باید با میزان تولید حفظ‌شده، اشتغال پایدار ایجادشده و هزینه‌های مبادله‌ای که از دوش فعالان اقتصادی برداشته‌شده است ارزیابی کرد. اقتصادهای تاب‌آور، بیش از آن که محصول حمایت‌های گسترده باشند، نتیجه نهادهای کارآمد و سیاست‌های هوشمند هستند.

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=78814
  • ارسال توسط :
  • منبع : ایسنا
  • 14 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای تلاش بنگاه‌های اقتصادی کوچک برای تعادل بین حفظ مشتری، تأمین نقدینگی و تداوم تولید بسته هستند

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.