• امروز : یکشنبه - ۲۴ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 14 June - 2026
کل 6263 امروز 8
0
گذار از مدیریت بحران به حکمرانی توسعه‌گرا

استراتژی نوزایی اقتصادی و دکترین تأمین مالی پساجنگ

  • کد خبر : 76109
  • ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۹:۳۶
استراتژی نوزایی اقتصادی و دکترین تأمین مالی پساجنگ
شهرام عیدی‌زاده ـ پژوهشگر اقتصادی

اقتصاد ایران در عبور از تلاطم‌های بی‌سابقه سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، اکنون در آستانه یک چرخش پارادایمیک قرار دارد. تحلیل وضعیت پساجنگ نشان می‌دهد که مسئله اصلی اقتصاد ایران الزاماً به آسیب‌های فیزیکی واردشده به زیرساخت‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه فرسودگی نهادی، ضعف سازوکارهای اعتمادساز و انسداد مسیرهای انتقال اعتبار، از مهم‌ترین موانعی هستند که حتی پیش از درگیری‌های نظامی نیز توان پویایی و بازآفرینی اقتصاد را کاهش داده بود. در این مقطع، بازسازی نباید به معنای بازگشت به وضعیت پیش از بحران تلقی شود؛ چرا که آن وضعیت خود زاینده بحران بود. این گزارش با اتکا به چهارچوب‌های اقتصاد نهادی و کلان، بر این باور است که بازسازی موفق نیازمند یک نوزایی نهادی است که در آن، نقش دولت از توزیع‌کننده رانت به تنظیم‌گر ریسک و نقش بخش خصوصی از پیمانکار پروژه‌ها به فرمانده عملیاتی بازسازی تغییر یابد.

 

  • کالبدشکافی مکانیزم‌های علّی ناترازی در اقتصاد پساجنگ

تبیین دقیق مکانیزم‌های اقتصادی ایجاب می‌کند که بین شوک‌های گذرا و محرک‌های ساختاری تفکیک قائل شویم. تورم نقطه به نقطه ۵۰.۶ درصدی در فروردین ۱۴۰۵ صرفاً یک پدیده پولی نیست، بلکه حاصل تلاقی سه جریان علّی است.

  • مکانیزم اول، شوک منفی عرضه ناشی از تخریب دارایی‌های سرمایه‌ای است. زمانی که صنایع مادر و زیرساخت‌های کلیدی مانند شبکه برق با خسارت مواجه می‌شوند، هزینه تمام‌شده تولید در صنایع مادر (فولاد، پتروشیمی) به صورت جهشی افزایش می‌یابد. این افزایش هزینه، منحنی عرضه کل را به سمت چپ منتقل کرده و منجر به پدیده تورم ناشی از فشار هزینه می‌گردد. در این مرحله، سیاست‌های انقباض پولی متعارف نه تنها تورم را مهار نمی‌کنند، بلکه با خشکاندن سرمایه در گردش بنگاه‌ها، رکود را عمیق‌تر می‌سازند.

 

  • مکانیزم دوم، پولی‌سازی ناترازی‌های مالی دولت است. در شرایطی که محاصره دریایی و تحریم‌های بانکی، جریان درآمدهای ارزی را مختل کرده است، دولت برای پوشش هزینه‌های جاری و نظامی به آینده‌فروشی از طریق نشر افراطی اوراق و استقراض غیرمستقیم از نظام بانکی روی آورده است. این فرآیند از طریق افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی، لنگر انتظارات تورمی را جابه‌جا کرده است.

 

  • مکانیزم سوم که زاییده اقتصاد رفتاری است، «تله نااطمینانی» نام دارد. در این وضعیت، فعالان اقتصادی به دلیل فقدان چشم‌انداز روشن، زمان را به عنوان یک کالای در حال اتمام می‌بینند. این ادراک منجر به خروج پول از سپرده‌های بلندمدت و هجوم به سمت دارایی‌های نقدشونده (طلا و ارز) می‌شود. واگرایی آماری میان نرخ تورم رسمی و قیمت‌های بازار، نشان‌دهنده دلار انتظاری است که بازار برای پوشش ریسک‌های آتی خود پیش‌خور کرده است.

 

  • تحلیل انتقادی حکمرانی اقتصادی: نقد سیاست‌های پیشین و فعلی

مشکلات ساختاری ایران محصول وابستگی به مسیر و ترک‌فعل‌های نهادی است که در دوران جنگ رمضان ۱۴۰۴ و پساجنگ ۱۴۰۵ به اوج خود رسید.

نقد اول متوجه نظام بودجه‌ریزی است. مجلس و دولت‌های اخیر با اصرار بر درج درآمدهای ناپایدار و هزینه‌های قطعی، بودجه را به موتور تولید تورم تبدیل کرده‌اند. استفاده از درآمدهای بین‌نسلی نفت برای مخارج جاری، مصداق بارز بی‌عدالتی میان‌نسلی است.

نقد دوم به مدیریت ارز ترجیحی و سیاست‌های تخصیصی بازمی‌گردد. تجربیات تلخ دلار ۴۲۰۰ تومانی و نسخه‌های مشابه بعدی (دلار ۲۸۵۰۰)، نه تنها منجر به ثبات قیمت‌ها نشد، بلکه با ایجاد رانت و فساد، بخش خصوصی واقعی را تضعیف و انگیزه‌های تولید را سرکوب کرد.

در حوزه صنعتی، ترک‌فعل نهادی در عدم تدوین سند استراتژی توسعه صنعتی مشهود است. نبود یک نقشه راه برای اولویت‌بندی صنایع (مانند فولاد در برابر نساجی) باعث شده است که منابع محدود کشور در پروژه‌هایی با بازدهی پایین و شدت انرژی بالا هدر برود. همچنین، برخورد قیم‌مآبانه دولت با بازار سرمایه و باز و بسته کردن‌های دستوری بورس در روزهای بحران، اعتماد عمومی را به عنوان پیش‌نیاز هرگونه سرمایه‌گذاری از بین برده است.

 

*واکاوی تجربیات جهانی: چرا مدل‌های کلاسیک بازسازی در ایران شکست می‌خورند؟

مقایسه ایران با کشورهایی همچون ژاپن، کره جنوبی، اندونزی، برزیل و مصر نشان می‌دهد که بازسازی موفق یک پروژه مهندسی نیست، بلکه یک فرآیند نهادی است.

  • ژاپن و کره جنوبی: از ویرانه تا معجزه

در ژاپن پس از جنگ، وزارت تجارت و صنعت (MITI) با مدیریت دقیق تخصیص ارز و تشویق صادرات، صنایع را بازسازی کرد. در کره جنوبی، دولت از طریق ائتلاف با چبول‌ها(شرکت‌های خوشه‌ای و بزرگ کره‌ای) و شرطی کردن حمایت‌ها به صادرات، رشد را تضمین کرد. در ایران اما، ائتلاف دولت با نهادهای شبه‌دولتی، به جای صادرات‌محوری به انحصارطلبی و درون‌گرایی منجر شده است.

  • اندونزی و مصر: اصلاح ارتش و مگاپروژه‌ها

اندونزی پس از ۱۹۹۸، مسیر دشوار خارج کردن نظامیان از اقتصاد را آغاز کرد. مصر در دوره سیسی(رئیس جمهور وقت)، بازسازی را از طریق مگاپروژه‌های عمرانی پیش برد، اما این مدل به دلیل اتکا به بدهی‌های خارجی و تضعیف بخش خصوصی، اکنون با بحران مالی روبه‌روست. ایران باید از مدل مصری (ساخت‌وساز بدون بهره‌وری) پرهیز کرده و به سمت مدل اندونزیایی (اصلاح ساختار قدرت اقتصادی) حرکت کند.

کشور الگوی بازسازی نقطه قوت ریسک برای ایران
ژاپن کیرتسو و مدیریت ارز هماهنگی بانک و صنعت تمرکز بیش از حد دولتی
کره جنوبی چبول‌های صادرات‌محور بهره‌وری بالا تضعیف عدالت توزیعی
اندونزی اصلاحات دموکراتیک پسا۱۹۹۸ تفکیک نظامی-اقتصادی مقاومت ذی‌نفعان رانتی
مصر مگاپروژه‌های عمرانی سرعت در ظاهر تله بدهی و تورم
برزیل طرح رئال مهار ابرتورم نابرابری شدید درآمدی

 

سناریوهای سیاستی و پیش‌بینی اثرات کلان(1406-1410)

سناریوی ۱: تداوم وضع موجود (انجماد ساختاری)

دولت به مدیریت روزمره بحران، پولی‌سازی کسری بودجه و کنترل‌های پلیسی قیمت ادامه می‌دهد.

  • پیامد: تثبیت تورم بالای ۶۰ درصد، سقوط مداوم ارزش ریال، فرار کامل سرمایه‌های انسانی و نخبگان.
  • برآورد: رشد اقتصادی نزدیک به صفر و گسترش فقر به ۷۵٪ جمعیت.

سناریوی ۲: اصلاحات ناقص (پوپولیسم تکنوکراتیک)

تلاش برای تک‌نرخی کردن ارز و جذب سرمایه بدون اصلاح ساختار بودجه و حقوق مالکیت.

  • پیامد: بهبود موقت شاخص‌ها، اما وقوع شوک‌های بزرگتر در میان‌مدت به دلیل ناترازی بانک‌ها. بازسازی تنها در بخش‌های نمایشی اتفاق می‌افتد.
  • برآورد: رشد اقتصادی نوسانی بین ۱ تا ۳ درصد.

سناریوی ۳: اصلاح نهادی عمیق (دکترین نوزایی)

اعطای استقلال واقعی به بانک مرکزی، خروج نهادهای غیرمسئول از اقتصاد، خصوصی‌سازی واقعی زیرساخت‌ها و تعامل فعال با جهان(FATF و پالرمو)

  • پیامد: کاهش تورم به زیر ۱۵ درصد در افق ۵ ساله، بازگشت سرمایه‌های ایرانیان خارج از کشور و نوسازی تکنولوژیک صنایع مادر.
  • برآورد: رشد اقتصادی پایدار بالای ۵ درصد.

*راهکارهای راهبردی و مداخلات غیرمستقیم (مدل‌های نوین)

راهکارهای کلاسیک (مانند فروش اوراق یا استقراض) در شرایط فعلی ایران بن‌بست هستند. ما نیازمند طراحی‌هایی هستیم که انگیزه‌های رفتاری را هدف قرار دهند.

۱. تأمین مالی زنجیره تأمین بر بستر ریال دیجیتال (CBDC)

به جای تزریق نقدینگی به بنگاه‌های ناتراز، بانک مرکزی باید اعتبار دیجیتال ماموریت‌محور صادر کند.

  • مکانیزم: این ریال دیجیتال تنها در زنجیره تامین بازسازی زیرساخت (مثلاً از فولاد مبارکه تا پیمانکار نیروگاه) قابل گردش است. این ابزار از نشت نقدینگی به بازار طلا و ارز جلوگیری کرده و بدون افزایش پایه پولی، سرمایه در گردش تولید را تأمین می‌کند.

۲. توکن‌سازی (Tokenization) دارایی‌های دولتی و طرح‌های مشارکتی

بازسازی صنایع فولاد و پتروشیمی که آسیب دیده‌اند، نباید با بودجه عمومی انجام شود.

  • راهکار: دارایی‌های نیمه‌تمام یا آسیب‌دیده دولتی به صورت توکن‌های دیجیتال در بورس کالا عرضه شوند. شهروندان با خرید این توکن‌ها، در سود عملیاتی پروژه شریک می‌شوند (نه در مالکیت صلب). این مدل، نقدینگی سرگردان جامعه را به سمت بازسازی زیرساخت هدایت می‌کند.

۳. مدل وقف پول برای بازسازی خرد و اجتماعی

خسارات وارده به مسکن و کسب‌وکارهای کوچک در مناطق جنگ‌زده نیازمند منابعی فراتر از سیستم بانکی است.

  • راهکار: تشکیل صندوق‌های وقف پول. نیت واقفان می‌تواند حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان بازسازی‌محور باشد. سود حاصل از سرمایه‌گذاری این پول‌ها (بدون کاهش اصل سرمایه) صرف اعطای وام‌های صفر درصد به آسیب‌دیدگان می‌شود.

۴. ایجاد کریدورهای آزاد نوسازی

مناطق آزاد کنونی شکست خورده‌اند. ما به مناطقی نیاز داریم که نه برای تجارت، بلکه برای تولید تحت لیسانس و انتقال فناوری طراحی شده باشند.

  • راهکار: تعلیق کامل قوانین کار و تامین اجتماعی سرزمین اصلی در این مناطق برای ۵ سال، مشروط به صادرات ۱۰۰٪ محصول و جذب فناوری‌های نوین.

۵. حکمرانی داده‌محور و نظارت غیرمتمرکز

برای جلوگیری از فساد در پروژه‌های بازسازی، باید از مدل‌های اقتصاد رفتاری استفاده کرد.

  • راهکار: راه‌اندازی سامانه شفافیت بازسازی که در آن هر ریال تخصیص یافته به پروژه‌ها، به صورت عمومی قابل ردیابی باشد. اعطای پاداش (سوت‌زنی دیجیتال) به شهروندانی که تخلفات پیمانکاران را گزارش دهند.

 

*گام‌های اجرایی پیشنهادی:

  • مرحله اول (تثبیت – ۶ ماهه):  توقف فوری پیمان‌سپاری ارزی برای کالاهای غیرنفتی جهت تحریک صادرات. راه‌اندازی بازار ارز توافقی واقعی و مهار انتظارات از طریق دیپلماسی اقتصادی فعال.
  • مرحله دوم (اصلاح ساختاری – ۱۸ ماهه):  اجرای قانون تامین مالی تولید و زیرساخت‌ها با تمرکز بر مشارکت بخش خصوصی. واگذاری مدیریت (و نه لزوماً مالکیت) نیروگاه‌ها و بنادر به کنسرسیوم‌های تخصصی بخش خصوصی.
  • مرحله سوم (جهش نهادی – میان‌مدت):  اصلاح قانون بانک مرکزی با هدف تضمین استقلال و ممنوعیت قطعی استقراض دولت. تدوین سند توسعه ملی پساجنگ بر پایه آمایش سرزمینی و مزیت‌های نوین (انرژی‌های سبز و اقتصاد دیجیتال).

 

  • نتیجه‌گیری و راهکارهای اجرایی مرحله‌بندی شده

بازسازی اقتصاد ایران نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای ملی است. اما این بازسازی نباید به دام سرمایه‌داری نظامی یا خصولتی‌سازی بیفتد. اقتصاد ایران پتانسیل عبور از این بحران را دارد، مشروط بر اینکه اعتماد به عنوان گرانبهاترین سرمایه اجتماعی، از طریق شفافیت و صداقت سیاست‌گذاران بازسازی شود. دشمن پل‌ها را زد، اما مردم و فعالان اقتصادی شکستگی‌ها را بند خواهند زد، مشروط بر آنکه دست‌وپای تولید از زنجیرهای بوروکراسی و رانت رها شود.

 

 

 

 

 

لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=76109
  • نویسنده : شهرام عیدی‌زاده
  • ارسال توسط :
  • منبع : اتاق مشهد
  • 10 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای استراتژی نوزایی اقتصادی و دکترین تأمین مالی پساجنگ بسته هستند

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.