افزایش بهای نهادههای دامی و شیر خام، اُفت قدرت خرید خانوار، ناترازی انرژی، فرسودگی ماشینآلات و بیثباتی مقررات صادراتی، زنجیره تولید لبنیات را تحت فشار قرار داده است. این عوامل جدا از یکدیگر عمل نمیکنند؛ افزایش هزینه در دامداری به کارخانه منتقل میشود و کاهش تقاضای مصرفکننده، امکان تعدیل قیمت محصول نهایی را محدود میسازد. حاصل این چرخه، کاهش حاشیه سود و تشدید تنگنای نقدینگی در واحدهای تولیدی است.
تغییر نرخ ارز و افزایش هزینه تامین نهادهها، قیمت شیر خام را بالا برده است؛ اما کارخانهها نمیتوانند تمام افزایش هزینه را به بازار منتقل کنند. در اقتصادی که قدرت خرید خانوار کاهش یافته، هر افزایش قیمت میتواند به اُفت بیشتر تقاضا بینجامد. این وضعیت صنایع لبنی را میان حفظ بازار و پوشش هزینههای تولید قرار داده است.
کاهش مصرف لبنیات، افزون بر آثار اقتصادی، از منظر سلامت عمومی نیز نگرانکننده است. شیر و فراوردههای لبنی از منابع مهم تغذیه، بهویژه در سنین رشد، به شمار میروند و حذف تدریجی آنها از سبد خانوار میتواند در بلندمدت بر سلامت جامعه و هزینههای درمان اثر بگذارد.
سیاستهای حمایتی هدفمند مانند شیر مدارس، در صورت اجرای منظم و برخورداری از سازوکار تامین مالی پایدار، میتواند بخشی از این شکاف را جبران کند. این طرح هم دسترسی دانشآموزان، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، به یک ماده غذایی مهم را افزایش میدهد و هم برای بخشی از شیر تولیدی دامداران تقاضایی باثبات ایجاد میکند. وقفه یا اجرای نامنظم چنین برنامههایی، کارکرد تغذیهای و اقتصادی آنها را تضعیف خواهد کرد.
فشار بر دامداری و شکنندگی تولید شیر
صنایع لبنی مهمترین حلقه جذب و فراوری شیر خام دامداران هستند و تضعیف هر بخش، حوزه دیگر را نیز متاثر میکند. گزارشهای صنفی نشان میدهد افزایش قیمت نهادهها، خرید خوراک آماده دام را در خراسان رضوی کاهش داده و برخی دامداران را به کوچککردن گله یا عرضه دام برای کشتار سوق داده است. تداوم این روند میتواند شمار دامهای مولد و ظرفیت تولید شیر را در سالهای آینده کاهش دهد.
افزایش قیمت شیر خام نیز لزوماً مشکل نقدینگی دامدار را برطرف نمیکند. خرید شیر در بخشی از واحدهای لبنی بهصورت مدتدار انجام میشود و بنا بر برآورد فعالان این زنجیره، وصول مطالبات گاه دو تا سه ماه به طول میانجامد. در دوره تورمی، چنین فاصلهای ارزش واقعی دریافتی دامدار را کاهش میدهد و تامین خوراک دوره بعد را دشوارتر میکند.
در این میان، صنعت خوراک دام نیز از اُفت تقاضا آسیب میبیند. دامداری که توان خرید خوراک استاندارد را از دست میدهد، ممکن است به جیرههای ارزانتر و کمکیفیتتر روی آورد؛ تغییری که بر بهرهوری دام و کیفیت شیر اثر میگذارد. بنابراین، مسئله صنعت لبنیات را باید در امتداد کامل زنجیره، از نهاده و دامداری تا فراوری، توزیع و مصرف، بررسی کرد.
بازارهای صادراتی در معرض بیثباتی
تغییر یا توقف مقررات صادرات برخی فراوردههای لبنی، از جمله شیرخشک، برنامهریزی تولید و فروش را مختل کرده است. واحدی که برای بازار خارجی قرارداد میبندد، به ثبات ضوابط، امکان تامین مستمر و پیشبینی هزینههای صادرات نیاز دارد. تصمیمهای مقطعی، حتی اگر با هدف تنظیم بازار داخلی اتخاذ شوند، میتوانند اعتبار صادرکننده ایرانی را نزد خریدار خارجی تضعیف کنند.
افغانستان از جمله بازارهای مهم محصولات لبنی خراسان رضوی است؛ بااینحال، دشواری بازگشت ارز و شیوه تسویه معاملات، ریسک صادرات به این کشور را افزایش داده است. بخشی از مبادلات با افغانستان بهصورت ریالی انجام میشود، حال آنکه صادرکننده باید الزامات رفع تعهد ارزی را نیز رعایت کند. ناسازگاری میان واقعیت بازار مقصد و ضوابط ارزی داخلی، هزینه مبادله را بالا میبرد و انگیزه حضور رسمی در بازار را کاهش میدهد.
عراق نیز بازاری مهم برای لبنیات ایران است، اما تحولات مقرراتی، محدودیتهای تجاری و مشکلات انتقال پول، بهرهبرداری از این ظرفیت را دشوار کرده است. در آسیای مرکزی نیز رقبا با پشتیبانی مالی، شبکه توزیع منظم و سیاست صادراتی باثبات حضور دارند. حفظ این بازارها با قیمت پایین ممکن نیست؛ کیفیت پایدار، بستهبندی مناسب، تحویل بهموقع و وفای به تعهدات تجاری نیز در تصمیم خریدار نقش دارد.
خراسان رضوی بهدلیل مجاورت با افغانستان و دسترسی به آسیای مرکزی، از مزیت جغرافیایی مشخصی برخوردار است. تبدیل این موقعیت به مزیت صادراتی، به سیاست ارزی متناسب با تجارت مرزی، ثبات مقررات و کاهش هزینههای حملونقل و تشریفات گمرکی وابسته است.
ماشینآلات، بستهبندی و انرژی؛ سه منشأ افزایش هزینه
افزایش قیمت اقلام بستهبندی، از لیوان و بطری تا فیلمهای بستهبندی پلاستیکی و مواد پلیمری، همزمان با رشد بهای شیر خام، قیمت تمامشده محصولات لبنی را افزایش داده است. کارخانهها در شرایط افت تقاضا امکان انتقال کامل این هزینهها به مصرفکننده را ندارند؛ در نتیجه، سرمایه در گردش و توان نوسازی واحدها تحلیل میرود.
فرسودگی ماشینآلات نیز هزینه پنهان دیگری بر صنعت تحمیل میکند. محدودیت واردات تجهیزات، دشواری تامین مالی و افزایش قیمت ماشینآلات، نوسازی خطوط را به تعویق انداخته است. تجهیزات قدیمی، افزون بر اُفت بهرهوری و افزایش هزینه تعمیرات، مصرف آب، برق و گاز را بالا میبرند و فاصله بنگاه ایرانی را با استانداردهای تولید رقابتی بیشتر میکنند.
ناترازی انرژی برای صنعتی که با ماده اولیه فاسدشدنی و زنجیره سرد سروکار دارد، پیامدهای سنگینتری دارد. دریافت شیر خام، سردسازی، پاستوریزاسیون، فراوری و نگهداری محصول در سردخانه به برق مستمر نیاز دارد. حتی هنگام توقف خط تولید نیز خاموشی سردخانه یا تجهیزات حیاتی میتواند به فساد محصول و خسارت مستقیم بینجامد.
برخی واحدها برای کاهش وابستگی به شبکه، در نیروگاههای خورشیدی سرمایهگذاری کردهاند؛ اما سازوکار تزریق برق به شبکه در همه موارد استمرار برق همان واحد را تضمین نمیکند. اگر سیاست خودتامینی قرار است تولیدکننده را به سرمایهگذاری ترغیب کند، باید رابطهای روشن میان برق تولیدشده و میزان معافیت واحد از محدودیتهای مصرف برقرار باشد.
صادرات؛ مسیر حفظ مقیاس تولید
صنعت لبنیات ایران توان تولید محصولات متنوع و حضور گستردهتر در بازارهای منطقه را دارد. بالفعلشدن این ظرفیت به تامین پایدار انرژی و مواد اولیه، نوسازی ماشینآلات، دسترسی به سرمایه در گردش، ثبات مقررات و سازگاری سیاست ارزی با واقعیت بازارهای مقصد وابسته است.
صنایع لبنی تنها مجموعهای از کارخانهها نیستند؛ این صنعت با دامداری، تولید خوراک دام، اشتغال، سلامت عمومی و تجارت خارجی پیوند دارد. سیاستگذاری بخشی و مقطعی نمیتواند گرههای این زنجیره را بگشاید. حفظ ظرفیت موجود و بازسازی قدرت رقابت، مستلزم تصمیمهایی هماهنگ از مزرعه تا بازار است؛ تصمیمهایی که هم دوام تولید را تامین کنند و هم امکان بازگشت مصرفکننده و صادرکننده به این زنجیره را فراهم آورند.













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰