وزن تازه «شرق» در تجارت ایران
مزیت «همسایگی» کافی نیست؛ بازار افغانستان منتظر ایران نمیماند
ظرفیتها و الزامات گسترش همکاریهای اقتصادی
افغانستان و چرخش راهبرد تجاری ایران به شرق
از کاهش مصرف داخلی تا تهدید بازارهای صادراتی
بازآفرینی مزیتهای رقابتی؛ نقشه راه احیای قطب غذایی خراسان رضوی
چالشهای پنهان برای یک مزیت آشکار
گرههای تولید در حلقه فرآوری
تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر و آسیبپذیری برخی مسیرهای سنتی تجارت، بار دیگر اهمیت تنوعبخشی به مبادی و کریدورهای تجاری ایران را برجسته کرده است. در این میان، مرزهای شرقی و مسیرهای منتهی به افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی، جایگاهی حائز اهمیت یافتهاند و میتوانند بخشی از مسیرهای مکمل تجارت و ترانزیت کشور را شکل بدهند. به موازات آن، اهمیت بازار این کشور و تعاملات تجاری با آنها نیز رو به فزونی گذاشته است. خراسان رضوی نیز به واسطه موقعیت جغرافیایی، مرز مشترک با افغانستان و ترکمنستان و اتصال به شبکه ریلی منطقه، در کانون این مناسبات قرار دارد. در گفتوگو با «غلامعباس اربابخالص»، رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در شمالشرق کشور، از ظرفیت همسایگان شرقی برای تداوم تجارت، جایگاه دیپلماسی استانی، رقابت ایران در بازارهای منطقه و امکان توسعه تجارت ریالی پرسیدیم.
تحولات سیاسی در یکسال گذشته، مناسبات اقتصادی متعددی را در سطح منطقه دستخوش تغییر کرده است. برای ایران که با جنگ و تجاوز دشمن دستبهگریبان بوده، برای تداوم جریان تجارت، کفه ترازوی همسایگان در برنامهریزیهای آتی سنگینتر شده است. از این جمع، افغانستان با حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز زمینی مشترک با ایران و قرابت فرهنگی و تاریخی دو ملتش، در این مناسبات، جایگاه متفاوتی دارد، بسیاری باور دارند که این همسایه شرقی، میدان آزمون توان کشور در تبدیل همجواری جغرافیایی به مزیتی پایدار است. در گفتوگو با «محمود سیادت»، رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان از چشمانداز تعاملات دو کشور به شرط نگاه واقعبینانه پرسیدیم. او محدودشدن مسیرهای تجاری افغانستان با پاکستان را فرصت تازهای برای ایران دانست؛ فرصتی که بدون اصلاح رویههای مرزی و ارزی و اتخاذ سیاستی منسجم، ممکن است به سود رقبای منطقهای از دست برود.
رضا جمشیدی، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خراسان رضوی
تحولات ناشی از جنگ تحمیلی اخیر و اختلال در برخی مسیرهای جنوبی و دریایی، ضرورت بازنگری در نقشه تجارت خارجی ایران را آشکارتر کرده است. در این نقشه تازه، بازارهای همسایه دیگر نمیتوانند در حاشیه بمانند؛ بلکه باید به متن راهبرد تجاری کشور راه یابند. افغانستان در این میان، هم «بازار» است و هم «مسیر»؛ بازاری برای کالا و خدمات ایرانی و مسیری بالقوه برای دسترسی به اقتصادهای آسیای مرکزی. روابط تجاری ایران و افغانستان طی دو دهه گذشته، با وجود فراز و فرودهای سیاسی و تحولات امنیتی منطقه، تداوم یافته است. «سیاست»، این رابطه را بارها با نوسان روبهرو کرده؛ اما «جغرافیا، فرهنگ و پیوندهای زبانی»، رشته آن را نگسستهاند. از سوی دیگر، محدودیتهای تولیدی، ضعف زیرساختها و نیاز گسترده افغانستان به بازسازی، تقاضای این کشور برای واردات را افزایش داده و ایران را به یکی از مهمترین کانونهای تامین کالا و تعاملات تجاری آن بدل کرده است. در این معادله، استان خراسان رضوی در متن مناسبات اقتصادی دو کشور قرار دارد. همجواری جغرافیایی، زیرساختهای تجاری و گمرکی، پیوندهای ریشهدار با حوزه تمدنی شرق و تجربه دیرینه تعامل با بازار افغانستان، به این استان ظرفیتی بخشیده است تا مرز را از یک خط جغرافیایی به مسیری برای پیوند بازارها تبدیل کند. ازاینرو، افغانستان در آینده روابط اقتصادی ایران از جایگاهی راهبردی برخوردار خواهد بود و خراسان رضوی میتواند به کانون این بازآرایی تجاری بدل شود. این گزارش، با بهرهگیری از دیدگاه فعالان و صاحبنظران اقتصادی، ظرفیتها، الزامات و موانع این مسیر را بررسی میکند؛ از فرصتهای تجارت دوجانبه و مسائل مرزی گرفته تا ظرفیتهای مکمل دو اقتصاد و دغدغهها و ملاحظات فعالان اقتصادی افغانستانی؛ با این پرسش محوری که چگونه میتوان «همسایگی» را به «همافزایی» و مرز را به مسیر پیوندی پایدار تبدیل کرد.
مریم سراج احمدی- عضو هیاتمدیره اتحادیه کارخانجات خوراک دام، طیور و آبزیان خراسان رضوی
علیمحمد شریعتیمقدم، عضو هیات نمایندگان اتاق خراسان رضوی
احمد سلحشور - رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
خراسان رضوی از قطبهای مهم تولید محصولات کشاورزی و صنایع غذایی کشور است؛ اما بخشی از ظرفیتی که باید در صنایع تبدیلی به ارزش افزوده، اشتغال و صادرات تبدیل شود، زیر فشار مجموعهای از موانع اقتصادی و زیرساختی قرار گرفته است. افزایش هزینههای تولید، کمبود سرمایه در گردش، ناترازی انرژی، مشکلات ارزی، فرسودگی تجهیزات و بیثباتی مقررات، توان فعالیت بسیاری از واحدهای این بخش را محدود کرده و فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی را افزایش داده است. اهمیت این صنعت فقط به سهم آن در تولید صنعتی استان محدود نمیشود. صنایع تبدیلی حلقه اتصال میان کشاورز و بازار هستند؛ محصول را در فصل برداشت جذب میکنند، از خامفروشی و بخشی از ضایعات میکاهند و زمینه فرآوری، بستهبندی و صادرات را فراهم میآورند. بنابراین، تضعیف این واحدها میتواند آثار خود را از مزرعه تا بازار مصرف و سفره خانوارها نشان دهد. تا پایان سال ۱۴۰۴، یکهزار و ۱۵۵ واحد صنعتی فعال در حوزه صنایع تبدیلی و بستهبندی محصولات کشاورزی در خراسان رضوی فعالیت داشتهاند که مجموع ظرفیت فرآوری آنها بیش از ۸.۹ میلیون تن ماده خام کشاورزی اعلام شده است. با وجود این حجم از سرمایهگذاری، فعالان این حوزه میگویند بخشی از توان ایجادشده عملاً بلااستفاده مانده است.
محسن خنداندل، رئیس کمیسیون خدمات فنی و مهندسی، مشاورهای و عمران اتاق خراسان رضوی
فرهاد سحرخیز، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
شهرام عیدیزاده- پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه
زهرا ذبیحی ـ رئیس دفتر داوری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی