خراسان رضوی یکی از قطبهای مهم تولید محصولات کشاورزی کشور است و همین مزیت، بهطور طبیعی باید زمینهساز شکلگیری زنجیرهای قدرتمند از صنایع تبدیلی و تکمیلی باشد؛ با وجود فعالیت واحدهای توانمند در این حوزه، فاصله میان توان کشاورزی استان و سطح توسعه صنایع تبدیلی همچنان محسوس است.
این فاصله متاثر از عوامل گوناگون است. کمبود سرمایه، دشواری تامین نقدینگی، ضعف در بستهبندی و برندسازی، فرسودگی بخشی از تجهیزات و کاستیهای زیرساختی، در کنار موانع اداری و ناپایداری سیاستها، مجموعهای از عوامل بازدارنده را شکل دادهاند که انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهند.
در بخش زیرساخت، کمبود شهرکهای صنعتی تخصصی، محدودیت آب و برق در برخی مناطق، هزینه بالای حملونقل و فاصله زیاد استان از بنادر اصلی کشور، هزینه راهاندازی و ادامه فعالیت واحدها را بالا برده است. برای صنعتی که بخشی از مزیت آن به سرعت فرآوری، نگهداری و انتقال محصول وابسته است، ضعف زیرساخت مستقیماً بر سودآوری و قدرت رقابت اثر میگذارد.
در حوزه صادرات نیز محدودیتهای بانکی ناشی از تحریم، نوسانات نرخ ارز، تغییر ضوابط تجاری و نبود بازارهای پایدار، امکان برنامهریزی بلندمدت را محدود کردهاند. بنگاهی که نمیداند قواعد صادرات، شیوه بازگشت ارز یا هزینه تامین مواد اولیه در ماههای آینده چه تغییری خواهد کرد، ناگزیر با احتیاط بیشتری درباره توسعه ظرفیت یا ورود به بازارهای جدید تصمیم میگیرد.
*سرمایه در گردش؛ حلقهای که هر روز تنگتر میشود
کمبود سرمایه در گردش صنایع تبدیلی، هرچند از تورم تاثیر پذیرفته اما افزایش مداوم قیمت محصولات کشاورزی، مواد بستهبندی، انرژی و حملونقل، حجم منابع مورد نیاز برای تداوم تولید را بهشدت افزایش داده است. فاصله زمانی میان خرید مواد اولیه و فروش محصول نیز باعث میشود ارزش واقعی پول در گردش کاهش یابد و واحد تولیدی برای حفظ همان سطح فعالیت قبلی، به منابع بیشتری نیاز پیدا کند.
این فشار زمانی سنگینتر میشود که سیاستهای حمایتی ثبات کافی ندارند. تغییر مقررات ارزی و صادراتی، نبود سازوکارهای مطمئن خرید و حمایتهای مقطعی، برنامه مالی بنگاه را برهم میزند. در کنار آن، برخی واحدها نیز با ضعف در مدیریت نقدینگی و وابستگی بیش از حد به تسهیلات بانکی مواجه هستند و دسترسی محدودی به روشهای تازه تامین مالی، از جمله صندوقها، اوراق و سرمایهگذاران خصوصی دارند.
تاخیر در وصول مطالبات نیز بخش قابل توجهی از منابع واحدها را برای ماهها از چرخه تولید خارج میکند. فروش نسیه به عمدهفروشان، طولانیشدن بازگشت منابع حاصل از صادرات و قفلشدن سرمایه در شبکه توزیع، موجب میشود کارخانهای که روی کاغذ فروش مناسبی دارد، در عمل برای خرید دوره بعدی مواد اولیه با کمبود نقدینگی روبهرو شود.
*چالش بهرهوری پایینتر و قیمت تمامشده بالاتر
یکی از موانع مهم حضور پایدار صنایع تبدیلی خراسان رضوی در بازارهای خارجی، قیمت تمامشده بالاست. بخشی از این هزینه به بهرهوری پایین بازمیگردد؛ ماشینآلات فرسوده، مصرف بالای انرژی، ضایعات مواد اولیه و کمبود نیروی آموزشدیده، هزینه هر واحد محصول را افزایش میدهد.
کوچکمقیاس بودن شمار زیادی از واحدها نیز مانع استفاده کامل از صرفههای ناشی از مقیاس شده است. بسیاری از رقبای خارجی با حجم بالاتر تولید، فناوری بهروزتر و زنجیره تامین منسجمتر، محصول خود را با هزینه متوسط کمتری روانه بازار میکنند.
هزینه تامین مالی نیز بخش دیگری از قیمت نهایی را تشکیل میدهد. نرخ سود تسهیلات، طولانیشدن فرآیند پرداخت و خواب سرمایه در مراحل اداری، مستقیماً بر هزینه تولید اثر میگذارد. در کنار آن، نوسانات ارزی و تغییر مقررات صادراتی، ریسک فعالیت را افزایش میدهد و تولیدکننده ناچار میشود بخشی از این ریسک را در قیمت محصول لحاظ کند.
جغرافیای استان نیز در این رقابت بیتاثیر نیست. فاصله خراسان رضوی از بنادر جنوبی و اتکای بالا به حملونقل زمینی، هزینه صادرات را افزایش داده است. این موضوع برای محصولاتی که حاشیه سود محدودی دارند یا در بازار جهانی با رقبای متعدد روبهرو هستند، میتواند تعیینکننده باشد.
واسطهگری گسترده در تامین مواد اولیه نیز فشار دیگری بر تولیدکننده وارد میکند. عبور محصول کشاورزی از چند حلقه واسطه، بهای نهاده را پیش از ورود به کارخانه افزایش میدهد و بخشی از مزیت اولیه تولید در استان را از بین میبرد.
*قیمتگذاری دستوری؛ محدودکردن انگیزه سرمایهگذاری
یکی از سیاستهایی که طی سالهای گذشته بر عملکرد صنایع تبدیلی اثر منفی گذاشته، قیمتگذاری دستوری است. هنگامی که قیمت فروش محصول نهایی بدون توجه کافی به افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد، تامین مالی و حملونقل محدود میشود، حاشیه سود تولید کاهش پیدا میکند و انگیزه توسعه فعالیت از میان میرود.
سرمایهگذار زمانی برای توسعه خط تولید، نوسازی تجهیزات یا ورود به یک کسبوکار جدید تصمیم میگیرد که بتواند تصویری قابل اتکا از بازگشت سرمایه داشته باشد. مداخله مستمر در قیمت، این محاسبه را مخدوش میکند و حتی ممکن است برخی تولیدکنندگان را به کاهش ظرفیت یا خروج از فعالیت سوق دهد.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که فاصله گرفتن از سازوکارهای واقعی بازار الزاماً به حمایت از مصرفکننده منجر نمیشوند. اگر تولیدکننده امکان ادامه فعالیت اقتصادی نداشته باشد، کاهش عرضه، افت کیفیت یا خروج بنگاهها در نهایت هزینه خود را به بازار و مصرفکننده تحمیل خواهد کرد.
صنایع تبدیلی میتوانند در خراسان رضوی حلقه پیوند میان بخش کشاورزی و بازارهای داخلی و خارجی باشند؛ حلقهای که هم به کاهش ضایعات کمک میکند و هم زمینه افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی را فراهم میآورد. ایفای موثر این نقش، اما در گرو آن است که سرمایهگذاری در این بخش از توجیه اقتصادی و چشمانداز قابل اتکایی برخوردار باشد.
نوسازی فناوری، توسعه زیرساختهای تخصصی، بهبود دسترسی به شیوههای متنوع تامین مالی، کاهش هزینه لجستیک، ثبات مقررات تجاری، تقویت برند و بستهبندی و اصلاح رویههای اداری، هر یک بخشی از این مسیر هستند. در کنار آن، سیاست قیمتگذاری نیز باید بهگونهای باشد که ضمن رعایت ملاحظات مربوط به مصرفکننده، ادامه تولید و سرمایهگذاری را از صرفه نیندازد.
در مجموع، کاهش سرمایهگذاری و خروج تدریجی منابع از صنایع تبدیلی، هشداری است که نباید از کنار آن بهسادگی گذشت. خراسان رضوی از مواد اولیه، تجربه تولید و دسترسی به بازارهای پیرامونی برخوردار است؛ بااینحال، تبدیل این مزیتها به یک توان صنعتی شاخص، در گرو فراهمشدن شرایطی است که سرمایهگذاری در تولید را توجیهپذیر کند و به سرمایهگذار برای تداوم فعالیت و توسعه کسبوکار اطمینان بدهد.
بررسی موانع توسعه صنایع تبدیلی در قطب کشاورزی شرق کشور
چالشهای پنهان برای یک مزیت آشکار
احمد سلحشور - رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
لینک کوتاه : https://news.mccima.com/?p=84277
- نویسنده : احمد سلحشور
- ارسال توسط : روابط عمومی
- منبع : اتاق مشهد
- 6 بازدید
- دیدگاهها برای چالشهای پنهان برای یک مزیت آشکار بسته هستند













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰