به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی، در این میان، بنگاههای کوچک و متوسط بهعنوان آسیبپذیرترین و در عین حال موثرترین بخش اقتصاد، بیش از دیگران در معرض این تکانهها قرار دارند؛ موضوعی که «تابآوری» را از یک مفهوم نظری، به ضرورتی عملیاتی برای بقای این بنگاهها تبدیل کرده است.
در همین رابطه، «سعیده بهنژاد»، کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق مشهد، با بیان اینکه شدت اثرپذیری از بحرانها، در اقتصادهایی که با ضعف نهادی، محدودیت زیرساختی و بیثباتی سیاستگذاری مواجهاند، بهمراتب بیشتر است، تصریح میکند: در چنین شرایطی، بازتعریف نقش بازیگران اقتصادی، بهویژه بخش خصوصی، اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
به گفته او، نادیده گرفتن ظرفیت بنگاهها در مدیریت بحران، میتواند به تشدید اختلالات اقتصادی منجر شود؛ در حالی که با سازماندهی این ظرفیتها، امکان کاهش آسیبها و حتی تبدیل برخی تهدیدها به فرصت فراهم میشود.

بنگاهها در خط مقدم بحران
کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی خراسان رضوی، با تمرکز بر وضعیت بنگاههای کوچک و متوسط، آنها را در خط مقدم مواجهه با بحران توصیف کرده و میگوید: تجربههای جهانی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این بنگاهها در سالهای ابتدایی بحران از چرخه فعالیت خارج میشوند؛ با این حال، همان تعداد محدودی که باقی میمانند، معمولاً با بازآرایی ساختارها، به بازیگران قویتری در دوره پسابحران تبدیل میشوند. این امر حاکی از آن است که تابآوری بنگاهها، صرفاً به منابع مالی وابسته نیست، بلکه بر سه پایه «کیفیت نظام تصمیمگیری»، «انسجام زنجیره تامین» و «توان ساختاری سازمان» استوار است. بهعبارت دیگر، بنگاهی که صرفاً به منابع متکی باشد اما از شبکه ارتباطی و تصمیمگیری چابک برخوردار نباشد، در مواجهه با شوکها شکننده خواهد بود. از همین رو، میتوان اینگونه تفسیر کرد که تابآوری، بیش از آنکه محصول منابع باشد، حاصل «شبکه روابط» و «کیفیت حکمرانی» در بنگاه است.
از آمادگی تا بازیابی؛ منطق مدیریت بحران
بهنژاد، با تفکیک فرآیند تابآوری در سه مقطع «پیش از بحران، حین بحران و پس از آن» توضیح میدهد: در مرحله پیش از بحران، بنگاهها باید بر طراحی ساختارهای منعطف، تنوعبخشی به منابع تامین و ایجاد ذخایر اطمینان تمرکز کنند؛ در مرحله وقوع بحران، مدیریت نقدینگی، تصمیمگیری سریع و حفظ ارتباط با ذینفعان در اولویت قرار میگیرد و در نهایت، در دوره پسابحران، بازنگری در مدل کسبوکار و اصلاح نقاط ضعف اهمیت پیدا میکند.
با این حال، به گفته او، بسیاری از بنگاههای اقتصادی در کشور بهدلیل فقدان برنامههای تداوم کسبوکار و نبود تمرینهای عملی برای مواجهه با بحران، در زمان بروز شوک با اختلال جدی مواجه میشوند؛ موضوعی که نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان ادبیات تابآوری و اجرای آن در سطح بنگاهها وجود دارد.
درک محیط بیثبات؛ پیشنیاز تابآوری
در ادامه این بحث، بهنژاد با اشاره به تغییر ماهیت محیط فعالیت کسبوکارها، تاکید میکند: بنگاههای اقتصادی امروز در فضایی فعالیت میکنند که با نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام شناخته میشود؛ مفهومی که در ادبیات اقتصادی با عنوان VUCA مطرح است. در چنین محیطی، تصمیمگیری دیگر مبتنی بر روندهای قابل پیشبینی گذشته نیست و بنگاهها ناگزیرند خود را با شرایطی تطبیق دهند که تغییر در آن، سریع و گاه غیرقابل پیشبینی است.
وی ادامه میدهد: این توصیف، در عمل به معنای محدود شدن امکان برنامهریزی بلندمدت برای بنگاههاست؛ چرا که نوسانات شدید در قیمتها، تغییرات ناگهانی در سیاستگذاریها، پیچیدگی زنجیرههای تامین و ابهام در تحلیل بازار، فضای تصمیمگیری را با چالشهای جدی مواجه کرده است. بهویژه در اقتصاد ایران، که شوکهای بیرونی و درونی همزمان عمل میکنند، این شرایط بهصورت ملموستری خود را نشان میدهد.
بهنژاد با تاکید بر اینکه در چنین فضایی، «پیشبینیپذیری» جای خود را به «آمادگی برای سناریوهای مختلف» داده است، تصریح میکند: بنگاههایی که صرفاً بر یک مسیر یا یک بازار متکی هستند، در برابر این تغییرات آسیبپذیرتر خواهند بود و در مقابل، آنهایی که ساختار منعطفتری دارند، شانس بیشتری برای بقا خواهند داشت.
تابآوری از مسیر شناخت ریسکها
کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق خراسان رضوی، نخستین گام در مسیر افزایش تابآوری را «شناخت دقیق ریسکها» عنوان کرده و میگوید: بدون درک صحیح از تهدیدها، هیچ برنامهای برای تداوم فعالیت معنا نخواهد داشت. برنامه تداوم کسبوکار، مجموعهای از اقدامات از پیش طراحیشده است که به بنگاه کمک میکند در شرایط بحران، فعالیتهای حیاتی خود را حفظ کرده و در کوتاهترین زمان ممکن به وضعیت عادی بازگردد.
او تاکید میکند: بسیاری از بنگاههای اقتصادی در کشور، فاقد چنین برنامههایی هستند و همین موضوع باعث میشود در مواجهه با شوکها، تصمیمها بهصورت مقطعی و بدون پشتوانه اتخاذ شود. این در حالی است که در الگوهای استاندارد، از تحلیل ریسک و ارزیابی اثرات آن تا طراحی سناریوهای جایگزین و بازبینی مستمر، بهعنوان اجزای اصلی مدیریت بحران در بنگاهها شناخته میشود.
بهنژاد با تاکید بر اینکه تمرکز تصمیمگیری در رأس سازمان، در شرایط بحران نهتنها مزیت محسوب نمیشود، بلکه میتواند به یک عامل بازدارنده تبدیل شود، تصریح میکند: سازمانهایی که بر شبکهای از ارتباطات و اعتماد درونی متکی هستند، در شرایط بحرانی عملکرد چابکتری دارند و سریعتر میتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
تابآوری، محصول کنش جمعی
او در ادامه، با اشاره به اهمیت «خوشهسازی» کسبوکارها، این رویکرد را یکی از ابزارهای مؤثر در افزایش تابآوری بنگاههای کوچک و متوسط میداند و میگوید: زمانی که بنگاهها در قالب یک شبکه یا خوشه فعالیت میکنند، امکان تبادل تجربه، کاهش هزینهها و حتی تامین مشترک منابع فراهم میشود و همین موضوع، قدرت مقابله آنها با بحران را افزایش میدهد. این تحلیل بر یک واقعیت مهم تاکید دارد و آن اینکه در یک اقتصاد بههمپیوسته، نادیده گرفتن بازیگران کوچکتر میتواند کل زنجیره تامین را با اختلال مواجه کند. از اینرو، حمایت از این بخشها، نه یک اقدام حمایتی صرف، بلکه ضرورتی برای حفظ پایداری کل سیستم اقتصادی است.
چالشهای ساختاری بنگاههای کوچک
کارشناس مرکز مطالعات و بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی خراسان رضوی در بخش دیگری از سخنان خود به مهمترین چالشهای کسبوکارهای کوچک و متوسط در شرایط بحران اشاره کرده و میگوید: وابستگی به تعداد محدودی تامینکننده، طولانی بودن زنجیره تامین و وابستگی به واردات، کمبود نیروی انسانی چندمهارته و ضعف در سیستمهای پایش و هشدار، از جمله عواملی است که آسیبپذیری این بنگاهها را افزایش میدهد.
به گفته او، در بسیاری از موارد، نبود برنامههای عملیاتی برای شرایط اضطراری و عدم تمرین این سناریوها، باعث میشود حتی اختلالات محدود نیز به بحرانهای جدی برای بنگاهها تبدیل شود.
برآیند این تحلیل نشان میدهد که در اقتصاد بیثبات امروز، بنگاههای کوچک و متوسط در خط مقدم مواجهه با بحران قرار دارند و میزان تابآوری آنها، نقش تعیینکنندهای در پایداری اقتصاد ایفا میکند. در چنین شرایطی، تابآوری دیگر یک انتخاب نیست، بلکه به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است؛ ضرورتی که تحقق آن، نیازمند بازنگری در ساختارهای درونی بنگاهها، تقویت شبکههای همکاری و حرکت از مدیریت واکنشی به سمت رویکردهای پیشنگر در مواجهه با بحرانهاست.













ثبت دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰