احیای صنعت گردشگری با خروج از بنبست مالی و استفاده از صندوقهای سرمایهگذاری
۴۰ درصد از کیک اقتصاد زیر وزن نقدینگی / نسبت نقدینگی به GDP کاهش یافت، اما خطر پولی از بین نرفت
تقویم نمایشگاههای بینالمللی روسیه در سال ۲۰۲۶ منتشر شد
مدارک مورد نیاز برای ثبت شرکت در تاجیکستان
توسعه معادن فدای کسری بودجه شده است/ ایران رتبه چهارم صادرات سنگ جهان را به ترکیه واگذار کرد
دهمین دوره نمایشگاه کشاورزی آفریقا (AAE2026) در شهریور ماه برگزار میشود
مداخله کوچک برای سرمایهگذاری بزرگ
واردات کالاهای اساسی تا پایان شهریور آزاد شد
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال گذشته جمعیت در سن کار حدود ۸۲۵هزار نفر افزایش یافت؛ اما تنها ۵۷هزار شغل جدید به بازار کار اضافه شد. این مساله نشاندهنده مشکلات جوانان در ورود به بازار کار اقتصاد ایران است. رکود اقتصادی، قطعی مکرر اینترنت و شرایط ناشی از جنگ، مانع ایجاد تحرک لازم برای اشتغالزایی شدهاند. از سوی دیگر، کسبوکارها که با چالشهای درآمدی مواجهند، به سمت تعدیل نیروی کار، بهویژه در میان زنان جوان میروند. درحالیکه نرخ بیکاری در زمستان سال گذشته ۷.۶ درصد گزارش شد، نرخ بیکاری برای زنان جوان به حدود ۳۵درصد رسید. کارشناسان بر این باورند که برای افزایش ظرفیت اشتغال، مهمترین عامل، رشد اقتصادی بالا و فراگیر است؛ رشدی که همه اقشار جامعه در آن نقش ایفا کنند؛ در غیر این صورت، روند پیری جامعه شاغل کشور ادامه خواهد یافت و فرصتهای جدید برای اشتغالزایی جوانان از بین میرود.
در یک سال اخیر همزمان با پیشرفت گسترده و سریع مدلهای زبانی و سامانههای هوشمند، اقتصادهای پیشرفته نیز با یک پرسش بنیادین مواجه شدهاند: اگر ماشینها بتوانند سریعتر، ارزانتر و دقیقتر از انسانها کار کنند، جایگاه نیروی انسانی کجاست؟ هشدارها در این خصوص از انقراض مشاغل یقهسفید تا سناریوهای بیثباتی سیاسی گسترده امتداد یافتهاند. اما در مقابل این روایت، دیدگاه دیگری بر تدریجی بودن تطبیق اقتصاد و نقش تعیینکننده تنظیمگری تاکید دارد. از طرف دیگر، اکنون جدال اصلی نه بر سر توانایی هوش مصنوعی بلکه بر سرعت، دامنه و نحوه مهار آن است. مجله ویک هم در گزارشی جمعبندی از تحلیلهای مختلف از این وضعیت مطرح کرده است که آینده شغلی و سیاسی جوامع به سرعت پیشرفت هوش مصنوعی و نحوه مدیریت آن بستگی دارد.
نرخ بیکاری در پاییز امسال با افزایش ۰.۶واحد درصدی نسبت به فصل مشابه سال گذشته به ۷.۸درصد رسید. همزمان نرخ مشارکت اقتصادی نیز با کاهش ۰.۵واحد درصدی به ۴۰.۷درصد افت کرده که بیانگر کاهش جمعیت فعال در بازار کار است. گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد، در یک سال منتهی به پاییز، جمعیت شاغل ۱۲۶هزار نفر افت کرده است. اما وضعیت بازار کار زنان نگرانکنندهتر است؛ در این فصل بیش از ۲۸۷هزار شغل از دست رفته و نرخ بیکاری زنان با افزایش ۲.۳واحد درصدی به ۱۶درصد رسیده است. کارشناسان افت شاخصهای بازار کار را ناشی از بیثباتی در محیط اقتصاد کلان میدانند؛ این بیثباتی از یکسو تحت تاثیر شوکهای ناشی از جنگ ۱۲روزه و تشدید تنشهای سیاسی، اقتصاد را در شرایطی مبهم و فرسایشی قرار داده و از سوی دیگر با قطعیهای مکرر برق و اینترنت، فشار مضاعفی بر تولید و فعالیتهای اقتصادی وارد کرده است.
پیشبینیهای اقتصادی، پیش از بروز ناآرامیهای دیماه و قطعی اینترنت، رشد منفی را برای سال۱۴۰۴ تخمین میزدند؛ با این حال به نظر میرسد اکنون افق رشد اقتصادی ۱۴۰۴، کاهشیتر از قبل شده است. در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴، سه تهدید وضعیت رشد اقتصادی را تحتتاثیر خود قرار داده است: قطعی اینترنت، نااطمینانیهای سیاسی و خارجی و انفعال تقاضا در جامعه. قطعی ۲۰روزه اینترنت در جریان ناآرامیها ضربه شدیدی به اقتصاد دیجیتال زد. پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهد قطع اینترنت میتواند در کوتاهمدت تا حدود ۲۵درصد از حجم فعالیتهای اقتصادی بکاهد. از سوی دیگر، ابهام در سیاست خارجی و احتمال تشدید محدودیتهای تجارت ایران با شرکا، باعث سردرگمی بنگاهها شده است. همچنین فشار روانی و اقتصادی پس از ناآرامیها نیز، موجب کاهش مصرف خانوارها شده و تقاضای موثر را پایین آورده است. همزمانی این سه عامل، چشمانداز رشد و بازار کار را مبهم کرده است. با این حال، گشایشها در سیاست خارجی و ثبات ارزی ممکن است این افق را تا حدودی تغییر دهد.
انتشار آمار رشد اقتصادی از سوی بانک مرکزی، درجازدن اقتصاد در نیمسال نخست را تایید کرد. بر اساس آماری که نه از مسیر رسمی، بلکه از طریق یک خبرگزاری منتشر شده، رشد اقتصادی ایران در ۶ماه نخست سال جاری منفی ۰.۶درصد ثبت شده است؛ رشد اقتصادی بدون نفت نیز در محدوده منفی۰.۸درصد قرار گرفته است. این ارقام از تداوم رکود در بخشهای واقعی اقتصاد حکایت دارد. کارشناسان ریسک سیاست خارجی و عدم ثبات اقتصاد کلان را عامل بروز این وضعیت میدانند.
کمبود نیروی کار به یک بحران در بخش صنعت تبدیل شده است. بنگاهها بهدلیل تورم مزمن، با مشکل تقاضای موثر مواجه هستند و کمبود انرژی، هزینههای عملیاتی را به شدت افزایش داده است. با کاهش درآمد، صاحبان بنگاهها نمیتوانند حقوق مناسبی پرداخت کنند. از سوی دیگر ادامه کار با دستمزد فعلی بهصرفه نیست و کارگران ترجیح میدهند در بخش خدمات به فعالیت ادامه دهند. نتیجه این روند خالی شدن کارخانهها از نیروی کار است؛ مسالهای که میتواند باعث خاموش شدن چراغ صنعت ایران در سالهای آینده شود.
اکوایران: زمان اشتغال و یادگیری افراد جامعه در بهار امسال کاهش یافته و این وقت بیشتر صرف فراغت شده است.
تمایل به مشاغل آزاد طی دهه۱۴۰۰ افزایش یافته است. بررسیها نشان میدهد متوسط درآمد ماهانه شاغلان آزاد در سال۱۴۰۳ نسبت به سال۱۴۰۰ حدود ۳.۵برابر شده است؛ درحالیکه متوسط درآمد ماهانه مشاغل مزد و حقوقبگیری در همین بازه زمانی ۳برابر شده است. سرعتگرفتن رشد درآمد مشاغل آزاد نسبت به حقوقبگیری، همسو با افزایش تعداد شاغلان آزاد از ابتدای دهه۱۴۰۰ بوده است.
قطعی برق صنایع در بیش از ۳۰درصد روزهای تابستان، بخش خصوصی را با مشکلات جدی مواجه کرده است. برآوردها حاکی از آن است که ناترازی انرژی میتواند تا ۱۵درصد، ارزش افزوده انتظاری در بخش صنعت را کاهش دهد و باعث بیکاری ۲۰۰هزار نفر از کارگران صنعتی شود. در سالهای گذشته مدیران واحدهای تولیدی تلاش داشتند تا در برابر اخراج کارگران و تعطیلی بنگاهها مقاومت کنند؛ اما به نظر میرسد با وخیمتر شدن شکاف ناترازی، ظرفیت تابآوری صنعت رو به پایان است.
در گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» پیشبینی شده است تا سال 2030 بالغبر ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد و ۹۲ میلیون شغل حذف میشود و در عین حال شاهد رشد مشاغلی خواهیم بود که بیشترین وابستگی را به فناوریهای جدید دارند.
بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در سال ۱۴۰۳، با کاهش بیش از ۰.۵واحد درصدی به ۷.۶درصد رسید. این کاهش نرخ بیکاری اما الزاما نشانهای از بهبود وضعیت بازار کار کشور نیست؛ زیرا نرخ مشارکت اقتصادی نیز در سال گذشته ۰.۳واحد درصد کاهش یافت. نرخ مشارکت اقتصادی بیانگر آن است که چه درصدی از جمعیت در سن کار (۱۵سال به بالا) شاغل هستند یا به دنبال کار میگردند. بازار کار کشور در سال ۱۴۰۳، شاهد افزایش حدود ۸۰۰ هزار نفری جمعیت بالای ۱۵سال بود. اما اقتصاد ایران در این سال تنها حدود ۳۰۰هزار شغل جدید ایجاد کرد. نگرانکنندهتر اینکه بر اساس آمار اعلامشده، بیش از ۷۵درصد از تازه واردان به بازار کار، به جمعیت جویایکار کشور ملحق نشدند. این شواهد به روشنی بیان میکند که تاکید صرف بر نرخ بیکاری و عدم توجه به نرخ مشارکت اقتصادی میتواند تا چه حد فریبدهنده باشد. کارشناسان سه عامل اصلی پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی را نبود فرصتهای شغلی مناسب، افزایش سن ورود به بازار کار و پایین بودن سطح دستمزدها میدانند.
شاید به دنبال تجربهای تازه هستید یا شغل فعلیتان دیگر برایتان جذابیتی ندارد یا شاید هم دلتان میخواهد همه چیز را زیرورو کنید. حالا بعد از چند ماه یا شاید چند سال فکر کردن به این موضوع به این نتیجه رسیدهاید که وقت تغییر است. حرکت بزرگی است! اما تا دست به کار نشدهاید، حواستان باشد مرتکب این سه اشتباه نشوید تا فرآیند سادهتری را تجربه کنید.
برای ارزیابی وضعیت بازار کار در اقتصاد شاخصهای مختلفی وجود دارد که به چند مورد از آنها مثل «نرخ مشارکت»، «نسبت اشتغال» و «نرخ بیکاری» بیشتر توجه میشود. این در حالی است که علاوه بر تغییرات کلی این شاخصها، جزئیات آن نیز مهم است. برای مثال، تنها افزایش جمعیت شاغل کافی نیست و پراکندگی جنسیتی آن هم اهمیت دارد
دادههای مرکز آمار نشان میدهد که در سال گذشته، سهم بخش کشاورزی از اشتغال به شکل قابلتوجهی کاهش یافته و از بالای 15 درصد به کمتر از 13 درصد رسیده است.
شواهد آماری حاکی از آن است که در زمستان 1402، مردم «یزد»، بیشترین سهم از اشتغال در بخش صنعت را داشتهاند. در مقابل «کرمانشاه»، در میان 31 استان کشور کمترین سهم از اشتغال در بخش نامبرده را به خود اختصاص داده است.
نگاهی به آمارهای مربوط به بازار کار نشان میدهد که با وجود عبور از پاندمی کرونا، تعداد قابل توجهی از زنان از پیوستن مجدد به این بازار جا ماندهاند. برای مثال نسبت اشتغال زنان که در پاییز سال1398 معادل 14.5درصد بوده در پاییز سال جاری به 12.4درصد رسیده و نتوانسته است خود را به دوران پیش از کرونا برساند. بنابراین این پرسش به وجود میآید که چرا زنان به بازار کار بازنگشتند؟ کارشناسان معتقدند که دلایل مختلفی برای کاهش مشارکت و نسبت اشتغال زنان وجود دارد.
درحالیکه سیاست افزایش نرخ بهره به سبب کاهش سطح تولید و بار مالی برای بنگاهها مورد انتقاد قرار میگیرد، گزارش جدید پژوهشکده پولی و بانکی حاکی از آن است که نرخ بهره منفی با اختلال در دسترسی بنگاهها به تسهیلات، بر سطح تولید و رشد اثر منفی دارند.
وقتی رئیستان به هوای شغل دیگری کارش را ترک میکند، ممکن است وسوسه شوید از او پیروی کنید و دنبالش بروید؛ بهخصوص اگر اعتماد زیادی به او داشته باشید و روابطتان صمیمانه باشد. اما آیا فکر خوبی است؟ در این مطلب توصیههایی از «ننسی روتبارد»، استاد مدیریت و معاون دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا و «اریکا پیرس ویلیامز»، مشاور حوزه توسعه رهبری سازمانی و بنیانگذار و مدیر شرکت مشاوره پیرسینگ استرتجیز ارائه میکنیم. این دو نفر، پنج سوال را مطرح میکنند که باید قبل از هر تصمیمی از خود بپرسید: آیا میدانم چرا رئیسم تصمیم به رفتن گرفته؟ نقش رئیسم در موفقیتم چقدر حیاتی بوده؟ تا چه حد نگران آینده سازمان هستم؟ آیا امکان رفتن دارم و واقعا دلم میخواهد این کار را بکنم؟ آیا رئیسم صریح و مستقیم به من پیشنهاد کار داده؟
اکو ایران: ارقام جریان نیروی کار از پاییز 1401 تا پاییز امسال نشان میدهد که 91.9 درصد از جمعیت غیرفعال در سال قبل امسال نیز وارد بازار کار نشدهاند. با این حال 6.6 درصد آنها شاغل شده و 1.5 درصدشان نیز به صف بیکاران اضافه شدهاند.
بر اساس دادههای مرکز آمار در تابستان امسال، 26.5 درصد از زنان شاغل، در بخش صنعت مشغول به فعالیت بودهاند. البته سهم استانهای مختلف از اشتغال زنان در بخش صنعت با یکدیگر برابر نبوده است. بخش صنعت یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی است چرا که طیف متنوعی از مشاغل را در بر میگیرد. برای مثال، در این بخش هم فعالیتهایی نظیر کار در کارخانجات ذوب آهن جای میگیرد و هم فرشبافی و گلیمبافی.
گزارش مرکز آمار نشان میدهد بالغ بر 42 درصد از کسانی که در پاییز سال گذشته بیکار بودهاند، در پاییز امسال توانستهاند برای خود شغلی دست و پا کنند.
در پاییز 1402، بیش از 85 درصد شاغلان کشور در بخش خصوصی و کمتر از 15 درصد آنها در بخش دولتی کار میکردهاند. در این میان بیشترین سهم اشتغال در بخش خصوصی مربوط به استان کرمان و بیشترین سهم اشتغال در بخش دولتی مربوط به استان کهگیلویه و بویر احمد بوده است.
بر اساس اطلاعات مبتنی بر دادههای سامانه ملی اشتغال، تعداد بیکاران فارغالتحصیل دانشگاهی زیر 40 سال در سال 1399 بیش از 1.7 میلیون نفر بودهاند که 82 درصد آنها مجرد و بیش از 90 درصد آنها در کنار خانواده زندگی میکردند.
بررسی ها نشان می دهد نوسان رشد اقتصادی بخش های اقتصادی ایران در چند فصل گذشته باعث شده تا سهم هر یک از این بخش ها از تعداد شاغلین کل رد سال جاری دستخوش تغییر شود.